تپانچه و مو

گفت‌وگو با لورین پریچارد هنرمند کانادایی

لورین پریچارد متولد منیتوبا است. تاثیر طبیعت زیبای منیتوبا را می‌شود در کارهای هنری او  به وضوح مشاهده کرد. لورین، روی بوم و کاغذ نقاشی می‌کند و مجسمه می‌سازد. انگیزه‌ی اصلی این هنرمند جستجوی زبانی تصویری است که بیانگر رابطه‌ی متقابل واقعیت معنوی و فیزیکی باشد. آثار او در کانادا، فرانسه، بلژیک، ایالات متحده آمریکا و ژاپن (سفارت کانادا در توکیو) به نمایش گذاشته شده است. او در حال حاضر در استودیوی خود در مونترال زندگی و کار می‌کند و توسط Beaux-arts des Amériques  نمایندگی می‌شود.

نویسنده: لیدا دقیقی

 

لورین پریچارد متولد منیتوبا است. تاثیر طبیعت زیبای منیتوبا را می‌شود در کارهای هنری او  به وضوح مشاهده کرد. لورین، روی بوم و کاغذ نقاشی می‌کند و مجسمه می‌سازد. انگیزه‌ی اصلی این هنرمند جستجوی زبانی تصویری است که بیانگر رابطه‌ی متقابل واقعیت معنوی و فیزیکی باشد. آثار او در کانادا، فرانسه، بلژیک، ایالات متحده آمریکا و ژاپن (سفارت کانادا در توکیو) به نمایش گذاشته شده است. او در حال حاضر در استودیوی خود در مونترال زندگی و کار می‌کند و توسط Beaux-arts des Amériques  نمایندگی می‌شود.

اولین کارهایی که از شما دیدم  کولاژ با کاغذ ژاپنی بود. من آن‌ها را خیلی زیبا و جذاب یافتم. چگونه با کاغذ ژاپنی آشنا شدید و با آن مشغول به کار شدید؟

زمانی که لوئیس گاردنر ثابت همراه یکی از دوستانم از استودیوی قبلی من در تورنتو دیدن کرد، با واشی یا همان کاغذ ژاپنی دست‌ساز آشنا شدم. من همیشه کار کردن با کاغذ را دوست داشتم اما واقعاً هیچ ایده ای در مورد واشی نداشتم. واشی کاغذ سنتی ژاپنی است که با الیاف محلی ساخته می‌شود و با دست به روش سنتی تولید می‌شود. لوئیس نقاشی‌هایش را که روی این کاغذ ظریف و شفاف کار شده بودند، نشانم داد. این کاغذ مانند ابریشم رنگ را جذب می‌کند و می‌شود به صورت‌های مختلف با آن کارکرد. پس از آن، محل فروش کاغذهای ژاپنی را در خیابان کوئین در تورنتو کشف کردم. من آنقدر برای خرید کاغذ آنجا می‌رفتم که مالک‌ مغازه پیشنهاد کرد همان‌جا مشغول کار شوم. این موضوع برمی‌گردد به سال ۱۹۸۹. نانسی ژاکوبی، مالک مغازه، سرانجام به من و شوهرم پیشنهاد داد یک مغازه کاغذ ژاپنی را در مونترال باز کنیم. ما در سال ۱۹۹۳به مونترال نقل مکان کردیم و مغازه‌مان را که Au Papier japonais نام دارد در خیابان Fairmount  باز کردیم. من با واشی به طرق مختلف برخورد کردم و برگه‌های متنوعی درست کردم. کلاژ راهی طبیعی برای کنار هم قرار دادن، لایه‌بندی، چسباندن یا دوخت آن برگه‌ها  بود.

به نظر می رسد در برخی از نقاشی‌هایتان از خوشنویسی فارسی الهام گرفته‌اید، در این باره برایمان بگویید.

برخی از کارهای من شبیه خوشنویسی فارسی است، بله درست می‌گویید. بسیاری از اوقات به دلیل استفاده از واشی، بینندگان فکر می کنند نقاشی های نوشتاری من از خط ژاپنی الهام گرفته‌اند اما در واقع اگر ارتباطی با خوشنویسی وجود داشته باشد، بیشتر به این دلیل است که تحت تأثیر دست‌نوشته‌های فارسی و عربی حضرت باب قرار گرفته‌اند. ایشان از شخصیت‌های اصلی دیانت بهایی‌اند. اولین بار دست خط ایشان را در کتابی دیدم و بعداها موقع زیارت در مرکز جهانی بهاییت، دیدن آن‌ها تاثیر زیادی روی من گذاشت. نحوه‌ی قرار گرفتن متن روی صفحه مرا مجذوب خود کرد. از نظر من شبیه نقاشی بود، و از آن‌جایی که نمی‌توانستم آن را بخوانم، آن‌ها را به با زبانی بصری دریافت کردم.

می‌دانم که مجسمه‌هایی هم برای تجلیل از زنان ایران ساخته‌اید، اگر ممکن است در مورد آنها و نمادهایی که در آثارتان گاهی به شکل موی انسان نمود پیدا می‌کنند، برایمان بگویید.

من قبلا هم سری‌های مختلفی از قلم‌مو ساخته بودم. تازگی از برخی دوستانم خواستم مقدار کمی از موهایشان را به من بدهند تا بتوانم روی یک سری جدید قلم‌مو کار کنم. مو چیزهای زیادی را برایم تداعی می‌کند؛ زیبایی، استحکام و تجدید. در ضمن در طول تاریخ، تارهای مو به عنوان یادگاری از عزیزان حفظ شده است. زمانی که زنان دلیر ایران برای به دست آوردن حقوق خود برخاستند، و به صورت نمادین موهای خود را با قیچی بریدند، دید من نسبت به قلم‌موهایی که درست می‌کردم عوض شد. اما این پیشرفتی طبیعی در پروسهذی خلق است. تغییرات ضمن فرآیند پیش می‌آیند و معانی جدید متولد می‌شوند. من دو کار با اسلحه‌های عتیقه و موی اسب ساختم‌ که در آن‌ها موها به صورت باروت از لوله‌ی تفنگ بیرون می‌آیند. در این کارها از مو به عنوان آلت جنگ استفاده کرده‌ام.

موهای بافته‌شده برایم نماد زن، زندگی، آزادی هستند. سه تار موی بافته شده، کامل و جدا نشدنی. زنان ایرانی در حال نمایش قدرت، شجاعت، انعطاف‌پذیری، مقاومت، اعتماد به نفس و بینش روز‌افزونشان هستند و مورد تحسین زنان و مردان بسیاری در نقاط مختلف دنیا قرار گرفته‌اند. رفتار این زنان روی بسیاری از مردم تاثیر گذاشته. بدیهی است که تا زمانی که مرد و زن هر دو نتوانند در جامعه پیشرفت کنند، کل جامعه ترقی نخواهد کرد.

در خلق این آثار هنری روند کاری‌تان چگونه است؟

روند خلق هنر برای من عرفانی است و از نظر من الهام معمایی است جالب. اما می‌توانم بگویم روابط ما با دیگران، آنچه می‌خوانیم، و آنچه گوش می‌دهیم  بر آن چیزی که خلق می‌کنیم تأثیر می‌گذارد.

من عادت خاصی دارم که هر روزم را با انجام یک کار هنری کوچک روی واشی شروع می‌کنم که به من امکان می‌دهد بسیار خودانگیخته و مستقیم و بی‌دغدغه کار کنم. کار کوچک است، اما من چیزهای زیادی از این تمرین‌های روزانه یاد می‌گیرم و این گونه است که می‌توانم به صورت بصری فکر کنم. بعد از این فرآیند اولیه، روی هر چیزی که علاقه دارم کار می‌کنم. از جایی شروع می‌کنم و و کم‌کم کار هنری به‌وجود می‌ید و تکامل پیدا می‌کند.

آیا کارهایی داریدکه در آن‌ها چالش‌های اجتماعی اهمیت پیدا کرده باشند؟

جنگ، فقر، نابرابری و بی عدالتی چند تا از مشکلات اجتماعی ما هستند. نمی‌توانم مدعی شوم که کارهای من به طور مستقیم به این مسائل می‌پردازند. فکر می‌کنم من با واقعیت‌های درونی سروکار دارم که  روی مسائل اجتماعی اثر می‌گذارند. یکی از مسائلی که خیلی برایم مهم است، مسئله عدالت و تساوی حقوق همه‌ی انسان‌هاست و این‌که نباید به خاطر این‌که کسی از کشور دیگری یا نژاد دیگری است نسبت به او تبعیض قائل شویم.  ما برای بقاء وپیشرفت خود به تنوع نیاز داریم.

فکر می کنم گاهی اوقات برای پرداختن به موضوعاتی که صحبت کردن در موردشان بسیار دردناک است، به طنز نیاز داریم. اخیرا یک سری نقاشی کولاژ از چهره‌ای مختلف، گاهی وارونه یا به پهلو کشیده ام که دیدنشان برایم مسرت‌بخش‌اند. این نقاشی‌ها اشاره‌ای هم به موضوع تنوع و برابری در جامعه دارند.

به نظر شما نقش هنر در جامعه چیست؟

به نظر من هنر این قدرت را دارد که در مورد مسائل اجتماعی زمانه یا وضعیت موجود به ما آموزش دهد. همچنین به تعالی روحی انسان کمک می‌کند. هنر می‌تواند افراد را در یک فضای اجتماعی گرد هم بیاورد و سوالاتی را در مورد نحوه‌ی درک ما از واقعیت مطرح کند. هنر می‌تواند عملی برای ستایش و جشن گرفتن باشد یا بیانگر عمیق‌ترین غم و اندوه ما باشد. من فکر می‌کنم هر هنرمندی این مسئولیت را دارد که تا حد امکان از وضعیت جهان آگاه باشد، هنرِ خود را در حد توانِ خود به کمال برساند و آن را به عنوان کمکی به کل جامعه ارائه دهد. آنچه به طور خاص هنرمندان ارائه می‌دهند چیزی است که شاید کمتر عقلانی است و بیشتر با احساست ما سر و کار دارد. شاید این ارائه‌ی آرامش، شادی و بینش است که می‌تواند خستگی‌هایمان را تسکین دهد یا به ما یادآوری کند چیزی مرموز و فراتر از دید محدود ما وجود دارد. آفرینش به نظر من اسرارآمیز است و الهام در جستجوی روزنه‌ای برای ظهور می‌گردد. در نهایت، هنر زبانی دیگری است که با دل‌ها  صحبت می‌کند.

من تکنیک کولاژ با کاغذ ژاپنی را از شما یاد گرفتم و حتی روی عنوان یکی از کتاب‌های شعرم تاثیر گذاشت؛Collage of me: East and West intertwined . نظر شما در مورد نمادگرایی کلاژ چیست؟

برای من کلاژ نماد وحدت در تنوع است. کلاژ به طور طبیعی باعث ایجاد شگفتی می‌شود و نیاز به خلاقیت دارد. هر عنصری چیز خاصی را برای کل به ارمغان می آورد که اگر نباشد چیزی کم خواهد بود و اگر برخی از افرادی جامعه از ایفاء کردن نقش خود باز داشته شوند، جامعه کامل نخواهد بود.

 چگونه افراد علاقمند به کارهایتان می‌توانند با شما تماس بگیرند یا یک تور استودیویی ترتیب دهند؟

علاقه مندان میتوانند مستقیماً از طریق lorrainepritchard@sympatico.ca با من تماس بگیرند و کارهایم را در اینستاگرام official_lorraine_prichard  ببینید.

 

ارسال نظرات