ادبیات 858 خبر

داستان کوتاه؛ تیغ دوسر (۱)

ثریا دختر جوان و محصل پوهنحی روانشناسی پوهنتون کابل با جان و دل قبول کرده بود که رحیمه مادر خودش است. هرگاه کسی می‌گفت؛ جاگزین مادر بیالوژیکی تو شده، جوش می‌زد، رنگش دود می‌کرد و پرخاش‌گرانه داد می‌زد؛ پس چرا به من مادری می‌کند و میان من و دختر خوردش فرق نمی‌گذارد؟! رحیمه با هنرنمایی خاص با ثریا کج‌دار مریض برخورد داشت ولی در حقیقت کوشش می‌کرد وی را کنار بزد، بدون اینکه کسی بالایش شک نماید.