داستان شرحی از هزاران
بچه پای پدر را میچسبد. از مرد خواهش میکنم بنشیند. نگاهم نمیکند. بعد از مکثی طولانی میگوید: میگه...
اخبار
مقالهها
نیازمندیها
ارز
درباره ما
هفته فرهنگ و ادب
قطرات اشک از چشمان مسعود جاری شد و سرش را شور داد. نسترن با ناله و فریاد بلند ترکه پرندهها را در لانههایشان از جا پراند، گریست. مسعود با قلب مغموم و بدن لرزان دست زیر آلاشه نشست و گفت: گناه من بود که مهران، شفیقه با حالت دگرگون و دست خالی برگشت.
بچه پای پدر را میچسبد. از مرد خواهش میکنم بنشیند. نگاهم نمیکند. بعد از مکثی طولانی میگوید: میگه...
کتاب «این مردم نازنین» درواقع مجموعه خاطرات جالب و شنیدنی برخورد و تعامل رضا کیانیان بازیگر سینما با...
نسترن وحشت زده از خواب پرید و گفت: خدا دیدار دوبارهای آنها را نصیب ما کند. خواب عجیبی دیدم. در خوا...
نشست «عصری با داریوش شایگان: مروری انتقادی بر یک زندگیِ فکری» امروز، پنجشنبه ۲۴ می ۲۰۱۸ از ساعت ۱۸:...
یکی از پرفروشترین کتابهای رمان ترکیه که بیش از 500 بار در چند سال اخیر تجدید چاپ شده کتاب «ملت عشق...
این داستان کاملاً تخیلی است و نام و شخصیتهای داستان هم انتخابی است واقعی نیستند.
اتین دو لابوئسی، فیلسوف و شاعر قرن شانزدهم علت بردگی انسانها در جوامع را تلاش حاکمان برای ایجاد اخت...
از جمله شاعران منتخب این مجموعه اشعار ابوالفضل کمالی است که شاعر و روزنامهنگار ساکن مونترال است او ...
Hafteh magazine uses cookies to ensure you get the best experience on our website. Please visit our Privacy Policy page to learn more