قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / قرارداد ایران و چین؛ منافع جمهوری اسلامی یا منافع مردم؟
قرارداد ایران و چین

قرارداد ایران و چین؛ منافع جمهوری اسلامی یا منافع مردم؟

آرسام ارانی |

پس از قرارداد ده‌ساله ایران و روسیه در سال ۲۰۰۱ که بیشتر متوجه برنامه هسته‌ای ایران بود، ایران قرارداد بلندمدت دیگری منعقد کرده است؛ قراردادی که در میانه بحث‌های احتمال بازگشت آمریکا به برجام، اجرایی شد. برای نخستین‌بار سایت پترولیوم اکونومیست پرده از این قرارداد برداشت که مخفیانه در حال انعقاد بود. آن زمان پترولیوم اکونومیست نوشت بر پایه این قرارداد است که چین ۲۸۰ میلیارد دلار در بخش نفت و گاز ایران و رقمی در حدود ۱۲۰ میلیارد دلار نیز در زیرساخت‌های حمل‌ونقل سرمایه‌گذاری کند و در مقابل ایران امتیازاتی به چین بدهد. این مبلغ برای دوره ۵ ساله در نظرگرفته شده و ظاهراً قرار است در هر دوره ۵ ساله دیگر رقم دیگری به این سرمایه‌گذاری اضافه شود.

جزئیات قرارداد ایران و چین

امتیازاتی همچون اینکه در «طرح‌های جدید، متوقف‌شده، یا تکمیل‌نشده توسعه میادین نفتی و گازی» و در «طرح‌های پتروشیمی» شرکت‌های چینی می‌توانند از امتیاز پذیرش یا رد قرارداد پیش از اعلام مناقصه برخوردار باشند. این یعنی شرکت‌های چینی از این به بعد بدون برگزاری مناقصه می‌توانند مجری قراردادهای بزرگ ایران باشند؛ قراردادهایی که پیش‌ازاین یا شرکت‌های بزرگی همچون توتال و شل در ایران اجرا می‌کردند یا قرارگاه خاتم‌الانبیاء پیمانکار آن بود.

Aviron

 

از دیگر امتیازات چین در این قرارداد، این بند بوده که «چین قادر به خرید محصولات نفت، گاز و پتروشیمی ایران با حداقل تخفیف تضمینی ۱۲ درصد نسبت به میانگین قیمت شش‌ماهه آن محصولات، به‌اضافه شش تا هشت درصد تخفیف بیش‌تر به‌منظور جبران ریسک» خواهد بود.

مرزهای اقتصادی ایرانبه جز این امتیازات، مزیت‌های دیگری برای چین در نظر گرفته شده است که اقتصاددانان موافق این قرارداد، آن را در راستای منافع دو کشور ارزیابی می‌کنند، بااین‌حال نکته‌ای که اهمیت آن بسیار بیشتر از موارد فوق است، حضور نیروهای امنیتی چین در ایران است. این بند افشا شده قرارداد، به چین این دسترسی را خواهد داد که برای حفاظت از پروژه‌هایی که در ایران اجرا می‌کند، تا پنج هزار نیروی امنیتی و تجهیزات خود را به ایران بیاورند تا از پروژه‌های در حال اجرا مراقبت کنند. این اتفاق در حالی خواهد افتاد که مقامات جمهوری اسلامی، ایران کنونی را قوی‌ترین کشور منطقه می‌خواند که امنیت منطقه را تأمین کرده است.

حضور نیروی امنیتی خارجی در ایران پیش‌ازاین یکبار در تاریخ ایران وجود داشته است؛ در جریان جنگ جهانی اول بریتانیا برای حفظ خطوط نفت ایران (در آن دوره امتیاز نفت ایران در اختیار بریتانیا بود) نیرویی به نام «پلیس جنوب» در ایران تشکیل داد که مستقیماً از کشور خارجی (بریتانیا) دستور می‌گرفت و قدرت و البته نفوذ آن در منطقه جنوب کشور از نیروی نظامی ایران بیشتر بود. از آن سال به بعد یکبار دیگر نیروهای خارجی در جریان جنگ جهانی دوم در ایران حضور داشتند که شکل آن با پلیس جنوب به‌مراتب متفاوت بود اما برای بار دیگر این بار در جریان قرارداد ایران و چین همان فعالیت پلیس جنوب تکرار خواهد شد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

برای چین این قابلیت به دست خواهد آمد که با کم‌ترین ریسک و بیشترین بازده به منابع انرژی ایران دسترسی خواهد داشت و ایران نیز نقش «کمربند دسترسی به بازارهای اوراسیا و سپس و اروپا» را خواهد داشت و دیگر آنکه بخشی از مشکل مازاد نیروی کار خود را حل خواهد کرد و به لحاظ مالی سود فراوانی به دست خواهد آورد. اما سؤال مهمی که به ذهن می‌آید، این است که اگر منافع چین مشخص است، اما ایران چه منفعتی دارد که تن به چنین تصمیمی داده است؟

برای پاسخ به این پرسش باید جغرافیای سیاسی ایران در شرایط کنونی را بررسی کنیم و بگوییم شرایط ایران در منطقه چیست و چه نیازهایی دارد.

چرا ایران به قرارداد ۲۵ ساله با چین تن داد؟

در موقعیت کنونی، ایران از مرزهای خود کم‌ترین استفاده تجاری دارد و بیش از هر چیز به تنگه هرمز وابسته است. بگذارید هرکدام از مرزهای اطراف ایران را بررسی کنیم تا بدانیم ماجرا از چه قرار است.

الف) مرزهای شمال غربی از ایران تا روسیه

در سمت شمال غربی، دو مرز آذربایجان و ارمنستان برای ایران استراتژیک است که دسترسی ایران به روسیه، اوکراین، بلاروس و … را تسهیل می‌کند. دسترسی به روسیه برای ایران اهمیت استراتژیک دارد بنابراین مدت‌هاست که قصد دارد خط آهن نخجوان را تکمیل کند اما مشکلات بین ایران و آذربایجان (از جمله نزدیک شدن آذربایجان به اسرائیل) این پروژه‌ها را متوقف کرده است، به همین دلیل است که در همین دوران ایران سعی کرده به‌جای هاب آذربایجان، از هاب ارمنستان استفاده کند. این در حالی است که مسائل مذهبی و قومیتی (حمایت شیعیان ترک ایران از آذربایجان) نزدیک شدن ایران به ارمنستان را نیز با اما و اگر مواجه کرده است. ایران فعلاً در حال حل این مشکل مرزی در شمال غرب است.

ب) مرزهای بدون توجیه اقتصادی در شمال شرق

در سمت شمال شرق، کشورهایی قرار گرفته‌اند که دسترسی به آنها چندان توجیه اقتصادی ندارد: ترکمنستان و قزاقستان و ازبکستان و قرقیزستان. از قدیم نیز می‌گفتند این ره که تو می‌روی به ترکستان است؛ بنابراین در شرایط کنونی ایران دلیلی نمی‌بیند که سرمایه‌گذاری چندانی در این مسیر داشته باشد.

پ) مرزهای استراتژیک غرب تا دریای مدیترانه

در سمت غرب، یکی از مهم‌ترین مرزهای ایران قرار گرفته که در حقیقت دسترسی به عراق، سوریه و سپس دریای آزاد مدیترانه را فراهم می‌کند. این یعنی از طریق هاب غرب، ایران به شمال آفریقا و جنوب اروپا دسترسی خواهد داشت. به همین دلیل است که سال‌هاست کردهای منطقه سرکوب می‌شوند. طبیعی است ایران برای رسیدن به دریای مدیترانه باید از عراق و سوریه بگذرد و دلیلی ندارد این تمایل وجود داشته باشد که کشور دیگری (روژوا یا کردستان بزرگ) را تحمل کند.

از همین منظر است که ایران به نام دفاع از حرم، سال‌هاست در سوریه حضور دارد تا بشار اسد یکی از مهم‌ترین مؤتلف‌های خود را بر سر قدرت حفظ کند.

ج) مرزهای دریایی در جنوب شرق

در جنوب شرق نیز بندر چابهار و سواحل مکران قرار دارد که هاب دسترسی دریایی ایران به هندوستان، بنگلادش، تایلند و میانمار و مالزی است. این بندر تنها منطقه‌ای از ایران است که تحت تحریم‌های آمریکا نیست زیرا فعلاً توسعه چابهار تنها راهی است که آمریکا می‌تواند از توسعه چین در منطقه جلوگیری کند.

د) مرزهای شرق راه رسیدن به چین

اما یکی از مهم‌ترین مرزهای ایران، مرزهای شرقی افغانستان و پاکستان است که به شکلی شگفت‌انگیز به قرارداد ایران و چین وابسته هستند. مسیر شرق ایران به‌صورت مستقیم به چین خواهد رسید. اما دو مانع بزرگ در این مرزها وجود دارد؛ اول رابطه ایران و پاکستان و دوم عدم امنیت هاب افغانستان به علت حضور طالبان.

جزئیات قرارداد ایران و چینایران مشکلات خود با پاکستان را هنوز حل نکرده و هرازگاه نیروهای مسلح ضد جمهوری اسلامی همچون جیش‌العدل و صحابه ایران و جندالله در پاکستان مخفی می‌شوند و همین موضوع رابطه دو کشور را اندکی شکرآب کرده است. اما درباره افغانستان شرایط اندکی متغیر است و اگرچه طالبان در این کشور حضور دارند، اما ایران تلاش کرده با نزدیک کردن طالبان به خود، امنیت هاب دسترسی به چین را برای خود ایجاد کند. بخشی از دلایل مذاکرات صلح با طالبان را در همین چارچوب می‌توان تحلیل کرد و فهمید چرا ایران اصرار دارد طالبان بخشی از واقعیت افغانستان است یا اینکه چرا خانواده اسامه بن لادن در باغ بزرگی در تهران اسکان داده شده بودند. این یعنی جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد به هر ترتیبی که شده ابتکار عمل در افغانستان را به دست گیرد و راه را بر دخالت آمریکا ببندد، چنانچه وقتی آمریکا تلاش داشت مذاکرات صلحی با طالبان انجام دهد، ایران از حضور در آن نشست‌ها سر باز زد.

به‌این‌ترتیب ایران برای هرکدام از مرزهای خود برنامه‌ریزی خاصی دارد و هنگامی‌که مذاکرات صلح با طالبان به نتایج بهتری رسید، قرارداد با چین نیز منعقد شد تا ایران بتواند از طریق این مرز خود را به چین برساند.

تحلیل وضعیت مرزهای ایران ازاین‌جهت اهمیت دارد که بدانیم انسداد آنها و تحریم‌های آمریکا تا چه اندازه در انعقاد قرارداد با چین مؤثر بود. در حقیقت جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد خود را از دایره تنگی که آمریکا برای آن ایجاد کرده رها کند. فعلاً در سوریه نتیجه دلخواه به دست نیامده و در صورتی که نتیجه دلخواه ایران اصل شود، دو مسیر (آذربایجان و ارمنستان) و همچنین (سوریه و عراق) مستقیم از طریق افغانستان به چین متصل خواهد شد و جاده ابریشم پس از مدت‌های بسیار احیا خواهد شد و قرارداد بلندمدت با چین نیز به حفظ این شاهراه برای جمهوری اسلامی ایران کمک خواهد کرد. این یعنی ایران بزرگ‌ترین هزینه‌ها (از جمله هزینه‌های هنگفت و سرسام‌آور تجهیز و حمایت از طالبان، اعزام نیروی نظامی به سوریه، اختلاف با آذربایجان و تجهیز تسلیحاتی حشدالشعبی و گروه‌های شبه‌نظامی در عراق و مهم‌تر از همه امتیازهای فراوان به چین و روسیه) را پرداخت کرده تا آنکه بتواند مسیر اقتصادی برای خود دست‌وپا کند تا جلوی تحریم‌های آمریکا مقاومت کند.

در واقع ایران این تصور را دارد که تحریم‌های آمریکا حتی با بازگشت بایدن به برجام ادامه خواهد داشت؛ چه آنکه معلوم نیست چهار سال بعد (پایان دولت اول بایدن) چه اتفاقی در آمریکا خواهد افتاد و حتی به فرض استمرار دوره دموکرات‌ها تحریم‌های حقوق بشری و موشکی همچنان پابرجاست بنابراین ایران برای تثبیت قدرت خود سعی کرده به مرزهای اطراف خود سروسامان بدهد تا در صورت ادامه تحریم‌ها، همچنان بتواند به بقای خود ادامه دهد.

قرارداد ایران و چین، می‌تواند بخشی از مشکلات مالی جمهوری اسلامی همچون کمبود نقدینگی را جبران کند. در حال حاضر ۱۴ پالایشگاه در پارس جنوبی در ۲۴ فاز راه‌اندازی شده و برای تجهیز و تعمیر این فازها، دست‌کم به رقمی در حدود ۸ میلیارد دلار لازم است اما فروش ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز (آن‌هم توسط دلالان و با دورزدن تحریم‌ها) تنها هزینه‌های جاری وزارت نفت را پوشش می‌دهد و با خروج توتال و شل از ایران، مشکل تعمیر مهم‌ترین پالایشگاه‌های ایران نیمه‌کاره گذاشته است. در این شرایط چین در ظاهر به احیای جاده ابریشم کمک خواهد کرد و در راستای منافع ایران گام خواهد برداشت اما در واقعیت احیای این شاهراه کهن بهای سنگینی برای ایران دارد که بی‌شک اگر تحریم‌های آمریکا وجود نداشت، ایران به چنین هزینه گزافی برای آن تن نمی‌داد. برای آنکه بدانید ایران چه هزینه‌هایی در قبال این قرارداد خواهد داد، ادامه گزارش را بخوانید.

ارقام قرارداد ایران و چین چقدر واقعی است؟

آمارهای بانک جهانی میزان کل سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم در ایران را مشخص کرده است. بر پایه این آمارها بیشترین دوره سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۱۷ و حدود ۵ میلیارد دلار بوده است. دو سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۹، این رقم بسیار کاهش‌یافته و به ۱ و نیم میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است و در سال ۲۰۲۰ این رقم بازهم کمتر شده و به ۱ میلیارد دلار رسیده است. سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا مشخص نیست اما به فرض بازگشت آمریکا به برجام (که احتمالاً همچون سال ۸۴ تا انتخابات ریاست‌جمهوری و برای تعیین آرایش سیاسی در ایران معوق خواهد ماند) چند ماه از سال می‌گذرد و در خوش‌بینانه‌ترین حالت تا پایان سال این سرمایه‌گذاری حتی به رقم ۳ تا ۵ میلیارد دلار نخواهد رسید. این یعنی کل سرمایه‌گذاری خارجی ایران طی ۴ سال رقمی در حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیارد دلار بوده است و در دوران امضای برجام نیز قرار بود ۸۰ میلیارد سرمایه‌گذاری خارجی جذب شود که به گفته محسن جلال‌پور، رئیس وقت اتاق بازرگانی تنها ۵ میلیارد دلار آن محقق شد.

در این شرایط که ظرفیت سرمایه‌گذاری خارجی ایران مشخص است، چین به مقامات جمهوری اسلامی ایران وعده سرمایه‌گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری داده است؛ این یعنی وعده ۳۰ برابری آمارهایی که در دنیای واقعی محقق شده است! در خوش‌بینانه‌ترین حالت باید به این نتیجه برسیم که ایران تصمیم گرفته طی ۲۵ سال آینده آن‌چنان وابستگی خود به نفت را افزایش دهد که چین را در مقابل پرداخت این رقم راضی نگاه دارد.

مؤسسه امریکن اینترپرایز و هریتیج میزان سرمایه‌گذاری خارجی چین طی سال‌های اخیر را محاسبه کرده است. بر پایه این آمارها بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۹ چین در مجموع ۱۸۲ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کرده است که متوسط سالانه ۱۲ میلیارد دلار می‌شود. کشورهای دیگر همچون استرالیا، انگلستان، برزیل و کانادا نیز از جمله کشورهایی هستند که چین در آنها سرمایه‌گذاری کرده است. ۹۸ میلیارد دلار در استرالیا که سالانه به طور متوسط ۶ و نیم میلیارد دلار می‌شود و رقم ۸۳ میلیارد دلار در انگلستان. ارقام سرمایه‌گذاری چین در برزیل، کانادا، آلمان و سوئیس هم اعداد بزرگی هستند. اگر عدد سرمایه‌گذاری خارجی چین را در نظر بگیریم، باید این پرسش را طرح کرد که آیا چین قصد دارد بیشتر از آنچه سالانه در جهان سرمایه‌گذاری می‌کرد در ایران سرمایه‌گذاری کند؟ و مهم‌تر اینکه آیا ایران برای چین چنین ظرفیتی دارد؟

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

مهاجر کودک افغان ایران هفته مونترال

سهراب ده ساله: آرزویم این است که سواد داشته باشم؛ روایت‌های تلخ و شیرین مهاجرت کودکان افغان

سهراب ۱۰ ساله است. لاغراندام با موهای خرمایی. چشم‌های سیاهش هنوز از فروغ نیفتاده است گرچه  چهره‌ی خسته‌اش، شاید به دلیل ندیدن نور، کار هر روزه در زیرزمین و محرومیت از نور خورشید، رنگ و رو رفته است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *