نویسنده: خسرو شمیرانی
خ.ش: دوستان عزیز سلام عرض میکنم خدمت شما و خوشآمد میگویم به جناب حسن شریعتمداری عزیز. آقای شریعتمداری را همه شما عزیزانی که اینجا هستیم قاعدتاً میشناسید. او یکی از برجستهترین چهرههای اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور است و از پرکارترین رهبران اپوزیسیون. او در شکلگیری اتحاد جمهوریخواهان نقش جدی داشت. همچنین چهره اصلی در بنیانگذاری شورای مدیریت گذار بود و در سالهای اولیه دبیرکلی این شورا را بر عهده داشت.
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم این روزها ما در یکی از حساسترین نقاط عطف تاریخی ایران به سر میبریم. جنگی که با حمله اسرائیل و آمریکا آغاز شد، چند ماه پیش به نوعی به بنبست رسیده.
مذاکراتی میان آمریکا و ایران آغاز شده. این مذاکرات چند هفته است که در جریان است و به نظر میرسد ایران امتیازاتی مهمی به دست آورده است.
جناب شریعتمداری، ارزیابی شما چیست؟ این مذاکرات را چگونه میبینید؟
حسن شریعتمداری: بله، با سلام خدمت شما و بینندگان و شنوندگان شما.
در حقیقت ما در این موضوع با معادلهای مواجهیم که مجهولات آن بیشتر از معلومات است، بنابراین فقط میتوانیم حدس بزنیم.
به نظر میرسد سرنوشت ایران به سرنوشت این جنگ، سرنوشت این جنگ به سرنوشت مذاکرات تنگه هرمز و آزادی کشتیرانی وابسته است. برای آمریکا مسئله اصلی اقتصاد جهانی و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز است، در کنار موضوع برنامهی هستهای ایران که برای آن یک بازه ۶۰ روزه در نظر گرفته شده است تا مذاکره شود. آنها درباره ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران هم مطمئن هستند زیر خروارها خاک است و دسترسی به آن بهسادگی ممکن نیست. دیگراینکه به نظر میآید آمریکا دیگر نسبت به برتری موشکی بالستیک ایران حساسیت چندانی نشان نمیدهد.
بعلاوه نسبت به موضوع نیروهای نیابتی که قبلا مطرح میکردند، حالا با پذیرش تمامیت ارضی لبنان، عدم حمله به لبنان و تضمین صلح در لبنان، عملاً بهنوعی نفوذ ایران در لبنان پذیرفته شده است.
در همین رابطه، نکته مهمتر این است که آمریکا قبول کرده که حتی نام اسرائیل، مهمترین متحد آمریکا، در متن تفاهمنامه وارد نشود. یعنی نام لبنان آمده ولی نام اسرائیل که طرف مخاصمه حزبالله در لبنان است حذف شده.
بنابر این مسئله اصلی برای آقای ترامپ این است که در یک بازه ۳۰ روزه، کشتیرانی در تنگه هرمز طبق اراده آمریکا آزاد خواهد بود یا ایران همچنان بر کنترل پافشاری خواهد کرد. گرچه ایران اسمش را گذاشته هزینهی حفظ ایمنی کشتیها و موضوعات محیطزیستی اما در تحلیل نهایی این یک کلاه شرعی است و پول باید پرداخت شود.
آمریکا در مقابل اعلام کرده اگر وجهی دریافت شود مذاکرات قطع خواهد شد.
از طرف دیگر، سپاه نیز نسبت به هر سازوکار جدید برای کشتیرانی واکنش نشان داده. گفته میشود که عمان با حمایت شواری همیاری خلیج فارس مسیر جدیدی برای عبور تعریف کرده که سپاه آن را رد کرده و گفته باید همه چیز با هماهنگی سپاه انجام شود، و درغیر این صورت عبور کشتیها با ریسک مواجه خواهد بود.
از سوی دیگر قیمت بیمه است که چون بیمهها آنجا را منطقهی جنگی میدانند، تعرفهها خیلی بالا است. دیگر اینکه در سه روز اخیر حدود ۲۰ کشتی در روز از تنگه هرمز عبور کرده و کلا حدود ۵۷ کشتی. این یک سوم تعداد کشتیهای عبوری در مواقع عادی [فقط در یک روز] است.
ادامه این وضعیت برای آمریکا قابل تحمل نخواهد بود و در نهایت به نقطهای میرسد که همه چیز بههم میخورد اما اینکه این نقطه دقیقاً کجاست، روشن نیست.
تن دادن به هرگونه عوارض و هزینه برای کل دنیا دشوار است چون میتواند باعث افزایش قیمت جهانی سوخت شود و حتی الگویی برای سایر گذرگاههای بینالمللی ایجاد کند—مثل تنگههای مهم در ترکیه، داردانل و بسفر.
چنین الگویی برای تجارت جهانی خطرناک است و حتی چین و روسیه نیز با آن راحت نخواهند بود. در نتیجه، هر دو طرف در یک وضعیت حساس قرار دارند: ایران این درآمد را یک امتیاز مهم میداند و آمریکا آن را غیرقابل پذیرش میداند.
این نقطه، گره اصلی مذاکرات است؛ جایی که برای هر دو طرف حیثیتی است و میتواند به جای صلح، به آتشبسی شکننده یا حتی مقدمه درگیری جدید تبدیل شود، همانطوری که شما در عنوان برنامه نوشتهاید ممکن است این مذاکرات به مقدمهای برای جنگ جدید تبدیل شود.
خ.ش.: ما احتمالاً در ادامه به این نکته بازمیگردیم، اما قبل از آن یک سؤال درباره داخل ایران دارم. تحلیل شما چیست، آیا آقای مجتبی خامنهای اکنون تسلط دارد؟ آیا او هدایت مذاکرات و کلا حکومت را در دست دارد یا وضعیت چیز دیگری است؟
حسن شریعتمداری: ببینید، من تنها کسی نیستم که تردید دارم آیا آقای مجتبی خامنهای اساساً وجود دارد یا نه. حتی در غرب آقای شهباز شریف را تشویق کردند از مقامات ایرانی بخواهد با آقای مجتبی خامنهای دیدار کند، اما چنین دیداری هرگز رخ نداده است. ایران گفت این کلک غرب است برای اینکه او را پیدا کنند و ترور کنند.
به هر حال او، مثل امام غایب، نه دیده شده و نه صدایش شنیده شده. بنابراین طبیعی است که درباره وجود او تردید داشته باشیم. ممکن است حتی او یک چهره ساختگی باشد تا آقای پزشکیان و قالیباف به اسم او سیاست جاری کنند و کسی نتواند حرفی روی حرف آنها بزند.
این یعنی آنها از کشته شدن رهبری که یک شکست بود یک امتیاز درست کردند. یعنی رهبری است که مزاحمتی ندارد، جلوی کارها را نمیگیرد و عملا یک چک سفید امضا در دست آنهاست.
اگر او وجود هم داشته باشد، به نظر میرسد نفوذ مستقیم چندانی در سیاست عملی ندارد، بلکه بیشتر یک قدرت نمادین است که باعث سکوت برخی گروههای اصولگرا شده است.
خ. ش.: نتیجهگیری من از صحبت شما این است که آقای پزشکیان اکنون تبدیل به یک اهرم قدرت شده، در حالی که قبل از جنگ چنین جایگاهی نداشت. از طرف دیگر، تکلیف سپاه چیست؟ سپاه که قدرت زیادی داشته، بعد از جنگ باید حتی قویتر شده باشد.
حسن شریعتمداری: ببنید بعد از محاصره بنادر ایران توسط آمریکا، صادرات نفت ایران تقریباً به صفر رسید. قبل از آن پزشکیان اعلام کرده بود که هزاران بشکه نفت را به عنوان سهیمه سپاه گذاشته تا هزینههای جنگ را تامین کند. چیزی که میشود نامش را «رشوه» نامید. در واقع همین حمایت پزشکیان را به جایگاهی رساند که الان هست. وگرنه همانطور که شما گفتید او قبل از جنگ صاحب قدرت ویژهای نبود.
در حال حاضر نیز حدود ۶ میلیارد دلار منابع مالی در حالت تعلیق است که گفته میشود در مسیر انتقال قرار دارد، اما هنوز بهطور کامل منتقل نشده است.
این وضعیت سپاه را تا حدی کنترل کرده، چون به این پول نیاز دارد و طبیعتا بدون پول، امکان ادامه بسیاری از فعالیتها وجود ندارد.
حتی در برخی موارد شاهد اختلافنظر در سطح فرماندهان بودهایم، اما در نهایت به نظر میآید سپاه فعلاً عقبنشینی کرده و اجازه ادامه مذاکرات را داده است. این را در صحبتهای متناقض آقای جوانی و سردار وحیدی میبینیم. وحیدی ظاهرا در شورای عالی دفاع با خشم در مقابل قالیباف و پزشکیان فریاد زده بود که با «قاتل رهبر مذاکره نمیکنیم». بعد از آن سردار جوانی آمد و گفت که رهبر، مجتبی خامنهای با مذاکرات موافقت کرده است. البته این وضع تا کی دوام میآورد نمیدانیم.
خ. ش.: در ادامه همین بحث و فرمایشات جناب شریعتمداری باید گفت که عملا نفت عاملی بود که هر دو طرف را به آغاز مذاکرات ناگزیر کرد. از یک طرف آقای ترامپ گفت اگر مذاکره نمیشد تا سه هفته دیگر انبارهای ذخیره نفتی جهان به پایان میرسید و ز طرف دیگر ایران که امکانات انبارسازی نفتاش پر شده بود با این خطر روبرو بود که مجبور به توفق استخراج شود که هزینههای سرسامآوری برای ایران ایجاد میکرد.
جناب شریعتمداری با توجه به این نکات بفرمایید اگر این وضعیت ادامه پیدا کند چه اتفاقی میافتد؟
حسن شریعتمداری: اتفاقات جاری نشان داد که مدیران بیمههای جهانی نقش جدی در این ماجرا دارند، حتی بیشتر از هر موشک و پهپاد، سرداران سپاه و آقای ترامپ. عملا تصمیم آنها برای بیمه نکردن کشتیها اقتصاد جهانی را متوقف کرد.
اما در عمل، هزینه بیمه کشتیها به حدی بالا رفت که بسیاری از شرکتها از عبور از منطقه منصرف شدند. در نتیجه، صدها کشتی در منطقه سرگردان شدند و عملاً جریان تجارت مختل شد. این وضعیت برای هیچیک از طرفها قابل دوام نیست.
در نهایت، هر دو طرف به نوعی توافق یا عقبنشینی نیاز دارند. اما مسئله فقط اقتصادی نیست؛ هر دو طرف نیاز به یک «روایت سیاسی» دارند.
ایران نیاز دارد نشان دهد امتیازی گرفته است و آمریکا نیز باید دستاوردی برای افکار عمومی خود داشته باشد. تنگه هرمز جایی است که این روایتها در آن شکل میگیرد. اگر توافقی صورت گیرد، باید یکی از طرفین تا حد زیادی عقبنشینی کند. یا ایران باید بپذیرد که عبور و مرور آزاد است و بدون هزینه، یا آمریکا باید نوعی امتیازاتی را برای ایران بپذیرد.
در غیر این صورت، مذاکرات ممکن است شکست بخورد و وضعیت به سمت تنش دوباره برود.
خ. ش: ادامه این بحث را خواهیم داشت، اما به وضعیت داخل ایران برگردیم. یکی وضعیت اپوزیسون است و دیگری وضعیت مردم که ۴-۵ ماه است که زندگیشان عملا متوقف شده. اول لطفا بفرمایید وضعیت اپوزیسیون در داخل و خارج را چگونه میبینید؟
حسن شریعتمداری: اپوزیسیون آن ارتباط کمی هم که با جامعه مدنی داخل ایران داشت بسیار محدودتر شده است. به دلیل کنترل شدید اطلاعات و خطرات امنیتی، ارتباطات تقریباً قطع یا بسیار ضعیف شده است. جامعه مدنی نیز در وضعیت تعلیق قرار دارد و منتظر نتیجه تحولات است.
بخشی از اپوزیسیون که روی مداخله خارجی حساب کرده بود عملاً در حال افول و اضمحلال است.
در مقابل، بخش جمهوریخواه اپوزیسیون تلاش کرد از همان ابتدا موضع متعادلتری داشته باشد و با اینکه به هیچ وجه از بودن جمهوری اسلامی خوشحال نبودند ولی روی حمله خارجی و جنگ و تخریب زیرساختها و کشتن مردم نه حساب باز کرده بودند و نه شادمان بودند.
در مجموع، آن بخش از اپوزیسیون (که طرفدار جنگ بود)شدیدا ضربه دیده و قسمت جمهوریخواه هم در صدد سازماندهی خودش برای دوران دوران پس از جنگ است یاد دورانی که جنگ وارد فاز فرسایشی بشود.
مصاحبه کامل با حسن شریعتمداری را در ویدیو ببینید!

ارسال نظرات