قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / دین و یهود نگاهی دین‌پژوهانه به یهودیت (3)
دین

دین و یهود نگاهی دین‌پژوهانه به یهودیت (3)

سروش شهریاری

در این قسمت و چند بخش آینده به گوشه‌هایی از تاریخچه و ابعاد یهودیت می‌پردازیم. البته خوانندگان عزیز باید برای فهم دقیق‌تر روش ما در بحث نوشته‌های پیشین را خوانده باشند و بدانند که اولا ما از منظری غالبا دین‌پژوهانه به یهود و تاریخ آن می‌پردازیم و ثانیا آنچه بیان می‌گردد در حد دایره معلومات اندک‌مان و وسع این کوتاه سخن است.

برای شروع از اصل واژه «یهودی» آغاز می‌کنیم. این کلمه ریشه عبرانی دارد و بنا بر نظر یهودیان مذهبی  (که به حقانیت تورات به عنوان وحی الهی معتقدند) مشتق شده از اسم پسر چهارم یعقوب یعنی «یهودا» می‌باشد. در آفرینش ۲۹:۳۵ می‌خوانیم که مادر یهودا، لیه (لیئة بنت لابان)، پس از به دنیا آوردن فرزندش گفت: «و این بار من خداوند (یَهُوَه) را سپاس خواهم گفت» و بلافاصله می‌گوید: «و چنین شد که وی او را یهودا نامید.» از این رو برخی واژه یهود را در معنای «ستوده» آورده‌اند. در توضیح ارتباط میان ستایش یهوه و نام یهودا اینگونه گفته‌اند که بخش اول کلمه یهودا، (یعنی یهو) برگرفته از نام مقدس خداوند و بخش دوم (دا) از فعل (اودا) به معنای «سپاس خواهم گفت» گرفته شده است. در نتیجه، یهودا طبق این تفسیر چنین معنا پیدا می‌کند: «سپاس خداوند را». البته زبان‌شناسان معاصر بعضا این توضیح را که برمبنای متن تورات است نپذیرفته‌اند.

فارغ از اینکه ریشه لغت «یهود» چیست، باید توجه داشت بر خلاف آنچه امروزه رسم است، واژه يهودی در مورد شخص متدین به دین یا قوم موسی در هیچ کجای پنج کتاب موسی (تورات اصلی که منتسب به موسی است ) به کار برده نشده است. واژه اصلی که در این بخش تورات برای نام بردن از این قوم به کار برده ‌شده «بِنِی ایسراییل» یا به اختصار «ییسرائیل» بوده است.  می‌دانیم ییسرائیل اسم دومی بود که بر اساس گفته تورات خداوند پس از غلبه یعقوب نبی بر موجودی فرشته مانند به وی داد.  و چون این قوم خود را منتسب به دوازده پسر وی می‌دانستند در اکثر آثارشان خود را بنی ییسرائیل (فرزندان اسرائیل/یعقوب) نامیده‌اند. در ریشه واژه «اسرائیل» (یا در تلفظ عبری آن «ییسرائیل») نیز اتفاق نظر وجود ندارد. تنها چیزی که اکثر زبان‌شناسان بر آن مهر تایید نهاده‌اند معنای «اِل»  است که نام یا معادلی برای واژه خدا در زبان محلی کنعان آن زمان یا عبرانی قدیم فرض گردیده. چیزی که احتمالا در عربی واژه «اله» از آن مشتق شده است. اما در اینکه وجه تسمیه کلمه «اسرائیل» (که به نقل قرآن و تورات نام دیگر حضرت یعقوب بوده است) چیست و معنای دقیق آن چه می‌باشد هنوز اختلاف است.

قدیمی‌ترین سند تاریخی به دست آمده (به غیر از متن کتاب مقدس و سایر متون تفسیری وابسته به آن) که در آن ذکری از قومی با نام «اسرائیل» شده باشد ستونی سنگی است مشهور به مرنتپتاه (Merneptah stele) در مصر باستان. دوران پادشاهی مرنپتاه بر سرزمین مصر  از ۱۲۱۳ تا ۱۲۰۳ پیش از میلاد مسیح تخمین زده می‌شود (یعنی حدودا ۳۲۳۰ سال پیش). بر این ستون سنگی که به «ستون پیروزی مرنپتاه» نیز مشهور است نام «اسرائیل» در کنار نام سایر اقوام مغلوبه در حمله سپاهیان مصر به سرزمین کنعان ذکر شده است. این سند تاریخی ثابت می‌کند مردمانی مشهور به اسرائیل در قرن سیزدهم پیش از میلاد مسیح در سرزمین کنعان زندگی می‌کردند. اما این سنگ‌نوشته بیش از همین نام چیزی از خصوصیات و یا آیین ایشان به ما نمی‌گوید و بسیاری از آنچه در تورات در احوال و تاریخ ایشان گفته شده است از منظر تاریخ‌نگاری معاصر تا کنون به اثبات نرسیده است. مثلا وجود تاریخی شخصیت‌های مهم و کلیدی چون ابراهیم و موسای نبی که اساس هویت مذهبی یهودیان بر داستان زندگی ایشان استوار است هیچ یک تا به امروز  به اثبات نرسیده‌اند و اثری غیر مذهبی دال بر وجود ایشان به دست نیامده. از همین روست که برخی یهودیان غیر مذهبی معاصر در مواجهه با این دست شخصیت‌ها از تاثیرگذاری فرهنگی ایشان صحبت به میان آورده‌اند. از مهم‌ترین ایشان آشر گینزبرگ (معروف به احد هاعام) ، بنیان‌گزار صهیونیزم فرهنگی است که در مقاله‌ای با عنوان «موسی» به این نکته اشاره دارد و بیان می‌کند اگر چه موسای تاریخی وجود خارجی نداشته باشد، اما آن موسایی که اساس فرهنگ و هویت یهودی بر اساس داستان های زندگی وی قوام یافته است نزد ما محترم است.

با آنچه تا اینجا گفته شد مشخص می‌شود ما با پدیده‌ای منحصر به فرد در مطالعات ادیان مواجه هستیم. بدین صورت که یهودیت را نمی‌توان صرفا مجموعه‌ای از اعتقاداتی دینی دانست بلکه در فهم آن عنصر نژادی با آیین یکتاپرستی به هم آمیخته شده است. از این روست که بهترین عبارت برای توصیف دین یهود «آیینی قبیله‌ای» است؛ آیینی توحیدی مختص فرزندان یعقوب نبی. آنچه امروز در گذر زمان از دین یهود به دست ما رسیده (به خصوص در مجموعه تعلیمات ایشان در تلمود) نشانگر این واقعیت است که بنی اسرائیل تمایلی به دعوت دیگر افراد از قبیله‌های دیگر به آیین خود نداشته‌اند. دین ایشان نه تنها تبلیغی نیست بلکه از پذیرفتن دیگر اقوام در دایره محدود خود نیز ابا دارد. توضیح آنکه دو دین دیگر ابراهیمی (یعنی اسلام و مسیحیت و شاخه‌های آنها مانند بهائیت) و اکثر ادیان غیر ابراهیمی(مثل بودیزم یا هندوئیزم) تبلیغی-بشارتی هستند. یعنی مومنین به آن ادیان برای جذب سایر افراد به دین خود تبلیغ و تلاش می‌کنند و گاه این دعوت به سوی رستگاری به عنوان جزئی از ملزومات آن دین محسوب می‌شود. اما در یهود نه تنها این امر را نمی‌بینیم بلکه طبق مکتوبات تلمود باید فرد غیریهودی علاقه‌مند به این امر را سه مرتبه پس زد و سعی کرد ایشان را از گرویدن به آیین بنی اسرائیل منصرف نمود.

در قسمت‌های بعدی به کتب مقدس یهودیان و برخی تفاوت‌های آنها خواهیم پرداخت.

نویسنده: هفته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *