قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / گیلِر؛ گران‌ترین جایزهٔ ادبی کانادا
گرانترین جایزه ادبی کانادا

گیلِر؛ گران‌ترین جایزهٔ ادبی کانادا

گروه ادبیات هفته و عباس محرابیان|

گروه ادبیات هفته:

جوایز ادبی در سرتاسر دنیا نقش مهم و دوسویه‌ای دارند؛ از یک سو، نویسنده‌ها را به طیف وسیع‌تری از مخاطبان می‌شناسانند، و از دیگر سو، انگیزه و امکانات مادی و معنوی بیشتری برای ادامهٔ راه نویسندگی به صاحب‌قلمان می‌دهند، که در دنیای مادی‌گرای امروز کمیاب و مغتنم است.

به این دلیل، بی‌مناسبت ندیدیم که در صفحات ادبیات کانادا، خوانندگان عزیز هفته را با مهم‌ترین جوایز ادبی این کشور آشنا کنیم. در گام نخست، به گران‌ترین جایزهٔ ادبیات داستانی کانادا و یکی از گران‌ترین‌ها در جهان، جایزهٔ گیلِر، می‌پردازیم. 

 

نگاهی به تاریخچه جایزه ادبی گیلر

جایزهٔ گیلر در سال ۱۹۹۴ توسط جک رابینوویچ (Jack Rabinovitch) به‌افتخار و در یادمان همسر فقیدش دوریس گیلر (Doris Giller)، که روزنامه‌نگار ادبی بود و در ۱۹۹۳ براثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت، تأسیس شد. این جایزه در ادبیات داستانی کانادا (در هر دو قالب داستان بلند/رمان یا داستان کوتاه)، گران‌بهاترین جایزهٔ کانادا است. 

راه‌اندازی جایزهٔ گیلر با شناخته‌شدن روزافزون نویسندگان و ادبیات کانادایی در داخل و خارج از کشور همراه بوده و برندگان مشهوری مانند آلیس مونرو، مارگارت آتوود، مایکل اونداجه (Michael Ondaatje) داشته که در حوزهٔ بین‌المللی نیز افتخارات فراوانی کسب کرده‌اند.

Aviron
Aviron

 

حمایت بانک اسکوشیا از این جایزه

در سال ۲۰۰۵، جایزهٔ گیلر با کسب پشتیبانی بانک اسکوشیا توانست مبلغ جایزه را به‌تدریج بیشتر کند تا به مبلغ امروزی برسد. در آن سال، وجه جایزه از ۲۵ به پنجاه‌هزار دلار افزایش یافت؛ یک سال بعد به ۷۰ هزار دلار رسید و در سال ۲۰۱۴ به مبلغ فعلی ارتقا یافت: صدهزار دلار برای نفر اول و ده‌هزار دلار برای چهار رقیبی که به دور نهایی راه می‌یابند.

جک رابینوویچ در آغاز این همکاری اظهار داشت: «این رابطهٔ جدید تضمین می‌کند که جایزه در آینده بسیار پایدار خواهد بود. اشتیاق بانک اسکوشیا به نشان ادبی گیلر و به حمایت از ادبیات عالی کانادا و ارتقای آن، متقاعدمان کرد که آن‌ها می‌توانند شریکی ایدئال باشند.»

و از آن‌سو برایان پورتر، رئیس و مدیر ارشد اجرایی بانک اسکوشیا، گفت: «ما از هنر حمایت می‌کنیم چون هنر جامعه را غنی می‌کند و به زندگی معنا می‌بخشد. این قطعاً در مورد ادبیات عالی صدق می‌کند—و جایزه گیلر از بهترین ادبیات داستانی کانادایی تجلیل می‌کند.»

شرکت کانادایی سهیل موسون (Soheil Mosun Limited) مسئولیت بازطراحی تندیس هنری این جایزه را بر عهده داشته است.

بیشتر بخوانید:

برخی از مشهورترین برندگان

در کنار نویسندگانی مثل مارگارت آتوود، مایکل اونداجه، روهینتون میستری (Rohinton Mistry) و جوزف بویدن (Joseph Boyden) که برای داستان‌خوانان پارسی‌زبان آشنا هستند، چهره‌هایی را هم می‌توان یافت که بیش از یک‌بار برندهٔ این جایزه شده‌اند. در کنار آلیس مونروی نیک‌شناخته و محبوب در ایران که در سال‌های ۱۹۹۸ و ۲۰۰۴ با کتاب‌های «عشق زن خوب» و «فرار» به این جایزه دست‌یافته، یک نویسندهٔ مهجور در ایران نیز موفقیتی برابر با مونرو دارد: مویز جی. واسنجی (Moyez G. Vassanji)، متولد ۱۹۵۰، نویسنده و سردبیر کانادایی است که تحت عنوان ام. جی. واسنجی (M. G. Vasanji) و در قوالب متعدد (از رمان و داستان کوتاه گرفته تا خاطرات و زندگی‌نامه) می‌نویسد. او در اِم‌آی‌تی و دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرده است و در ادوار نخستین این جایزه، ۱۹۹۴ و ۲۰۰۳، برای دو کتاب «کتاب اسرار» (The Book of Secrets) و «جهان بینابین ویکرام لال» (The In-Between World of Vikram Lall) برندهٔ این جایزه شده که تا آنجا که جسته‌ایم ترجمه‌ای فارسی از آن‌ها منتشر نشده است.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

مشاوران عالی جایزه

طبق وبگاه رسمی این جایزه، هیئت مشاوران فعلی این جایزه عبارت‌اند از: مارگارت آتوود، جرد بلند، سوزان بویس، کلی دافین، آلیس مونرو، باب ری، جرالد شف، جوی اسلینگر، دیوید استینز و فیلیس یفی.

نامزدهای نیمه‌نهایی سال ۲۰۲۰

در فاصله‌ی میان نگارش تا صفحه‌آرایی این گزارش «لیست بلند» آثار راه‌یافته به رقابت ۲۰۲۰ نیز اعلام شد.

۱۴ نویسنده‌ای که کتبشان که این لیست را تشکیل می‌دهد، از میان ۱۱۸ کتاب ارسالی ناشران از سراسر کانادا انتخاب شده‌اند:

گیل آدامسون، با رمان «کوه ریجرانر»؛ دیوید برگن، برای مجموعه‌داستان کوتاه خود، «اینجا در دل تاریکی»؛ لین کوادی، با رمان «تماشای تو بدون من»؛ اوا کراکر، با رمان «همهٔ آنچه می‌پرسم»؛ اما دوناگو برای رمانش «مجموعهٔ ستارگان»؛ فرانچسکا اکوویانسی، با رمان «نان، خوک، کره، عسل»؛ میشل گود، با رمان «پنج بومی کوچک»؛ کایه کلاف برای مجموعه‌داستان کوتاه خود، «دومینوها بر چارراه»، توماس کینگ، با رمان «بومیان در تعطیلات»؛ آنابل لیون، با رمان «رضایت»؛ شانی موتو، با رمان «گرداب قطبی»؛ امیلی سنت جان ماندل، با رمان «هتل شیشه‌ای»؛ سث، برای رمان گرافیکی خود، «طرفداران کلاید»؛ و سوانگهام تاماونگسا، برای مجموعه‌داستان کوتاه خود، «چگونه واژهٔ چاقو را تلفظ کنیم».

این فهرست بلند توسط هیئت متشکل از پنج داور انتخاب شده و آنان در بیانیهٔ خود چنین نوشته‌اند: «در این سال پر فراز و نشیب، هیئت‌داوران مسئولیت اعطای جایزه گیلر اسکوشیابانک را بسیار خطیر یافتند. ما مصمم بودیم که قوی‌ترین کتب داستانی منتشرشده در سال جاری را پیدا کنیم. و، باوجود دشواری‌های ناشی از پاندمی، ما از غنای آثار رسیده شگفت‌زده شدیم. آثار نفیسی از بسیاری از مناطق کانادا و اقشار مختلف زندگی پدید آمده است و ما ماه‌های خود را با خواندن این داستان‌های شوخ‌طبع و درگیرساز و بسیار زیبا پرکرده‌ایم. ما به این لیست که پس از بحث‌های طولانی ما به وجود آمده می‌بالیم و معتقدیم که این لیست طولانی فقط یک بازتاب آشکار از استعداد و ارتباط جهانی نویسندگان کانادایی است. از نامزدها، صمیمانه سپاسگزاریم و عمیقاً به آن‌ها تبریک می‌گوییم.»

لیست نهایی ۲۰۲۰ در یکم اکتبر و برنده در نهم نوامبر اعلام خواهد شد.

یک حاشیهٔ تأمل‌برانگیز:

حامد اسماعیلیون، داستان‌نویس توانمند و شناخته‌شدهٔ ساکن تورنتو، سه سال پیش (در نوامبر ۲۰۱۷) پس از مشخص‌شدن برندهٔ این جایزه، آقای مایکل ردهیل [Michael Redhill] یادداشت ریزبینانه، جالب و درعین‌حال حاوی واقعیتی تأسف‌انگیز را منتشر کرد که عیناً آن را می‌آوریم.

میشل رادهیل«برندهٔ جایزهٔ گیلر امسال آقای مایکل ردهیل هستند که کتاب «میدان بلویو» [Bellevue Square] را نوشته‌اند. این‌که کتاب دربارهٔ زنی است که شنیده همزادش در بازار محلی ظاهر شده است خیلی مهم نیست. این‌که جایزهٔ گیلر را بانکی کانادایی می‌پردازد و صد هزار دلار است هم اهمیتی ندارد. اهمیت ماجرا در توییتِ ثانویِ مایک ردهیل بعد از بردنِ جایزه است.

او عکسی از رسیدِ حساب بانکی خودش پس از نقد کردن چک جایزه گذاشته و همه را شگفت‌زده کرده است. او فقط چهارصد دلار باقیمانده در حساب بانکی‌اش داشته است.

انگار نویسنده‌ها در تمام دنیا گرفتار معاش‌اند. ایشان با این‌که در دانشگاه تورنتو هرازگاهی معلمی می‌کند مجبور بوده است چیزهایی را هم آنلاین بفروشد، محترمانه‌اش فروشندهٔ آنلاین است.

البته مایک الآن خوشحال است. پرداخت اجاره‌های معوق، قرض‌وقوله از رفقا و پول‌توجیبیِ دو پسرش از اولویت‌هاست. او می‌گوید در ماه‌های اخیر بسیار تحت‌فشار بوده و آه در بساط نداشته است. من که امیدوارم جایزه بر فروش کتاب هم تأثیر بگذارد و نویسنده‌ای که جایزه‌ای معتبر برده است از این گرفتاری‌ها بیرون بیاید».

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

حامد اسماعیلیون

روز معمولی یک بازمانده از فاجعه هوپیمای اوکراینی

ساعت شش و نیم صبح با صدای تلفن بیدار می‌شوم. بد نشد. کابوس می‌دیدم. دوست خبرنگاری ست و درباره‌ی تجمع خانواده‌های ایران جلوی مرکز مطالعات سیاسی وزارت خارجه می‌پرسد. من که خواب بوده‌ام و کابوس دیده‌ام. عذرخواهی می‌‌کنم که ندیده‌ام و نمی‌دانم. عذرخواهی می‌کند که بیدارم کرده است. قرار می‌شود دو ساعت بعد زنگ بزند. ادامه‌ی کابوس یا چک کردنِ خبرها؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *