پارادوکس بزرگ؛ ثبت رکورد صادرات در قلب میدان نبرد
خلیج فارس که همواره به عنوان حساسترین شریان حیاتی انرژی جهان شناخته میشد، این روزها میزبان یک پارادوکس بزرگ اقتصادی است. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، جریان خروج نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز در هفته منتهی به ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶ به میانگین بیسابقه بیش از ۲۴ میلیون بشکه در روز رسیده است. این رقم مبهوتکننده، حتی از سطوح صادرات در ماههای پیش از آغاز درگیریهای نظامی با ایران بالاتر است.
این جهش آماری در شرایطی رخ میدهد که پیشبینیهای اولیه کارشناسان غربی از جمله تحلیلگران در اتاوا و واشنگتن، حکایت از فلج شدن کامل مسیرهای کشتیرانی و وقوع یک بحران نفتی مشابه دهه ۱۹۷۰ داشت. با این حال، ناوگان نفتکشهای بینالمللی نشان دادند که در ازای دریافت رقمهای مناسب، آمادگی دارند در خطرناکترین آبراههای جهان نیز به فعالیت خود ادامه دهند.
پول خون: دریانوردی بر روی دریای باروت
کلید فهم این تابآوری بیسابقه، در عبارتی خلاصه میشود که وال استریت ژورنال آن را «فیشهای حقوقی و سودهای کلان» (Big Paydays) مینامد. ورود به محدوده جنگی خلیج فارس برای شرکتهای کشتیرانی و خدمه آنها یک ریسک مرگبار است، اما این ریسک با پاداشهای مالی بینظیری جبران میشود.
طبق آمارهای افشا شده در این گزارش، ملوانان و مهندسان نفتکشها برای یک سفر رفت و برگشت ساده که معمولاً بین یک تا دو هفته به طول میانجامد، تا ۲۵ هزار دلار پاداش ریسک جنگ دریافت میکنند. این پاداشها که گاهی معادل حقوق چندین ماه یک دریانورد در شرایط عادی است، انگیزه بالایی برای تداوم فعالیت در میان شعلههای جنگ ایجاد کرده است. برای مالکان کشتیها نیز وضعیت به همین منوال است؛ سود حاصل از حمل بار در این مسیر به قدری جذاب است که ریسک از دست رفتن شناورها را تحتالشعاع قرار میدهد.
هزینههای سرسامآور ترانزیت و جهش نرخ بیمه
با این وجود، این حجم عظیم از نفت به قیمت بسیار گزافی به بازارهای جهانی میرسد. نرخ بیمه ریسک جنگ به شکل سرسامآوری جهش یافته و اکنون به حدود ۱۰ درصد از کل ارزش خود کشتی رسیده است. این بدان معناست که یک شرکت نفتکشی پیش از حرکت باید میلیونها دلار تنخواهگردان تنها برای پوششهای بیمهای پایه هزینه کند.
بارزترین نمود این بحران مالی در کرایه ابرنفتکشها (VLCC) قابل مشاهده است. هزینه اجاره و اعزام یک ابرنفتکش از خلیج آمریکا به مقصد بازارهای تشنه در آسیا به رقم تاریخی و بیسابقه ۷۶ تا ۷۷ میلیون دلار رسیده است. اگر این عدد را بر حجم محموله سرشکن کنیم، مشخص میشود که هزینه حملونقل به تنهایی حدود ۳۸ دلار به ازای هر بشکه تمام میشود؛ هزینهای کمرشکن که بخش عمدهای از ارزش ذاتی نفت را به زنجیره لجستیک و بیمه تزریق میکند و قیمت نهایی برنت را در کانالهای بالا نگه میدارد.
جابجایی قدرت در خلیج فارس؛ صادرات ایران به صفر رسید
یکی از کلیدیترین بخشهای گزارش وال استریت ژورنال که توازن قوای ژئوپلیتیک در منطقه را دگرگون کرده، وضعیت تولید و صادرات جمهوری اسلامی ایران است. دادههای استخراج شده از شرکتهای ردیابی نفتکشها، از جمله نهاد معتبر TankerTrackers، نشان میدهند که به دلیل محاصره دریایی همهجانبه و شدید ارتش آمریکا، صادرات نفت ایران از اواسط ژوئیه به صفر مطلق رسیده است. «ناوگان سایه» ایران که سالها برای دور زدن تحریمها استفاده میشد، اکنون به طور کامل تخلیه شده و توانایی عملیاتی خود را از دست داده است.
در این میان، خلاء بزرگ ناشی از حذف ایران، توسط رقبای منطقهای آن پر شده است. عربستان سعودی با افزایش ۱۰ درصدی تولید خود و بهرهبرداری حداکثری از خطوط لوله جایگزین که به دریای سرخ منتهی میشوند—و تحت حفاظت شدید نظامی ایالات متحده و متحدانش قرار دارند—موفق شده است ثبات عرضه را در بازار حفظ کند و مانع از شوک ناگهانی قیمتها شود.
نگرانی معاملهگران؛ آیا این مدل پایدار است؟
با وجود اینکه ترافیک نفتکشها در منطقه به یک ثبات تاکتیکی دست یافته و جریان نفت برقرار است، اما در پشت صحنه بازار، موجی از نگرانی و بدبینی شدید میان تاجران و معاملهگران انرژی موج میزند. کارشناسان وال استریت ژورنال تاکید میکنند که ساختار فعلی بازار به هیچ عنوان پایدا نیست.
اتکا به پاداشهای نجومی، تحمل هزینههای ترانزیت ۳۸ دلاری برای هر بشکه و زیرساختهای تحت استرس شدید، زنجیره تأمینی بسیار شکننده ایجاد کرده است. کوچکترین تغییر در جغرافیای جنگ یا یک حمله موفق به خطوط لوله جایگزین عربستان، میتواند این تعادل مصنوعی را به سرعت برهم بزند. تاجران نگرانند که با طولانی شدن فرسایشی جنگ، مالکان کشتیها دیگر حاضر به پذیرش این حجم از خطر نباشند و سیستم از درون فرو بپاشد؛ مسئلهای که لزوم بازنگری در استراتژیهای ذخیرهسازی انرژی را برای کشورهای مصرفکننده، از شرق آسیا تا غربیترین نقاط دنیا، دوچندان میکند.

ارسال نظرات