Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / چالش مهاجرت: ما، تنهایی، افسردگی و درد دیده نشدن | دردهایی که گفتنی نیست
مهاجرت و سازگار شدن با جامعه جدید می‌تواند با دشواری‌های زیادی همراه باشد.

چالش مهاجرت: ما، تنهایی، افسردگی و درد دیده نشدن | دردهایی که گفتنی نیست

سجاد صاحبان زند/گاهی بعضی از چیزها آن‌قدر به ما نزدیک هستند که نمی‌بینیم‌شان، دقیقا شبیه آن‌که آن‌قدر به جنگل نزدیکیم که درختان را نمی‌بینیم. افسردگی، یکی از همین چیزهاست. آن‌قدر به ما نزدیک است که اگر حواس‌مان نباشد گرفتارش می‌شویم، به ویژه برای ما که به عنوان مهاجر در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که زبان و فرهنگ متفاوتی با ما دارد. درست است که ما در دهکده جهانی، آن‌قدر غرب را از دریچه سینما، ادبیات و تلویزیون دیده‌ایم که شاید گمان می‌کنیم که خوب می‌شناسیمش، اما زندگی یک انسان شرقی در کشوری مثل کانادا، دشواری‌های خودش را دارد، هر چند که شهری مثل مونترال، رنگین‌کمان فرهنگ‌های گوناگون باشد و پذیرای آن‌ها.

چند روز پیش یادداشتی در کانال تله‌گرامی «فرنوشت»، یادم انداخت که طرد شدن می‌تواند یکی از پیامدهای مهاجرت باشد. البته در آن مقاله به طردشدگی به طور کلی پرداخته بود، اما بعد از خواندنش به خطر طرد شدن فرد مهاجر بیشتر فکر کردم. یک مهاجر از سوی جامعه مهمان خواسته یا ناخواسته طرد می‌شود و گاه خود مهاجر، به دلیل برخی از باورهای نادرست خود را به انزوا تبعید می‌کند. هر چه هست طرد شدن و افسردگی ناشی از طرد شدگی می‌تواند بسیار مخرب و گاه چندان دردناک باشد که شما ترجیح می‌دهید درد جسمانی داشته باشید ولی طردتان نکنند. «این درد را در بدن خود احساس می‌کنید. مثل این است که بدن شما مریض شده باشد. انگار که یک ویروسی گرفته باشید» ویل استور، نویسنده مقاله، همچنین معتقد است که «درد اجتماعی می‌تواند با همان قدرت درد جسمانی احساس شود».

عکس‌های جدید جانی دپ نشان می‌دهد که او از نوعی بیماری روحی رنج می‌برد، شاید طرد شدن از سوی شریک زندگی‌اش.

هنوز طعم این یادداشت را در دهان مزه مزه می‌کردم که خبری در مورد مایکل فلپس خواندم که یکی از پر افتخارترین قهرمانان شنای جهان است. کسی باور می‌کند که فردی مثل او که ۲۳ مدال المپیک در کارنامه‌اش دارد دچار افسردگی شود؟ او در المپیک سیدنی ۲۰۰۰، آتن ۲۰۰۴، پکن ۲۰۰۸ و لندن ۲۰۱۲ شرکت کرد و اعلام بازنشستگی کرد. اما این ورزشکار آمریکایی بار دیگر به استخر بازگشت و در المپیک ریو ۲۰۱۶ هم پنج مدال طلا گرفت. با این همه بعد از پایان دوره قهرمانی، مایکل دچار نوعی افسردگی شد، چون دیگر کسی او را مانند دوره قهرمانی‌اش تمجید نمی‌کرد. کسی که در حضور ۱۵ ساله‌اش در تیم ملی شنای آمریکا در مرکز توجه قرار داشت، در عرض دو سال به گونه‌ای از دامنه توجه رسانه‌ها طرد شد و همین نکته به افسردگی‌اش انجامید. البته همه قهرمانان دچار چنین مشکلی نمی‌شوند، اما این خطر بسیاری از آن‌ها را تهدید می‌کند. در میان ورزشکارهای ایرانی، شاید احمدرضا عابدزاده از همه مطرح‌تر باشد. او بعد از خداحافظی از مستطیل سبز، روزهای سختی را از سر گذراند.

وضعیت زندگی مناسب، یعنی خواب مناسب، خوراک حساب‌شده، ورزش و تفریح قطعا از شما آدم شادتری خواهد ساخت. میوه خوردن را فراموش نکنید و حواس‌تان به قهوه باشد. وب سایت Psychology Today اخیرا گزارش داده که هر لیوان قهوه، به دلیل کافئین و آنتی اکسیدان موجود در آن، خطر ابتلا به افسردگی را ۸٪ کاهش می‌دهد

همین ترس از طرد شدگی است که سبب می‌شود بسیاری از سیاستمداران نخواهند بازنشسته شوند. این ترس چنان هولناک است که سیاستمداری کارکشته همچون وینستون چرچیل را وادار کرد تا مدت‌ها نخواهد از قدرت کناره‌گیری کند. در روزهای آخر او فاجعه بود، اما باز نمی‌خواست کناره‌گیری کند.

 

مهاجرت، زبان و افسردگی

روزنامه گاردین هفته گذشته از افزایش بی‌سابقه مصرف داروهای ضد افسردگی در میان نوجوانان انگلیسی خبر داد. به گزارش این روزنامه، تعداد نوجوانان و جوانانی که داروهای آرام‌بخش مصرف می‌کنند ۵ برابر افزایش یافته است.

بخش عمده‌ای از این ماجرا به دلیل تغییراتی است که در جامعه ما روی داده است. جامعه ما به افرادی که به مشکلات روانی مواجه هستند بی‌توجه است و این نکته سبب می‌شود که آن‌ها به سمت داروها کشیده شوند.

متاسفانه آمار افسردگی و حس طرد شدن از جامعه، مهاجران و احتمالا فرزندان‌شان را بیشتر تهدید می‌کند. نگرانی زمانی بیشتر می‌شود که نوع تربیت ما، ما را از مراجعه به روانکاو باز می‌دارد. بخشی دیگر از مشکل مراجعه نکردن به روانکاو،  به مشکلات زبانی برمی‌گردد. به دوستی که چند وقت پیش از مشکلاتش گلایه می‌کرد پیشنهاد کردم که به یک روانکاو مراجعه کند. گفت که نمی‌تواند مشکلاتش را به انگلیسی یا فرانسه برای روانکاوی تعریف کند و از او راهکار بخواهد. به شوخی گفتم که به جلسات روانکاوی به چشم کلاس‌های زبان مکالمه آزاد نگاه کند، اما می‌دانستم که نمی‌شود چنین نگاهی به آن‌ها داشت. دوستم همچنین گفت که به دلایلی نمی‌تواند به یک روانکاو ایرانی هم مراجعه کند. دوست دیگری چند وقت پیش از این نالیده بود که أصلا نمی‌داند چطور می‌تواند یک روانکاو در مونترال پیدا کند.

حال شاید این سوال در ذهن‌تان مطرح شود که مهاجران چرا ممکن است بیشتر در معرض افسردگی و طرد از اجتماع قرار بگیرند. به گمانم یکی از مسایل مهم زبان است. اجازه بدهید داستان کوتاهی برایتان تعریف کنم.

چند وقت پیش با دوستی سوار مترو بودیم. در ایستگاه متروی لیونل گرو، دو جوان دست در دست و خیلی عاشقانه وارد قطار شدند. یکی از این دو سفید بود و دیگری رنگین‌پوست. دوستم با لحنی که کمی حسرت در آن بود گلایه کرد که چرا کبکی‌ها ایرانی‌ها را مثل تیره‌پوستان تحویل نمی‌گیرند، در حالی که ایرانی‌ها از هر لحاظی به آن‌ها شبیه‌ترند. البته از نگاه کمی نژادپرستانه او چندان خشنود نشدم، اما به فکر فرو رفتم. به گمانم می‌توانستم چندین پاسخ به سوال دوستم بدهم. مهترین نکته آن است که بسیاری از آفریقایی‌ها و هاییتی‌تبارهای مونترال می‌توانند به یکی از دو زبان فرانسه یا انگلیسی به خوبی حرف بزنند. این نکته مسیر ارتباطی آن‌ها را کوتاه‌تر می‌کند. قطعا کسی که بتوانید با شوخی‌هایش بخندید و با درد دل‌هایش گوش کنید با شما راحت‌تر ارتباط بر قرار می‌کند. بسیاری از مردم، بیشتر از آن‌که به رنگ پوست شما نگاه کنند، در جستجوی یک همدم هستند.

دوست دیگری از ماجرای شرکتی می‌گفت که در آن کار می‌کرد. می‌گفت که در روزهای اول شروع کارش، وقت ناهار با همه می‌نشست و غذا می‌خورد. همه می‌گفتند و می‌خندیدند اما او نمی‌توانست بخندد چون أساسا نمی‌دانست درباره چه حرف می‌زنند. اوایل می‌خواست برایش کمی توضیح دهند و بعد از مدتی که از این کار خسته شد. این شد که کم کم از جمع فاصله گرفت، چون زمانی که همه می‌خندیدند و او نمی‌توانست بخندد، إحساس بدی پیدا می‌کرد.

 

مایکل فلپس که قهرمان ۲۳ مدال المپیک است در روزگار بازنشستگی‌اش، دچار نوعی افسردگی شده.

بازگشت به نقطه صفر

قبل از این‌که خیلی از مهاجر بودن‌تان حس بدی پیدا کنید باید از خبری بگویم که چند وقت قبل در رسانه‌های اجتماعی به شدت صدا کرد. انتشار عکس‌هایی از جانی دپ، بسیاری از طرفدارانش را نگران کرد. او در این تصاویر وزن زیادی کم کرده و سرحال به نظر نمی رسد. این تصاویر از این جهت نگران کننده بودند که جانی دپ به بیماری سختی مثل سرطان دچار شده باشد. اما کمی بعد مشخص شد که او از یک بیماری روحی رنج می‌برد. برخی مشکل بزرگ او را طرد شدنش از سوی همسرش دانستند و برخی دیگر به طرد شدن از سوی مخاطبانش، چون فیلم‌هایش فروش کمی داشتند. یعنی این‌که افسردگی مشاهیر را هم تهدید می‌کند.

اما یکی از نکاتی که می‌تواند مهاجران را تهدید کند، جایگاه اجتماعی آن‌ها در کشور جدید است. دوستی دارم که در ایران دکتر بود و چنان‌چه می‌دانیم دکترها در ایران « برو و بیایی» دارند. این دوست ما بعد از چند سال، هنوز نتوانسته دکتری‌اش را در کبک ادامه دهد. این است که کلا بیخیال دکتر شدن شده و دارد یک دوره سه ساله رادیولوژی را در کالج می‌گذراند. قطعا هر کدام از شما مثال‌های بسیاری در شبیه این دارید و شاید خود شما یک مثال باشید.

تصور این‌که کسی روزگاری معلم بوده و حالا مجبور است با همکلاسی‌هایی که همسن بچه‌هایش هستند سر یک میز بنشیند، ساده نیست. این‌که فردی بتواند خودش را با وضعیت جدید وقف دهد و دوباره برخیزد، یک شاهکار مسلم است. اما هستند کسانی که در میانه راه به سختی ادامه می‌دهند.

تصور این‌که کسی روزگاری معلم بوده و حالا مجبور است با همکلاسی‌هایی که همسن بچه‌هایش هستند سر یک میز بنشیند، ساده نیست. این‌که فردی بتواند خودش را با وضعیت جدید وقف دهد و دوباره برخیزد، یک شاهکار مسلم است. اما هستند کسانی که در میانه راه به سختی ادامه می‌دهند.

این نکته واقعا آسان نیست که شما مسیری را که یک‌بار رفته‌اید، دوباره بروید. دوباره درس بخوانید. دوباره امتحان بدهید، دوباره در جستجوی شغل باشید و دوباره بخواهید خودتان را اثبات کنید.

مسایل فرهنگی و تفاوت‌هایی که میان فرهنگ‌ها هم می‌تواند یک عامل بسیار مهم باشد که مهاجران را به‌گونه‌ای در خطر طرد شدگی قرار دهد. در این مورد در شماره‌های آتی خواهم نوشت.

 

دلایلی برای احساس بد در ما

دلایل بسیار زیادی وجود دارند که باعث می‌شوند ما حس بدی درباره زندگی داشته باشیم. یعنی بسیاری از خستگی‌ها روحی و افسردگی ما دلیل روحی ندارند و مثلا به مهاجرت و نداستن زبان بر نمی‌گردند. مثلا اگر شما به اندازه کافی نخوابید یا کیفیت خواب‌تان خوب نباشد ممکن است دچار افسردگی شوید یا احساس کنید افسرده شده‌اید. پژوهشگران انگلیسی به تازگی روی ۹۱ هزار نفر که ۳۷ تا ۷۳ سال سن داشتند پژوهی درباره میزان خواب و ساعت بیولوژیکی بدن‌شان انجام داده‌اند. در این تحقیق با بستن یک دستگاه اندازه‌گیری خواب بر روی مچ دست افراد شرکت‌کننده، میزان و کیفیت خواب آنها در طی ۷ روز ثبت شد. تحقیقات نشان داد افرادی که خواب شبانه کافی نداشتند یا در طول روز چندان فعال نبودند، اغلب دارای مشکلات روحی دو قطبی بودند. پس درست و به اندازه بخوابید و ورزش کنید.

قطعا کسی که بتوانید با شوخی‌هایش بخندید و به درد دل‌هایش گوش کنید با شما راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند. بسیاری از مردم، بیشتر از آن‌که به رنگ پوست شما نگاه کنند، در جستجوی یک همدم هستند.

نکته دیگر این‌که بعضی از داروها افراد را دچار افسردگی می‌کنند، مثل داروهای ضدبارداری. همنشینی با افراد افسرده هم می‌تواند اثرات منفی داشته باشد. این نکته در خانواده بسیار مهم است، چون پدر و مادر افسرده، فرزندان را هم افسرده می‌کنند. البته مراقب این نکته باشیم که دوری از افراد افسرده، ممکن است آن‌ها را منزوی‌تر کند.

وضعیت زندگی مناسب، یعنی خواب مناسب، خوراک حساب‌شده، ورزش و تفریح قطعا از شما آدم شادتری خواهد ساخت. میوه خوردن را فراموش نکنید و حواس‌تان به قهوه باشد. Psychology Today اخیرا گزارش داده که هر لیوان قهوه، به دلیل کافئین و آنتی اکسیدان موجود در آن، خطر ابتلا به افسردگی را ۸ درصد کاهش می‌دهد.

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

افسردگی را با چربی‌های خوب درمان کنید

ترانه ناظری /   چربی‌ها فواید بسیار دارند. اما چگونه می‌توان احساس خستگی، درد، مه‌گرفتگی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *