قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / ابراهیم رئیسی و تصفیه درونی جمهوری اسلامی سرکوب‌های بیشتر در راه است؟
اخبار کانادا

ابراهیم رئیسی و تصفیه درونی جمهوری اسلامی سرکوب‌های بیشتر در راه است؟

آرسام ارانی |

برای مبتدی‌ترین تحلیلگر هم دشوار نبود که نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را پیش‌بینی کند؛ دست‌کم بعد از اعلام نتیجه بررسی‌ها صلاحیت‌ها و حذف رقبای اصلی از گردونه انتخابات مشخص بود که این بار حاکمیت ایران قصد کرده خودش را بی‌جهت به دردسر نیندازد و به مصداق «سری که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند» رئیس‌جمهوری برگزیند که خود به آن تمایل دارد. اگر به این گزاره شک دارید، به یادداشت اخیر سردار وحید حقانیان معاون اجرایی دفتر رهبر ایران در خبرگزاری ایسنا مراجعه کنید؛ جایی که حضور کاندیداهای پوششی برای رئیسی آن‌قدر مضحک شده بود که حقانیان حضور رضایی و همتی و قاضی‌زاده هاشمی را برای رئیسی امداد غیبی توصیف کرده و گفته بود اگر سه کاندیدای دیگر هم انصراف می‌دادند، چالش بزرگی برای جمهوری اسلامی ایجاد می‌شد!

همان‌طور که عضو ارشد بیت رهبری ایران گفته انتخابات ۱۴۰۰ واقعاً امدادی غیبی برای رئیسی بوده است. اما این امداد نه بحثی انتزاعی و الهیاتی، بلکه امدادی آشکار بود، آن‌قدر آشکار که حتی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در حمایت از ابراهیم رئیسی بیانیه داد. این حمایت ازآن‌جهت عجیب بود که بدانیم فقهای شورای نگهبان همگی عضو جامعه مدرسین هستند.

Aviron

 

ابراهیم رئیسی با عجیب‌ترین پشتوانه حاکمیتی پیروز انتخابات ایران شد و از نیمه مرداد دولت را در حالی تحویل خواهد گرفت که تمامی ارکان سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر در ایران از بیت رهبری و سپاه پاسداران گرفته تا مجلس و قوه قضاییه و دولت همگی یکدست شده‌اند تا فضا برای آن چیزی که حکومت ایران می‌خواهد آماده شود. اما سؤال اساسی این است که پروژه یکدست‌سازی در سال ۱۴۰۰ برای چه منظوری انجام شده است؟

جمهوری اسلامی ایران چهار دهه بعد از استقرار خود در بدترین شرایط موجود قرار گرفته است؛ فشار اقتصادی به بالاترین حد ممکن رسیده، پرفشارترین تحریم‌ها علیه ایران اعمال می‌شود، هزینه‌های مالی نیروهای نظامی ایران در خارج کشور به‌خاطر جهش قیمت دلار چندبرابر شده و بار مضاعفی روی دوش حکومت افتاده است؛ نارضایتی‌های مدنی آن‌قدر زیاد شده که به گفته وزیر کشور به‌صورت میانگین هر روز بیش از ۱۰ اعتراض در شهرهای مختلف ایران رخ‌داده است؛ نحوه ارتباط با آمریکا ایران را به لحاظ سیاسی و اقتصادی در تنگنا قرار داده است. به تمام اینها شرایط جسمی رهبر ایران را اضافه کنید به علت کهولت سن پایدار نیست بنابراین موضوع جانشینی در رأس هرم بسیار پررنگ است. یکی از مشکلات جمهوری اسلامی برای حل همه این مشکلات انشقاق و اختلاف‌نظر نیروهای سیاسی موجود در کشور بود؛ چه آنکه حتی اصول‌گرایان نیز نسبت به این موارد اشتراک نظر نداشتند. در چنین شرایطی حاکمان جمهوری اسلامی به این تصمیم رسیدند که حل مشکلات جز با قوای یکدست میسر نخواهد بود؛ چه آنکه از منظر آنها اختلاف‌نظر در شرایط فشار حداکثری آسیب بیشتری به آنها خواهد رساند بنابراین بهتر آن است که در یک بازه زمانی تمام نیروهای حاکمیتی یکدست شوند. در نهادهای انتصابی پروژه یکدست‌سازی دردسر چندانی نداشت و در نهادهای انتخاباتی (مجلس و رئیس قوه مجریه) هم به کمک شورای نگهبان این معضل رفع شد. انتخابات ۱۴۰۰ از این منظر اهمیت ویژه‌ای برای جمهوری اسلامی ایران داشت و نیاز به گزینه حداکثری بود که بتواند با اجماع جریان‌های قدرت (و نه مردم یا احزاب سیاسی) شرایط را به نفع خود تغییر دهد.

در همین رابطه بخوانید:

ابراهیم رئیسی نماد چهره‌ای بود که هم در بیت رهبری نفوذ فراوانی داشت، هم در رأس و لایه‌های سپاه حامیان خوبی داشت؛ بنابراین او چهره‌ای است که می‌تواند تمام نهادهای قدرت از زیرمجموعه‌های مالی بیت و بنگاه‌های اقتصادی نظامی را در کنار دولت بیاورد تا در سخت‌ترین شرایط عمر ۴۰ ساله جمهوری اسلامی، دولتی بر سرکار باشد که خود را تدارکاتچی نخواند. اگر فرماندهان سپاه با روحانی و خاتمی و هاشمی رفسنجانی هیچ‌گاه صاف نشدند و میانه‌روهای اصول‌گرا با احمدی‌نژاد همراه نشدند، درباره رئیسی این مشکل وجود ندارد و بی‌شک تنها رئیس جمهوری خواهد شد که حمایت تمام ارکان قدرت و حاکمیت جمهوری اسلامی را با خود دارد.

ابراهیم رئیسی علاوه بر یکدست‌سازی حاکمیت اما یک کارکرد دیگر برای جمهوری اسلامی دارد؛ سابقه او در قوه قضاییه از سه دهه پیش آن‌قدر برای منافع حکومت ایران پربار بوده که بتوانند از او در حساس‌ترین مناصب استفاده کنند؛ چه اینکه نام او از دهه ۶۰ تاکنون با احکام سخت‌گیرانه قوه قضاییه پیوند خورده است؛ از این منظر ابراهیم رئیسی به‌خوبی می‌تواند رئیس دولتی باشد که در صورت نیاز به‌راحتی بتواند مخالفان و معترضان خود را سرکوب کند؛ چنانچه در دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ هم چنین شد.

حکومت‌ها در مواجهه با مردم داخل و کشورهای خارجی چند استراتژی می‌توانند داشته باشند: «تعامل با داخل – تعامل با خارج»، «تعامل با داخل – تقابل با خارج» و «تقابل با داخل – تعامل با خارج» و در نهایت «تقابل با داخل – تقابل با خارج»

دولت خاتمی بسیار تلاش کرد سیاست «تعامل با مردم در داخل و تعامل با کشورهای دنیا» را در پیش بگیرد؛ اگرچه دولت چنین قصدی داشت اما این اتفاق با سرکوب‌های شدیدی مانند کوی دانشگاه تحت‌الشعاع قرار گرفت. در دولت روحانی هم هرچند با شعار نرمالیزاسیون روابط داخلی و خارجی روی کار آمد اما کشتار مردم در چند اتفاق مختلف نتوانست تعامل با مردم را رقم بزند. اکنون نیز دولت رئیسی بعد از دولت احمدی‌نژاد، برای بار دیگر سیاست «تقابل – تقابل» را رقم خواهد زد؛ سیاستی که بر پایه آن فشارهای مدنی در داخل افزایش خواهد یافت و باتوجه‌به شعارهای خارجی آن مشخص است که قصدی برای ارتباطات با جهان نیز وجود ندارد. آنها فعلاً قرار است با سرکوب مخالفان در داخل مشکلات را حل کنند، سپس ببینید برای خارج چه راهی دارند. آیت‌الله خامنه‌ای این تصور را دارد که حکومت در سخت‌ترین تحریم‌های آمریکا در دوره ترامپ از هم فرو نپاشید بنابراین بعید است در دوره دموکرات‌ها چنین اتفاقی رخ دهد، بااین‌وصف فعلاً دوران تصفیه داخلی است؛ دورانی که قطار انقلاب ایران اندکی از ظرفیت خود کم کند تا راحت‌تر حرکت کند. مهدی طائب فرمانده قرارگاه عمار و برادر حسین طائب فرمانده اطلاعات سپاه پیش از برگزاری انتخابات گفته بود: «به مرحله خالص‌سازی از انقلاب رسیده‌ایم و قطعاً پیروز خواهیم شد.» مرحله خالص‌سازی فعلاً با حذف پیش رفته است. منتظر حذفیات بیشتری باشید …

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

استفن هارپر، یک “فرقه خشونت‌طلب” و رئیس جمهوری متهم به یک جنایت عظیم

آنچه درباره این اجلاس ناراحت‌کننده به نظر می‌رسد، سخنان مهمانان برجسته‌ای که همگی به دلیل مواضع سازش‌ناپذیرشان در برابر ایران شناخته شده هستند نیست، بلکه ارتباط آن‌ها با میزبان این نشست بزرگ مجازی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *