قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / جامعه / ما تا کی «نیوکامر» هستیم؟ یک گزارش از مهاجران ایرانی در تورنتو
نیوکامر بودن در تورنتو

ما تا کی «نیوکامر» هستیم؟ یک گزارش از مهاجران ایرانی در تورنتو

الهام صفائی – پرسا ریم|

آرزوهای بزرگ

با کلی آرزوهای بزرگ از پله‌های هواپیما پایین می‌آید! تعریف‌های خوبی از تورنتو شنیده اما حالا که به مقصد رسیده مضطرب است. به خودش دلداری می‌دهد و می‌گوید نترس تو قدم بزرگی برداشتی. کودکی بغل مادرش، کنار او ایستاده؛ منتظر چمدان‌هایشان هستند. به او لبخند می‌زند و برایش شکلک درمی‌آورد تا بچه بخندد، کمی دلش آرام می‌گیرد. برادرش در سالن فرودگاه منتظرش است. با خوشحالی همدیگر را بغل می‌کنند. می‌گوید: «به کانادا خوش آمدی». تا چند روز گیج، یا به‌اصطلاح «جت لک» Jet lag است. بعد از آن خوب می‌شود و شروع می‌کند دنبال کار بگردد. از آن تاریخ تا الان ۵ سال گذشته. اوایل هر جا می‌رفت می‌گفت: «نیو کامر newcomer هستم» ولی الان دیگر آن حس را ندارد و کانادا شده کشور دومش. دراین مدت با سختی‌ها دست‌وپنجه نرم کرده و با قوانین و شرایط جدید آشنا شده است.

میکروفون «هفته» در دست به میان هم‌وطنانمان در تورنتو می‌روم. از آنها می‌پرسم: «نیوکامر» کیست و تا چند سال آدم «نیوکامر» می‌ماند؟ پاسخ تورنتویی‏ها خواندنی است:

میزبان جدید، فرهنگ جدید

مهرنوش تاج، ساکن وان در شمالِ غربِ تورنتو می‌گوید: «تا زمانی که آدم جا بیفتد و به زبان و فرهنگ و آداب‌ورسوم کشور میزبان آشنایی پیدا کند و قبول کند کشور جدید را، به نظر من نیوکامر است.» شادی نورایی از ساکنان ریچموندهیل در تورنتو می‌گوید: «خیلی‌ها برای سو استفاده مدام میگن نیوکامر هستم. تا ۶ ماه نیوکامر گفته می‌شویم چون هنوز چیزی نمی‌دانیم و نهایتاً تا یک سال تمام موارد لازم را یاد می‌گیریم. الان با استفاده از اینترنت قبل از مهاجرت همه قوانین و بایدها و نبایدهای کانادا را یاد می‌گیرند مگر اینکه پناهنده جنگی باشید که اجباراً آمده باشید.»

سیما بهمنی ساکن خیابان فینج، می‌گوید: «بستگی دارد چقدر توی جامعه وارد شوید مشغول کار شوید و زبان یاد بگیرید و یا ادامه تحصیل بدهید. ولی آنهایی که بیشتر ماه‌های سال به ایران رفت‌وآمد دارند و کلاً فقط از مغازه‌های ایرانی خرید می‌کنند و رفت‌وآمدشان محدود است به کامیونتی ایرانی، در نتیجه تو جو ایران هستند و خودشان را تا همیشه «نیوکامر» می‌دانند.

رضا زارع که ساکن منطقه یانگ و فینج است می‌گوید: «من الان ۱۷ سال است که اینجا زندگی می‌کنم. حدوداً ۳ سالِ اول خودم را نیوکامر می‌دانستم ولی بعد با شرایط و زندگی در اینجا بیشتر آشنا شدم و توانستم خودم را وفق بدهم. بچه‌هایم سبب شدند بیشتر با محیط کانادا وصل شوم ولی واقعاً عشق ایران را دارم. اما دوستانی را می‌شناسم که هنوز بعد از سال‌ها هیچ وابستگی و دلبستگی به کانادا ندارند و حس «نیوکامری» را با خودشان دارند. به نظرم تا وقتی کانادا را به‌عنوان یک کشور جدیدمان قبول نکنیم حس غریبه بودن با ما می‌ماند. سحر افتخار، ساکن نیومارکت می‌گوید: «این نظر شخصی است و ادعا نمی‌کنم لزوماً درست باشد، ولی به نظر من تا ۱۰ سال اول زندگی در کانادا نیوکامر حساب می‌شوی.»

Aviron

 

دفاتر مهاجرتی و دغدغه‌های ناتمام

فرشته مهاجر ساکن شهر آروراُ در شمال تورنتو می‌گوید: «فرد نیوکامر با کلی نگرانی وارد کانادا می‌شود، از نگرانی پیدا کردن خانه‌ی مناسب، راه انداختن کارهای بانکی، آشنایی با قوانین تا خیلی دغدغه‌های دیگر.  خیلی از این افراد با دفاتر مهاجرتی در ارتباط هستند و به ایشان راهنمایی می‌کنند ولی خوب بیشتر آنها از خانواده یا دوستانی که در کانادا دارند کمک می‌گیرند. آشنایی با محیط فکر کنم از ۳ سال تا ۵ طول می‌کشد، یعنی زمانی که خودمان را با فرهنگ و حتی شرایط جغرافیایی و آب‌وهواییِ تورنتو و کانادا وفق بدهیم. من خودم بعد از ۹ سالی که اینجا هستم به‌سختی با همه مواردی که گفتم کنار آمده‌ام. علاوه بر این می‌دانم خیلی‌ها مثل من وابستگی و دلبستگی شدیدی به ایران دارند که با گذشت سال‌ها سکونت در کانادا همچنان حس غریبه‌بودن داریم و خودمان را تازه‌وارد می‌دانیم.»

آیا ۳ سال یا ۵ سال نیوکامر هستیم یا خیر؟

کیوان کریمی ساکن تورنتو می‌گوید: «افرادی که وارد کانادا می‌شوند از زمان اخذ سوشیال نامبر تا ۵ سال نیوکامر محسوب می‌شوند. یکی از دوستانم می‌گفت که از نظر IRCC (سازمان مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا) شما تا ۳ سال نیوکامر هستید که نمی‌دانم درست است یا خیر؟ ولی من خودم تا ۵ سال مشکل داشتم.»

جامعه‌شناس دکتر سعید حریری

نکته اینجاست که آیا فرد در ذهن خودش را نیوکامر می‌داند یا اینکه دیگران او را چنین می‌نامند. اینکه مهاجرتش اختیاری بوده اجباری بوده. آیا برمی‌گردد یا نه؟ این تعاریف می‌تواند متفاوت باشد. این یک برداشت کاملاً روانی از عنوان «نیوکامر» است. البته می‌توانیم یک تعریف حقوقی و قراردادی هم از نیوکامر داشته باشیم. مثلاً مهاجری که تازه وارد شده تا مدت زمان مشخصی بر اساس قانون کانادا نیوکامر محسوب می‌شود و می‌تواند از امکانات دولتی که ویژه تازه‌مهاجران است استفاده کند، مثلاً امکاناتی برای کلاس‌های زبان و یادگیری مهارت. از نظر جامعه‌شناسی ما یک اصطلاح داریم به نام «داغ» آیا این نیوکامر بودن یک برچسب است که بر پیشانی افراد تازه‌وارد می‌خورد. شاید گاهی اوقات چنین باشد. در آن صورت دو گروه افراد داریم: داغ زنندگان و داغ خورندگان. مثلاً دانشجویی که بعد از هشت ترم هنوز نمی‌داند چگونه انتخاب واحد کند و خودش را با شرایط دانشگاه هماهنگ نکرده، خودش را تازه‌وارد می‌داند، یا فرد دیگری که بعد از سالها هنوز با جامعه جدید غریبه است. به نظر من وضعیت روحی و روانی و ذهنیت اجتماعی هر فرد تأثیر مهمی در ایجاد رابطه با کشور و جامعه جدید دارد. گاهی اوقات افرادی که مشکل دارند سال‌ها دچار بحران روحی می‌شوند و نمی‌توانند با جامعه، فرهنگ و قوانین جدید ارتباط برقرار کنند.

دکتر الهام گرامی روان‌شناس

نیوکامر بودن در کانادا یا در هر کشور دیگر بر می‌گردد به اینکه فرد چقدر وقت نیاز دارد تا خودش را با شرایط جدید هماهنگ کند و کشور جدید را قبول کند. اینکه با محیط فیزیکی و فرهنگی و روحی و رفتاری آشنا شود. طبیعتا این یک پروسه زمان‌بر است و برای افراد مختلف متفاوت است. برای همین هم اینکه سال مشخصی را بگوییم نمی‌شود. برای کسی امکان دارد آشنایی و جا افتادن در محیط جدید تا ۳ سال زمان ببرد و فرد دیگری ۵ سال و شاید هم بیشتر. به هر حال هر کدام از ما که تازه وارد می‌شویم باید تلاش کنیم تا خودمان با محیط جدید تطبیق بدهیم. کانادا را به عنوان خانه جدید بپذیریم. با فرهنگ و رفتار و قوانین کشور جدید آشنا شویم. طبیعتا در این صورت راحت‌تر کارهایمان انجام می‌شود. هرچه سریعتر با محیط جدید الفت بگیریم می‌توانیم در انتخاب دوستان و شغل مناسب  موفق‌تر باشیم. ولی برعکس اگر کسی همچنان در گذشته است و فکروذکرش در گذشته و خاطراتش باقی‌مانده است نمی‌تواند با محیط جدید ارتباط برقرار کند. واقعیت این است که هرکسی بعد از ورود به کشور جدید با محیط تازه ناآشنا است، «تازه‌وارد» است ولی افرادی هستند که خیلی به این تصور بال‌وپر می‌دهند. نمی‌خواهند خودشان را به اجتماع جدید نزدیک کنند، حاضر نیستند زبان را به‌خوبی یاد بگیرند یا دوستان جدید یا کار جدید پیدا کنند، در نتیجه این وضعیت روحی سالیان سال با ایشان باقی می‌ماند و خودشان را نیوکامر می‌دانند.

تهرانتو نامی دیگر برای تورنتو!

در اتاقی نشسته و با دوستانش صحبت می‌کند. بعد از دوره سخت کرونا توانسته‌اند دوباره دورهمی داشته باشند. آهنگ ملایم ایرانی گوش را نوازش می‌دهد، انگار نه انگار هزاران کیلومتر دورازوطن در تورنتو هستند. به اطراف نگاه می‌کند خودش را در ایران می‌بیند خانه دوستش تمامی خاطرات ایران را زنده می‌کند: ظروف پذیرایی ایرانی، پسته و گز و باقلوا و کلی سوغات ایران و دکور‌های سنتی، فرش ایرانی، پرده طرح ایرانی، تابلوفرش. فراموش می‌کند ۲۰ سال است در تورنتو زندگی می‌کند. بیشتر دوستانش ایرانی هستند، فقط اگر برای نیاز مهمی مجبور شود وارد فضای انگلیسی زبان می‌شود. اصولا تمامی وسایل و خریدهایش را از فروشگاه‌های ایرانی تهیه می‌کند و نیازهای دیگرش را از خدمات‌دهندگان ایرانی می‌گیرد، از دکتر خانواده تا آرایشگاه، همه ایرانی هستند.

اما اگر می‌خواهیم از مسیر روانِ زندگی واقعی بیرون نیافتیم باید تغییر را بپذیریم، هرچند که سخت باشد برایمان.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

جاده روکسام

ورود غیرقانونی پناهجویان از جاده روکسام از سرگرفته شده است

در حالی که دولت فدرال ورود اتباع چندین کشور آفریقایی به کانادا را از بیم شیوع سویه امیکرون ممنوع کرده است، جاده روکسام واقع در سن-برنار-دو-لاکول همچنان معبری آسان برای ورود غیرقانونی پناهجویان و مهاجران به کانادا است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *