قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / جمهوری اسلامی هوای بازندگان را هم دارد! بازی دو سر برد عبدالناصر همتی در انتخابات ۱۴۰۰
انتخابات ریاست جمهوری در ایزان

جمهوری اسلامی هوای بازندگان را هم دارد! بازی دو سر برد عبدالناصر همتی در انتخابات ۱۴۰۰

آرسام ارانی|

سال ۱۳۵۹ با آغاز انقلاب فرهنگی در ایران، درگیری شدیدی میان استادان و دانشجویان چپ‌گرا با مسلمانان تازه‌نفس رخ داد. این اختلافات آن‌قدر بالا گرفت که برای مدتی دانشگاه‌ها تعطیل شد. بیش از ۵۰ درصد از اعضای سازمان‌های چپ‌گرا یا دانشجو یا استاد دانشگاه بودند که عمدتاً عضو یا سمپات حزب توده، چریک‌های فدایی، سازمان مجاهدین خلق و … بودند. وقتی‌که دولت مهندس بازرگان استعفا کرد، قدرت در دستان حزب جمهوری اسلامی قبضه شد و به‌این‌ترتیب پس از تعطیلی دانشگاه‌ها، تصفیه عناصر چپ‌گرا هم آغاز شد.

مهم‌ترین پیوندی که همتی را به هاشمی رفسنجانی نزدیک می‌کرد، باور همتی به سیاست‌های خصوصی‌سازی هاشمی رفسنجانی بود؛ چه آنکه در بدو ورود همتی به بیمه مرکزی سیاست‌های تعدیل اجرا شد و شرکت‌های خصوصی بیمه یکی پس از دیگری سر برآوردند؛ آن‌گونه که از میان ۲۰ و خرده‌ای شرکت بیمه در ایران، نیمی از آنها شرکت‌های خصوصی هستند که در دوره همتی تأسیس شدند، به همین دلیل حامیان همتی به او لقب «پدر صنعت بیمه‌های خصوصی» داده‌اند اما او نیز همچون دیگر همفکران خود معتقد بود که دولت نباید در کار شرکت‌های خصوصی دخالت کند و با همین ایده از نظارت دولت بر شرکت‌های خصوصی کاستند و به‌این‌ترتیب در این دوره سنگ بنای اختلاس‌های کلان در صنعت بیمه گذاشته شد و اختلاس‌های دوره بعد در شرکت‌های بیمه‌ای محصول همین رویکرد بود.

آیت‌الله خمینی در پیام نوروزی خود گفته بود «ایده انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید. تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.» با این حکم کار برای انقلابیون راحت‌تر شد و با فراغ بال بیشتری سرکوب‌های خود را در دانشگاه در پیش گرفتند.

تعطیلی دانشگاه‌ها اگرچه تنها به ضرر نیروهای منتقد جمهوری اسلامی نبود و باعث شد حامیان آن نیز از حضور در دانشگاه بازبمانند اما رژیم جدید برای همفکران خود نهادی تأسیس کرد تا بتوانند دانشجویان پس از پایان تحصیلات بتوانند در مناطق محروم فعالیت و تدریس کنند. این نهاد جهاد دانشگاهی نام داشت که طرحی برگرفته از «سپاه دانش» بود که در جریان انقلاب سفید ایران با یک ایده سوسیالیستی تأسیس شده بود. یکی از افرادی که سال ۱۳۵۸ دوره کارشناسی خود را تمام کرده بود و به‌خاطر قرابت‌های فکری‌اش با حزب جمهوری اسلامی می‌توانست به جهاد دانشگاهی بپیوندد، عبدالناصر همتی بود که از کبودرآهنگ برای ادامه تحصیل به تهران آمده بود.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

Aviron

 

بیوگرافی عبدالناصر همتی

همتی چند سالی را در مناطق مختلف به‌عنوان آموزگار جهاد دانشگاهی گذراند و با باز شدن دوباره دانشگاه، بار دیگر در کنکور شرکت کرد و فوق‌لیسانس و سپس دکترای خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه تهران کسب کرد. هم‌زمان با انقلاب فرهنگی، عبدالناصر همتی در صداوسیمای ایران نیز استخدام شده بود. همتی ابتدا در بخش خبر فعالیت می‌کرد و سال ۶۴ به‌عنوان رئیس واحد مرکزی خبر منصوب شد و سال ۶۸ همتی در دوره ریاست محمد هاشمی، معاونت سیاسی صداوسیما شد. بخش خبر صداوسیما که همواره جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک دارد، از ابتدا زیرمجموعه معاونت سیاسی بوده و همتی یکی از چهره‌هایی بوده که بدون تجربه و سابقه در عرصه سیاسی و حتی عرصه خبر به‌عنوان معاون سیاسی بزرگ‌ترین نهاد رسانه‌ای خاورمیانه فعالیت می‌کرد!

مادامی‌که محمد هاشمی در صداوسیما بود، عبدالناصر همتی نیز همان جا حضور داشت و با خروج هاشمی از صداوسیما، این بار همتی به ریاست بیمه مرکزی منصوب شد. همتی از سال ۷۳ تا ۸۵ رکورد بیشترین حضور در بیمه مرکزی را دارد. او یکبار دیگر در سال ۹۵ نیز برای بار دیگر به‌عنوان رئیس‌کل بیمه مرکزی منصوب شد.

چند ماه نخست حضور همتی در بانک مرکزی مؤثر بود و قیمت دلار و سکه کاهش محسوسی داشت. آن زمان وقتی قیمت دلار کنترل شد و بازار به وضعیت طبیعی بازگشت، برخی می‌گفتند اگر همین‌الان انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود، همتی شانس خوبی دارد زیرا حتی افکارعمومی کنترل بازار را محصول اقدامات او تلقی می‌کردند اما بعد از چند ماه دوباره همان روال سابق تکرار شد و در دوره همتی رکورد قیمت دلار در تاریخ ایران شکسته شد و به بالای ۳۳ هزار تومان هم رسید و معلوم شد هم بزرگ‌ترین شانس همتی برای انتخابات که کنترل بازار ارز بود، ثبات نداشت تا از آن استفاده کند؛ هم معلوم شد زور دلالان به مدیرعامل بانک مرکزی ایران هم می‌چربد

در تمام دوران حضور هاشمی رفسنجانی، عبدالناصر همتی از نزدیکان او بود. این نزدیکی و حمایت آن‌قدر زیاد بود که همتی عضو حزب کارگزاران سازندگی نیز شد و تا آنجا ادامه داشت که حتی به‌خاطر شباهت ظاهر گفته شد همتی و آیت‌الله هاشمی خویشاوند هستند. خود همتی اما توضیح داده که «خیلی‌ها فکر می‌کنند خواهرزاده آیت‌الله هاشمی هستم که صحت ندارد. البته ایشان همیشه به من محبت داشتند. آقای محمد هاشمی هم رئیس صداوسیما بودند و سال‌ها معاون ایشان بودم. شاید به این دلیل بود و هم اینکه خانم من از کرمان آمده بودند خیلی‌ها تصور فامیلی داشتند.»

ارتباط عبدالناصر همتی و آیت الله هاشمی

مهم‌ترین پیوندی که همتی را به هاشمی رفسنجانی نزدیک می‌کرد، باور همتی به سیاست‌های خصوصی‌سازی هاشمی رفسنجانی بود؛ چه آنکه در بدو ورود همتی به بیمه مرکزی سیاست‌های تعدیل اجرا شد و شرکت‌های خصوصی بیمه یکی پس از دیگری سر برآوردند؛ آن‌گونه که از میان ۲۰ و خرده‌ای شرکت بیمه در ایران، نیمی از آنها شرکت‌های خصوصی هستند که در دوره همتی تأسیس شدند، به همین دلیل حامیان همتی به او لقب «پدر صنعت بیمه‌های خصوصی» داده‌اند اما او نیز همچون دیگر همفکران خود معتقد بود که دولت نباید در کار شرکت‌های خصوصی دخالت کند و با همین ایده از نظارت دولت بر شرکت‌های خصوصی کاستند و به‌این‌ترتیب در این دوره سنگ بنای اختلاس‌های کلان در صنعت بیمه گذاشته شد و اختلاس‌های دوره بعد در شرکت‌های بیمه‌ای محصول همین رویکرد بود.

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

همتی در دوره حضور محمود احمدی‌نژاد از بیمه مرکزی کنار گذاشته شد؛ چه آنکه هاشمی رفسنجانی و نزدیکانش به سیاست «تعدیل» اعتقاد داشتند و احمدی‌نژاد در ظاهر حامی سیاست «عدالت» بودند و فقط نام عدالت را یدک می‌کشیدند؛ چه آنکه در دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد بیشترین تعداد بانک خصوصی در ایران تأسیس شد و سازمان تجارت جهانی به‌خاطر سیاست‌های خصوصی‌سازی او از ایران تقدیر کرد. به هر ترتیب همتی در دوران احمدی‌نژاد جایی در دولت نداشت و از طریق ارتباط با بنیاد مستضعفان، به مدیرعاملی بانک سینا رسید و با روی کار آمدن دولت روحانی برای بار دیگر این چهره نزدیک به هاشمی رفسنجانی پست مهمی گرفت و این بار مدیرعامل بانک ملی ایران شد. همتی که تا دهه هفتاد در سمت‌های غیرتخصصی حضور داشت از دولت دوم هاشمی به مناصب اقتصادی رسیده بود و به‌این‌ترتیب توانست خود را به‌عنوان یک مدیر اقتصادی معرفی کند.

دوران تصدی همتی بر بانک مرکزی

از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ همتی برای بار دیگر به بیمه مرکزی بازگشت. تابستان سال ۹۷ ناگهان خبر رسید که همتی سفیر ایران در چین شده است. دلیل این انتصاب مشخص نبود و معلوم نبود با چه تخصصی او به چین رفته است. در این دوره موضوع بازداشت سلطان سکه و سلطان دلار و ارتباطات آنها در بانک مرکزی رخ داده بود؛ اتفاقاتی که به اعدام «حمید مظلومین» منجر شد. قیمت سکه و قیمت دلار جهش ناگهانی چندباره داشت؛ برخی مدیران بانک مرکزی همچون عراقچی معاون مدیرعامل و مدیر حراست بانک بازداشت شده بودند و ولی‌الله سیف نیز در آستانه بازداشت بود. سیف برکنار شده بود و کسی نمی‌پذیرفت که در اوج قیمت دلار و سکه مسئولیت بانک مرکزی را بپذیرد. همتی از چین پیغام فرستاد که حاضر است به بانک مرکزی بیاید و به‌این‌ترتیب حضور او در چین به چند روز هم نکشید و به ایران آمد تا حکم ریاست بانک مرکزی را بگیرد. تا چند ماه نخست اقدامات او در بانک مرکزی مؤثر بود و قیمت دلار و سکه کاهش محسوسی داشت. آن زمان وقتی قیمت دلار کنترل شد و بازار به وضعیت طبیعی بازگشت، برخی می‌گفتند اگر همین‌الان انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود، همتی شانس خوبی دارد زیرا حتی افکارعمومی کنترل بازار را محصول اقدامات او تلقی می‌کردند اما بعد از چند ماه دوباره همان روال سابق تکرار شد و در دوره همتی رکورد قیمت دلار در تاریخ ایران شکسته شد و به بالای ۳۳ هزار تومان هم رسید و معلوم شد هم بزرگ‌ترین شانس همتی که کنترل بازار ارز بود، ثبات نداشت تا در انتخابات از آن استفاده کند؛ هم معلوم شد زور دلالان به مدیرعامل بانک مرکزی ایران هم می‌چربد بااین‌حال ارتباطات او با حزب کارگزاران موجب شد همچنان در سمتش باقی بماند. از سوی دیگر اگر بنا بر برکناری او هم بود، کسی نمی‌پذیرفت که بدترین وضعیت بانک مرکزی را تحویل بگیرد.

همتی در مناظره‌ها حریف دست‌وپا بسته‌ای نبود و بسیار به ابراهیم رئیسی و محسن رضایی و علیرضا زاکانی حمله کرد و حتی قول داد اگر رئیس‌جمهور شود، محسن رضایی را به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور به قوه قضاییه ارجاع خواهد داد. او در تبلیغات انتخابات این استراتژی را پیش برده که خودش را رقیب همه اصول‌گرایان نشان دهد؛ این دقیقاً همان سیاستی بود که یکبار توسط محمود احمدی‌نژاد در پیش گرفته شده بود.

رسانه‌های اصول‌گرا درباره انتصاب همتی نوشتند که او سهمیه حزب کارگزاران در دولت روحانی بوده است: «دولت با انتصاب رئیس‌کل بانک مرکزی پذیرفت که ترمیم و تغییر را آغاز کند، اما این تغییر بیش از آنکه پاسخی به مطالبات مردم و کارشناسان باشد، تمکین به قدرت حزب کارگزاران سازندگی برای نفوذ در خزانه دولت است.»

همتی البته ارتباطش با حزب کارگزاران را رد کرد و گفت: «پنج سال است که در جلسات حزب کارگزاران سازندگی شرکت نمی‌کند و عضو این حزب نیست.» همتی اگر می‌دانست در خرداد ۱۴۰۰ فرزندان معنوی آیت‌الله هاشمی تنها کسانی هستند که از او حمایت خواهند کرد، احتمالاً آن موقع چنین جمله‌ای را به زبان نمی‌آورد.

همتی در مناظره‌های انتخاباتی

همتی با چنین سابقه‌ای نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد. برخی کارشناسان سیاسی این‌گونه تحلیل می‌کردند که او فقط برای این در انتخابات حاضر شده که گزینه‌ای برای حمله به دولت نیز در جریان مناظره‌ها وجود داشته باشد؛ این پیش‌بینی هم درست از آب درآمد و نقدهای یکپارچه ۵ کاندیدای اصول‌گرا علیه همتی شکل گرفته بود تا او به‌عنوان مهم‌ترین مدیر اقتصادی دولت روحانی سیبل حمله قرار بگیرد.

همتی البته در مناظره نخست حریف دست‌وپا بسته‌ای هم نبود و چند باری به رئیسی و محسن رضایی و علیرضا زاکانی حمله کرد و حتی وعده داد اگر رئیس‌جمهور شود، محسن رضایی را به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور به قوه قضاییه ارجاع خواهد داد. او در تبلیغات انتخابات این استراتژی را پیش برده که خودش را رقیب همه اصول‌گرایان نشان دهد؛ این دقیقاً همان سیاستی بود که یکبار توسط محمود احمدی‌نژاد در پیش گرفته شده بود.

همتی بیش از یک دهه در صداوسیما حضور داشته و این دوران آن‌قدر برای او آموزنده بود که این روزها از تجربه گذشته استفاده کند؛ چه آنکه همتی تبلیغات مویرگی و هدفمند بسیار خوبی داشت؛ از جمله زمانی که همسرش سپیده شبستری را به‌جای خود به صداوسیما فرستاد تا نشان دهد حامی زنان است یا توییتر او بسیار فعال بود و از آنجا کنایه‌های بسیار معناداری به رئیسی می‌زد. مشکل همتی اما اینجا بود که او هیچ بدنه اجتماعی نداشت که بر پایه آن بتواند خود را نماد اتصال به مردم یا دست‌کم بخشی از مردم بداند. بااین‌حال او در جریان سه مناظره انتخاباتی از دیگران مسلط‌تر بود؛ آن‌قدر که نظرسنجی‌ها نشان می‌داد وضعیت او بهتر از قبل شده است. وقتی‌که اصلاح‌طلبان اعلام کردند از هیچ کاندیدایی حمایت نمی‌کنند، حزب کارگزاران از همتی حمایت کرد تا تنها حزب اصلاح‌طلبی باشد که در جریان انتخابات ۱۴۰۰ از یک گزینه حمایت می‌کند. سایر احزاب اصلاح‌طلب چنین کاری نکردند و مخصوصاً بعد از بیانیه میرحسین موسوی از حصر مبنی‌بر تحریم انتخابات، تصمیم برای مشارکت و حمایت از کاندیداها برایشان دشوار بود، بااین‌حال کارگزاران که یکبار در انتخابات مجلس یازدهم لیست جداگانه داده بود، در انتخابات ریاست‌جمهوری هم چنین کرد و از همتی حمایت کرد.

حزب کارگزاران آذرماه سال ۹۹ لیستی ۲۰ نفره منتشر کرده بود و اعلام کرد که کدام گزینه‌ها در فهرست نهایی آنها برای انتخابات ریاست‌جمهوری قرار دارد. همتی در آن لیست ۲۰ نفره، در رتبه سیزدهم قرار گرفته بود و به‌این‌ترتیب کارگزاران ناچار شد از اولویت سیزدهم خود دفاع کند!

عبدالناصر همتی در جریان انتخابات شبکه‌ای از حرفه‌ای‌ترین سیاستمداران ایران را پشت خود دارد؛ سیاستمدارانی که در حزب کارگزاران سازندگی فعالیت می‌کنند؛ از حسین مرعشی و غلامحسین کرباسچی گرفته تا محمد عطریانفر و محسن هاشمی. حتی فائزه هاشمی که تا دو هفته قبل از تحریم انتخابات سخن می‌گفت حامی همتی شد و گفته «اگر بابا زنده بود از آقای همتی حمایت می‌کرد.» و به این صورت تلویحا حمایتش از کاندیدای حزب متبوع خود را نشان داد.

همتی در سال‌های فعالیتش در اندازه یک مدیر ارشد در جمهوری اسلامی نبوده و اگر دوره دو ساله او در بانک مرکزی نبود، حتما «رجل سیاسی» بودنش هم محل تردید بود و بعید بود می‌توانست تایید صلاحیت خود را از شورای نگهبان بگیرد. در این صورت احتمالا چینش نامزدهای انتخاباتی متفاوت بود و فردی در اندازه او که مسئولیت اقتصادی هم در دولت روحانی داشت، به جمع کاندیداها اضافه می‌شد تا شورای نگهبان آنگونه که می‌خواست، چینش خود را انجام داده باشد؛ این به آن معناست که همتی نه به‌خاطر سوابق خاصی که داشته تایید صلاحیت شده، بلکه یکی از معدود گزینه‌هایی بوده که شورای نگهبان می‌توانسته با او مهندسی انتخابات را به شیوه‌ای که می‌خواسته پیش ببرد. همتی در حقیقت شکننده‌ترین نماینده دولت بود که تمام کاندیداهای موجود می‌توانستند به او بتازند. از سوی دیگر تایید صلاحیت همتی این توجیه را برای شورای نگهبان داشت که مدعی این موضوع باشد که حامیان دولت نیز در انتخابات یک گزینه دارند اما این گزینه یک تداعی بزرگ دارد؛ «مهم‌ترین مدیر اقتصادی که در دوره او دلار از ۱۲ هزار تومان به ۳۴ هزار تومان رسید.» این تداعی بزرگ‌ترین ضعف همتی است اما او فعلا تلاش می‌کند با مقصر نشان دادن محسن رضایی و رئیسی و جلیلی به‌خاطر عدم تصویب FATF و معطل نگاه داشتن آن، بار تقصیر را برگردن اصول‌گرایان بیندازد و بگوید اگر مشکلی هم ایجاد شده، نه به‌خاطر نحوه مدیریت در بانک مرکزی، بلکه به‌خاطر سودجویی افرادی بوده که از تحریم‌ها کاسبی می‌کردند و از حمایت ارکان قدرت نیز برخوردار بودند. همتی در جریان مناظره‌ها نیز تلویحا همه رقبای اصولگرای خود را به کاسبی از تحریم‌های علیه ایران متهم کرد و حملات پی‌درپی او به رقیب باعث شد وضعیت او تقریبا از مهرعلیزاده نیز بهتر شود؛ بااین‌حال هنوز توقع بسیار زیادی است که او بتواند آرای چشمگیری در انتخابات داشته باشد که رای ابراهیم رئیسی را تحت الشعاع قرار دهد.

حضور در انتخابات ۱۴۰۰ برای همتی بازی دو سر برد بود؛ اگر برنده انتخابات می‌شد، به ریاست‌جمهوری می‌رسید و اگر بازنده آن شود، حتما پستی بهتر از آنچه در دولت روحانی داشته، در انتظار اوست؛ چه آنکه آیت‌الله خامنه‌ای همواره نشان داده همواره بازندگان انتخابات ریاست‌جمهوری برایش مهم هستند و مناصب حساسی برای آنها کنار می‌گذارد.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

غلامحسین محسنی اژه‌ای

بازگشت به فصل سرکوب؛ چرا محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضاییه ایران شد؟

آرسام ارانی | سال ۱۳۶۵ وقتی سید مهدی هاشمی برادر داماد آیت‌الله منتظری بازداشت شد، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *