نویسنده: خسرو شمیرانی
بخشی از گفتوگوی خسرو شمیرانی و دکتر محمد سهیمی است را در زیر میخوانید. مصاحبه کامل و پرسش وپاسخ با حاضران را در ویدیوی زیر ببینید!
خ. ش: آقای رضا پهلوی به طور فعال از جنگی دفاع کرد که در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملهی اسرائیل و آمریکا به ایران، آغاز شد. الان بیش از ۸۰ روز از این جنگ گذشته و نتیجهی آن بویژه در حملات ۴۰ روز اول هزاران هزار کشته و مجروح بوده است و تخریب زیرساختهای کشورمان.
به نظر شما چرا رضا پهلوی از این جنگ استقبال کرد درحالی که تا همین دو سه سال پیش علیه حمله به ایران موضع میگرفت. آقای دکتر سهیمی، تحلیل شما چیست؟
محمد سهیمی: به نظر من مواضع ایشان رابطه مستقیم دارد با مشاورانی که برای خودشان انتخاب کردند. دو تن از اصلیترین مشاوران او سعید قاسمینژاد و امیر اعتمادی هستند.
به نظر من سعید قاسمینژاد در شکل دادن به مواضع او نقش جدی بازی کرده است. او خودش قبل از اینکه وارد آمریکا شود، در ایران طرفدار غرب بود. اما وقتی که وارد آمریکا شد از همان لحظه ورود با لابی اسرائیل و جناحهای طرفدار اسرائیل متحد شد. من در سال ۲۰۱۵ مقاله بسیار مفصلی در نقد نظرات سعید قاسمینژاد نوشتم.
ایشان از همان آغاز فعالیت در آمریکا طرفدار جنگ با ایران بود. قاسمینژاد معتقد بود که حکومت جمهوری اسلامی را باید با جنگ سرنگون کرد.
امیر اعتمادی هم زمانی که در ایران بود با اصلاحطلبان در ارتباط بود و در انتخابات سال ۸۸ در کمپین آقای کروبی فعال بود. او هم از موقعی که به آمریکا آمد همین مواضع را در مورد اسرائیل و ایران داشت و به سرنگونی حکومت ایران از طریق جنگ باور داشت.
در همین راستا میتوان به اکبر عطری و همسر سابقش، خانم معمارصادقی هم اشاره کرده که بنیاد توانا راه انداختند. اینها همیشه طرفدار اسرائیل بودند. از هر حرکت اسرائیل از هر ادعای اسرائیل و هر اقدامی که برای تحریم علیه مردم ایران شد و همچنین از هر اقدامی برای تحریک حملات نظامی به ایران دفاع کردند.
خلاصه اینکه آقای رضا پهلوی از وقتی که سعید قاسمینژاد و امیر اعتمادی را به عنوان مشاوران ارشد خود انتخاب کرد، اینها مشغول کار شدند. سعید قاسمینژاد الان طوری رفتار میکند که انگار وزیرخارجه رضا پهلوی است و به نمایندگی از طرف او به اسرائیل سفر میکند.
دستکم یک دلیل مهم مواضع رضا پهلوی همین مشاوران هستند. در عین حال آقای رضا پهلوی احتمالا به این نتیجه رسیدند که پایگاه اجتماعی چشمگیری در ایران ندارد. در نتیجه به قدرت رسیدن خودش را فقط از راه مداخله نظامی میبیند.
نکته دیگر اینکه برخلاف آنچه که شما گفتید که او تا همین دو سال پیش علیه جنگ بود، از نظر من این طور نیست. من در سال ۲۰۱۹ یک مقاله ۴۰ صفحهای در مورد کارنامه آقای رضا پهلوی در وبسایت رادیو زمانه منتشر کردم.
در آن مقاله که بیش از صد رفرنس دارد، نشان دادم که ایشان از آغاز کار از دهه ۱۳۸۰ به دنبال گرفتن قدرت با کمک دولتهای خارجی بوده و از جنگ هم حمایت کرده است.
رضا پهلوی بعدازظهر روز ۱۱ سپتامبر و حملات نیویورک در یک مصاحبه با راديو ۶۷۰ گفت که تروریسیم مثل یک هشتپا است و ضعیفترین نقطه هشتپا، سرش است و سر این تروریستها در تهران است. اگر میخواهید تروریسم را از بین ببرید باید سرش را بزنید. این یعنی سابقه حمایت رضا پهلوی از حمله به ایران به ۲۰-۳۰ سال پیش باز میگردد.
اما اتفاقی که در دو-سه سال گذشته افتاده این است که رضا پهلوی به سمت اسرائیل متمایل شده.
خ.ش: به هر حال ایشان میتوانست موافق جنگ باشد اما نه تا این حد رادیکال. آقای پهلوی به سربازان آمریکایی که در جنگ علیه ایران کشته شدند ادای احترام کرد اما برای کودکان ایرانی کشتهشده در جنگ گفت که این جنگ است و جنگ قربانی دارد. چرا علیه مردمی که او مدعی رهبریشان است، اینچنین موضع گرفته. یا برداشت من اشتباه است؟
محمد سهیمی: نه، برداشت شما اشتباه نیست. واقعیت این است که ایشان سرنوشت خود را برای رسیدن به قدرت، به اسرائیل و آمریکا گره زده. بنابراین واضح است که وقتی که اسرائیل و آمریکا به ایران تجاوز میکنند، ایشان از این تجاوز حمایت میکند. زمانی که بحث صلح بین آمریکا و ایران بالا گرفت، ایشان بسیار عصبانی شد.
آن صحبتی که شما به نقل از ایشان گفتید، که جنگ است و جنگ تلفات دارد، آقای پهلوی در رابطه با تظاهرات ۱۸ و ۱۹ دی ماه کرد.
ببینید حدود چهار هزار نفر از هموطنان ما در این جنگ کشته شدند. ۶۰هزار ساختمان ویران شده هزاران خانواده منازلشان را از دست داد. در صدها مورد از خانوادههایی که منازلشان را از دست دادند، سرپرست خانواده زن است. یعنی یک مادر که به تنهایی از فرزندانش نگهداری میکند. صنایع فولاد و پتروشیمی، آلومینیوم و ... به شدت آسیب دیدهاند.
آقای پهلوی در مورد اینها کوچکترین ابراز تاسف نکرد. در مورد مدرسه میناب که در آن ۱۵۵ دانشآموز دبستانی بعلاوه یک جنین در رحم مادرش از بین رفتند (مادری که جزو ۲۳ معلمی بود که در این بمباران کشته شدند)، آقای رضا پهلوی درباره هیچکدام از اینها کوچکترین ابراز تاسف نکرد.
طرفداران ایشان هم به محض مطرح شدن این موضوع میگویند که آن ۴۰هزار نفری که در ۱۸ و ۱۹ دی ماه کشته شدند... صرفنظر ازاینکه برای این آمار ۴۰هزار هیچ سندی وجود ندارد، در آن دو روز تعداد زیادی از هموطنان ما کشته شدند. من همان روز بعد از این رخداد به شدت به حاکمیت و شخص آیتالله خامنهای حمله کردم و گفتم که اولین مسئول این کشتار خود آقای خامنهای است چرا که بالاترین مسئولیت دولت در درجه اول حفاظت از جان شهرونداناش است.
همه کشتهشدگان ایرانی هموطنان ما هستند و کشته شدن حتی یکنفر هم جنایت است و باید محکوم شود.
خ.ش: من میخواهم یک فلش بک بزنم به دهه ۱۹۸۰، وقتی که جنگ ایران و عراق به فاز نهایی اش نزدیک شده بود سازمان مجاهدین وارد جنگ شد و همراه با سربازان دشمن به ایران حمله کرد. تا آن تاریخ شما میتوانستید موافق یا مخالف مواضع این سازمان باشید اما وقتی که شروع به همراهی با دشمنی کرد که به ایران حمله کرده همه چیز متفاوت شد. مردم ایران هرگز همراهی مجاهدین با صدام را نبخشیدند.
همراهی رضا پهلوی و سلطنتطلبان با دشمنی که به ایران حمله کرده و استتقبال از حمله به کشور چه تاثیری در آینده این نیروی سیاسی دارد؟
محمد سهیمی: به باور من، وقتی که دشمن به کشور شما حمله میکند، مستقل از اینکه چه نظری راجع به رژیم حاکم دارید باید در کنار مردم و در کنار ملت برسید. آقای رجوی در زمان جنگ و قبل از عملیات به اصطلاح «فروغ جاویدان» با افتخار میگفت که ۶۷هزار از عوامل رژیم را کشته است و منظورش سربازان ایرانی بودند که از کشور دفاع میکردند. همان موقع بود که مجاهدین منفور مردم ایران شدند. حالا برسیم به شرایط کنونی.
روشن است که طرفداران رضا پهلوی از تجاوز اسرائیل و آمریکا ایران حمایت کردند و هر جنایتی که در این جنگ شد را توجیه کردند، حتی حمله به بیمارستانها را.
ببینید ما قوانین بینالمللی حاکم بر جنگ داریم. طبق کنوانسیونهای بینالمللی در جنگ فقط در صورتی میتوان به مناطق غیرنظامی مثل بیمارستان حمله کرد که از آن مکان خطر فوتی فوری وجود داشته باشد. در بیمارستانی که مجروحان بمبارانهای آمریکا و اسرائیل معالجه میشدند چه خطر فوری برای اسرائیل داشت که دو هزار کیلومتر از ایران فاصله دارد؟ این حملتات بیتردید جنایت جنگی بود. اما سلطنتطلبهای طرفدار آقای پهلوی این جنایتها را توجیه میکردند.
به باور من اگر اینها برگردند و متوجه شوند که اشتباه کردهاند و سیاستشان را تصحیح کنند شاید مردم آنها را ببخشند وگرنه به همان سرنوشت مجاهدین دچار خواهند شد.
|
درباره دکتر محمد سهیمی محمد سهیمی از سال ۱۹۸۴ استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در لوس آنجلس است. او از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵ رئیس دپارتمان مهندسی نفت و شیمی در این دانشگاه بود. بیشتر پژوهشهای محمد سهیمی در زمینههای انرژی، نفت، گاز، زمین گرمایی، و هستهای بوده است. او همچنین در زمینه مواد نانویی و لایههای قشایی پژوهشهای مفصلی انجام داده است. حاصل تحقیقات او ۳۵۰ مقاله علمی در مجلات معتبر علمی جهان، ۵ کتاب، و چندین جایزه علمی، از جمله از انجمن فیزیک آمریکا، بنیان همبلت آلمان، آکادمی علوم روسیه، انجمن بینالمللی محیطهای متخلخل، و جایزه خوارزمی است. سهیمی همزمان در حوزه سیاست هم به شدت درگیر بوده است. او یک جمهوریخواه پیگر است. سهیمی مقالات بسیاری در حوزه سیاست، بویژه در زمینهی تنشهای ایران و غرب در حوزه هستهای مقالات نوشته است. مقالات وی را میتوان در هافینگتون پست، نشنال اینترست، و انتیوار دات کام مطالعه کرد. |

ارسال نظرات