نگاهی به کتاب «اژدهاکشان» اثر یوسف علیخانی
«اژدهاکشان» نام کتابی از «یوسف علیخانی» است. اژدهاکشان مجموعه ۱۵ داستان کوتاه است که مانند مجموعه دا...
بعضی وقتها تا صبح، چشم روی هم نمیگذاشت. روزها و هفتههای بعد اوضاعش خیلی خراب شد. شایان دیگر سر کار نمیرفت و خانهنشین شده بود. شبهایی که باران شلتاقی میبارید و رعد و برق، زمین و آسمان را به هم میریخت، شایان پای برهنه میرفت توی حیاط و زیر باران، میایستاد و فریاد میزد و میگفت: میبینی مرجان! داره توی حیاط یورتمه میره. از یال و دمش داره آب میچکه! نگاش کن مرجان. ببین چقدر قشنگه.
«اژدهاکشان» نام کتابی از «یوسف علیخانی» است. اژدهاکشان مجموعه ۱۵ داستان کوتاه است که مانند مجموعه دا...
یک ساعت عربده کشیدی حالا دو قورت و نیمت باقیِ؟ کرایه تو بده. مردم جمع شدند و وقتی آقا دید هوا پسِ هز...
بنفشه طاهریان پادکست «چای با بنفشه» را تولید میکند که درباره آن میگوید: هدف از انتشار این پادکست ت...
میتوان ارتباط آنتروپی با جهان هستی را چنین بیان نمود: آنتروپی جهان هستی بهطور طبیعی همیشه در حال ا...
اسطورههای ما در لابهلای متون، کتابها و قصهها مطرح است، مبنای خاصی که از علم خاصی باشد در فرهنگ م...
پایه و اساس رمان اعتماد بر رویا استوار است. انسانی که برای گریز از تلخی و ناامنی دوران جنگ به خوابه...
دریابندری مقالهنویس و جستارنویس برجستهای هم بود و معمولاً اگر کتابی را ترجمه میکرد ترجمه را بیاس...
به مادر پدرت حق میدم که از من دلخور باشن ولی سوءتفاهم شده و ماجرا را از بیخ و بن وارونه برات تعریف ...
آیلین بر روی ساحل نزدیک اسکله قدیمی بندرگاه و رو به جزیره ایستاده است. آراز از پشت سر نزدیک میشود و...