رضا مریدی: برای ایران نظام پارلمانی می‌خواهم

ضرورت تفکیک مقام رئیس کشور و رئیس دولت در نظام سیاسی آینده ایران

رضا مریدی: برای ایران نظام پارلمانی می‌خواهم

رضا مریدی، سیاستمدار ایرانی کانادایی با این توضیح که «من نه پادشاهی‌خواه و نه جمهوری‌خواه هستم و درعین‌حال هم پادشاهی‌خواه و هم جمهوری‌خواه هستم» می‌گوید: «شاید سؤال پیش بیاید که چطور چنین چیزی ممکن است؟ که در ادامه توضیح خواهم داد. آنچه من به آن اعتقاد دارم و به دنبال آن هستم «دموکراسی» و «حکومت مردم بر مردم» است که دومی ترجمه کلمه یونانی دموکراسی است.

نویسنده: سیمین افشار

 رضا مریدی، سیاستمدار ایرانی-کانادایی در گفت‌وگو با رادیوتلویزیون اینترنتی مانی به این پرسش پاسخ داد که چرا هواخواه سیستم پارلمانتاریستی برای آینده ایران است؟

به گزارش «هفته»، این برنامه در روزهای گذشته با اجرای بیژن افتخاری در برنامه‌ای با عنوان «جامعه آرمانی» پخش شد و آقای مریدی مهمان آن بود. او ضمن پاسخ به این پرسش با ذکر مثال‌های مختلف از ضرورت تفکیک مقام رئیس کشور و رئیس دولت در نظام سیاسی آینده ایران سخن گفت.

این سیاستمدار ایرانی کانادایی با این توضیح که «من نه پادشاهی‌خواه و نه جمهوری‌خواه هستم و درعین‌حال هم پادشاهی‌خواه و هم جمهوری‌خواه هستم» می‌گوید: «شاید سؤال پیش بیاید که چطور چنین چیزی ممکن است؟ که در ادامه توضیح خواهم داد. آنچه من به آن اعتقاد دارم و به دنبال آن هستم «دموکراسی» و «حکومت مردم بر مردم» است که دومی ترجمه کلمه یونانی دموکراسی است. در ایران قرن‌ها سیستم پادشاهی حاکم بوده و ۴۳ سال است که جمهوری داریم. ما نه در دوران پادشاهی دموکراسی داشتیم و نه در دوران جمهوری البته با پسوند اسلامی.»

 

پادشاهی یا جمهوری؛ مسئله این نیست

به گفته آقای مریدی «بنابراین پرسش این نیست که ما پادشاهی می‌خواهیم یا جمهوری. متأسفانه در این ۴۳ سال وقت زیادی از فرهیختگان، اپوزیسیون و مردم صرف این دو موضوع شده است. عده‌ای پادشاهی می‌خواهند که خودش انواع و اقسام دارد. برخی هم جمهوری‌خواه هستند که این هم شکل‌های مختلف دارد. البته این افراد وارد اشکال آن‌هم نشدند. من فکر می‌کنم افراد سر این دو کلمه خود را معطل کرده‌اند چراکه اصل سؤال این نیست. ما در مملکتمان هر دو را داشته‌ایم.»

او توضیح می‌دهد: «مردم چرا ۱۱۵ سال پیش‌ازاین انقلاب مشروطیت کردند؟ و بعدازآن، یعنی ۴۳ سال پیش هم انقلاب کردند. پادشاهی داشتیم و الان هم جمهوری داریم. پس چرا مردم رضایت ندارند؟ بخش زیادی از مردم دوست دارند همین‌الان بساط جمهوری اسلامی برچیده شود؛ بنابراین ما هر دو تجربه را کرده‌ایم. سؤال دقیق از خودمان، مردم و جامعه این است که ما چه می‌خواهیم؟ درواقع، ما دموکراسی می‌خواهیم و اینکه حکومت برخاسته از اراده ملت ایران مردم باشد.»

 

جدایی دو مقام رئیس کشور و رئیس دولت

این فعال سیاسی با اشاره به سیستم‌های حکومت‌داری در دنیا به‌ویژه در غرب، می‌گوید: «این کشورها هم در قالب پادشاهی می‌گنجند و هم در قالب جمهوری. در اغلب این کشورها، دو مقام را از هم جدا کرده‌اند. مقام رئیس کشور و مقام رئیس دولت. رئیس دولت یک مقام کاملاً فراحزبی است؛ فردی که هیچ مسئولیت اداری ندارد. حتی حق عضویت در هیچ حزبی را هم ندارد. حق دخالت در اداره مملکت را هم ندارد. فقط مقامی است که آن بالا نشسته است و بر امور ناظر است. هم‌زمان نماد ثبات، اتحاد و یگانگی مردم آن مملکت است. یکسری کارهای تشریفاتی هم انجام می‌دهد. به‌عنوان‌مثال به‌صورت تشریفاتی فرمانده کل نیروهای مسلح آن کشور است. اما فقط تشریفاتی است چراکه حتی نمی‌تواند درجه‌ای را به کسی اعطا کند.»

به گفته آقای مریدی «مدیریت دولت اعم از کشوری و لشکری در اختیار رئیس دولت است که اغلب ما آن را نخست‌وزیر می‌گوییم. رئیس دولت رهبر حزبی است که در پارلمان بیشترین کرسی را در اختیار دارد؛ بنابراین در هر انتخاباتی حزبی که بیشترین رأی را به دست بیاورد به‌صورت اتوماتیک رئیس آن حزب نخست‌وزیر آن مملکت می‌شود و مسئولیت اداره و مدیریت کشور را به عهده می‌گیرد.»

او با بیان اینکه «رئیس کشور مقام تشریفاتی است که در برخی کشورها به آن رئیس می‌گویند» می‌افزاید: «در فارسی ما آن را رئیس‌جمهور ترجمه کرده‌ایم. به‌عنوان‌مثال در آمریکا می‌گویند پرزیدنت بایدن یعنی رئیس بایدن، نمی‌گویند رئیس‌جمهور بایدن. در فرانسه هم همین‌طور. به نظر من ما جمهور را اضافه کرده‌ایم درحالی‌که کلمه زائدی است چراکه رئیس مملکت است که آن بالا نشسته است. در برخی کشورها رئیس مملکت موقتی است و دوره‌ای حدوداً چهار پنج سال دارد و معمولاً پارلمان انتخاب می‌کند یعنی با رأی تک‌تک مردم انتخاب نمی‌شود. اعضای پارلمان آن کشور، رئیس مملکت را برمی‌گزینند. در اسرائیل، آلمان، پاکستان و هندوستان سیستم به این شکل است.»

 

در ایران در حال حرکت به سمت پادشاهی بودیم

این سیاستمدار با اشاره به سیستم پادشاهی در کشورهای غربی، توضیح می‌دهد: «تاریخ نشان می‌دهد اغلب کشورها با پادشاهان اداره می‌شدند. اما در طول قرون گذشته دستگاه پادشاهی در این کشورها تکامل‌یافته است. پادشاهان همگی درگذشته دیکتاتور بوده‌اند و همه‌چیز به آن‌ها ختم می‌شد اما الآن همگی مقام تشریفاتی دارند و حق دخالت در امور دولتی ندارند. ما در ایران در حال حرکت به همین سمت بودیم. انقلاب مشروطیت اولین قدمی بود که در این مسیر برداشته شد که قدرت پادشاه را کم می‌کرد و بعد به انقلاب اسلامی رسیدیم و آنچه را که بافته بودیم پنبه کردیم درحالی‌که اگر بافندگی را ادامه می‌دادیم ما هم به تکامل سیستم پادشاهی دست می‌یافتیم.»

به گفته آقای مریدی «سیستم پادشاهی در دو کشور آسیایی تکامل‌یافته است؛ تایلند و ژاپن دو کشوری هستند که این سیستم را تجربه کردند. کشورهایی که کاملاً دموکراتیک هستند به‌ویژه ژاپن. مقام پادشاهی، فوق‌العاده مورداحترام مردم ژاپن است. مردم ژاپن به‌شدت به امپراتور خود مقید هستند و آن را در هر شرایطی حفظ کرده‌اند. متأسفانه در ایران ما این اتفاق نیفتاد. به‌طورکلی دموکراسی نکته‌ای است که متأسفانه احزاب سیاسی و اپوزیسیون ما کمتر به آن توجه کرده‌اند. نکته دیگر اینکه در زمان انتخابات می‌گوییم دموکراسی وجود دارد و مردم نمایندگان خود را انتخاب می‌کنند و افراد به مجلس راه پیدا می‌کنند. در مجلس هر حزبی که بیشترین کرسی را به دست آورد آن حزب مسئولیت اداری آن مملکت را به دست می‌گیرد. اما با تمام شدن دوره و رأی مردم در دوره بعد ممکن است این خانه بزرگ ملت، به دست حزب دیگری بیفتد بنابراین سیستم به همین شکل اداره می‌شود.»

 

پادشاهی در ایران فرصت تکامل نیافت

او با بیان اینکه «متأسفانه سیستم پادشاهی در ایران این فرصت را پیدا نکرد تا تکامل تدریجی خود را طی کند» می‌گوید: «این سیستم نتوانست در ایران به مرحله‌ای برسد که در حال حاضر در کشورهای غربی و ژاپن شاهد آن هستیم. وقتی به‌ویژه مردم در ایران و اپوزیسیون به اصل دموکراسی معتقد شدند و بعد به اصل جدایی ریاست کشور از ریاست دولت، سپس این مردم هستند که باید انتخاب کنند رئیس نمادین و سمبلیک را باید دائمی کنند یا موقت؟ که این بحثی فرعی است چراکه بعداً درباره آن با مثلاً رفراندوم می‌توان تصمیم‌گیری کرد.»

آقای مریدی معتقد است: «باید در مورد دموکراسی به چند نکته توجه کرد. دموکراسی واقعاً خودبه‌خود در جامعه اتفاق نمی‌افتد و خودبه‌خود هم معنا و مفهوم ندارد مگر اینکه ما به حکومت قانون در کشور معتقد باشیم. یعنی وقتی پارلمان قانونی را تصویب می‌کند باید همه از آن قوانین تبعیت کنند که متأسفانه هیچ‌وقت در جامعه ایران جاری نشده است. در جامعه ایران، ما باید فرهنگ‌سازی کنیم که همه ما در مقابل قانون باید برابر باشیم.»

برای دسترسی به صفحه اینترنتی این رادیوتلویزیون و دیدن کامل این برنامه به کانال تلگرام هفته به نشانی @haftehmontreal مراجعه کنید.

ارسال نظرات