نگاهی به «از هدایت به ساعدی»

حسن زرهی: خوانشی شجاعانه و امروزی

نگاهی به «از هدایت به ساعدی»
حسن زرهی: کار امیر شفقی در «از هدایت به ساعدی» تازه و شجاعانه است

کتاب «از هدایت به ساعدی» تلاشی نو در نقد ادبیات معاصر ایران است؛ اثری که با جسارت و معیارهای امروزی به بازخوانی هدایت و ساعدی می‌پردازد و نسل تازه‌ای از نگاه نقادانه را نمایندگی می‌کند.

 

 

نویسنده: حسن زرهی

 

من "از هدایت به ساعدی" را چند ماه پیش خواندم و دوست داشتم. نخست به این دلیل که تا آنجا که من می‌دانم در این باره کار درست‌ و درمان کم است. دیگر آنکه کار امیر شفقی از ویژگی‌هایی برخوردار است که امروزی و سزاوار روزگار متمدنانه‌ی ماست. و از رسم منسوخ در خدمت بزرگان بودن بی‌چون‌وچرا پیروی نمی‌کند. و به همان شیوه‌ی نخ‌نمای قدیم نمی‌خواهد روی بیاورد. یعنی منتقد قصد ندارد برگی از بدنه‌ی کهنه و کم‌جانِ گذشته‌ی این امر باشد و اثری ارایه کند که از همان پوسیدگی و پیوند تکراری آمده باشد. و این امتیازی است که نادیده گرفتنی نیست. بویژه در اکنون که ایران و جوانان پرجلوه‌اش در این باره هم، نگاهی دقیق و دلپسند و سرشار فهم و فکر دارند. در نتیجه میزان انتظارشان دست کم از کوشندگان هنر و ادبیات برون‌مرز که دچار مصیبت سانسور نیستند هم بسیار بیشتر از گرفتاران دارودرفش درون کشور است.

اما این به ظاهر آسان در عمل و آفرینش به هیچ رو بدون زحمت و مرارت میسر نمی‌شود. مهمترین ویژگی " از هدایت به ساعدی" خود امیر شفقی نویسنده اثر است. یعنی جوانی که با دست پر و اعتمادبنفس بسیار به سروقت بزرگترین‌‌های ادبیات معاصر ما می‌رود، نه برای اینکه مقهور عظمت آنان شود بلکه برای بار نخست روبه‌روی آنان بنشیند و حرف دلش را که چه بسا تلخ و ترسناک هم می‌تواند باشد بزند. به دامن به ظاهر کبریایی آنان دست بیندازد و نقد و پرسشگری را پیش ببرد.

نسل جوان امروز ایران رفتارش با همه‌ی دیروز و امروز ادبیات ما کمابیش از همین جنس است. تسلیم هیچکس هرچند بزرگ و کم‌مانند نمی‌شود، و هیچکس را هم، چونان گذشتگان خرد و خوار نمی‌پندارد. معیار و محک بهتر و امروزی‌تری دارد که به درد زمانه و زیباتر شدن می‌خورد.

کار امیر شفقی در کتابش همین ویژگی را دارد.

از روی فهم و فکر و فراستی است که انگاری از نسل و سن او بسیار بالاتر و برتر است، اما به او مستولی نیست و او را در آفرینش خود غرق نمی‌کند. برای همین مدام طی مراحل می‌کند که هنرپذیر دچار ترس و تردید می‌شود، و از خویش می‌پرسد که آیا بخت برون‌رفت از آنان را خواهد داشت یا خیر. اما نویسنده موفق می‌شود که نه تنها از آن مراحل بیرون شود، بلکه به مراتب و مراحل مهمتر و موثرتری هم دست یابد.

اینها توان‌هایی است که دست کم تا آنجا که من بیاد می‌آورم در نسل ما کمبودش محسوس بود. به هزار دلیل شهامت نقد و نگاه نقادانه به بزرگان را نداشتیم. اگر هم گاهی از سر اتفاق پیش می‌آمد بیشتر از جنس پوزش‌خواهی و معذور بودن بود تا مدعی بودن و پژوهشگری و همین ما را گرفتار مصیبت متوسط بودن کرد.

کار امیر به روشنی نشان می‌دهد که بزرگان ما حتی هم عصر خویش هم نبوده‌اند. او به درستی ابزاری به کار گرفته است که با تکیه و تاکید بر آثار و افکار بزرگان هنری ما معیاری به دست دهد که در راستای سنجش درست و درمان کار و روزگار آنان باشد.

 

به زبان ساده

کار امیر تازه است!

کار امیر کم‌پیشینه است!

کار امیر شجاعانه است!

کار امیر امروزی است!

و کار امیر خوب و خواندنی است!

و آدم حس خوبی دارد که امیر شفقی را می‌شناسد و اثری به این خوبی از او خوانده است.

ارسال نظرات