قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / رهنورد زریاب؛ زرِ نایابِ ادبیاتِ داستانیِ افغانستان
رهنورد زریاب ادبیات افغانستان
در محفل قدردانی از کارکردهای رهنورد زریاب که توسط رویا سادات برگزار شده بود، رهنورد زریاب با صدیق‌الله توحیدی و رویا سادات

رهنورد زریاب؛ زرِ نایابِ ادبیاتِ داستانیِ افغانستان

رهنورد زریاب درخت گشن‌بیخ پر بار زبان و ادبیات داستانی افغانستان درگذشت. نبودنش ضایعه بزرگ و جبران‌ناپذیر است. رهنورد زریاب شامگاه جمعه دهم دسامبر، در شفاخانه چهارصد بستر شهر کابل دار فانی را وداع گفت. اما میراث با ارزش و پرباری از خود برای دوستداران زبان و ادبیات فارسی به جا گذاشت. این نویسنده نام‌دار با خلق آثار خود، مسیر پر خم و پیچ ادبیات داستانی را برای نسل جدید نویسندگان افغانستان هموار کرد تا آن‌ها نیز در پربار ساختن این ادبیات قلم بردارند.   

رهنورد زریاب همچون ستون استوار زبان فارسی در افغانستان همواره تلاش می‌کرد تا با به کارگیری واژه‌های محلی مردمش در داستان‌هایش پرباری این زبان را نشان بدهد. حفظ ظرافت‌ها، ویژگی‌های خاص و اصالت زبان فارسی یکی دیگر از دغدغه‌های فکری این نویسنده نام‌آور بود.

Aviron

 

وی با بدست آوردن جایزه ادبی «جلال آل احمد» برای رمان «گلنار و آیینه»، توجه شمار زیادی از مخاطبان ایرانی را نیز به ادبیات فارسی افغانستان جلب کرد.

صدیق الله توحیدی که در هنگام بیماری؛ همواره از رهنورد زریاب دیدن می‌نمود و در صفحات اجتماعی از چگونگی صحت او اطلاع‌رسانی می‌کرد؛ چنین درباره این ابرمرد ادبیات فارسی دری افغانستان گفته است: «امروز مردی از تبار نور و آگاهی را به خاک سپردیم. ره نورد زریاب مردی که گلنار وآینه را نوشته بود، از مارهای زیر درخت سنجد قصه می‌کرد و اخرین رمان زن بدخشانی‌اش نیمه تمام ماند امروز راهی وادی خموشان شد. چند روز قبل وقتی به عیادتش رفتم دوستی آهسته سخن می گفت اما استاد فرمود:

«رهین گوش گران خویشتنم

که تاسخن بلند نباشد نمی‌شنوم»

باهمه شقاوت‌های انسان‌ها، جوانانی نیک سرشت هم وجود دارند که من در ایام بیماری مرحوم استاد زریاب دوتن آن‌ها را دیدم‌ که چه صادقانه کمر همت بستند و با استاد همیاری و خدمتش را به جان خریدند. آن دو عزیز پرویز شمال و منوچهر فرادیس استند. و از آن عده بانوانی که در مراسم جنازه و فاتحه خوانی در کنار استاد سپوژمی زریاب خانم رهنورد زریاب  و دخترشان شبنم زریاب حضور یافتند، به ویژه از دکتر حمیرا قادری و بانو رویا سادات و صحرا کریمی سپاس گزارم.»

بیشتر بخوانید:

حسین پرویز در صفحه‌اش در باره مرگ رهنورد زریاب چنین نوشته است:

«ادبیات معاصر افغانستان به ویژه بخش داستان‌نویسی مدرن آن، مدیون تلاش‌های خلاقانه‌ی ره‌نورد زریاب است. پس از نوشتن داستان کوتاه توسط ره‌نورد زریاب و اکرم‌ عثمان بود که داستان‌کوتاه نویسی به صورت گسترده رواج یافت و داستان نویسان خوب دیگری نیز یکی پس از دیگری عرض وجود کردند.

جاودان‌یاد زریاب با اختیار زبان سچه‌ی فاخر و داشتن سبک ویژه‌ در داستان کوتاه  تأثیرگذاری قابل توجه‌ی در روند داستان‌نویسی دارند. مراتب تأثر و تسلیت خویش را به وابسته‌های مرحوم زریاب، دوستان نزدیک و خانواده‌ی بزرگ زبان و ادبیات پارسی‌دری ابراز می‌دارم».

محمد افسر رهبین شاعر و نویسنده توانای افغانستان و رئیس آرشیف ملی در مرگ رهنورد زریاب این شعر را سروده است:

سخن را به ایوانِ «کاخِ بلن»

چو آورد، بگزیده امشاسپند

بگفتا؛ سخن گنج و سرمایه است

بزرگی و بشکوه را پایه است

چو گیتی گذرگاهِ مردم بوَد

سخن ، روشنی راه مردم بوَد

*****

سخن گوی اندیشه‌های دُرُست

به گفتار، اندوهِ مردم بشُست

ز مَی تلخ می‌کرد گرچه دهان

چه پرواش چون داشت شیرین زبان

دُرَفشِ سخن را برافراشت او

به کلک هنر تخم زر کاشت او

سخن دانه‌هایی چنان شعرِ تر

فرو ریخت از خامه‌ی پُر گُهر

سخن، را ز پیرایشِ سادگی

رها کرد بر بالِ آزادگی

*****

دریغا؛ که در کنج تنهایی‌اش

نیامد کسی بر دل آسایی‌اش

که تا از بد و نیکِ بربست چشم

نه پروای مهرش دگر، نی زخشم

به خاکش نهادیم تنها، دریغ؛

چه یارانِ بی مهر! ای وا دریغ؛

به پایان رسید این رهِ گرم و سرد

سخن ماند و افسانه ی «رهنورد»

اسحاق فایز که به رهنورد زریاب استاد خطاب می کرد و ارادت خاصی به وی  داشت؛ در روزنامه آرمان ملی این شعر را در مرگ رهنورد زریاب نوشته است:

بگردون دودمابرخاست استاد!

تو ما بودی و ما بی ماست استاد!

بگرد از ره که در طوفان سه رنگ

ادب در این وطن تنهاست استاد!

سگاهی خیمه افراشته به هرسو

پگاهی گشته ناپیداست استاد!

صدای واصف از غربت شنیدی

که گوید:«مهر نامیراست استاد!»

میان ما گشته تارو گیوند

علایق سست و بی‌معناست استاد!

بساط ما چو شادان بود از تو

نباشی خانه نازیباست استاد!

بکرد ازره که کاخ فیض فرهنک

شرار ازپیکرش بالاست استاد!

محمداعظم رهنورد زریاب، داستان نویس سرشناس افغانستان در رشته خبرنگاری دانشگاه کابل تحصیل کرد و مدتی بعد از پایان تحصیل با استفاده از یک بورس تحصیلی به بریتانیا رفت و مدرک ماستری گرفت. او در ۷۶ سال از عمرش کتاب‌های زیادی نوشت که از آثار او می‌توان به «هذیان‌های دور غربت (طنزها)»، «آزای اندیشه و گفتار (مجموعه مقاله‌های پژوهشی)»، «درویش پنجم (رمان)»، «گلنار و آیینه (رمان)»، «داستان‌ها» (مجموعه شش‌جلدی داستان‌های کوتاه)»، «زیبای زیر خاک خفته (گزیده داستان‌های کوتاه)» و … اشاره کرد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

منبع: صفحات اجتماعی

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

داستان کوتاه

داستان؛ عشق … دار … آتش و …

به دنبال آخرین شعار، ولوله‌ای در مردم افتاد و چندین صدای در هم آمیخته که «انا الحق» را فریاد می‌کردند، فضا را پر کرد. چهره‌ی حلاج برافروخته شد و لرزشی در اندامش افتاد...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *