تحلیل یک نشریه آمریکایی از پیامدهای جنگ

چگونه جنگ آمریکا علیه ایران نتیجه معکوس داد

جنگ قرار بود ایران را تضعیف کند، از نظر راهبردی تقویت کرد

چگونه جنگ آمریکا علیه ایران نتیجه معکوس داد
تحلیل «فارین افرز» می‌گوید تهران با وجود خسارات نظامی، اکنون در موقعیت قوی‌تری برای تعیین شرایط صلح قرار دارد.

یک تحلیل تازه در نشریه «فارین افرز» استدلال می‌کند که جنگ آمریکا علیه ایران، برخلاف اهداف اعلام‌شده، نه‌تنها به تضعیف تعیین‌کننده تهران منجر نشده، بلکه موقعیت راهبردی آن را در معادلات منطقه‌ای و مذاکرات احتمالی تقویت کرده است.

 

 

تنظیم: خسرو شمیرانی

 

نِیت سوانسون، Nate Swanson به تازگی در مجله‌ی «فارن افرز» تحلیلی ارایه کرده که احتمالا دولت آمریکا آن را دوست ندارد. به نوشته‌ی سوانسون، جنگ آمریکا علیه ایران را می‌توان نمونه‌ای از شکاف میان موفقیت‌های تاکتیکی و ناکامی‌های استراتژیک دانست. به‌رغم وارد آمدن خسارات قابل توجه به برخی زیرساخت‌ها و توان نظامی متعارف ایران، این ضربات نتوانسته‌اند به فروپاشی ظرفیت‌های کلیدی یا تغییر رفتار اساسی در سطح حاکمیت منجر شوند.

 

سوانسون در بعد نظامی، تحلیل تأکید می‌کند که حملات آمریکا عمدتاً توانایی‌های قابل مشاهده و متعارف ایران را هدف قرار داده‌اند، اما بخش‌های حیاتی‌تر، از جمله شبکه‌های پراکنده، قابلیت‌های زیرزمینی و ظرفیت‌های بازسازی، همچنان پابرجا هستند. به همین دلیل، ایران می‌تواند در یک بازه زمانی چندساله، بخش مهمی از توان موشکی و پهپادی خود را احیا کند.

 

در سطح سیاسی و داخلی، جنگ به ایران این امکان را داده که روایت «مقاومت در برابر فشار خارجی» را تقویت کند. این روایت نه‌تنها در داخل کشور به انسجام بیشتر کمک می‌کند، بلکه در سطح منطقه‌ای نیز می‌تواند به افزایش نفوذ سیاسی تهران منجر شود. چنین شرایطی، برخلاف انتظار اولیه، احتمال تضعیف یا عقب‌نشینی سریع حکومت را کاهش می‌دهد.

 

از منظر دیپلماتیک، به باور سوانسون، اقدام نظامی آمریکا در شرایطی که مسیرهای مذاکره همچنان مطرح بوده، به کاهش اعتماد به تعهدات واشینگتن انجامیده است. این مسئله می‌تواند تمایل بازیگران مختلف، از جمله ایران، را برای ورود به مذاکرات جدید با احتیاط بیشتر همراه کند و در نتیجه، قدرت چانه‌زنی آمریکا را کاهش دهد.

 

در عین حال، ایران همچنان از مجموعه‌ای از ابزارهای نامتقارن برای اعمال فشار برخوردار است. این ابزارها شامل شبکه‌های منطقه‌ای و توانایی ایجاد اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی، از جمله تنگه هرمز، است. چنین ظرفیت‌هایی به ایران اجازه می‌دهد بدون نیاز به رویارویی مستقیم نظامی، هزینه‌های قابل توجهی به طرف مقابل تحمیل کند.

 

در نتیجه این تحولات، تحلیل به این جمع‌بندی می‌رسد که موازنه قدرت در پایان جنگ به شکلی متفاوت از پیش‌بینی اولیه شکل گرفته است. به جای آنکه ایران وادار به پذیرش شرایط آمریکا شود، اکنون این احتمال مطرح است که تهران بتواند در تعیین چارچوب هرگونه توافق آینده نقش پررنگ‌تری ایفا کند.

 

در مجموع، این تحلیل تصویری از جنگی ارائه می‌دهد که اگرچه با هدف تضعیف ایران آغاز شد، اما در عمل به افزایش پیچیدگی‌های راهبردی، تداوم تنش‌ها و تقویت نسبی موقعیت ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی انجامیده است.

 

منبع: فارن افرز

ارسال نظرات