قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / استاد ببرک وسا

استاد ببرک وسا

در کنار چهره‌های سرشناش موسیقی‌دانان اروپا به ویژه آلمان به عنوان استاد موسیقی، کمپوزیتور، آهنگ‌ساز و موزیک دایرکتر توانا در شماره‌های قبل سیر موسیقی در افغانستان به معرفی گرفته شد و از رشد و پیشرفت آن یادآوری گردید، هم‌چنان در مورد سبک‌های موسیقی که شامل سبک کلاسیک، پاپ، محلی، فولکلوریک و آماتور نیز معلومات ارایه شد. به تعقیب آن بنیان‌گذاران، خدمت‌گذاران موسیقی معاصر افغانستان چون استاد قاسم افغان، استاد غلام حسین، استاد غلام نبی‌نتو، استاد فرخ افندی، استاد سرآهنگ و استاد رحیم بخش معرفی شد. اکنون سخن از بنیان‌گذاران و خدمت‌گذاران موسیقی پاپ افغانستان است.

در شماره ۴۲۳ مجله هفته استاد عبدالغفور برشنا یکی از چهره‌های برجسته هنر موسیقی، تیاتر، رسامی، نویسنده و مترجم افغانستان معرفی گردید. او را «ستاره‌یی در هفت آسمان هنر» می‌نامند. غرض از یادآوری چنین شخصیت هنری در این بخش به خاطری‌ست که از او از جمله خدمت‌گذاران، پیش‌کسوتان و استادان نام‌آور موسیقی افغانستان محسوب می‌شود که در جهت توسعه و رشد رادیو و تیاتر در کشور خدمات ارزنده‌ی انجام داده است.

به ادامه خدمت‌گذاران موسیقی افغانستان این بخش به استاد ببرک وسا اختصاص داده شده است.

 

ببرک وسا

یکی از پیش‌کسوتان و پایه‌گذاران موسیقی غربی و سیستم نوتیشن در موسیقی افغانستان است. ببرک وسا این هنرمند شایسته هموطن ما توانسته است با کار و تلاش‌های مداوم و آثار متعددش در کنار چهره‌های سرشناش موسیقی‌دانان اروپا به ویژه آلمان به عنوان استاد موسیقی، کمپوزیتور، آهنگ‌ساز و موزیک دایرکتر توانا افتخارات فراوان و بی‌نظیری را کسب و نامی به خود بسازد.

وسا در سرطان سال ۱۳۲۶ خورشیدی در شهر کابل در خانواده‌ی هنردوستی به دنیا آمد. پدرش داکتر محمدرسول نام داشت و در سن ۳۵ سالگی چشم از جهان پوشید. وسا از سن ۴ – ۵ سالگی به دلیل علاقه سرشار به فراگرفتن اصول اولیه‌ی موسیقی به نواختن هارمونیه پرداخت. در جوانی بعد از ختم دوره‌ی مکتب در لیسه غازی برای کسب تجارب بیشتر و ادامه تحصیل در رشته رهبری ارکستر و آهنگ‌ساز به مسکو فرستاده شد و از هنرستان چایکوفسکی فارغ‌التحصیل شد و ماستری گرفت، پس از بازگشت به افغانستان در رادیو تلوزیون به حیث مدیر موسیقی مشغول به کار شد و نیز آهنگ‌های بیاد ماندنی ای برای آواز خوانان جوان آن زمان مثل وحید قاسمی و دیگران ساخت.

ببرک وسا در سال ۱۹۸۰ به کشور آلمان نقل مکان کرد و به تدریس موسیقی پرداخت او در حال حاضر استاد مکتب موسیقی شهر برگیش گلادبخ و رهبر هشت گروه آوازخوانی آلمان بوده بیش از سه صد شاگرد دارد.

کنسرت‌های بزرگ و مختلف، مثل آرکستر سمفونی(کلن)، (بنزبرگ)، (بتهوفن)، (واینز) و آرکسترهای جاز سمفونیک (دیور شاید) و (زیولستان) در آلمان و نیز در کشورهای ایتالیا، چک، سلواکیا، اتریش، هالند و … اجرا می‌کند. همه بپا می‌خیزند، برایش کف می‌زنند از هنرش تعریف می‌کنند و… ببرک وسا با همان خلوص نیت و ساده‌گی ویژه می‌گوید: دوستان عزیز! من آلمانی نیستم، آلمان کشور دوم من است ولی افتخار می‌کنم که به عنوان یک افغان در این کنسرت اشتراک دارم. هم‌چنان وسا در شناساندن موسیقی افغانستان میان کشورهای خارجی نیز فعالیت‌های چشم‌گیری داشته است، از جمله می‌توان از اجرای آهنگ‌های افغان و به ویژه آهنگ فولکوریک: او بته والا بتهِ ته چند با ارکستر بزرگ جاز سمفونیک (دیور شاید) و گروه آوازخوانان آلمانی به رهبری او سالون فیل هارمونی شهر کلن در حضور بیشتر از دو هزار نفر مهمانان خارجی نام برد.

آثاری که تا حال از ببرک وسا در ارتباط با سرزمین آبایی‌اش در مطبوعات آلمان به طبع رسیده رپسودی افغان برای ارکستر بزرگ سمفونی که در سال ۱۹۹۴ میلادی برای اولین‌بار در تالار فیلمارمونی شهر کلن به رهبری وسا اجرا گردید و در سال ۲۰۰۶ هم‌چنان به رهبری وسا با ارکستر سمفونی بتهوفن در شهر بن آلمان اجرا و ثبت گردید. وسا نظر به تقاضای آمریت عمومی موسیقی اردوی آلمان یک ترانه‌ی افغان را برای ارکستر جاز سمفونیک نوشت که در سال ۲۰۰۷ توسط ارکستر قوای هوایی آلمان برای اولین‌بار نواخته شد.

ترانه قدیمی کودکستان‌های کابل به نام (زنده باد شاه، زنده باد قوم، سربلند باد مردم افغان) که بعدها با شعر (من عسکرم، من عسکرم، من خادم این کشورم) سروده می‌شد، در آلمان به چاپ رسیده است. وسا آهنگ (آستا برو) را برای فلوت به همراهی پیانو نوشته که این هم در آلمان به طبع رسیده.

آهنگ زیبای (لیلی لیلی جان) و آهنگ (چشم سیه‌داری قربانت شوم من) هم‌چنان برای پیانو نوشته شده که هر دو در مطبوعات آلمان چاپ شده.

ببرک وسا به خاطر بزرگداشت استاد سر آهنگ، آهنگ (شاد کن جان من که غمگین است) را برای پیانو نوشته که از سال ۲۰۰۰ میلادی به این طرف در اروپا و هم‌چنان در فریمونت امریکا توسط پیانوینست‌های افغان، آلمانی و امریکایی نواخته شده این، هم در آلمان به طبع رسیده است.

در سال ۲۰۰۶ به فرمایش دولت افغانستان سرود ملی افغانستان با ارکستر سمفونی به همراه گروه سه صد نفره به رهبری ببرک وسا اجرا شد.

وسا که تاکنون ۸ البوم از کنسرت‌هایش به نشر رسیده، القاب کمپوزیتور، آهنگ‌ساز، موزیک دایرکتر و عضویت اتحادیه دایرکتران آلمان را از خود ساخته است. به آرزوی موفقیت و سرفرازی‌های هر چه بیشتر او اینک پیام این هنرمند بزرگ را به خوانش می‌گیریم.

ببرک وسا چنین می‌اندیشد:

شاهراه یک طرفۀ زندگی درین دنیای فانی از نامعلوم آغاز شده به نامعلوم می‌انجامد.
دو طرف جاده مملو از گرداب‌ های گندیده، باتلاق‌های کثیف و بیشه‌ های پرخطر است.
دشوار است که روح، ضمیر و وجدانی را که برای ما به امانت سپرده شده، تا انتهای این مسافرت اجتناب‌ناپذیر، پاک نگهداشت.
اگر تاریکی و تیرگی، در مسیر حیات، با نورهرچه بیشترعلم و معرفت منور گردد، نیک به مقصد رسیدن به همان تناسب سهل‌تر می‌شود.
مشروط بر آن که دانش، قدرت فرار از سلطۀ روزمرگی و گریز از چنگال وخیم ارزش‌های نام نهاد فرهنگی-سنتی را با خود به ارمغان آرد و وادار به اندیشیدن نماید.
هنرمندهم باید آن قدر بیاموزد تا بداند هیچ می‌داند.
سخت مراقب باشد تا فشار سنگین محیط و جامعه او را قالب‌ ریزی نکند، توصیۀ (خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت باش) را، از مخیلۀ خود به دوربیافگند، از دامان آرامی‌بخش عرف و عادات بیشتر از یک هزار ساله به کنج عزلت بخزد و درحالت تفرد هم مسؤولیت رسالتمندی خود را در قبال دیگران به فراموشی نسپرد.
خوشا به حال آنانی که این راه را پیروزمندانه طی نموده و از گزند قساوت و بیرحمی مستبدان چراغ کش، که خود راه را از چاه نشناخته و، همچو سوراخ‌ های سیاه، هرچه نور و روشنی است سارقانه فروکش می‌کنند، در امان مانده‌اند.

منبع: دنیای هنر و هنرمندان،پرستو، نگارنده، زلمی رزمی.

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

مهاجرت به ایران

از کودکی نوازش ندیدم و از محبت مادر دور بودم

اولین روزی که به تهران رسیدم مرا به سرکار بردند. من خیلی خسته بودم و دلم می‌خواست که استراحت کنم اما اجباراْ به کارگاه خیاطی رفتم. صاحب‌کارم خیلی خوب بود و همیشه هوای مرا داشت و از من حمایت می‌کرد. کارکردن برایم خیلی سخت بود چون من خیلی کم سن بودم

2 نظرات

  1. دوستان نهایت محترم با عرض سلام و احترام
    نخست بابت اینکه مطلب ناچیز مرا درباره زندگینامه محترم ببرک وسا به نشر سپرده اید ازشما ممنون و سپاسگزارم.
    درپیام ببرک وسا که درقسمت اخیرمنتشرشده، برخی اشتباهات و کمبودات کوچک تایپی وجود دارد که قابل تصحیح است .
    ازینرو تقاضا دارم عوض آن متن ذیل را نشرفرموده ممنون سازید: با تقدیم احترام . زلمی رزمی .

    ببرک وسا چنین می‌اندیشد:
    شاهراه یک طرفۀ زندگی درین دنیای فانی از نامعلوم آغاز شده به نامعلوم می‌انجامد.
    دو طرف جاده مملو از گرداب‌ های گندیده، باتلاق‌های کثیف و بیشه‌ های پرخطر است.
    دشوار است که روح، ضمیر و وجدانی را که برای ما به امانت سپرده شده، تا انتهای این مسافرت اجتناب‌ناپذیر، پاک نگهداشت.
    اگر تاریکی و تیرگی، در مسیر حیات، با نورهرچه بیشترعلم و معرفت منور گردد، نیک به مقصد رسیدن به همان تناسب سهل‌تر می‌شود.
    مشروط بر آن که دانش، قدرت فرار از سلطۀ روزمرگی و گریز از چنگال وخیم ارزش‌های نام نهاد فرهنگی_سنتی را با خود به ارمغان آرد و وادار به اندیشیدن نماید.
    هنرمندهم باید آن قدر بیاموزد تا بداند هیچ می‌داند.
    سخت مراقب باشد تا فشار سنگین محیط و جامعه او را قالب‌ ریزی نکند، توصیۀ (خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت باش) را، از مخیلۀ خود به دوربیافگند، از دامان آرامی‌بخش عرف و عادات بیشتر از یک هزار ساله به کنج عزلت بخزد و درحالت تفرد هم مسؤولیت رسالتمندی خود را در قبال دیگران به فراموشی نسپرد.
    خوشا به حال آنانی که این راه را پیروزمندانه طی نموده و از گزند قساوت و بیرحمی مستبدان چراغ کش، که خود راه را از چاه نشناخته و، همچو سوراخ‌ های سیاه، هرچه نور و روشنی است سارقانه فروکش می‌کنند، در امان مانده اند.

    • هفته

      جناب زلمی رزمی گرامی
      درود بر شما
      ضمن تشکر و قدردانی از توجه شما بزرگوار، متن موردنظر شما به پست اضافه شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *