قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / آخرین انتخابات؟ پس از دوم اسفند چه خواهد شد؟
اعتراضات در ایران

آخرین انتخابات؟ پس از دوم اسفند چه خواهد شد؟

گردآوری و تنظیم: هفته|

دوباره در ایران انتخابات است، روندی که طی 4دهه گذشته همواره مناقشه برانگیز بوده است: در یک سوی طیف، سران حکومت قرار دارند که انتخابات در ایران را «سالم‌ترین و آزاد‌ترین» نام گذاشته‌اند و در سوی دیگر طیف مخالفان نظام بوده اند که از همان 12 فروردین 1358 به این سو انتخابات در ایران را روندی مخدوش، پرغل و غش و غیرقابل اعتماد دانسته‌اند. اینکه دقیقا چند درصد واجدان شرایط در هر انتخاباتی شرکت داشته‌اند نیز مورد مناقشه بوده است. به جرات می‌توان گفت که بزرگترین اختلاف نظر بر سر درستی انتخابات اعتراضات 1388 بود که شعار محوری آن در «رای من کجاست؟» خلاصه شده بود.

اما امسال چه خبر است؟

جمعه، دوم اسفند 1398 (21 فوریه 2020)، انتخابات دوره 11-ام مجلس شورای اسلامی برپا می‌شود. در این انتخابات قرار است 290 نماینده از داخل صندوق‌های رای بیرون بیایند و کرسی‌های مجلس یازدهم را پرکنند. صدالبته مثل بیشتر دوره‌های قبل نتیجه نهایی بعضی از حوزه‌ها به دور دوم موکول می‌شود که قرار است درتاریخ 29 فروردین 1399 برگزار شود.

Aviron
Aviron

 

جبهه ملی ایران همچنین تأکید کرده است که مجلس با وجود “اشکالات ساختاری” در قانون اساسی جمهوری اسلامی، قادر به “کمترین اثری” بر امور کشور نداشته و “تنها به نهادی تشریفاتی و بی‌خاصیت تبدیل شده است.”

طبق اطلاعات وزارت کشور تعداد واجدین شرایط برای شرکت در این انتخابات حدود ۵۵ میلیون نفر است. درنتیجه به طور متوسط هر ۱۹۰ هزار ایرانی یک نماینده در مجلس خواهند داشت. 

به گفته وزیر کشور بیش از ۸۵ درصد انتخابات مجلس یازدهم به صورت الکترونیکی برگزار می‌گردد که با این اقدام نود درصد از تخلفات انتخاباتی محل وقوع پیدا نمی‌کنند.

به گفتهٔ دبیر ستاد انتخابات کشور، داشتن حداقل سن ۳۰ و حداکثر ۷۵ سال، مدرک کارشناسی ارشد یا معادل آن که دارای ارزش استخدامی باشد، داشتن مدرک پایان خدمت نظام وظیفه، و التزام عملی به اسلام و تابعیت ایرانی از شرایط نام‌نویسی داوطلبان است.

نرگس محمدی
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، یکی از این چهره‌هاست که ۱۵ بهمن‌ماه گذشته با انتشار فراخوانی از زندان زنجان خواستار تحریم انتخابات از سوی مردم شد و اعلام کرد: «شایسته است که با مدنی‌ترین شیوه اعتراض به پا خیزیم و با راه‌اندازی کارزار قدرتمند تحریم انتخابات پاسخ سیاست‌های تنگ‌نظرانه و سرکوب‌گرانه حکومت را داده و به حرمت خون کشته‌شدگان مظلوم در پای صندوق‌های رأی حضور نیابیم.»

اما نکته اینجاست که این بار تقریبا تمامی نمایندگان سرشناس جناح غیراصولگرا زیر تیغ نظارت استصوابی رفته و برخی از نمایندگان معروف مجلس دهم اصلا حضور در انتخابات خودداری کرده‌اند. علی لاریجانی، نمایندهٔ قم و رئیس مجلس، محمدرضا عارف، نمایندهٔ تهران و رئیس فراکسیون امید، پروانه سلحشوری، نمایندهٔ تهران، سیده فاطمه حسینی، نمایندهٔ تهران، محمدجواد فتحی، نمایندهٔ تهران از این جمله هستند.

رد صلاحیت علی مطهری، عضو هیئت رئیسه فعلی مجلس و از چهره‌های شاخص نظام از معروف‌ترین «ردصلاحیت‌شده‌ها»ی این دوره است.

بنا به آمار رسمی در کل از ۱۴ هزار کاندیدای انتخابات مجلس یازدهم ۶۸۰۰ نفر به بهانه‌های مختلف از جمله فساد و عدم التزام به اسلام رد صلاحیت شده‌اند. اصلاح‌طلبان اعلام کرده‌اند که در ۲۳۰ کرسی از ۲۹۰ کرسی هیچ نامزدی ندارند.

به غیر از اولین دوره مجلس اسلامی که عملا غالب گروه‌های سیاسی فعال کاندیدا معرفی کردند، دیگر عرصه انتخابات به «خودی»ها منحصر شد و این عرصه روزبه روز تنگ‌تر شد تا اینکه امروز برخی از نزدیکترین افراد به حلقه اول حاکمان از لیست «خودی»ها حذف شده‌اند.

مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاح طلب و زندانی سیاسی سابق، با انتقاد از وضعیت این دوره گفته است: «رهبر با منصوب‌کردن مستقیم یا غیرمستقیم ۱۲ عضو شورای نگهبان از یک گرایش سیاسی، داور رقابت‌های انتخاباتی را از بی‌طرفی خارج کرده‌است. به‌همین دلیل مسئولیت تبدیل انتخابات به انتصابات در درجه نخست با شخص رهبر است. در انتخابات رای می‌دهم، در انتصابات نه.» او تاکید کرده است که در این انتخابات رای نخواهد داد.

نرگس محمدی فعال مدنی، گلرخ ابراهیمی ایرایی و سهیل عربی، فعالان سیاسی که امروز در زندان به سر می‌برند نیز انتخابات را رسما تحریم کرده‌اند. نرگس محمدی نوشته است: «به حرمت خون کشته‌شدگان مظلوم در پای صندوق‌های رای حضور نیابیم.»

گلرخ ابراهیمی ایرایی
گلرخ ابراهیمی ایرایی، از زندانیان سیاسی طی بیانیه‌ای از زندان قرچک ورامین، خواستار تحریم انتخابات شده و اعلام کرده است که “در نمایش اهانت‌آمیز حکومتی که دستان زمامدارانش به خون فرزادها، زانیارها، لقمان‌ها و رامین‌هایمان آلوده است” شرکت نخواهد کرد.

مؤسسه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران تقریبا یک ماه قبل از تاریخ انتخابات، در نیمه اول بهمن 1398 یک نظرسنجی درباره شرکت در انتخابات مجلس انجام داد. نتایج آن نشان می‌دهد که تنها یک‌چهارم واجدان شرایط تهرانی تمایلی به شرکت در انتخابات دارند. بیش از نوددرصد شرکت کنندگان در این نظرسنجی اعلام کرده‌اند که از «شرایط و وضع مدیریت کشور ناراضی هستند.»

مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در دی ماه ۱۳۹۸ یک نظرسنجی انجام داد. این نظرسنجی هم نتایجی مشابه دارد: تمایل مردم شهر تهران برای شرکت در انتخابات کمی بیش از بیست درصد است و برای مردم استان تهران تقریبا 27درصد.

فاصله‌ی خیزش‌های اعتراضی در ایران رفته رفته کمتر شده است. کسی نمی داند خیزش بعدی کی خواهد بود و به چه دلیلی اما به احتمال بسیار زیاد می‌توان گفت که پس از آبان و دی 1398 تا خیزش بعدی احتمالا سال‌ها فاصله نخواهد افتاد.

حزب ملت ایران اعلام کرد که “راه خروج از بن‌بست‌های پیش روی” نه “لشکر‌کشی خیابانی و ایجاد جو خشونت در برابر جوانان به جان آمده” و نه “نمایش” شرکت در انتخابات، بلکه “بازپس دادن حقوق واقعی و قانونی ملت به ملت است.”

بیشتر بخوانید:

وب سایت دویچه وله در یک تحلیل درباره انتخابات یازدهم نوشته است: «اعتراضات دی‌ماه ۹۶ و آبا‌ن‌ماه گذشته که در انسداد خبری با سرکوب خونین روبه‌رو شدند، تظاهرات و تجمع‌های اخیر در اعتراض به کشته شدن ۱۷۶ انسان در پی سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران و دروغگویی‌های مستمر و پنهانکاری حاکمیت بدون هیچ‌گونه پاسخگویی و پذیرش مسئولیت و نیز صدور احکام زندان طولانی‌مدت برای کسانی که به شکلی مسالمت‌آمیز خواستار استعفای رهبر جمهوری اسلامی و تغییر ساختار حکومتی شده بودند، تنها چند نمونه از مجموعه عواملی است که هر یک به تنهایی می‌تواند باعث سلب اعتماد عمومی، نامیدی نسبت به “تغییر” از طریق انتخابات و بحران جدی مشروعیت یک نظام حکومتی شود.

با اشاره به همین مضمون، شمار زیادی از فعالان سیاسی “داخل ایران” در بیانیه‌ای که به مناسبت ۲۲ بهمن منتشر کردند، در آستانه انتخابات پیش روی مجلس “تداوم نظارت استصوابی برای تصفیه نمایندگان غیرخودی را نقض حاکمیت ملی و موجب تعمیق بحران مشروعیت، عدم مشارکت مردم و امتناع مردمسالاری” دانسته و هشدار دادند که بدون «اصلاحات ساختاری برای خروج از اَبَربحران‌ها، شاهد وقوع و تشدید اعتراضات و شورش‌های پیاپی و فروپاشی تدریجی یا دفعتی نظم حاکم خواهیم بود.»

سهیل عربی
سهیل عربی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ (فشافویه) نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده است که «صندوق انتخابات رژیم جور و جهل، صندوق انتخابات متقلبان جنایتکار، هرگز عرصه نبرد ما نبوده و نخواهد بود.». این زندانی سیاسی با تأکید بر به رسمیت نشناختن جمهوری اسلامی، از انتخابات به عنوان “نمایشی کثیف” نام برده و نوشته است: «واکنش به برگزاری انتخابات بعد از جنایت‌های اخیر رژیم در زمین و آسمان، باید فراتر از تحریم باشد.»
شعاری از خارج یا فشاری از داخل؟

از سوی دیگر شمار زیادی از “خارج‌نشین‌های” مورد اشاره نماینده شیراز در مجلس، پیش‌تر از شرکت‌کنندگان و حتی مبلغان شرکت در انتخابات بوده‌اند که به نظر می‌رسد از جمله با توجه به عوامل یاد شده اخیر به صف تحریم‌کنندگان پیوسته‌اند. از این گذشته برخی از همین “خارج‌نشین‌ها” به‌خصوص پس از سرکوب اعتراضات آبان‌ماه و کشتار معترضان و نیز اعتراضات عمومی به سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران، متهم شدند که نه تنها از مطالبات مردم در داخل کشور به‌وضوح عقب افتاده‌اند، بلکه با تشویق مردم برای شرکت در انتخابات، خود تاکنون سدی در مقابل آن بوده‌اند.

از این گذشته، به‌رغم فشار حکومت، هزینه‌های گریزناپذیر اعلام تحریم انتخابات و بی‌بهره بودن از رسانه و تریبون، برخی جریان‌های سیاسی داخل کشور از عدم شرکت در انتخابات پیش روی مجلس خبر داده‌اند. حزب ملت ایران یکی از این جریان‌هاست که در بیانیه ۲۰ بهمن‌ماه خود اعلام کرد، به خاطر نظارت استصوابی “همچون گذشته” در انتخابات مجلس یازدهم شرکت نمی‌کند.

این حزب اعلام کرد که “راه خروج از بن‌بست‌های پیش روی” نه “لشکر‌کشی خیابانی و ایجاد جو خشونت در برابر جوانان به جان آمده” و نه “نمایش” شرکت در انتخابات، بلکه “بازپس دادن حقوق واقعی و قانونی ملت به ملت است.”

از نظر حزب ملت ایران، لازمه این امر نیز اجرای مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، “ایجاد فضای سیاسی – اجتماعی باز از راه پاسداشت آزادی‌های فردی و همگانی، آزاد گذاردن همه حزب‌ها و سندیکاها و گروه‌های مدنی، رفع تبعیض‌های قومی و جنسیتی، اجازه نشر به روزنامه‌ها و… برکنار از سانسور و برچیدن زندان‌های سیاسی” است.

جبهه ملی ایران نیز با انتشار بیانیه‌ای در روز ۱۹ بهمن عدم شرکت خود در انتخابات را اعلام کرد. این جریان سیاسی نیز ضمن اشاره به نبود تمام “پیش‌شرط‌های” شرکت در انتخابات و “پدیده نظارت استصوابی”، اعلام کرده است که “وجود جو سرکوب گسترده و برخورد خشونت‌بار حکومت با ملت که تنها طی همین سه ماهه اخیر بیش از هزار کشته و هزاران مجروح و هزاران زندانی بر جای گذاشته و فاجعه ساقط کردن هواپیمای مسافربری” و “ده‌ها مورد دیگر از رفتارهای نادرست و نامعقول در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی”، انگیزه‌ای برای شرکت مردم در انتخابات باقی نگذاشته است.

به غیر از اولین دوره مجلس اسلامی که عملا غالب گروه‌های سیاسی فعال کاندیدا معرفی کردند، دیگر عرصه انتخابات به «خودی»ها منحصر شد و این عرصه روزبه روز تنگ‌تر شد تا اینکه امروز برخی از نزدیکترین افراد به حلقه اول حاکمان از لیست «خودی»ها حذف شده‌اند.

جبهه ملی ایران همچنین تأکید کرده است که مجلس با وجود “اشکالات ساختاری” در قانون اساسی جمهوری اسلامی، قادر به “کمترین اثری” بر امور کشور نداشته و “تنها به نهادی تشریفاتی و بی‌خاصیت تبدیل شده است.”

در این میان نهضت آزادی ایران نیز از عدم مشارکت خود “در این انتخابات” خبر داده است. این جریان سیاسی گرچه تصمیم خود را “به معنای نفی نهاد انتخابات در ایران” ندانسته، اما در سومین بیانیه خود در روز ۲۰ بهمن “با کمال نگرانی” اعلام کرده است که رد صلاحیت‌های گسترده “پیامدی جز ناامید شدن مردم” نداشته و «این وضعیت، افزون بر آثار ویران‌گر بر افکار عمومی، نقض آشکار حقوق بنیادین و حاکمیت ملت ایران، انحراف از آرمان‌های انقلاب، کاهش ظرفیت‌های مردم‌سالارانه قانون اساسی و تضعیف امنیت ملی را در پی خواهد داشت.»

کارزار تحریم “به حرمت خون کشته‌شدگان”

رویکرد تحریم یا شرکت نکردن در انتخابات به این جریان‌های سیاسی و یا بسیاری از چهره‌های منفرد “داخلی” محدود نمی‌شود، بلکه شخصیت‌هایی را نیز در بر می‌گیرد که در زندان‌های ایران از هیچ تریبونی بهره‌مند نیستند.

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، یکی از این چهره‌هاست که ۱۵ بهمن‌ماه گذشته با انتشار فراخوانی از زندان زنجان خواستار تحریم انتخابات از سوی مردم شد و اعلام کرد: «شایسته است که با مدنی‌ترین شیوه اعتراض به پا خیزیم و با راه‌اندازی کارزار قدرتمند تحریم انتخابات پاسخ سیاست‌های تنگ‌نظرانه و سرکوب‌گرانه حکومت را داده و به حرمت خون کشته‌شدگان مظلوم در پای صندوق‌های رأی حضور نیابیم.»

خانم محمدی با بیان اینکه مردم از طریق صندوق رأی خواستار “اصلاحات” بودند، اما “حکومت با بحران و سرکوب مقابل مردم ایستاده است”، افزود: ««ملت، حکومت را به اعتدال فراخواند، لیکن افراط و کشتار خیابانی پاسخ بی‌رحمانه حکومت بود.»

احمد ریاضت، مهدی فراحی شاندیز، امیرعلی مرادی و محمد آشتیانی عراقی، چهار تن از زندانیان سیاسی در زندان مرکزی کرج نیز با انتشار بیانیه‌ای از درون زندان خواستار تحریم انتخابات و “شرکت نکردن در این سیاه‌بازی سردمداران جمهوری اسلامی” شده‌اند. آنها در بیانیه خود از جمله نوشته‌اند که «ما مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی و رهبرش را نمی‌خواهیم، ما دیگر نه اصلاح‌طلب را می‌پسندیم نه اصول‌گرا را.»

گلرخ ابراهیمی ایرایی، از زندانیان سیاسی طی بیانیه‌ای از زندان قرچک ورامین، خواستار تحریم انتخابات شده و اعلام کرده است که “در نمایش اهانت‌آمیز حکومتی که دستان زمامدارانش به خون فرزادها، زانیارها، لقمان‌ها و رامین‌هایمان آلوده است” شرکت نخواهد کرد.

سهیل عربی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ (فشافویه) نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده است که «صندوق انتخابات رژیم جور و جهل، صندوق انتخابات متقلبان جنایتکار، هرگز عرصه نبرد ما نبوده و نخواهد بود.». این زندانی سیاسی با تأکید بر به رسمیت نشناختن جمهوری اسلامی، از انتخابات به عنوان “نمایشی کثیف” نام برده و نوشته است : «واکنش به برگزاری انتخابات بعد از جنایت‌های اخیر رژیم در زمین و آسمان، باید فراتر از تحریم باشد.»

دیروز چهارشنبه هم‌زمان با فرج‌الله رجبی نماینده اصلاح‌طلب، محمد وحدتی نماینده دیگر مجلس شورای اسلامی نیز “شعار تحریم” را به گفته خود به “ضدانقلاب، سلطنت‌طلب‌ها و منافقین” و “تبلیغات رسانه‌های بیگانه” نسبت داده و گفته بود که با “مشارکت مردم” این “توطئه” خنثی خواهد شد.

فراخوان صریح برخی جریان‌های سیاسی و چهره‌های منفرد داخل کشور به تحریم انتخابات، طرح خواست “تغییر بنیادین ساختار حکومتی” از سوی بسیاری از فعالان سیاسی و نیز طرح مطالبات عمومی، از جمله اعتراضات سراسری دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ را دست‌کم می‌توان نمودی از حضور واقعی نیروهایی دانست که پس از گذشت ۴۱ سال از انقلاب اسلامی، در شرایط کنونی ایران چاره را نه در انتخابات، بلکه در عدم پذیرش ساختارهای موجود می‌بینند.

وزن این نیروها انکارناپذیر است و نسبت دادن شعارهای آنها، از جمله در خصوص تحریم انتخابات دوم اسفندماه مجلس، به “خارج‌نشین‌ها” و “توطئه دشمن” توجیه‌ناپذیر به نظر می‌رسد.»

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

مهاجرت کودکان

هدف های معمولی زندگی‌ برایم رویا شده است؛ روایت های تلخ و شیرین مهاجرت کودکان افغان

آرزو دارم که کشورها مرز نداشته باشند و مردم  هر جای دنیا که دوست دارند بروند. دوست دارم که در کشورم صلح باشد و آدم‌ها در کنار خانواده خود باشند و با فرزندان خود با شادی زندگی کنن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *