Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 532
طنز و سرگزمی

طنز و حکایت هفته 532

نکته مثبت هفته

حتی در سخت‌ترین موقعیت‌ها، وقتی شما روی آنچه در آن لحظه خوب و مطلوب است تمرکز کنید، شادتر می‌شوید.

 

حکایت هفته

1.«ملا و گدا»

ملا در روی پشت‌بام خانه‌اش خوابیده‌ بود که در خانه‌اش را به صدا در آوردند. ملا از بالای بام خانه پرسید:

کیه… کیه؟ صدایی از پشت در خانه گفت: بیا پایین تا به تو بگویم چه کار دارم. ملا پرسید:

_تو که هستی و چه می‌خواهی؟

_بیا پایین تا به تو بگویم.

ملا به ناچار کفش‌هایش را پوشیده و از روی پله‌های بام شروع به پایین آمدن کرد و پس از اینکه به پشت در خانه رسید آنرا باز کرد و به مرد ژنده‌پوشی که در روبه‌رویش ایستاده بود گفت: چه کار داری و برای چه مرا از بالای بام به زیر آوردی؟

مرد ژنده‌پوش دستش را به طرف وی دراز کرد و گفت: خواهش می‌کنم کمکی به من بکن، چون فقیر و بیچاره هستم. خواهش دارم یک تکه نان یا یک سکه به من بده.

ملا وقتی این حرف را شنید ساکت بر سر جایش ایستاد و هیچ حرفی بر زبان نیاورد. مرد گدا گفت: پس چرا حرفی نمی‌زنی، آیا نمی‌خواهی به من کمک کنی؟ ملا لبخندی زد و گفت: به دنبال من بیا تا به تو بگویم.

او پس از این حرف به راه افتاد و مرد گدا هم به دنبالش به حرکت در آمد. ملا به طرف پله‌های بام رفت و از آن شروع به بالا رفتن کرد، گدا هم وی را تعقیب کرد. پس از چند دقیقه آنها به روی بام خانه رسیدند آنوقت ملا گفت: دوست عزیز متاسفانه من نمی‌توانم به تو کمک کنم چون پول خرد و یا تکه نان زیادی ندارم.

گدا با عصبانیت گفت: خوب مرد حسابی چرا این حرف را همان دم در خانه نگفتی تا من دیگر به بالای بام نیایم.

ملا سرش را جنباند و گفت: خوب مرد حسابی تو برای چه وقتی من در بالای بام بودم حرف خودت را نزدی و مرا به پایین کشیدی، این به آن در.

2. «اسب فروختن ملا»

ملا اسبی داشت که پیر شده بود. یک روز آنرا برداشته و به بازار برد تا بفروشد. مردی پیش آمده و پرسید: این اسب را چند می‌فروشی؟ ملا گفت: دویست دینار. مرد خریدار گفت: این اسب پیر است و ارزش زیادی ندارد، به همین جهت من آنرا به یکصد دینار خریدارم. ملا نگاهی به او کرد و گفت: خوب مرد حسابی آنوقت نصف دیگر اسب را به که بفروشم تا دویست دینار صاحب شوم.

(منبع: ملا و خرش، پیمان. تهران؛ کتاب‌فروشی دریا، 1349)

 

لطیفه‌های هفته

  • آقا کسی می‌داند حکم شرعی این بوس‌های مجازی داخل گوشی چیست؟ الکی الکی نریم جهنم؟/!! آش نخورده و دهن سوخته…
  • رفع خستگی و دل‌درد، بهبود بیماری‌های گوارشی، از بین بردن یک‌نواختی زندگی، تست حس بویایی اطرافیان، ایجاد فضای آزادی و دموکراسی، همه و همه از فواید نفخ می‌باشند.
  • از عابر بانک موجودی حساب گرفتم نوشت بیست و سه هزار ریال…. بعد پرسید درخواست دیگری ندارید!؟…. چرا قربانت فقط قسم بخور بین خودمان بماند.
  • از هوای دو نفره و باران فقط جمع کردن لباس‌ها از داخل بالکن نصیبب من شده است.
  • دنیا دو روز است… آن‌وقت ما چهار روز در هفته کلاس داریم.
  • قبلا مملکت روی هوا بود الان افتاده‌ است روی زمین…. از مسئولین درخواست می‌کنیم دوباره مملکت را روی هوا بفرستند،… ما فقط نفس کشیدن بلدیم، شنا کردن بلد نیستیم.
  • برای سیزده‌بدر مرغ خریدیم پانزده هزار تومان، پیاز خریدیم هفده هزار تومان…. نمی‌دانستیم مرغ‌ را بخوابانیم توی پیاز یا پیاز را بخوابانیم توی مرغ‌.

 

نکته هفته

زندگی سخت است، گاهی حتی محکم بودن در ادامه آن عملی شجاعانه به نظر می‌رسد.

 

نقل‌قول هفته

سعدی:

طلب منصب فانی نکند صاحب عقل

عاقل آن است که اندیشه کند پایان را.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: نیش عقرب نه از سر کین است، اقتضای طبیعتش این است.

آرژانتینی: کسی که حرف می‌زند می‌کارد و آن‌که گوش می‌دهد درو می‌کند.

 

شعر طنز هفته

اسب‌ها و خرها

اسب‌ها در ابتدا خر بوده‌اند

بلکه از خر نیز خرتر بوده‌اند

اسب‌ها خرهای پررو بوده‌اند

اهل غوغا و هیایو بوده‌اند

اسب‌ها که قوم و خویش قاطرند

اهل تبلیغات و عکس و پوسترند

آدمی وقتی که پررو می‌شود

گاه اسب و گاه یابو می‌شود

اسب، کت شلوار پوشید، اسب شد

با فرودستان نجوشید اسب شد

اسب از نسکافه‌جوشی اسب شد

با ادا و شیک‌پوشی اسب شد

اسب شیر و قهوه می‌نوشد خر، آب

کار خر از سربه‌زیری شد خراب

سربه‌زیری شد بلای جان خر

ای پسر از سربه‌زیری کن حذر

خر تواضع می‌کند چون ابله است

دستش از میز ریاست کوته است

اسب شهرت یافت، بار خویش بست

خر به گمنامی دلی خوش کرده است

(منبع: بر گرفته از دکتر بازی، دکتر اسماعیل امینی. مشهد؛ سپیده‌باوران، 1394)

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته 536

نکته مثبت هفته برای کسی که ایمان دارد هیچ توضیحی لازم نیست؛ برای کسی که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *