واکاوی دو رویکرد متضادِ دانشگاهی و جنگ روانی در مواجهه با تحریم‌های جدید علیه ایران

محاصره اقتصادی ایران، از هشدارهای ژئوپلیتیک رابرت پیپ تا رویکرد جنگ روانی ایران‌اینترنشنال

محاصره اقتصادی ایران، از هشدارهای ژئوپلیتیک رابرت پیپ تا رویکرد جنگ روانی ایران‌اینترنشنال
بررسی تقابل نگاه آکادمیک رابرت پیپ به شکست تاریخی تحریم‌ها با خوانش دنباله‌روانه‌ی محمد ماشین‌چیان از بنیامین نتانیاهو

با آغاز دور جدید تحریم‌های دولت دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی و هم‌پیمانانش، بحث بر سر کارآمدی یا پیامدهای ویرانگر «محاصره اقتصادی تمام‌عیار» بار دیگر به صدر لایحه‌های تحلیل سیاسی بازگشته است. در یک سوی این معرکه، بنیامین نتانیاهو و حامیان محدود و قدرتمند او با استقبال از این سیاست، آن را تنها راه خفه کردن شریان‌های مالی ایران قلمداد می‌کنند؛ نگاهی که به باور منتقدان، در فضای فارسی‌زبانان، به شکلی سیستماتیک توسط رسانه‌هایی چون «ایران اینترنشنال» ترویج می‌شود. در سوی مقابل، نظریه‌پردازان واقع‌گرای روابط بین‌الملل نظیر پروفسور رابرت پیپ، با اتکا به داده‌های تاریخی هشدار می‌دهند که این مدل از فشار محض نه تنها به تسلیم نظام منجر نمی‌شود، بلکه منطقه را به سوی یک انفجار ژئوپلیتیکی هدایت خواهد کرد. این مقاله به بازخوانی و مقایسه این دو دیدگاه متضاد می‌پردازد.

 

 

دیدگاه: خسرو شمیرانی

 

اعمال سیاست «روز دی اقتصادی» (Economic D-Day) یا محاصره همه‌جانبه مالی، نفتی و تجاری ایران از سوی واشینگتن، میدان تقابل دو مکتب فکری کاملاً متفاوت است. یکی برآمده از راهبردهای امنیتی تهاجمی در تل‌آویو و واشینگتن، و دیگری برخاسته از پژوهش‌های تجربی و واقع‌گرایی دانشگاهی در شیکاگو. در این میان، تحلیل رفتار رسانه‌های جریان اصلی نشان می‌دهد که چگونه تریبون‌های خبری به ابزار بازتولید یکی از این دو نگاه بدل شده‌اند.

 

تبیین دیدگاه نتانیاهو توسط محمد ماشین چیان: تحریم به مثابه ابزار تسلیم

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از دیرباز اصلی‌ترین معمار و مشوق ایده محاصره اقتصادی ایران بوده است. از دیدگاه او، اقتصاد ایران شاهرگ حیاتی قدرت نظامی و نفوذ منطقه‌ای آن است. نتانیاهو با استقبال از تصمیمات ترامپ، تحریم‌ها را نه یک فشار فرعی، بلکه یک «سلاح استراتژیک قطعی» می‌داند. در این نگاه، تنگ‌تر کردن حلقه محاصره بر ایران و قطع دسترسی کشورهایی که به این ساختار کمک می‌کنند، در نهایت رژیم را میان دو گزینه مخیر خواهد کرد: فروپاشی کامل اقتصادی یا تسلیم مطلق در برابر شروط غرب. از نظر این جبهه سیاسی، فشار حداکثری دست‌بسته تهران در حمایت از گروه‌هایی چون حزب‌الله و حماس را قطع خواهد کرد؛ گزاره‌ای که تحلیل‌گران اقتصاد سیاسی همچون محمد ماشین‌چیان نیز در گفتگو با رسانه‌ها بر آن پافشاری کرده و معتقدند این انزوای مالی می‌تواند ساختارهای توزیع رانت و بقای نظام را به چالش بکشد.

 

ویدیوی کوتاه این دو دیدگاه را در اینجا ببینید!

 

ایران اینترنشنال و بازتولید خط رسانه‌ای تل‌آویو

منتقدان رسانه‌ای معتقدند تلویزیون «ایران اینترنشنال» در پوشش خبری خود عملاً به پلتفرمی برای ترویج و مشروعیت‌بخشی به نگاه بنیامین نتانیاهو تبدیل شده است. این شبکه با دعوت مستمر از کارشناسانی که تحریم را تنها ابزار نجات یا تغییر رفتار رژیم معرفی می‌کنند، فرضیه «کارآمدی محاصره» را به عنوان یک اصل علمیِ غیرقابل‌انکار به مخاطب فارسی‌زبان القا می‌کند. در این رویکرد رسانه‌ای، پیامدهای انسانی، فقر ساختاری و فروپاشی طبقه متوسط جامعه ایران به عنوان «هزینه‌های ضروری» برای رسیدن به هدف نهایی قاب‌بندی می‌شود. ایران اینترنشنال با بایکوت یا به حاشیه راندن تحلیل‌های انتقادی غربی، پیوندی ارگانیک میان اتاق‌های فکر نئومحافظه‌کار، مواضع رسمی دولت اسرائیل و آنتن زنده خود برقرار کرده است تا تحریم‌ها را جلوه‌ای از دادرسی بین‌المللی نشان دهد.

 

نظریه رابرت پیپ: کالبدشکافی شکست تاریخی تحریم‌ها

در نقطه مقابل این رویکرد ژورنالیستی و سیاسی، رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و کارشناس برجسته امنیت بین‌الملل قرار دارد. پیپ با بررسی تجربی تحریم‌های اقتصادی از جنگ جهانی اول تاکنون، گزاره کارآمدی فشار محض را به چالش می‌کشد. استدلال‌های محوری او عبارتند از:

 

۱. توهم تسلیم اقتصادی: پیپ اثبات می‌کند که در تاریخ مدرن، هیچ حکومت مستقری صرفاً به دلیل گرسنگی یا محاصره اقتصادی تن به تسلیم یا فروپاشی نداده است. حکومت‌ها در شرایط خفگی مالی، منابع باقی‌مانده را صرف حفظ هسته سخت قدرت و نهادهای امنیتی خود می‌کنند و بار اصلی فاجعه را به دوش شهروندان عادی می‌اندازند.

 

۲. واکنش تهاجمی انتحاری: خطرناک‌ترین بخش تحلیل پیپ، هشدار درباره اثر «موش در کرنر» است. او با شبیه‌سازی محاصره نفتی ژاپن توسط آمریکا در سال ۱۹۴۱، استدلال می‌کند که وقتی یک قدرت منطقه‌ای به بن‌بست کامل بقا برسد، دست به تسلیم نمی‌زند؛ بلکه برای شکستن محاصره، به یک اقدام تهاجمی و کاتاستروفیک (مانند حمله به پرل هاربر یا انسداد تنگه هرمز) روی می‌آورد که آتش جنگی فراگیر را روشن خواهد کرد.

 

۳. واقعیت مرزهای زمینی: پیپ تأکید دارد که ایران با داشتن هزاران کیلومتر مرز زمینی با همسایگان متعدد و ایجاد شبکه‌های عمیق دادوستد غیردلاری، عملاً غیرقابل‌خفه کردن است و ایده «نشت صفر» تنها روی کاغذ سیاست‌مداران واشینگتن معنا دارد.

 

خلاصه کلام و تقابل نهایی

مقایسه این دو دیدگاه نشان‌دهنده یک شکاف عمیق میان «آرزواندیشی سیاسی» و «واقع‌گرایی آکادمیک» است. در حالی که نتانیاهو و بازوان رسانه‌ای آن مانند ایران اینترنشنال بر طبل توفیق تحریم‌ها می‌کوبند و آن را راه حل نهایی معرفی می‌کنند، دانش روابط بین‌الملل از زبان رابرت پیپ هشدار می‌دهد که این مسیر به فقر میلیونی جامعه، جری‌تر شدن ساختار سیاسی و احتمال بالای وقوع یک جنگ منطقه‌ای ناخواسته ختم خواهد شد. بی‌پاسخ ماندن این هشدارهای علمی در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، بزرگ‌ترین گواه بر غلبه رویکرد ایدئولوژیک بر تحلیل‌های واقعی ژئوپلیتیک است.

ارسال نظرات