قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / مرگ اصلاحات در ایران؟
اخبار کانادا اصلاح طلبان

مرگ اصلاحات در ایران؟

احمد زیدآبادی |

بسیاری از کنشگران سیاسی عدم توانایی جبهۀ اصلاحات برای تأثیرگذاری بر ارادۀ حاکمیت در جهت نغییر چینش کاندیداهای ریاست جمهوری و نهایتاً پیروزی سید ابراهیم رئیسی در انتخابات را به مثابۀ مرگ اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی دانسته‌اند.

آیا اصلاحات به معنای فعالیتی جمعی و مسالمت‌آمیز و آرام به منظور ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی در جامعۀ ایران و گشودن فصل تازه‌ای در روابط کشور با نظام بین‌الملل و کارآمدن کردن دستگاه دولت برای غلبه بر معضلات اجتماعی و اقتصادی و بحران عمیق زیست‌محیطی به راستی مرده است و باید به فکر راه چارۀ دیگری برآمد؟

از نگاه من، اصلاحات شکست خورده و کاملاً بی‌حیثیت و فاقد اعتبار شده، اما لزوماً نمرده است. از این رو، باید از گونۀ تازه‌ای از آن اعادۀ حیثیت شود تا بلکه جانی دوباره گیرد. چرا؟ به دلیل آنکه در شرایط خاص ایران راه دیگری برای بهبود شرایط کشور وجود ندارد!

Aviron

 

اصلاحات در ایران محکوم به شکست نبود. اصلاح‌طلبان – منظور نیروهای صادق و وطن‌دوستِ آنان – از سرِ بی‌فکری، استراتژی منسجمی برای پیشبرد آن طراحی نکردند و با چشمداشت به قدرت به عنوان منبع توزیع رانت در کنار پاره‌ای فعالیت‌های بی‌اثر و ملال‌آور تبلیغاتی که آن را با کنش مدنی و اجتماعی اشتباه گرفته بودند، دچار تناقض شدند و اصلاحات را به روز سیاه نشاندند.

بنابراین، مشکل نه در ذاتِ نوعی کنشگری سیاسی به عنوان اصلاح‌طلبی بلکه در نوع فعالیت و رویکرد نیروهای موسوم به اصلاح‌طلب بوده است.

حتی اگر این گزاره را هم نپذیریم، باز هم راهی جز اعادۀ حیثیت از گونه‌ای اصلاحات برای کنشگران سیاسی خشونت پرهیز وجود ندارد! چرا؟ چون با رد کنشگری اصلاح‌طلبانه، نیروهای سیاسی فقط دو گزینه در برابر خود دارند. گزینۀ نخست، سکوت و انزوا و خانه‌نشینی مطلق است تا جبر روزگار سرنوشت کشور را رقم بزند. گزینۀ دوم هم در پیش گرفتن کنشگری انقلابی به منظور ساقط کردن نظام سیاسی حاکم است.

سکوت و انزوا و خانه‌نشینی مطلق به معنای وداع با کنشگری سیاسی است که گرچه در بعضی شرایط شاید برای برخی نیروها چاره‌ای جز آن نباشد، اما تجویز میان‌مدت یا بلند‌مدت آن نه ممکن و نه مطلوب است.

کنش معنادار و مؤثرِ معطوف به انقلاب نیز فارغ از هر نوع ارزش‌داوری در بارۀ ماهیت و پیامدهای آن، اصولاً در ایران کنونی به امری ناممکن تبدیل شده است. این گزاره مخالفان بسیاری دارد و به همین جهت نیازمند بازشکافی و اقامۀ استدلال است.

انقلاب معمولاً اقدامی هدایت شونده برای حرکت از نظمی به نظم دیگر است. از این رو نیازمند نظریه، استراتژی، پایگاه اجتماعی مشخص و وفادار، کنشگران منضبط و جان بر کف، تشکیلات و سازماندهی گسترده و فراگیر، امکانات لجستیک و منابع مالی قابل توجه، شبکۀ رسانه‌ای تأثیرگذار و پرمخاطب و رهبری واحد و دارای ارادۀ آهنین و مستحکم است.

نیروهای مدافع انقلاب در ایران تقریباً به طور کامل فاقد این ویژگی‌ها هستند. شاید در میان آنها فقط سازمان مجاهدین خلق مدعی برخورداری برخی از این خصایص باشد اما این سازمان در میان جامعۀ ایرانی و دیگر نیروهای حامی کنشگری انقلابی به قدری بی‌اعتبار و غیر قابل اتکاست که عملاً هیچ جایگاهی برای رهبری یک حرکت معنادار انقلابی در ایران ندارد.

می‌توان به سخن فوق خرده گرفت و گفت؛ گرچه نیروهای خواهان انقلاب در ایران در حال حاضر توانایی لازم را برای رهبری یک حرکت انقلابی ندارند اما به مرور زمان می‌توانند این توانایی‌ها را کسب کنند.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

واقعیت این است که از زمانی که زمزمۀ لزوم حرکت انقلابی به جای اصلاح‌طلبی در بین برخی نیروهای سیاسی ایرانی بخصوص در خارج از کشور مطرح شده است، چهار سال می‌گذرد. طی این چهار سال این نیروها نه فقط توان تازه‌ای پیدا نکرده‌اند بلکه برخی از مؤلفه‌های قدرت احتمالی خود را از دست داده و حتی نتوانسته‌اند یک قدم به یکدیگر نزدیک شوند.

در حقیقت، اتحاد آنها با یکدیگر تقریباً غیرممکن است چرا که دامنۀ اختلافات هر یک از آنها با هم بیش از اختلاف‌شان با جمهوری اسلامی است و به همین دلیل همۀ کوشش‌های معطوف به اتحاد آنان به منزلۀ تلف کردن وقت و حرکت به سوی سراب است.

از طرفی، امکان توان‌افزایی هم ندارند زیرا توان‌افزایی نیازمند ارتباط با یک پایگاه اجتماعی منسجم در داخل کشور و متشکل کردن و حمایت همه‌جانبه از آنهاست. سلطۀ امنیتی حکومت اما هر تلاش فرضی در این جهت را تقریباً به آسانی کشف و خنثی و سرکوب می‌کند.

از همین رو، کنشگران خواهانِ انقلاب در خارج از کشور چشمشان عمدتاً به جنبش‌های صنفی و یا حرکات اعتراضی توده‌وار در داخل است که مورد نخست اساساً معطوف به انقلاب نیست و مورد دوم هم به دلیل عدم وجود تشکیلات هدایتگر و حمایتگر از یک ناآرامی کوتاه مدت که با سرکوب شدید مواجه می‌شود فراتر نمی‌رود.

برخی چهره‌های سیاسی داخلی هم به امید تأثیر بر جنبش‌های صنفی و یا اعتراض‌های توده‌ای داعیۀ انقلابی خود را پنهان نمی‌کنند و در مصاحبه با رسانه‌ها به صراحت از ضرورت سرنگونی حکومت به رهبری شخص خود سخن می‌گویند. این تک چهره‌ها اما عمدتاً به این دلیل که فاقد هرگونه تشکیلات و نیروی لازم برای برانگیزندگی و یا هدایت یک حرکت اعتراضی خودجوش هستند، از سوی نظام سیاسی یا تحمل می‌شوند و یا بعضاً در صورت لزوم تحت فشار و کنترل و بازداشت قرار می‌گیرند.

شاید به همین دلایل، بخشی از نیروهای خواهان انقلاب در ایران، ضرورت حمایت “جامعۀ بین‌المللی” از سرنگونی جمهوری اسلامی را پیش می‌کشند. منظور از جامعۀ بین‌المللی طبعاً شامل روسیه و چین و هند و کشورهای در حال توسعه نمی‌شود. در واقع منظور آنان از جامعۀ بین‌الملل آمریکا و متحدان آن است. متحدان آمریکا بخصوص در اروپا اما علاقه‌ای به درگیر کردن خود در بی‌ثبات سازی نظام حاکم بر ایران ندارند و منفعتی در آن نمی‌بینند. آنان به عکس در پی وارد کردن جمهوری اسلامی به مناسبات جهانی‌اند و در برخورد با آن از انتقادهای کم اثر در مورد نقض حقوق بشر فراتر نمی‌روند.

دولت آمریکا تحت رهبری جو بایدن هم از قضا خودش همان سیاست اروپا را در پیش گرفته و خواهان دستیابی به توافق با رهبران جمهوری اسلامی است.

از این رو، فقط دو متحد منطقه‌ای آمریکا به سرنگونی نظام ایران ظاهراً علاقه‌ای مبهم نشان می‌دهند که یکی از آنها یعنی عربستان در حال مذاکره به قصد تجدید رابطه با ایران است و دومی یعنی اسرائیل عمدتاً در پی خنثی‌سازی برنامۀ هسته‌ای جمهوری اسلامی است و توانی برای کمک به وقوع یک انقلاب در ایران ندارد. گرچه فارغ از توان، شاید نفعی هم برای خود در این زمینه نمی‌بیند چرا که ادامۀ اشغال کرانۀ باختری رود اردن و ستم علیه فلسطینی‌ها را می‌تواند در پشت شعارهای ضد اسرائیلی حکومت ایران پنهان سازد!

بنابراین، انقلاب در ایران صرف نظر از خوب و بد آن، امری ناممکن به نظرمی‌آید. شاید در سایۀ تداوم ناکارآمدی دستگاه‌های حاکم بی‌ثباتی و هرج و مرج در کشور رخ دهد، ولی انقلاب به معنایی که تعریف شد در چشم‌انداز جامعۀ ایرانی دیده نمی‌شود. بروز هرج و مرج هم نه برای حکومت و نه برای جامعه کمترین فایده و خیری ندارد. از همین رو، فضایی برای اعادۀ حیثیت از اصلاحاتی جامعه محور و دولت پرهیز ظهور خواهد کرد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

احمد زیدآبادی
احمد زیدآبادی

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

گذرگاه مرزی استان کبک

مرزهای زمینی آمریکا تا ۲۱ اوت بسته خواهد ماند

دولت جو بایدن روز چهارشنبه ۲۱ ژوئیه با انتشار یادداشتی در وبسایت خود اعلام کرد مرزهای زمینی آمریکا دست کم تا ۲۱ اوت به روی سفرهای غیرضروری بسته خواهد ماند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *