نویسنده: مصطفا عزیزی
فیلم Trees Are Watching که به فارسی میتوان آن را «درختان مراقباند» نامید تازهترین فیلم بهمن قبادی است که در چنشواره جهانی فیلم تورنتو (تیف) به نمایش درآمد. این فیلم میتوانست چرخشی شجاعانه و غیرمنتظره در کارنامهی بهمن قبادی باشد. فیلمی که شاید ریشه در کابوسهای تبعید داشت و از دل آن وحشتی روانشناختی، اسطورهای و اکولوژیک ساخته میشد. اما هیچ کدام اینها نشده است و تبدیل به فیلم گونهی ترسناکی شده است که تماشاچیان در صحنههایی که باید بترسند میخندند.
ما بهمن قبادی را معمولاً با واقعگرایی شاعرانه، کودکان، جنگ و تبعید میشناسیم اما ظاهرا بعد از تبعید خودخواستهاش فیلمهای او نزول عجیبی کرده است چنان که اگر «زمانی برای مستی اسبها» بهترین فیلم او نامیده شود باید «فصل کرگدن» را بدترین فیلم او نامید. اینبار هم به سراغ ژانری رفته است که تجربهیی در آن ندارد: وحشت روانشناختی.
داستان محوری فیلم بازگشت به خانه است. «داریا» (اوا گرین) که نویسندهیی طبیعتگرا ست همراه با دختر ناشنوایش به خانهی پدریاش که در دل جنگل واقع بود برمیگردد اما میبیند اکنون توسط کارخانه چوببری
دچار «جنگلزدایی گسترده» شده است و تنها دو درخت باقی مانده است. درختهایی که برای دو خواهر دوقلو، اسپین و نهال، کاشته شدهاند. این بازگشت، بهجای آرامش، دریچهیی به گذشتهی زخمی داریا میگشاید:
ظاهرا قبادی قصد داشته است سبک و لحن: گراند گینیول (نمایش خونآلود) را دربیاورد که از نظر بازیگری و کارگردانی و موسیقی موفق است اما میخواسته به آن رنگی از فلسفه و سیاست هم بزند که به دلیل فیلمنامه ضعیف آن نمیتواند اثر فلسفی و سیاسی مورد نظر قبادی را برساند.
با این حال «رابطهی انسان با طبیعت» و زخمهای روانی تبعید و جدایی را میتوان دید و نقش مادر شاید استعارهیی از وطن بسیار منفی نشان داده شده است. شاید قبادی اینبار هم مثل «لاکپشتها هم پرواز میکنند» یا «نیمهماه»، میخواسته از واقعیت اجتماعی را بگوید اما قالب کابوس بیان کند که درنیامده است.
میتوان این استعاره که درختان وقتی بریده میشوند و به شی دستسازی مانند صندلی تغییر میکنند به جای آرامش، وحشت میآفرینند اما فراموش نکنیم تمام این وحشت و مرگ دردناک «خواهر»، که چه بازی درخشانی دارد، در زمانی اتفاق افتاده است که جنگل سرسبز بود و خانه آباد.
بازیها در درختان مراقباند درخشان است و بازی اوا گرین، که سابقه طولانی در گونهی سینمای وحشت دارد، محشر است بازی بچهها فوقالعاده است و نمیتوان از تدوین و کارگردانی فیلم چشم پوشید. همهی اینها موجب شده است با فیلمی به اصطلاح هالیوودی روی به رو باشیم و رنگ شرقی آن زدوده شده است.
شاید بزرگترین موفقیت قبادی جلب نظر مارتین اسکورسیزی حتا بعد از شکست «فصل کرگدن» در گیشه و بین منتقدین باشد. این که او دوباره توانسته بود نظر اسکورسیزی را جالب کند و فیلم گرانقیمتی مانند «Trees Are Watching» را بسازد خود یک امتیاز برای قبادی میآورد.
سبک بصری عالی و بازیهای عالیتر بازیگران به ویژه اوا گرین فیلم را شاخص کرده است اما ای کاش حالا که قبادی بودجههای خوب میتواند بگیرد بودجهیی هم برای فیلمنامهنویسی بگیرد تا انقدر فیلمهایاش بیمنطق و سست نباشد. حیف او سرمایهیی برای ایران و کردستان است و نباید به سادگی از دستش داد.

ارسال نظرات