قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / نامه به بنت و سفر به اسرائیل!

نامه به بنت و سفر به اسرائیل!

احمد زیدآبادی |

منازعۀ اسرائیلی – فلسطینی بیش از چهار دهه است که بر سیاست خارجی و داخلی جمهوری اسلامی سایه افکنده است به‌گونه‌ای که هیچ جزء رفتار حکومت ایران را نمی‌توان برکنار از این ماجرا تفسیر کرد.

به همین علت، افکارعمومی ایرانیان پابه‌پای تغییر و تحولی که نسبت به عملکرد نظام جمهوری اسلامی در بیش از چهل سال گذشته پیدا کرده در برابر مسئلۀ فلسطین نیز دچار تغییر نگرش شده است. در سال‌های نخست انقلاب، مجموعۀ گروه‌های سیاسی دخیل در انقلاب در جهت دفاع از فلسطین و مخالفت با اسرائیل با هم مسابقه گذاشته بودند و هرکدام می‌کوشیدند تا خود را نسبت به دیگری «ضد صهیونیست‌تر» نشان دهند. با وجود حذف بسیاری از این گروه‌ها از صحنه‌ی سیاسی رسمی کشور، این وضعیت تا یک دهه‌ی پس از آن نیز ادامه داشت تا اینکه در اوایل دهۀ ۷۰ هجری خورشیدی هم‌زمان با آغاز مذاکرات صلح مادرید بین اسرائیل و کشورهای عربی، زمزمه‌هایی در بخش کوچکی از جامعۀ ایرانی نسبت به صحتِ مواضع جمهوری اسلامی در برابر بحران خاورمیانه آغاز شد و به‌تدریج گسترش یافت.

Aviron

 

این زمزمه‌ها به‌خصوص در دوران ریاست‌جمهوری سید محمد خاتمی به مطبوعات نیز راه یافت و به طور اعلام نشده‌ای به موضوع مناقشه‌آمیزی بین دو نیروی رقیب حاکم بر کشور یعنی محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان تبدیل شد. محافظه‌کاران به‌منظور بسیج نیروهای هوادار خود علیه اصلاح‌طلبان، موضع خود را نسبت به مسئلۀ فلسطین حتی بیش‌ازپیش تشدید و رقیب خود را به تمایل به سازش در این مسئله متهم کردند.

این ماجرا سبب شد مسئلۀ فلسطین از حوزۀ سیاست خارجی به موضوعی داخلی تبدیل شود و درعین‌حال، ذهنیت بدنۀ حامی اصلاحات در بین طبقات عادی مردم ایران نسبت به نزاع عربی – اسرائیلی به‌گونه‌ای منفی تغییر کند.

با شکست جنبش اصلاحات در کنار رشد مشکلات اقتصادی و کاهش فزایندۀ سطح رفاه عمومی، حساسیت بخش بزرگی از افکارعمومی نسبت به مسئله‌ی فلسطین تشدید شد و در این میان انواع کمک‌های پرسروصدا و توأم با تبلیغات حجیم جمهوری اسلامی به گروه‌های ضد اسرائیلی در لبنان و سرزمین‌های فلسطینی، به‌عنوان یکی از عوامل اصلی در بی‌توجهی به توسعۀ اقتصاد داخلی و عدم سرمایه‌گذاری در مناطق محروم‌تر کشور به‌حساب آمد.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

با افزایش مشکلات اقتصادی، این روند روزبه‌روز قوام بیشتری یافت و به لایه‌های عمیق‌تر جامعۀ ایران نفوذ پیدا کرد تا جایی که بخشی از مردم معترض به نتیجۀ انتخابات سال ۸۸ در خیابان‌های تهران فریاد زدند: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.

این فرایند ظاهراً حد وقف نداشت به طوری که در جریان ناآرامی‌ای اجتماعی سال‌های ۹۶ و ۹۸ بخشی از اپوزیسیون خواهانِ سرنگونی جمهوری اسلامی نه فقط علیه مسئلۀ فلسطین موضع گرفتند بلکه برخی از آن‌ها به‌تدریج به دفاع و حمایت از اسرائیل و دولت راست‌گرای حاکم بر آن برخاستند و حتی مواضع متوازن و خواهان حل مناقشه بر پایۀ قواعد بین‌المللی و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل را مورد هجوم و حمله قرار دادند.

در ادامۀ همین روال، جمع معدودی از ایرانیان خارج از کشور اخیراً با نوشتن نامه‌ای سرگشاده خطاب به نفتالی بنت، نخست‌وزیر ملی – مذهبی و بسیار تندرو اسرائیل، خواستار حفظ سیاست سرسختانۀ دولت بنیامین نتانیاهو در برابر جمهوری اسلامی توسط وی شدند. ظاهراً از نگاه این دسته از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی، هر نیرویی در جهان که در جهت تضعیفِ نظام حاکم بر ایران بکوشد، فارغ از ماهیت آن، سزاوار تشویق و ستایش است و انتقادِ از آن نوعی خدمت به جمهوری اسلامی و کمک به بقای آن محسوب می‌شود.

بر مبنای همین نگرش، گویا تعدادی از اعضای اندیشکده‌ای به اسم «آوای آزادی» قرار است به همراه جمعی از مقام‌های دولت دونالد ترامپ رئیس‌جمهور پیشین آمریکا راهی اسرائیل شوند تا همبستگی خود را با مردم و دولت و ارتش این کشور اعلام کنند!

این دسته از ایرانیان گویا نمی‌دانند که از قضا ظهور نظامی به اسم جمهوری اسلامی در ایران و سقوط نظام شاهنشاهی، عمدتاً مرهون شکل‌گیری اسرائیل و نوع رفتار آن در خاورمیانه بوده است و اگر آن دولت شکل نمی‌گرفت و یا رفتار بهتری از خود نشان می‌داد، چه‌بسا شرایط پیروزی انقلاب ایران هم به‌راحتی فراهم نمی‌شد.

اسرائیلِ امروز به‌رغم خاستگاه شرقی یهودیان باستان، بخشی از تمدن غربی به‌حساب می‌آید و در واقع به علت همین هویت نیز موجودیت و حفظ بقا و امنیت آن مورد حساسیت شدید کشورهای مغرب‌زمین است. در همین حال، نیروهای اسلام‌گرا در سرتاسر کشورهای مسلمان، تمدن غربی را پدیده‌ای مهاجم علیه هویت خود می‌دانند و دفاع آن از «حقوق بشر» را نیز صرفاً نیرنگی برای فریب افکارعمومی جهان تعریف می‌کنند تا بدین‌وسیله خود را نیز از قید و بندهای حقوق بشری رها سازند.

ازآنجاکه اثبات بی‌التفاتی کشورهای غربی به موازین حقوق بشر در مجموع کاری دشوار و پردردسر است و معمولاً مورد استقبال عموم قرار نمی‌گیرد، عملکرد دولت اسرائیل در برابر فلسطینی‌ها اما بهترین محمل برای اسلام‌گرایان افراطی و دیگر نیروهای ضد غربی است تا از طریق آن، به‌زعم خود ریاکاری و پوچی ادعای غربیان در دفاع از موازین حقوق بشری را به نمایش بگذارند و در ادامۀ آن، اصل حقوق بشر را نیز پوچ و ابزاری در دست کشورهای غربی معرفی کنند و خود را از تعهد به آن آزاد سازند.

ازاین‌رو، نقض موازین بین‌المللی و مبانی حقوق بشر در اسرائیل بسیار متفاوت از همین نوع اقدامات از سوی سایر دولت‌هاست و تبعات بسیار ویرانگرتری به دنبال دارد. دولت‌های ناقض حقوق بشر در جهان معمولاً خود را بخشی از تمدن غربی یا میراث‌دار عصر روشنگری نمی‌دانند و ازاین‌جهت، مورد حمایت تمدن غربی هم نیستند. دولت اسرائیل اما مدعی میراث عصر روشنگری است و دمکراسی آن به طور روزانه مورد تأکید و برجسته‌سازی دولت آمریکا و متحدان غربی آن قرار می‌گیرد. ازاین‌رو، وقتی چنین دولتی خود را از اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل معاف می‌پندارد و به‌رغم آن قطعنامه‌ها بر ادامۀ اسکان یهودیان تندرو در سرزمین‌های اشغالی کرانۀ باختری و بیت‌المقدس شرقی اصرار می‌ورزد و در پی استقرار نظام آپارتاید در برابر فلسطینی‌هاست و در مقابل، آمریکا و بسیاری از متحدان اروپایی آن در برابر رفتار این دولت تا سرحد ممکن مدارا نشان می‌دهند، در چنین شرایطی بهترین بهانه در اختیار نیروهای ضد غربی قرار می‌گیرد تا عدم پایبندی خود به موازین حقوق بشری را نزد افکارعمومی توجیه و بسیاری از مردم را نیز نسبت به آن اقناع کنند.

ازاین‌رو، حمایت از استقرار صلحی عادلانه و متوازن بین اسرائیل و فلسطینی‌ها می‌تواند اسلام‌گرایان رادیکال را با چالش روبرو کند اما حمایت بی‌قیدوشرط از دولت اسرائیل و بخصوص دفاع از سیاست ستمگرانه و مخرب و نژادپرستانۀ آن در برابر جمعیت فلسطینی، حرکتی است که دقیقاً سبب تقویت بنیادهای فکری اسلام‌گرایان تندرو می‌شود. با این حساب تحرکات معدود ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در حمایت از اسرائیل و نزدیکی به آن، بهترین هدیه به جمهوری اسلامی است تا همۀ داعیه‌های آنان را به تمسخر بگیرد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

احمد زیدآبادی
احمد زیدآبادی

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

غلامحسین محسنی اژه‌ای

بازگشت به فصل سرکوب؛ چرا محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضاییه ایران شد؟

آرسام ارانی | سال ۱۳۶۵ وقتی سید مهدی هاشمی برادر داماد آیت‌الله منتظری بازداشت شد، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *