Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / عبدل نبی‌زاده: مشکلات جزئی از زنده‌گی است | گفت‌وگو با یک فعال اقتصادی و فرهنگی موفقِ افغان
عبدل نبی زاده

عبدل نبی‌زاده: مشکلات جزئی از زنده‌گی است | گفت‌وگو با یک فعال اقتصادی و فرهنگی موفقِ افغان

انسان‌های با درک، با دانش و مسؤولیت‌پذیر از وقت و زمان استفاده اعظمی و شایان نموده، امروز متقبل زحمت می‌شوند تا فردای راحت و درخشان داشته باشند.

می‌توان جهت بقای زنده‌گی و جستجوی معیشت، زنده‌گی «بخور و نه میر» داشت یا اینکه با کسب علم، دانش، کار و فعالیت همچو شاهین پرواز کرد و به پیروزی و سرفرازی بال و پر زد.

زنده‌گی کسانی را به مثال می‌گیریم که از سعی و کوشش موفقانه و زیاد نه تنها برای خودش زنده‌گی مرفعی را فراهم نموده، بلکه توانسته است خانواده‌اش را سپانسر کند و زنده‌گی زن و فرزندش را تأمین و زمینه درس، تحصیل، مسکن و سایر ضروریات آن‌‌ها فراهم نماید.

منظور از معرفی و بیان سرگذشت چنین اشخاص مفید به جامعه بخاطری‌ست که تجربه کار، مشورت‌‌ها و نظرات‌شان می‌تواند نمونه و رهنمای خوب و مؤثر به دیگران بخصوص مهاجرین تازه وارد باشد.

Elite College
Aviron

 

جناب عبدل نبی زاده مشاور املاک و … 

او در سال ۱۹۷۸میلادی در منطقه خیرخانه شهر کابل بدنیا آمده، اما از ولایت سمنگان است. دوران تحصیلی‌اش را در کابل و مزارشریف تا درجه بکلوریا به سر رسانیده است. تا سال ۱۹۹۸ در مزارشریف به سر می‌بردند. مانند سایر وطنداران افغان ما از اثر جنگ‌های داخلی کشور را ترک و راهی پاکستان شدند و در شهر کراچی زنده‌گی می‌نمودند. آنجا لسان انگلیسی تدریس می‌کرد.

در دسامبر ۲۰۰۲ صفحه زنده‌گی‌اش ورق خورد و مرحله نوینی باز شد که مهاجرت به کانادا و اقامت در ونکوور بود. از همان ابتدا شروع به کسب تحصیل کرد و در انستیتوت تکنولوژی بریتش کولمبیا در رشته امور اقتصادی بخش حسابداری درس خواند و در یک مغازه کالا به نام «ایمیناتا گروپ» مصروف کار شد. بعد در بزرگ‌ترین کمپنی کالج‌های شخصی کانادا به نام «ونکوور راک شاپ» مصروفیت داشت. مدت ده سال به صفت منیجر خریداری و تمام کتابخانه‌های کالج در سراسر کانادا کار می‌کرد. که حدود ۴۵ شعبه داشت. این کمپنی در کبک به نام «سی.دی.آی کالج» یاد می‌شود و ۶ شعبه دارد.

جناب نبی‌زاده چرا ونکوور را ترک و به مونترال آمدید؟

من با همسرم و دو فرزندام و با فامیل خواهرام به کانادا مهاجرت کردم. بعد ما توانستیم متباقی اعضای فامیل را (پدر، مادر، برادران و خواهران) خویش را سپانسر نماییم. آن‌‌ها در سال ۲۰۰۸ به ونکوور آمدند. چون پدر و مادرام در مونترال زیاد خویشاوند، دوست و آشنا داشت تمایل‌شان این طرف بود، بنآء به خواسته و خوشی فامیل خود احترام گذاشته به مونترال آمدیم و در منطقه میلان‌ بروسارد مسکن اختیار کردیم.

آیا در مونترال هم به همان شغل ادامه دادید؟

البته که ادامه دادم. در سال ۲۰۰۹ در مترو «لانگی» از طرف همان کمپنی که در ونکوور کار می‌کردم برایم دفتری دادند و مصروف کار شدم. همچنان در جماعت‌خانه مردم اسماعلیه رضاکارانه کار می‌نمودم. از جمله مدیر مکتب که روز‌های شنبه، تدریس در کالج بلوار مَت رفته در بخش سرگرمی ورزشی و تفریحی جوانان یک سال کار نمودم.

درحال حاضر منحیث مشاور املاک ایفای وظیفه می‌کنید؟

بلی، مصروف همین کار استم. مشاور املاک مسکونی و تجارتی یکی از ضروریات جامعه است. تصمیم گرفتم، شروع کردم و مسلکی درس آن را در کالج شامپلن در پهلوی مترو لانگی آموختم بعد از سپری نمودن یک امتحان دیپلومم را اخذ و اجازه کار برایم داده شد. در نوامبر ۲۰۱۸ دفتر خود را باز کردم.

نام شرکتِ ست مستقل هر کس برای خودش کار می‌کند و ماهانه یک مقدار پول حق العضویت Sutton پرداخت می‌نمایند. اینجا دفتری دارم. در قسمت مشاوریت املاک مسکونی به تنهایی کارم را پیش می‌برم. اما در بخش املاک تجارتی دو نفر پارتنر (شریک) دارم که در هر معامله تجارتی موافقت‌نامه‌ی امضاء می‌کنیم.

مشتری‌های ما اکثرآ افغان‌‌ها استند، در قدم بعد کبکی‌ها، هندی‌ها، اسپانوی‌‌ها و سایر مردم.

نوع برخورد مشتری‌‌ها به خاطر قیمت املاک چگونه است ؟

شناخت دیرینه و برخورد مثبت با مردم مرا با خوی و عادت آن‌‌ها آشنا ساخت. ده ساله کار در کمپنی‌‌ها در سراسر کانادا و کار کردن با هر گروهی از مردم به من کمک کرد تا خوی و خصلت آن‌‌ها را درک کنم. خواص مردم را در نظر گرفته مطابق آن عمل می‌کنم. درین صورت پروسه خرید و فروش املاک موفقانه به دست می‌آید. همه‌ی این‌‌ها مطابق قوانین مسلکی مشاوریت است که راه پیشرفت را باز می‌سازد. سال‌‌ها کار تجربه و قابلیت آن را برایم داد که چگونه با مردم عمل کنم. قبل از همه قوانین و مقررات خرید و فروش را به مشریان توضیح می‌دهم و مردم را درجهت معاملات املاک مسکونی و تجارتی قدم به قدم رهنمای می‌کنم. در قسمت جروبحث، مذاکره و (چنه زدن) به خاطر معاملات املاک… تجارب ده ساله و  تجربه کاری‌ام کمک می‌کند که معامله به نفع مشتری خاتمه داده شود.

اگر لازم می‌دانید در مورد خانواده‌ات صحبت کنید؟

ازدواج کردیم چهار فرزند دارم، دو دختر و دو پسر.

دختر اولی‌ام شامل یونیورستی کانکوردیا شده است.

دختر دومی‌ام در صنف سوم مکتب سکاندری درس می‌خواند.

پسر اولی شامل کالج شامپلن شد.

پسر دومی‌ام در صنف دوم سکاندری مصروف تحصیل است.

 می‌توانید مزایا و  برتری‌های جامعه کانادا را طور مختصر بیان کنید؟

کانادا یک جامعه آزاد و از امنیت خوب برخوردار است. همکاری و هم‌پذیری وجود دارد و تمام فرصت‌‌ها برای افراد جامعه مساعد و مهیاست. هر کس می‌تواند مطابق خواست و میل خودش زنده‌گی کند. بدون آن که به دیگران ضرر برساند. به هر شکلی که بخواهند کار برای‌شان پیدا می‌شود. یعنی که به آنچه می‌خواهند برسند می‌توانند دسترسی پیدا کنند.

خوش استم که به صفت یک افغان کانادایی این جا زنده‌گی می‌کنم. در پهلوی مصروفیت هایم مدیریت تدریس زبان فارسی را به هم وطنانم به عهده دارم. کوشا شویم که با همه ارتباط برقرار سازیم. مردم باید خود را به بهترین‌‌ها قادر سازند تا در این جامعه موفق باشند.

چطور می‌توان از استعداد و توانایی‌های خویش در راه رسیدن به هدف استفاده نمود؟

هر شخص از خود یک توانایی و استعداد خاص دارد. اول‌تر از همه باید همان توانایی و استعداد خویش را تشخیص دهد که در کدام رشته یا شغل مهارت دارد؟ در مرحله بعد، برای نیل و رسیدن به همان شغل و مسلک که هدف اوست زمان کوتاه مدت و دراز مدت تعیین کرده ادامه دهد تا به همان شغل برسد.

هرگاه ما پیشه و مسلکِ مطابق استعداد و توانایی خود را بدست بیآوریم و با پشت کار، منظم و پابند بودن شروع کنیم پیشرفت و موفقیت خود بخود بدست می‌آید.

گاهی موانع و مشکلات در مسیر کار و زنده‌گی برایت رونما شده، چگونه حلش کردید؟

در زنده‌گی هر انسان مشکلات و موانعی و جود داشته و پیش می‌آید. مشکلات و چالش یک جزء از زنده‌گی است که هیچ کس از این امر مستثنا نیست. همین قسم در زنده‌گی من موانع و مشکلاتی رونما شده که با تلاش، فکر آرام، دقت و توجه و از جانب دیگر با استفاده از منابع درست و امکانات که در این جا بدسترس است، توانستم تا حدی امکان مشکلات را حل کنم و توقع این را ندارم که دگر مشکلی و  چالشی در راه نباشد.

تا وقتی انسان زنده است مشکلات پیش می‌آید و یگانه چیزی که ما می‌توانیم این است که با قابلیت و توانایی آماده پذیرش و حل مشکل را داشته باشیم.

آیا برای مهاجرین تازه‌وارد و نسل جوان چیزی به گفتن دارید ؟

برای جوانان و در مجموع برای همه گفتنی ام این است که خود را از نعمت سواد و دانش محروم نسازند، همیشه در صدد بدست آوردن مدرک تحصیلی باشند. 

هر کسی که به کانادا می‌آید اولتر از همه باید تحصیل کند بخصوص در یک رشته مسلکی دوام دار کار کند تا یک مدرک کاری به دست آورد و خود را مطابق تغییرات و نوآوری‌های تکنالوژی عیار سازد بدین معنا تحصیلات و مهارت‌های خود را همیشه تجدید کرده بروند.

هرگاه کسی مدرکی به دست نیآرد و آینده خود را تأمین نکند، فردا توانایی جسمی و فکری کنونی را نداشته توان انجام کار‌های شاقه، مشکل و ثقیل را نخواهد داشت. آن‌‌ها بدانند که امروز جوان‌تر از فردا و پس فردا استند.

از پدران و مادران ارجمند تقاضا می‌کنم اگر لسان انگلیسی و فرانسوی را بلد نیستند باید تا حد امکان حتیٰ بیشتر از آن بیآموزند، تا بتوانند فرزندان خویش یاری رسانند و یگانه راه ِست که از ایجاد فاصله بین دو نسل جلوگیری می‌کند. این امر سبب می‌گردد تا والدین به خواسته‌‌ها و گفته‌هایی فرزندان خویش گوش داده آن‌‌ها را درک کنند. در غیر آن اطفال فکر می‌نمایند که والدین‌شان از تغییرات جهان علمی بی‌خبر بوده در یک مقطع زمان متوقف شده‌اند!

سطح دانش اطفال و جوانان روز بروز بالا می‌رود. هرگاه والدینِ به زبان اینجا آشنایی نداشته باشند نمی‌توانند گفته‌های فرزندان خویش را درک کنند و از جهت دیگر اگر مکالمه، ابراز نظر و مباحثه با اطفال نباشد فاصله بین پدر و مادر و اولاد ایجاد می‌گردد.

برای جناب عبدل نبی زاده موفقیت، سرفرازی و سعادت آرزو می‌نمائیم 

ادبیات افغان
حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

هندوان افغانستان

حبیب عثمان هندو و سیک‌های افغانستان مانند سایر اقوام کشور از جمله باشنده‌گان قدیم این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *