یک جا دخترکی است که در کودکی با مادرش در خیابانها دنبال نذری میگردد تا شکمش را سیر کند؛ یک جا در ده سالگی از کوچههای کودکی در محلات فلکزده به بیابان گریخته تا به زور عروس نشود.
یکجا با موهای پریشان به خیابان دویده و گیر لباس شخصیها افتاده؛ یک جا جلوی دکه روزنامهفروشی دستگیر شده؛ جایی دیگر در شب تاریک ناموس از شوهر مظنونش چاقوخورده و خونین به زمین افتاده: جیغ و عربده در دل تاریکی شیشهها را در کوچههای نامردی میشکنند.
عزا عزاست هر روز. همه جا نوحه و روضه میخوانند و خیابانها پر از سایه و مرده است.
مردهها مثل برگهای پاییزی روی زمین ریختهاند. در که میگشایی باید احتیاط کنی آنها را زیر پا له نکنی.
با وجود اقتدار وحشت و مرگ، مرگ قادر مطلق نیست و زندگی از هر فرصتی سود میبرد تا از زندان و مرگ بگریزد و شاد و آزاد زندگی کند:
نیمههای شب
یکی محکم به در کوفت
دیدیم مرگ است
باز زدیم و رقصیدیم
با وجود سرکوب، زندگی تمام نمیشود؛ از دل مرگ میروید:
هر چه میزدند
ما نمیمردیم
سرانجام
زنده دفنمان کردند
دیدند
داریم میروییم
درباره شاعر:
اکبر فلاح زاده در رشته ادبیات دراماتیک از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران لیسانس، و در رشته ادبیات نوین آلمان و علوم رسانهای از دانشگاه ماربورگ آلمان دکترای خود را گرفته است.
نخستین کتابش ترجمه نمایشنامه «عید پاک» آگوست استریندبرگ در میانه دهه شصت بهخاطر پیشگفتار ضد جنگ و صلحطلبانه اش ممنوع شد.
سالها نویسنده در رادیو زمانه بوده و کتاب «مجازات اعدام، تاریخ، منشاء، قربانیان» از کارل برونو لدر آلمانی را هم ترجمه کرده است. پیش از این مجموعه داستان کوتاه او با نام «جلوی خانه ما یکی مرده بود» در نشر آسمانا منتشر شده است.
برای تهیه کتاب مراجعه کنید به:
https://www.lulu.com/shop/akbar-fallahzadeh/dont-arrest-me/paperback/product-kv784m7.html?page=1&pageSize=4
برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به:
https://asemanabooks.ca/dont-arrest-me/

ارسال نظرات