در اولین روز سال ۲۰۲۵، ۱۰۰ مدیرعامل از بالاترین سطح درآمد در کانادا، همان مبلغی را که یک کارگر عادی در طول یک سال به دست میآورد، فقط در یک روز کاری دریافت کردند. این گزارش تکاندهنده که توسط مرکز سیاستهای عمومی کانادا منتشر شده، نشاندهنده یک شکاف عمیق و رو به افزایش در میزان درآمد بین مدیران و کارگران است.
طبق این گزارش، مدیران اجرایی در کانادا در سال ۲۰۲۴ به طور متوسط ۱۶٫۲ میلیون دلار درآمد داشتهاند. در حالی که حقوق متوسط کارگر کانادایی تنها ۶۵٫۵۴۸ دلار بوده است. این بدان معناست که یک مدیرعامل به طور متوسط ۲۴۸ برابر بیشتر از یک کارگر معمولی درآمد دارد.
این تفاوت در درآمد به خصوص در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته است. از سال ۲۰۲۰، درآمد مدیران اجرایی ۴۹ درصد افزایش یافته، در حالی که حقوق کارگران تنها ۱۵ درصد رشد داشته است. این اختلاف نه تنها در اعداد بلکه در تأثیرات آن بر زندگی روزمره مردم نمایان است.
در سال ۲۰۲۴، پاداشهای مدیران اجرایی بخش عمدهای از درآمد آنها را تشکیل میدهد. بیش از ۸۴ درصد از حقوق مدیران به صورت پاداشهای نقدی، سهام و گزینههای سهام پرداخت میشود. این تغییرات در ساختار پرداخت مدیران اجرایی، نتیجهای مستقیم از افزایش سود شرکتها و تورم است.
دیوید مکدانل، اقتصاددان ارشد گزارش، میگوید که این شکاف درآمدی به وضوح نشاندهنده تغییرات در ساختار قدرت اقتصادی است. وی تاکید میکند که این فاصله درآمدی به شدت از قدرت ناشی میشود، نه از تولید بیشتر ارزش توسط مدیران. وی همچنین میافزاید که با وجود رکود اقتصادی و بحرانهای جهانی، این شکاف همچنان در حال گسترش است.
از سوی دیگر، برای کارگران، شرایط سختتر از گذشته است. هزینهها افزایش یافته و حقوق آنها نتواسته است با این افزایشها همگام شود. گزارشها نشان میدهند که بین ژانویه ۲۰۲۰ و ژانویه ۲۰۲۵، هزینههای زندگی برای کاناداییها ۱۸ درصد افزایش یافته است، در حالی که حقوق کارگران تنها ۱۵ درصد رشد کرده است.
این شکاف درآمدی نه تنها بیانگر نابرابری اقتصادی است، بلکه همچنین پیامدهایی جدی برای جامعه و روابط کاری خواهد داشت. برخی از کارشناسان معتقدند که اگر سیاستهای اصلاحی در این زمینه اتخاذ نشود، این نابرابریها بیشتر خواهد شد و بر اعتماد عمومی به سیستم اقتصادی آسیب خواهد زد.
نابرابریهای روزافزون در کانادا باید هر چه سریعتر مورد توجه قرار گیرد، چرا که به گفته برخی از مقامات، تنها در صورت تغییر در سیاستهای اقتصادی، میتوان امیدوار به کاهش این فاصله عظیم در آینده بود.

ارسال نظرات