قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۴۸
سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۶۴۸

حکایت هفته

ماکاس اسلیمینگ

وقتی بالاخره گاندی خندش تموم شد، مادرم گفت: صدبار به یی زنِ ابوذر گفتم نزار ایقد آرشی بشینه پای ماهواره، ولی راس میگه، حق داره بنده‌ی خدا، کی چارش می‌کنه یی نیم‌وجبی یه، اگه هم نزارش که بشینه کارتون نگاه کنه، کاراشه نمی‌تونه بکنه بنده‌ی خدا. گفتم بالاخره می‌گین چی شده یا نه؟ گاندی: هیچی بابا، بازم آرشی دسته گل به آب داده. باز چکار کرده؟ ماکاس اسلیمینگ زده به دور کمرش و داخلِ شورتش! ماکاس اسلیمینگ دیگه چیه؟ مادرم: یه کرمِ لاغری که ماهواره تبلیغش می‌کنه. گفتم خُب ماکاس اسلیمینگ از کجا آورده زده به دور کمرش و داخل شورتش؟ مادرم: ماکاس اسلیمینگ کجاشون بود تو هم، رفته تو یخچال کره برداشته به‌جای ماکاس اسلیمینگ زده به کمرش.

حق دارید بخندید، منم مثل شما وقتی مادرم گفت پسر برادرم آرشی رفته کره رو از یخچال درآورده و زده به دور کمرش، نتونستم جلوی خندم رو بگیرم. ولی ماجرا و قضیه‌ی این ماکاس اسلیمینگ یا همون کره‌ای که بچه‌ی برادرم آرشی زده بود به دور کمرش و داخل شرتش، فقط به همین‌جا ختم نمی‌شه.

بدبخت زن‌برادرم با چه بدبختی کره‌ها رو از دور کمر و داخل شورت پسر برادرم، با دستمال کاغذی، دوباره پاک و جمع کرده و گذاشته بوده تو یخچال. وقتی عصری برادرم و بچه‌هاش اومدن خونه‌ی مادرم و یه بار دیگه، این بار همگی با هم تبلیغ ماکاس اسلیمینگ رو کامل دیدیم، به پسر برادرم حق دادم بخواد بره سروقت یخچال و کره رو به‌جای ماکاس اسلیمینگ برداره بماله به دور کمر و داخل شورتش.

نمی‌خوام بگم وقتی زن‌برادرم تعریف کرد که کره‌ی ارژنگ ماکاس اسلیمینگ شده از تو یخچال ناپدید شده بوده، چه اتفاقی برام افتاد. فقط می‌دونم از شدت خنده، روده‌بُر شدم رو زمین. اونم درست وقتی زن‌برادرم تعریف کرد صبح که از خواب بلند شده، دیده کره‌ی ماکاس اسلیمینگی تو یخچال نیست. تو نگو ابوذر دیشب دیروقت که از کار اومده، با مربای آلبالو زده بودش تو رگ!

منبع: (پیامک لنین به آیزابرلین، آرش قلعه گلاب. تهران؛ نشر ورا، ۱۳۹۷)

Aviron

 

لطیفه‌های هفته

خودشون از طرف ما تصمیم می‌گیرن واکسن آمریکایی نزنیم … خودشون از طرف ما برامون اکانت روبیکا می‌سازن … خودشون از طرف ما برگ رأی پر می‌کنن … لامصب اصلاً نمیذارن دست به سیاه و سفید بزنیم … آدم شرمندۀ این محبتا میشه واقعاً!

این‌قدر خونه رو ضدعفونی کردم بوی بیمارستان گرفته … آدم همش دوست داره بره انتهای راهرو دست چپ!

میگه اگه افسردگی دارید آشپزی کنید … برو عامو من نصف افسردگیم به خاطر ظرف‌های نشسته توی سینکه!

ژن برتر فقط اونایی دارن که مثل خرس می‌‌خورن … مثل مارمولک لاغرن!

زبان فارسی خیلی جالبه … هم سکوت علامت رضاست … هم جواب ابلهان خاموشی ست … تازه آخرین سنگر هم سکوت است … اما با این حال سکوت سرشار از ناگفته‌هاست!

ایشالله کرونا که تموم شد جوری فساد می‌کنم که … عرش خدا بلرزه دوباره عذاب نازل کنه!

مامانای نسل قبل: صبح شده بیدار شو دیگه … مامانای این نسل: صبح شده بخواب دیگه!

 

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نکته هفته

می‌دونی خود ده سال بعدت الآن اگه می‌تونست باهات صحبت کنه چی می‌گفت؟ «به خاطر تمام امیدهایی که بهم دادی، به خاطر تمام تلاش‌هایی که کردی و به خاطر تسلیم نشدن و جا نزدنت امروز من به اینجا رسیدم، ازت ممنونم و خیلی دوستت دارم.»

نقل‌قول هفته

نلسون ماندلا: امنیت تنها به معنی عدم جنگ در کشور نیست. امنیت حقیقی یعنی تمام افراد جامعه بدون توجه به نژاد، دین، طبقه، جنسیت و پایگاه اجتماعی از حقوق یکسان برای رشد برخوردار باشند.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: اگر به هوا پری مگسی باشی، اگر بر روی آب روی خسی باشی، دل به دست آر تا کسی باشی. (بایزید بسطامی)

اسپانیایی: نگارش اندیشه‌ها، سرمایۀ آینده است.

شعر طنز هفته

سیب‌زمینی

آداب پایتخت‌نشینی نخواستیم

یک چسب گنده بر نوک بینی نخواستیم

ما را شمیم سنجد و توت وطن خوش است

ما میوه‌های مصری و چینی نخواستیم

تولید را، پدر، سر جدّت! غلاف کن

بابایمان درآمده، نی‌نی نخواستیم

خواننده‌های روی زمین خوش‌صداترند

خواننده‌های زیرزمینی نخواستیم

با ما بدون پرده بگویید زهرمار

ما حاضریم… فلسفه چینی نخواستیم

یک لقمه نان به ما برسانید، همین بس است

ما دولت چنان و چنینی نخواستیم

هی کار می‌کنیم و گزینش نمی‌شویم

اصلاً رئیس کارگزینی نخواستیم

ما خوانده‌ایم چاقی کاذب می‌آورد

نان و برنج و سیب‌زمینی نخواستیم

دین را دبیر جبر به ما یاد داده است

قربانتان! معلم دینی نخواستیم

بی سور و سات هم به خدا قانعیم ما

شربت بس است، منقل و سینی نخواستیم

یاران او به برج نشینی رسیده‌اند

مردی که گفت: کاخ‌نشینی نخواستیم

منبع: (هی شعر ترانگیزد، سعید بیابانکی. مشهد؛ سپیده‌باوران، ۱۳۹۷)

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۶۴۵

اگر داری این پیغام را می‌خوانی: برایت آرزو می‌کنم که شغل، ماشین، خانه رؤیاهایت و همه‌ی خبرهای خوب و چیزهایی که داشتی برای‌شان تلاش می‌کردی را به دست بیاوری؛ تو لیاقتش را داری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *