قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / نگاهی دیگر به مساله نژادپرستی
نژادپرستی
نژادپرستی در آمریکا که دنی لافریئر پانزده سال از عمر خود را در آنجا سپری کرده است، برای سال‌های متمادی توجیه‌کننده برده‌داری بود و همین شرایط زمینه را برای استثمار و بهره‌کشی اقتصادی از زنان و مردان مهیا کرده بود. از همان دوران، برتری‌طلبی سفیدپوستان و متعاقب آن خشونت‌های نژادی در آمریکا ریشه دواند که پیامدهای آن همچنان در روزگار ما نیز ادامه دارد.

نگاهی دیگر به مساله نژادپرستی

گروه ترجمه هفته|

دنی لافریئر Dany Laferrière که تازه‌ترین کتابش تحت عنوان «رساله‌ای موجز در باب نژادپرستی» به‌تازگی توسط انتشارات بورئال Boréal به چاپ رسیده است، می‌گوید زمانی که یک سیاه‌پوست در مسکو، برلین یا واشنگتن وارد یک اتاق پر از سفیدپوست می‌شود، به‌خوبی می‌داند که همه نگاه‌ها به‌سرعت به سمت او می‌چرخند و از همان ابتدا نگاه سنگین همه را روی صورت خود احساس می‌کند؛ بنابراین در مبارزه با پدیده نژادپرستی شاید مهم‌ترین و اولین شرط این است که از چشم یک سفیدپوست به معضل نژادپرستی نگاه نکنیم.

دنی لافریئر تلاش می‌کند با لحنی صمیمی و خودمانی با خواننده‌اش ارتباط برقرار کند آنگاه با استناد به جنبه‌های مختلف نژادپرستی که در آمریکا رایج است، به واکاوی این معضل اجتماعی کهنه بپردازد. آقای لافریئر از طریق ده‌ها متن مختصر و کوتاه که درواقع به‌مثابه شاهد آثار او هستند، اوضاع و شرایط را شرح می‌دهد و با این کار بخش‌هایی از تاریخ را به تصویر می‌کشد. او به تشریح ویژگی‌ها و خصلت‌های رفتاری شخصیت‌های بسیاری از افراد به‌ویژه زنان پرداخته که نگاهی تحسین‌برانگیز به آن‌ها دارد. از میان این زنان می‌توان به افرادی مثل مایا آنجلو نویسنده که ازنظر او «پرنده‌ای رهاشده از قفس» است، تونی موریسون برنده جایزه نوبل ادبیات یا بسی اسمیت که ازنظر خیلی‌ها شهبانوی موسیقی بلوز و از دیدگاه فریئر «بزرگ‌ترین خواننده بلوز جهان» است و همچنین هریئت تابمن که برای کمک به فرار و رهایی بردگان سیاه سفرهای متعددی انجام داد و در سال ۱۹۱۳ چشم از جهان فروبست، اشاره کرد.

Aviron

 

آقای فریئر می‌گوید در نوشته‌های خود اساساً جوانانی را خطاب قرار می‌دهد که جنبش اجتماعی اعتراض‌آمیز اخیر در آمریکا موسوم به «زندگی سیاهان اهمیت دارد» را با پوست و گوشت خود لمس کرده‌اند و با بازتاب‌ها و پیامدهای آن بزرگ می‌شوند. به گفته لافریئر این جوانان عمدتاً افراد آزاداندیش، بی غل و غش و سرشار از سادگی هستند هرچند گاهی اوقات جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند، به‌درستی درک نمی‌کنند.

لافریئر می‌گوید: «نمی‌توانم انکار کنم که فکر کردن به جوانان ۱۴ تا ۲۵ ساله، وسواسی است که هیچ‌گاه مرا رها نمی‌کند. من اشتراکاتی با آن‌ها دارم، همواره مشتاق هستم که با آن‌ها گپ بزنم و از افکار و باورهای آن‌ها آگاه شوم. آن‌ها اندیشه‌ها و ایده‌هایی نشاءت گرفته از ذات شاعرانه خود دارند. آن‌ها سرسخت و لجوج هستند اما توانایی آن را دارند که وقتی با فرد یا افرادی در برخی موارد اختلاف‌نظر پیدا می‌کنند، با جهش از موانعی که فراروی خود می‌بینند درجایی دیگر و در عرصه‌ای دیگر، اشتراکات و زمینه‌های تفاهم دیگری با آن‌ها پیدا کنند. من معتقدم که آن‌ها نسبت به متون منظوم و نوشته‌های موجز اما موزون حساس هستند و مشخصاً برای همین جوانان است که کتابی به رشته تحریر درآورده‌ام که مثل آسمان تابستان به روی آن‌ها باز می‌شود.»

از گفته‌های خود آقای لافریئر به‌روشنی پیداست که او این کتاب را برای همین جوان‌ها و به شکلی خلق کرده است که بتوانند اخبار و رویدادهای روز را که در جامعه تجربه می‌کنند، در یک حکایت که همان حکایت مبارزه طولانی سیاه‌پوستان آمریکایی برای احقاق حقوقشان است، ریشه‌یابی کنند.

حکایتی که در اینجا وجود دارد، برای اینکه برای مخاطبان جوان خسته‌کننده نباشد باید به‌آرامی و خیلی ساده و سبک تعریف کنیم چراکه آقای لافریئر می‌داند که جوانان کارهای مهم دیگری هم دارند و قرار نیست آن‌ها برای ساعات طولانی به حرف‌های او گوش بسپارند. از این رو نویسنده «رساله‌ای موجز در باب نژادپرستی در آمریکا» به این نتیجه رسیده است که استناد به متن‌های کوتاه و گویا بهتر می‌تواند مخاطب جوان را به تفکر و تأمل ترغیب کند.

نژادپرستی در جامعه آمریکا که دنی لافریئر تجربه پانزده سال زندگی در آن را دارد، توجیه‌کننده پدیده برده‌داری بوده است. اندیشه برتری سفیدپوستان بر رنگین‌پوستان بود که شرایط را برای بهره‌کشی اقتصادی سفیدپوستان از زنان و مردان اقلیت‌های نژادی فراهم کرد. همین دیدگاه بود که درنهایت به خشونت‌های نژادی منجر شد که به‌رغم گذشت سالیان دراز، هنوز هم به‌صورت پراکنده در روزگار ما ادامه دارد.

«ما می‌خواهیم به همه ثابت کنیم که حس برتری یک فرد نسبت به فرد دیگر و مشخصاً برتری یک سفیدپوست بر یک سیاه‌پوست یک حقیقت عمیق است. طرفداران این اندیشه، با تنش‌آفرینی تلاش می‌کنند حس حقارت و خودکم‌بینی را به سیاه‌پوستان تلقین و تحمیل کنند.» این همان مسئله‌ای است که آقای لافریئر را امروز بر آن داشته است تا برای روشن شدن حقایق با استناد به ماجرای کشته شدن جرج فلوید دست‌دست به قلم شود: «وقتی یک زن می‌گوید «نه»، شما باید دست نگه دارید. همین‌طور وقتی یک سیاه‌پوست می‌گوید «دارم خفه می‌شوم»، باید دست نگه دارید.»

به گفته لافریئر در همسایه شمالی ما که ایالات‌متحده باشد، «تقریباً هر روز یک نفر قربانی خشونت با انگیزه‌ها و اهداف نژادپرستانه می‌شود». لافریئر یادآوری می‌کند که همین اخیراً نیز اظهارنظرهای دونالد ترامپ رئیس‌جمهور پیشین آمریکا موجب هم‌صدایی بیش از هشتاد میلیون آمریکایی شد. لافریئر می‌گوید سایه‌های تبعیض که هنوز از آسمان آمریکا رخت برنبسته‌اند درواقع عصب‌های جنگ هستند، جنگ مبارزه با نژادپرستی و بهره‌کشی که هنوز هم با گذشت یک و نیم قرن از جنگ استقلال آمریکا تمام نشده است.

در همین رابطه بخوانید:

کلبه عمو تام

لافریئر در نوشته‌های خود حتی به بیچر استوو Harriet Beecher Stowe نویسنده سفیدپوست آمریکایی استناد کرده است که کتاب «کلبه عمو تام» را نوشت و وجدان سفیدپوستان سرزمین‌های شمال را بر ضد برده‌داری رایج در ایالات جنوبی آمریکا در سال ۱۸۵۲ برانگیخت.

*کلبه عمو تام که در سال ۱۸۵۲ منتشر شد، تأثیر زیادی بر روند جنگ داخلی آمریکا، مبارزه با برده‌داری و وضعیت آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار در آمریکا گذاشت. کلبه عمو تام پرفروش‌ترین کتاب داستان قرن نوزدهم لقب گرفت و در چاپ اول ۳۰۰ هزار نسخه از آن فقط در آمریکا به فروش رفت. (توضیح مترجم)

لافریئر می‌نویسد بیچر استوو که دختر یک کشیش پروتستان بود، اندیشه‌های فمینیستی و هومانیستی داشت و از طرفداران جنبش مقابله با برده‌داری بود. زمانی که آبراهام لینکلن برای اولین بار با هریئت بیچر استو دیدار می‌کند، با تعجب از او می‌پرسد: «خانم کوچکی که جنگ به این بزرگی راه انداخته است، واقعاً تو هستی؟»

شخصیت اصلی رمان خانم بیچر یک پیرمرد سیاه‌پوست به نام تام است که با یک خانواده آمریکایی زندگی می‌کند و هم برای سیاه‌پوستان و هم سفیدپوستان دریایی از لطف و عطوفت است. جنبش سیاهان آمریکا این رمان را رد کرد. در سال‌های ۱۹۶۰ سیاه‌پوستان آمریکایی به این نتیجه رسیدند که عمو تام دیگر نمی‌تواند نماینده آن‌ها باشد چراکه به گفته آقای لافریئر، «برای تام رنگ پوست معنا نداشت و او فارغ از رنگ‌ها همه مردم را دوست داشت، بین آن‌ها هیچ تفاوتی قائل نمی‌شد و به همان اندازه که بچه‌های سیاه‌پوستان را دوست داشت، با بچه‌های سفیدپوستان و بچه‌های ارباب هم مهربان بود.»

لافریئر می‌گوید: «من فقط می‌خواستم اشاره‌ای به این کتاب داشته باشم و با توجه به اوضاع و شرایطی که تحولات آن روی داده است، نگاهی به آن بیندازم. قصدم این بود به آن‌هایی که آبراهام لینکلن را ستایش و عمو تام را تحقیر می‌کنند، یادآوری کنم که لینکلن برای نویسنده آن کتاب احترام قائل بود. قطعاً هریئت بیچر استو نمی‌توانست مثل یک نفر در سال ۱۹۶۰ صحبت کند.»

«هنگامی‌که یک زن «نه» می‌گوید، شما باید دست بکشید. وقتی هم یک سیاه‌پوست می‌گوید «دارم خفه می‌شوم»، شما باید دست نگه دارید. (دنی لافریئر)

وانگهی ازنظر لافریئر، سهم سفیدپوستان نیز در جنبش آزادی سیاه‌پوستان آمریکایی انکارناپذیر است. لافریئر می‌گوید: «مسلماً بدون حمایت سفیدپوستان، باراک اوباما هرگز نمی‌توانست به ریاست جمهوری آمریکا دست پیدا کند. در عین حال لافریئر معتقد است که دوران ریاست جمهوری هشت ساله باراک اوباما بر مبارزه با نژادپرستی که همچنان جامعه آمریکا از آن رنج می‌برد، تأثیر واقعی چندانی نداشت.»

به گفته لافریئر «اوباما در مقام ریاست جمهوری آمریکا تمام وقت خود را صرف خنثی کردن ضربه‌هایی کرد که او و دولتش را هدف قرار داده بود. سنگ‌اندازی‌ها و مانع‌تراشی‌ها او را در وضعیت بدی قرار داده بود. شرایطی برای او فراهم کرده بودند که مجبور بود بخش عمده وقت خود را به دفاع از خود در برابر نژادپرستی و پاسخ دادن به سؤالاتی که درباره نژادپرستی مطرح می‌شد، صرف کند.»

بنابراین دنی لافریئر با روایت‌های کوتاه و توصیف‌های جزئی و البته دقیق خود تلاش می‌کند هیولای هزارسر نژادپرستی را ترسیم کند. البته لافریئر به‌خوبی می‌داند که نباید این پدیده را که رسانه‌های جمعی و روزنامه‌نگاران سفیدپوست نیز به آن می‌پردازند، به یک مسئله شخصی تبدیل کند.

لافریئر می‌گوید: «غالب اوقات اولین مشکل در انتشار یک کتاب با موضوع نژادپرستی در آمریکای شمالی این است که ۹۰ درصد روزنامه‌نگارانی که احتمالاً آن را مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار می‌دهند، در سمت مقابل قرار دارند. من به هیچ عنوان نمی‌گویم که آن‌ها نژادپرست هستند اما نمی‌توانیم انکار کنیم که این یک پارادوکس است.»

لافریئر می‌گوید این کتاب رد پایی از مجموعه آثار او دارد که برای اشاره به آن‌ها از عنوان کلی و فراگیر «اتو بیوگرافی آمریکای شمالی» استفاده می‌کند. لافریئر می‌افزاید: «من معتقدم تازه‌ترین اثرم تحت عنوان «رساله‌ای موجز در باب نژادپرستی» در زمره کتاب‌هایی از این دست جای می‌گیرد: «چگونه با یک برده سیاه‌پوست عشق‌بازی کنیم بدون اینکه او را خسته کنیم؟»؛ «چیزی که در دست این سیاه‌پوست جوان است، یک نارنجک است یا یک انار؟» یا «روایت انحراف دل‌نشین» که در آن به‌طور مفصل درباره رابطه سفیدپوستان و سیاه‌پوستان در آمریکای شمالی صحبت کرده‌ام؛ بنابراین همان‌طور که می‌بینید این اولین بار نیست که من در آثارم به این موضوع می‌پردازم.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

 

منبع: سایت نشریه لودووار

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

حمله به مسلمانان کانادا

ابراز تاسف عمیق «ترودو» از حمله به دو زن مسلمان در همیلتون

انتشار خبری تکان دهنده مبنی بر این که یک مرد با ماشین خود در پارکینگی در همیلتون انتاریو قصد زیر گرفتن دو زن محجبه را داشته و آن‌ها را تهدید به مرگ کرده، عمیقا جاستین ترودو نخست‌وزیر کانادا را آشفته کرده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *