نقش محمود احمدینژاد در طرح موساد برای تغییر حکومت ایران
بر اساس گزارش تحقیقی هاآرتص، یکی از غیرمنتظرهترین ابعاد پروژه اسرائیل برای تغییر حکومت در ایران، تلاش سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) برای برقراری ارتباط با محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری پیشین ایران، و بررسی امکان ایفای نقش او در دوران پس از جمهوری اسلامی بوده است. نویسندگان گزارش این موضوع را نه یک ایده مقطعی، بلکه بخشی از پروژهای چندساله توصیف میکنند که از سال ۲۰۲۴ آغاز شد و تا اوایل ۲۰۲۶ ادامه یافت.
به نوشته هاآرتص، موساد از حدود سال ۲۰۲۳ به این نتیجه رسید که مواضع احمدینژاد نسبت به گذشته دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. فردی که زمانی با انکار هولوکاست و سخنان شدید علیه اسرائیل شناخته میشد، پس از پایان ریاستجمهوری خود به تدریج به یکی از منتقدان آشکار ساختار حاکم بر جمهوری اسلامی تبدیل شده بود. گزارش میگوید نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بهویژه به دو موضوع توجه ویژه داشتند: نخست، اعتقاد احمدینژاد به اینکه ادامه تحریمها بقای ایران را با بحران روبهرو کرده است و دوم، این باور او که برنامه هستهای دیگر یک دارایی راهبردی نیست، بلکه به باری سنگین بر دوش کشور تبدیل شده است.
هاآرتص نوشته است افرادی که مستقیماً در این ارتباط حضور داشتند، به این جمعبندی رسیدند که اختلاف احمدینژاد با هسته اصلی قدرت به اندازهای عمیق شده که ممکن است حاضر باشد برای تغییر وضعیت ایران حتی با موساد همکاری کند. بر همین اساس، تماسهایی میان دو طرف برقرار شد؛ تماسهایی که بنا بر ادعای گزارش، به مرور از مرحله ارزیابی اولیه فراتر رفت و به رابطهای مستمر تبدیل شد.
در زمان آغاز این ارتباط، اسرائیل هنوز به دنبال تغییر حکومت در ایران نبود و تمرکز اصلی آن بر جنگ غزه و مهار برنامه هستهای ایران قرار داشت. با این حال، هنگامی که بنیامین نتانیاهو تصمیم گرفت راهبرد اسرائیل را از صرفاً مهار ایران به تلاش برای سرنگونی حکومت تغییر دهد، پرونده احمدینژاد نیز اهمیت تازهای پیدا کرد.
دیوید بارنئا، رئیس موساد، شخصاً مدیریت پرونده احمدینژاد را بر عهده گرفت
بر اساس این گزارش، در همان مقطع دیوید بارنئا، رئیس موساد، شخصاً مدیریت پرونده احمدینژاد را بر عهده گرفت و حتی برخی جلسات مهم امنیتی را برای پیگیری این موضوع به تعویق انداخت. هاآرتص مینویسد که بارنئا این پرونده را یکی از مهمترین پروژههای سازمان تلقی میکرد.
در ادامه، با شدت گرفتن بحران میان ایران و اسرائیل، احمدینژاد به تدریج به یکی از ارزشمندترین منابع اطلاعاتی و سیاسی موساد تبدیل شد. گزارش ادعا میکند که هنگامی که اسرائیل طرح نهایی خود برای تغییر حکومت را تدوین کرد، احمدینژاد به عنوان گزینه اصلی برای هدایت ایران در دوران پس از سقوط جمهوری اسلامی انتخاب شد.
هدف از این انتخاب، به روایت هاآرتص، آن بود که فردی از درون ساختار جمهوری اسلامی اما در عین حال منتقد رهبر جمهوری اسلامی، بتواند انتقال قدرت را مدیریت کند، برنامه هستهای را متوقف سازد، روابط ایران با غرب را بازسازی کند و از فروپاشی کامل ساختارهای حکومتی جلوگیری نماید.
موساد در سال ۲۰۲۵ تلاش گستردهای برای نفوذ در بازار بزرگ تهران انجام داد
گزارش تأکید میکند که احمدینژاد تنها بخشی از پروژه بزرگتر تغییر حکومت بود. همزمان، موساد در حال طراحی عملیات نفوذ در داخل ایران، سازماندهی جنگ روانی، حمایت از اعتراضات مردمی، تجهیز نیروهای کرد در عراق و فعالسازی سایر گروههای قومی برای ایجاد فشار همزمان بر حکومت بود.
به نوشته هاآرتص، موساد در سال ۲۰۲۵ تلاش گستردهای برای نفوذ در بازار بزرگ تهران انجام داد؛ زیرا معتقد بود بازار مهمترین شاخص فضای اجتماعی ایران است و بسیاری از اعتراضهای بزرگ از آنجا آغاز میشود. هدف آن بود که اعتراضات واقعی مردم از طریق شبکهای از عوامل و همکاران محلی تقویت شود، نه اینکه اعتراضات مصنوعی ایجاد گردد.
در کنار این اقدامات، موساد به دنبال یافتن چهرههایی بود که در صورت تضعیف حکومت بتوانند اداره امور را در دست بگیرند. احمدینژاد مهمترین این گزینهها محسوب میشد.
گزارش میگوید موساد معتقد بود برخلاف برداشت رایج در اسرائیل، احمدینژاد هنوز در داخل ایران از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است. حتی یکی از دلایلی که برای عدم برخورد شدید جمهوری اسلامی با او مطرح میشود، همین پایگاه اجتماعی عنوان شده است.
در طرح نهایی، قرار بود اگر عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا موفق میشد، نیروهای کرد از غرب وارد ایران شوند، همزمان سایر اقلیتها نیز فعالیت خود را آغاز کنند، مراکز نظامی جمهوری اسلامی هدف حملات هوایی قرار گیرند و فضای لازم برای گسترش اعتراضات مردمی فراهم شود. در مرحله بعد، عملیات روانی موساد آغاز میشد تا احمدینژاد به عنوان چهرهای که میتواند کشور را از بحران خارج کند، به افکار عمومی معرفی شود.
این بخش از طرح، بیشترین مخالفت را در میان فرماندهان ارتش و سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل برانگیخت. بسیاری از آنان معتقد بودند پیشبینی رفتار جامعه ایران در شرایط فروپاشی حکومت تقریباً غیرممکن است و نمیتوان از قبل تعیین کرد چه فردی قدرت را به دست خواهد گرفت.
بسیاری از اعضای کابینه امنیتی اسرائیل دچار شگفتی شدند
ژنرال شلومی بیندر، رئیس اطلاعات نظامی اسرائیل، احتمال موفقیت طرح را بسیار پایین ارزیابی کرده بود. ژنرال اوفیر مزراحی-روزن نیز در گزارشی مفصل نوشت که عملیات بیش از حد خوشبینانه طراحی شده و با واقعیتهای ایران همخوانی ندارد. آنان هشدار داده بودند که حتی اگر حکومت سقوط کند، احتمال دارد سپاه پاسداران قدرت را در دست بگیرد و نتیجه نهایی دقیقاً برخلاف خواست اسرائیل باشد.
یکی دیگر از محورهای مخالفت، شخص احمدینژاد بود. بسیاری از اعضای کابینه امنیتی اسرائیل پس از اطلاع از اینکه موساد قصد دارد او را به قدرت برساند، دچار شگفتی شدند. به گفته یکی از حاضران، واکنش اولیه وزرا این بود که «اگر قرار است جایگزین حکومت، احمدینژاد باشد، اصلاً چرا باید چنین عملیاتی انجام شود؟»
دیوید بارنئا در پاسخ تلاش کرد اعضای کابینه را متقاعد کند که احمدینژاد دیگر همان سیاستمدار دوران ریاستجمهوری نیست. او توضیح داد که احمدینژاد پس از درگیریهای طولانی با رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای امنیتی، عملاً به یک مخالف داخلی تبدیل شده، سه بار از نامزدی انتخابات ریاستجمهوری محروم شده، بسیاری از نزدیکانش بازداشت شدهاند و خود او نیز برای مدتی در حصر یا محدودیت قرار داشته است. بارنئا استدلال کرد که این تحولات او را به گزینهای مناسب برای دوران انتقال قدرت تبدیل کرده است.
بر اساس گزارش، پس از توضیحات رئیس موساد، بخشی از نگرانیهای اعضای کابینه کاهش یافت، هرچند تردیدها کاملاً از بین نرفت.
مقامهای آمریکایی نیز از ارتباط موساد با احمدینژاد اطلاع داشتند
هاآرتص همچنین نوشته است مقامهای آمریکایی نیز از ارتباط موساد با احمدینژاد اطلاع داشتند. به گفته منابع آمریکایی این روزنامه، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) با گسترش همکاری موساد در این زمینه مخالفت نکرده بود و دونالد ترامپ نیز چندین بار مستقیماً روند آمادهسازی طرح را از دیوید بارنئا پیگیری کرده بود.
با این حال، هنگامی که نتانیاهو طرح نهایی تغییر حکومت را برای دولت آمریکا تشریح کرد، بخش بزرگی از تیم امنیت ملی آمریکا با آن مخالفت کرد. جیدی ونس، مارکو روبیو، جان رتکلیف و شماری از مقامهای اطلاعاتی آمریکا، طرح را بیش از حد خوشبینانه و فاقد پشتوانه واقعی ارزیابی کردند. آنان معتقد بودند تصور اینکه حمله چند هزار نیروی کرد بتواند به سقوط حکومت ایران و روی کار آمدن احمدینژاد منجر شود، با واقعیتهای ایران سازگار نیست.
در نهایت نیز اختلاف نظرها در اسرائیل به اوج رسید. سه روز پیش از آغاز عملیات، رئیس ستاد ارتش اسرائیل اعلام کرد اگر موفقیت طرح به ترور علی خامنهای وابسته باشد، کل عملیات باید متوقف شود. با وجود این مخالفتها، نتانیاهو همچنان بر اجرای طرح اصرار داشت.
جمعبندی گزارش هاآرتص این است که پروژه تغییر حکومت ایران از همان ابتدا بر مجموعهای از فرضیات خوشبینانه و اثباتنشده استوار بود. نویسندگان معتقدند اگرچه موساد در ایجاد شبکههای نفوذ و جمعآوری اطلاعات موفقیتهایی به دست آورده بود، اما فرض اصلی طرح ــ یعنی امکان هدایت تحولات سیاسی ایران از بیرون و انتقال قدرت به شخصیتی مانند محمود احمدینژاد ــ فاقد پشتوانه کافی بود. به همین دلیل، هاآرتص این عملیات را در نهایت پروژهای میداند که از ابتدا بر پایه محاسباتی بسیار خوشبینانه و تا حد زیادی غیرواقعبینانه طراحی شده بود.

ارسال نظرات