در تاریخ جنگ جهانی دوم، نامهایی چون اسکار شیندلر بهعنوان افرادی شناخته میشوند که با به خطر انداختن موقعیت و امنیت خود، جان انسانهای تحت تعقیب رژیم نازی را نجات دادند. در میان این روایتها، نام یک دیپلمات ایرانی نیز دیده میشود؛ عبدالحسین سرداری، سرپرست وقت کنسولگری ایران در پاریس، که برخی او را «شیندلر ایرانی» مینامند.
سرداری در سالهای اشغال فرانسه توسط نیروهای آلمان نازی در پاریس حضور داشت. پس از اشغال فرانسه در سال ۱۹۴۰ و تشدید قوانین ضدیهودی، بسیاری از یهودیان اروپا در معرض بازداشت، تبعید و انتقال به اردوگاههای مرگ قرار گرفتند. در چنین شرایطی، داشتن تابعیت یا مدارک هویتی خارجی میتوانست راهی برای فرار از تعقیب باشد.
بر اساس روایتهای تاریخی، عبدالحسین سرداری از موقعیت دیپلماتیک خود برای صدور گذرنامه و گواهیهای هویتی استفاده کرد. گفته میشود او نهتنها برای یهودیان ایرانی مقیم فرانسه، بلکه برای شمار زیادی از یهودیان غیرایرانی نیز اسناد ایرانی صادر کرد؛ اقدامی که در بسیاری موارد به افراد امکان خروج از فرانسه یا جلوگیری از بازداشت توسط نیروهای نازی را میداد.
یکی از جنبههای بحثبرانگیز و در عین حال مشهور فعالیتهای سرداری، استدلال او در برابر مقامهای آلمانی بود. طبق برخی منابع، او تلاش کرد مقامهای نازی را متقاعد کند که یهودیان ایرانی با یهودیان اروپایی تفاوت قومی دارند و باید از قوانین ضدیهودی مستثنا شوند. این استدلال بر مبنای برداشتهای نژادی رایج آن دوران و تأکید بر «آریایی» بودن ایرانیان مطرح شد.
پژوهشگران میگویند این استدلال، هرچند از نظر علمی و تاریخی پایه محکمی نداشت، اما در فضای ایدئولوژیک آن زمان توانست تا حدی مؤثر واقع شود و به سرداری فرصت دهد برخی از یهودیان را تحت پوشش اسناد ایرانی قرار دهد. به گفته تعدادی از مورخان، او از خلأهای اداری و آشفتگی دوران جنگ نیز برای ادامه این فعالیتها استفاده میکرد.
آمار دقیقی از تعداد افرادی که با کمک سرداری نجات یافتند وجود ندارد. برخی گزارشها از نجات حدود دو هزار نفر سخن میگویند و برخی دیگر شمار افراد تحت حمایت او را تا چهار هزار نفر برآورد کردهاند. در تعدادی از روایتها نیز به «هزار خانواده» اشاره شده است. با این حال، نبود اسناد کامل و اختلاف در منابع تاریخی باعث شده رقم دقیق همچنان محل بحث باشد.
برخی پژوهشگران معتقدند شهرت عبدالحسین سرداری در مقایسه با چهرههایی مانند اسکار شیندلر بسیار کمتر بوده است، زیرا فعالیتهای او تا دههها پس از جنگ کمتر مورد توجه رسانهها و نهادهای بینالمللی قرار داشت. در سالهای اخیر اما مستندها، مقالهها و گزارشهای متعددی درباره نقش او منتشر شده و نامش دوباره مطرح شده است.
در ایران نیز روایت سرداری گاه بهعنوان نمونهای از کمک یک دیپلمات ایرانی به یهودیان در دوران هولوکاست مطرح میشود. برخی مقامها و رسانهها از او بهعنوان نمادی از انساندوستی ایرانیان یاد کردهاند، در حالی که برخی تاریخنگاران نسبت به تعمیمهای بزرگنمایانه درباره ابعاد این روایت هشدار میدهند.
اسناد تاریخی نشان میدهد که سرداری پس از اشغال فرانسه همچنان در پاریس ماند، حتی زمانی که دولت ایران در پی فشار متفقین روابط خود را با آلمان قطع کرد. گفته میشود او در مقاطعی بدون دریافت مجوز رسمی از تهران نیز به صدور گذرنامه ادامه میداد. همین مسئله بعداً باعث بروز مشکلات اداری و مالی برای او شد.
عبدالحسین سرداری پس از پایان جنگ جهانی دوم، سالها دور از توجه عمومی زندگی کرد و در دهههای بعد نامش کمتر در فضای عمومی مطرح بود. او سرانجام در دهه ۱۹۸۰ میلادی درگذشت. با این حال، طی دو دهه اخیر، انتشار کتابها و گزارشهای تاریخی باعث شد بار دیگر داستان فعالیتهای او در دوران جنگ مورد توجه قرار گیرد.
برخی نهادهای یهودی و پژوهشگران هولوکاست از سرداری بهعنوان فردی یاد کردهاند که در شرایط خطرناک، از ابزار دیپلماسی برای کمک به انسانها استفاده کرد. در عین حال، برخی تاریخنگاران معتقدند بخشی از روایتهای مربوط به تعداد نجاتیافتگان یا گستره فعالیتهای او ممکن است در گذر زمان بزرگنمایی شده باشد.
با وجود این اختلافنظرها، بسیاری از پژوهشگران توافق دارند که عبدالحسین سرداری در سالهای تاریک جنگ جهانی دوم، نقشی واقعی در کمک به شماری از یهودیان ایفا کرده است؛ نقشی که نام او را در فهرست دیپلماتهایی قرار داده که در میانه یکی از خونبارترین دورههای قرن بیستم، تلاش کردند جان انسانها را نجات دهند.
منابع:

ارسال نظرات