قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / جان پدر کجاستی؟ چند سوگ سروده برای قربانیان پوهنتون کابل
جان پدر کجاستی

جان پدر کجاستی؟ چند سوگ سروده برای قربانیان پوهنتون کابل

حبیب عثمان|

کشتار بی‌رحمانه، جنایت تکان‌دهنده و نابخشودنی در پوهنتون کابل بار دیگر کابلیان را سوگوار کرد.

جوانان غرق در خون، کشته‌ها نقش بر زمین، قلب‌ها شکسته، عزیزان در انتظار جگرگوشه‌ها و …

از چنین حملهٔ مرگبار؛ قلب‌ها بدرد آمد، جگر‌ها پاره و اشک خون جاری شد. این مصیبت و دردی ست که مردم ما به‌خصوص کابلی‌ها هرروز‌ می‌بینند، احساس‌ می‌کنند و متحمل‌ می‌شوند.

Aviron

 

جوانانی منور و با دانش که آرزو دارند در کشور ما صلح و آرامش برقرار شود و‌ می‌خواهند نور معرفت بر جهالت پیروز شود. بی‌خبر از آنکه مانند؛ هزاران مبارز مترقی و صلح‌خواه شکار آژده‌‌های خون‌آشام شده و به‌طور هولناک و فجیع به شهادت‌ می‌رسند.

دامن این‌چنین جنایات روزبه‌روز گسترده‌تر شده‌ می‌رود.

پوهنتون یک کانون علمی و فرهنگی کشور است نه قرارگاه نظامی! نه مرکز تجمع سیاستمداران یا … جنایت‌کاران با سلاح‌‌های قوی و کشنده به جوانانی که فقط قلم، کتاب، کتابچه و …  با خود داشتند حمله و بی‌رحمانه کشتار نمودند.

جان پدر کجاستی؟

«دختر شعر پارسی»

پدر دختر دانشجویی از مجروحان حمله تروریستی دانشگاه کابل پس از ۱۴۳ تماس تلفنی با گوشی دخترکش، چون پاسخی نگرفت پیام داد: «جان پدر کجاستی؟»

علیرضا قزوه شاعر ایرانی برای دختر دانشجوی شهید در دانشگاه کابل شعری سروده است:

جان پدر کجاستی؟

جرم تو چیست نازنین؟ صدق و صفا و راستی

ای که تو از خدای خود غیر خدا نخواستی

ای به فدای خنده‌ی زخمی و دل‌شکسته‌ات

شکر خدا که همچنان سرخوشی و به پاستی

کابل زخم‌خورده‌ام! وقت برای گریه نیست

گریه‌ی با تبسمی، گم شده در خداستی

کابل جان خسته‌ام! شانه‌ی ما پناه تو

چشم و زبان پارسی! نور دو چشم ماستی

کابل جان چه می‌کشی؟ از دست حرامیان

کابل بی‌پناه من! قبله‌ی عشق و راستی!

دختر شعر فارسی! کابل من! چه‌ می‌کنی؟

حرف بزن! عزیز من! «جان پدر! کجاستی؟»

حبیب‌الله افشار، پدر حنیفه گفت: «من ازبس‌که شوکه شده بودم، اولاد خود را نشناختم صبح خواهرش را با عمه‌اش بردم از روی چادر و انگشترش شناختند».

سراینده سرشناس، امین آریبال نیز چنین سروده است:

جان پدر کجاستی؟

رفت ز دیده نور من، جان پدر کجاستی؟

شور سر و سرور من، جان پدر کجاستی؟

 صبح دمید و چای من، اشک بود نوای من

 وای من و هوای من، جان پدر کجاستی؟

شام چو‌ می‌شود مرا، ناله صدا کند ترا

 ای نفسم تو دلبرا، جان پدر کجاستی؟

 گریه پیاله‌ می‌شود، درد نواله‌ می‌شود

 روز دو ساله‌ می‌شود، جان پدر کجاستی؟

تارم و پود رفته‌ای، روز چو دود رفته‌ای

 دل به سجود رفته‌ای، جان پدر کجاستی؟

بیشتر بخوانید:

داکتر بکتاش نوری نیز این غم را ترانه سوگ مرده است:

شهدای گلگون‌کفن

تو ببین جوان معصوم، كه به خون تپيده امشب

که به راه علم و دانش، جگری دریده امشب

به کجا شنيده باشى، كه قلم نوشت به کاغذ

مکنید کفن برویم، کی کفن بریده امشب

تو بگو نكاح نبندند، كه جوان تازه‌داماد

به شبى نكاح نبنديد، كه سرى بريده امشب

بدو چشم خود بدیدم که به خون تپیده بسمل

به درون آتش خون، چی کسی سوزیده امشب

تو بگو غزل‌سرایان که بخوان سرود غم را

تو بگو به مادر من که چنین ندیده امشب

تو رسان پیام ما را، به یزید و شمر قاتل

که قلم بروی کاغذ، نه به خون چکیده امشب

تو بخوان به شعر نوری که جگر دیگر نمانده

ز کفن دود آتش، به خدا رسیده امشب

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

هفته هنر افغانستان ایران

«جان پدر کجاستی؟»؛ نمایشگاه هنرمندان افغان توسط یونسکو

نمایشگاه  آثار هنری هنرمندان افغانستان با عنوان «هفته هنر افغانستان» در تاریخ ۲۲ تا ۲۸ آذرماه ۱۳۹۹ از سوی کمیسیون ملی یونسکو ایران به صورت مجازی برگزار می‌گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *