قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 582
طنز

طنز و حکایت هفته 582

نکته مثبت هفته

لذت در نگاه کردن و فهمیدن، زیباترین هدیه طبیعت است.

حکایت هفته

«ممیزی از نگاه…»

یک مقام تقریباً مسئول: بنده معتقدم که مشکلات ما، کتاب‌ها و نوشته‌ها نیستند و ممیزی به‌هیچ‌وجه پذیرفته نیست. به مسئولان هم گفته‌ام که حتی شده کتاب را بگیرند خمیر کنند، این لغات را این‌جوری از توی کتاب‌ها درنیاورند، نویسنده‌ها گناه دارند.

یک حمید هامون: اونی که تو می‌خوای من باشم دیگه اون من نیست، دیگه خودم نیست، بستگی داره به اینکه ممیزی بخواد کی باشه، اعم از باجناغ یا داداش یا پسرخاله…

یک کاشف فروتن توطئه: به گفته منابع موثق، میلیاردها دلار بار تریلی کرده‌اند فرستاده‌اند در خانه نویسنده‌ها که شما فلان لغات یا ماجراها را به طرز ماهرانه‌ای جاسازی کنید توی کتاب‌ها و در تیراژه‌های سرسام‌آور هزارتایی بین جوانان بی‌گناه پخش کنید. خوب باید همه اینها شناسایی شود از توی کتاب‌ها بیاید بیرون تا جامعه اصلاح شود.

Aviron

 

یک استراتژیست اون ور آب: آن‌طور که دوستان به من خبر دادند الآن یک رقم نجومی از کتاب‌ها در حال خمیر شدن ممیزی است و ایستگاه‌های متروی منتهی به بهارستان هم خیلی شلوغ است و تعدادی حتی توی پیاده‌رو منتهی به ارشاد بساط پهن کرده‌اند و دارند چیز می‌فروشند و اعتراض می‌کنند. توی میدون هم ظاهراً یک تعداد زیادی این‌طرف و آن‌طرف ایستاده‌اند و دارند اوضاع را رصد می‌کنند و در راستای اعتراض به ممیزی نقشه می‌کشند.

یک لولو: خوشبختانه در مورد بعضی چیزها توافقاتی انجام گرفت و قرار شد از توی کتاب‌ها و فیلم‌ها ممیزی شوند و فقط در نطق‌های سنگین و وزین سیاسی مورداستفاده قرار گیرند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

یک تبهکار خطرناک: به خدا ما بی‌تقصیریم. کتاب بد به این روزمون انداخت. البته فیلم خوب هم بی‌تأثیر نبود. من به جوانان عزیز توصیه می‌کنم که دنبال کتاب‌های ممیزی نشده نروند که بدبخت می‌شوند.

یک شهین خانم: والله چی بگم؟! ممیزی خیلی خوبه و برای مردم ما لازمه… ما که راضی هستیم… فقط این ویکتوریا و بقیه سریالای جم تی‌وی رو بیشتر کنن.

یک مقام خیلی مسئول: ها؟! ممیزی؟! اصلاً چی هست؟…

یک نویسنده فرهیخته: در نظام اندیشگی دینامیزم پویای ما، یک سری پتانسیل‌هایی متأسفانه به علت ممیزی امکان ابژه شدن و دوری از سوبژکتیویته را پیدا نمی‌کند. من خودم چند پلات داشتم که توی ناخودآگاه پستوی ذهنم به قول فروید هی وول می‌خورد و می‌توانست یک اکتیویته‌ای در ارتباط با نوبل و پولیتزر در ادبیات ما وارد کند، ولی چون می‌دانستم ممیزی می‌شود آنها را ننوشتم و مدت‌هاست که هیچ کاری نکرده‌ام و می‌دانم همین حرف مرا هم یا چاپ نمی‌کنید و یا یک‌جوری چاپ می‌کنید که خواننده سر و تهش حالیش نشود…

منبع: (لطفاً نفس نکشید، رؤیا صدر. تهران؛ مروارید، 1397)

بیشتر بخوانید:

لطیفه‌های هفته

سرگرمی

رفتم زولبیا بامیه بخرم گفتم ده هزار تومن بکش برام. دو تا بامیه گذاشت سه تا زولبیا. البته کارشناسا گفتن نگران نباشین بعد ماه رمضون حباب قیمتش تخلیه میشه…

تلویزیون تا دیروز هر ساعت می‌گفت دهنتون نباید خشک بشه وگرنه ویروس میره تو ریه.. از اول ماه رمضون شروع کرده از فواید روزه‌داری برای درمان انواع بیماری‌ها میگه.. به خدا بنز هم اینطوری معکوس بکشی تسمه تایم پاره می کنه…

زنگ زدم دفتر پاسخگویی مسائل شرعی گفتم حرام جدید چی داریم؟ اعلام کرد: نگهداشتن همزمان مربای مجید و عسل در یخچال بعلت مونث و مذکر بودن شرعا حرام است مگر اینکه درِ یخچال باز باشد..

دعوا با مادرم کلاً یک دقیقه طول می‌کشد … ولی تا پنج ساعت بعد از دعوا با خودش حرف می‌زند!

کاش کرونا تا محرم تموم نشه … یک‌بار با ماسک بریم قیمه بگیریم، یک‌بار بدون ماسک.

با همین فرمون بریم جلو … چند روز دیگر ساعت خوابمان یک دورش کامل می‌شود و برمی‌گردد سر جای اولش.

برای اولین بار در تاریخ من و یک جوانِ نیویورکی برای یک چیز مشترک به یک اندازه استرس داریم!

خواهرزاده من پنج سالشه … هر وقت می‌ره سوپرمارکت، میاد و می‌گه بقیه پولو گم کردم … آینده روشنی داره. احتمالاً در آینده یکی از مسئولین رده‌بالای کشور می‌شود.

نکته هفته

تنها راه زندگی بهتر، رشد کردن است، تنها راه رشد، تغییر کردن است و تنها راه تغییر، یاد گرفتن چیزهای جدید است.

نقل‌قول هفته

نیچه: شاد ماندن به هنگامی‌که انسان در گیرودار کارهای ملال‌آور و پرمسئولیت است، هنر کوچکی نیست.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: به نطق، آدمی بهتر است از دواب، دواب از تو به گر نگویی صواب.

چینی: انسان عیوب خود را فقط از چشمان افراد دیگر می‌تواند ببیند.

شعر طنز هفته

«کاش!»

کاش ما هم مستمری مناسب داشتیم

ماهیانه چند صد میلیون مواجب داشتیم

در فشار کار دارد جانشان درمی‌رود

کاش ما هم یک‌کمی از این مصائب داشتیم

کاش رمالی بلد بودیم و مثل عده‌ای

اطلاع از وضع و اوضاع کواکب داشتیم

یا دکل گم می‌شود یا گوشه فیش حقوق

توی این کشور زیاد از این عجایب داشتیم

با حقوق چرب مثل بعضی آقازاده‌ها

کاش ما هم عشق‌وحال توپ و جالب داشتیم

پورشه‌هاشان پر ز داف و شکلشان عین کلم

کاش ما هم طالبی بودیم و طالب داشتیم

شانس خوب و رانت خوب و جنس خوب و چیز خوب

کاش ما هم شمه‌ای از این مواهب داشتیم

گرچه اهل مستحباتیم، اما در خفا

کاش می‌شد مثل بعضی کار واجب داشتیم

پشت استکبار قایم می‌شوند و می‌خورند

کاش ما هم چند آتو از اجانب داشتیم

میز منصب‌دارها هم هست نوعی امتحان

کاش در این امتحان هم یک مراقب داشتیم

منبع: (سنگ پای قزوین، مهران حسینی. تهران؛ شرکت انتشارات سوره مهر، 1396. قسمتی از شعر کاش!)

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

نگذاریم شرافت به سرقت رود؛ یک حکایت

رانندگان تاکسی دنیای ویژه‌ای دارند. در طول کار روزانهٔ خسته‌کننده با ده‌ها ماجرای جالب، خنده‌آور، گریه‌آور - و گاهی، گریه و خنده - روبه‌رو می‌شوند. از این رو پای صحبتشان که می‌نشینی حکایت‌های واقعی و شگفت‌آوری برای گفتن دارند ...

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *