داستان کوتاه: «تکرار» اثر مهرام بهین
میان قسمت و پوشیدن، فاصله افتاده. قد یکعمر. تهرنگِ زردی سایه انداخته روی گونههای صورتی هانیه. لبخ...
سایه، از درخشانترین چهرههاییست که من میشناسم. از هفده سال پیش که نوشتهای از او را در یکی از راهنماهای کتاب خواندهام، تا امروز، هر چه از او به دستم افتاده، رازآلودی چشمنوازی برایم داشته است.
میان قسمت و پوشیدن، فاصله افتاده. قد یکعمر. تهرنگِ زردی سایه انداخته روی گونههای صورتی هانیه. لبخ...
نریمان درحالی که به نگار نزدیکتر میشد جواب داد: «اون گورخر تنها نبود؛ تنها موند! وقتی گورخرهای دیگ...
گروه ادبیات هفته غزلی از سعدی را به مناسبت شب یلدا انتخاب کرده که همراه با نکتهگشایی از کتاب شرح غز...
دکتر میرزاوزیری از الگوی عجیب اما آشنایی برمیخیزد: «بالیدن در آغوش پدر و مادری که گرچه بیسواد بوده...
عصازنان رسیدم نزدیک صندوقداری. آنتونی ایستاده بود وسط راهرو. آدمها یا کنار راهرو میایستند یا وسط ر...
آنچه در این شماره میخوانید، حاصل همسخنیِ ما با فعال تازهرسیدهٔ شهر مونترآل محمدمهدی باقری است. او...
«لذت بردن ار هنر مدرن» شرح جالب و هیجان انگیزی است از هنر نقاشی مدرن در یک دوره صدساله از اواسط قرن ...
عنوان گفتار من از رستم شاهنامه تا رند حافظ است. موارد متعددی در نظر اول، همنشینی این دو مقوله را نا...
آنچه در این شماره میخوانید، حاصل همسخنیِ ما با چهرهٔ دوستداشتنیِ فرهنگ و صدا در شهرِ اتاوا، آقای ...