برای مریم منصوری، دانشجوی دانشگاه کارلتون، ماه ژانویه با کابوسی ناتمام آغاز شد. او سه هفته تمام را در بیخبری مطلق از خانوادهاش سپری کرد. آخرین باری که صدای مادرش را شنید، او قصد داشت به جمع معترضان در خیابانهای تهران بپیوندد؛ خیابانهایی که به سرعت به صحنه درگیریهای خونین تبدیل شدند.
قطع ناگهانی اینترنت و تلفن توسط مقامات جمهوری اسلامی، مریم را در خلأ وحشتناکی قرار داد. او ساعتها پای اخبار مینشست و روی تصاویر زوم میکرد تا مبادا پیکر بیجان مادر یا صمیمیترین دوستانش را در میان کشتهشدگان شناسایی کند. اگرچه مادر جان به سلامت برد، اما قطع اینترنت بحران دیگری را رقم زد: دسترسی به منابع مالی برای پرداخت شهریه ۲۰ هزار دلاری ترم آخر او عملاً غیرممکن شد.
داستان مریم، روایت مشترک هزاران دانشجوی بینالمللی ایرانی در کانادا است. افرادی که نه تنها بار عاطفی سنگین حوادث ایران را به دوش میکشند، بلکه با فروپاشی ارزش پول ملی و قطع ارتباطات مالی، در وضعیت معیشتی بحرانی قرار گرفتهاند. تصور عمومی بر این است که دانشجویان بینالمللی ثروتمند هستند، اما واقعیت زندگی مریم که حالا برای گذران زندگی به «بانک غذا» پناه برده، این کلیشه را درهم میشکند.
دِنا ابطحی، پژوهشگر موسسه سیاستگذاری عمومی (IRPP)، معتقد است که ترکیب سرکوبهای داخلی و سقوط اقتصادی در ایران، قدرت خرید خانوادهها را از بین برده است. حمایتهای مالی که پیش از این از سوی خانوادهها ارسال میشد، اکنون به دلیل افت ارزش ریال، تقریباً بیارزش شده است. بسیاری از دانشجویان ناچار شدهاند ویزای تحصیلی خود را به ویزای کار تغییر دهند تا بتوانند نیازهای اولیه زندگی را تأمین کنند.
در این میان، واکنش دانشگاههای کانادا متفاوت بوده است. در حالی که دانشگاه تورنتو و کوئینز تسهیلاتی نظیر بورسیههای اضطراری، تمدید مهلت تکالیف و مشاورههای روانی ارائه میدهند، دانشجویان در دانشگاههای دیگر مانند کارلتون و اتاوا از نبود حمایت کافی گلایه دارند. مریم منصوری میگوید با وجود درخواست کمک، هیچ حمایت واقعی از سوی دانشگاه کارلتون دریافت نکرده است.
مانا خسروشاهی، رئیس انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه اتاوا، میگوید بسیاری از دانشجویان حتی از وجود کمکهای محدود هم بیخبرند. او معتقد است تأخیر در اطلاعرسانی باعث شده دانشجویان با جریمههای سنگین دیرکرد شهریه مواجه شوند. مطالبه اصلی این دانشجویان، ایجاد سیاستی یکپارچه و دلسوزانه برای حمایت از کسانی است که تحت تأثیر درگیریهای جهانی قرار گرفتهاند.
وضعیت روانی دانشجویان نیز بخش دیگری از این بحران است. مشاهده مداوم تصاویر خشونتآمیز و شنیدن صدای ضبط شده از درگیریها، بسیاری را دچار تروما کرده است. دانشجویان خواستار دسترسی به خدمات سلامت روان رایگان و متناسب با فرهنگ خود هستند؛ خدماتی که بتواند عمق درد و اضطراب آنها را درک کند.
برای مریم که آرزو دارد به عنوان روزنامهنگار در کانادا فعالیت کند، آینده در هالهای از ابهام است. او میگوید روزنامهنگاری تنها راهی است که او را به دنیا متصل نگه میدارد، اما بدون حمایت مالی و انعطافپذیری دانشگاه، شاید هرگز نتواند فارغالتحصیل شود.
دنا ابطحی در پایان هشدار میدهد که این دانشجویان، ذهنهای درخشان و مستعدی هستند که داوطلبانه بخشی از جامعه آکادمیک و مدنی کانادا شدهاند. بستن درها به روی آنها در این لحظات بحرانی، نه تنها ناعادلانه است، بلکه سرمایههای انسانی ارزشمندی را از آینده کانادا سلب میکند.

ارسال نظرات