قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / یادداشت / دیدگاه: علم، دین و خرافات | حمید نوحی

دیدگاه: علم، دین و خرافات | حمید نوحی

حمید نوحی|

حمید نوحی عضو سابق هیئت علمی دانشگاه‌های «شهید بهشتی» و «علم و صنعت»، نویسنده و مترجم متون فلسفه سیاسی و جامعه‌شناسی است.

حمید نوحی
حمید نوحی

رفیق ارجمند آقای خسرو شمیرانی طی پیامی از راه دور نوشتن مطلب کوتاهی در باب «تقابل علم و خرافه‌گرایی دینی» در حد هزار تا هزار و دویست واژه برای مجله هفته به این کم‌ترین تکلیف فرمودند. ظهر پنج‌شنبه پیام را دیدم. و مطلب را برای شنبه خواسته‌اند. لابد ایشان که خود قلم توانایی دارند، و حتی بسیار توانا، که در سرمقاله‌های «هفته» دیده‌ایم، به‌اندازه کافی گرفتارند و غیر از آن به‌درستی ترجیح می‌دهند که صفحات مجله را برای دیگران باز بگذارند، تا به‌راستی مجله‌ای باشد برای برخورد افکار و آرا و نه تریبونی انفرادی. اما چرا بنده، این را نمی‌دانم. اگر اختیار دست خودم بود به دلایل زیادی که جای ذکر آن اینجا نیست قلم به دست نمی‌گرفتم. یکی از دلایل این بود که گمان می‌کنم بزرگوارانی هستند در ایران و کانادا که ایشان به خوبی آن‌ها را می‌شناسد و آن بزرگواران نیز به ارزش مجله هفته به سردبیری ایشان واقف‌اند. و دیگر اینکه من نویسنده و سخنرانی حرفه‌ای نیستم. مگر اینکه در دام بیافتم و ناچار شوم. اگر اختیار دست خودم بود حتماً دو ماه این موضوع وقت مرا می‌گرفت و پس از گردآوری انبوهی از مدارک لازم برای تألیف یک کتاب، عاقبت ممکن بود یک مقاله از لابه‌لای آن‌ها در آید.

Aviron
Aviron

 

اکنون بدون رودربایستی بگویم از طرفی نمی‌خواهم کم بیاورم و به ضعف خود اقرار کنم. از طرف دیگر رفیق عزیزمان در پیام خود تأکید فرموده‌اند که: «به هر حال به نظرم روشنگری در این زمینه وظیفه است و…» و این خود می‌تواند «تکلیف شرعی» تلقی شود! که من با آن هم مخالفتی ندارم. و دلیل آن را هم این‌گونه بیان کرده‌اند که: «در حوزه طب اسلامی روزهای کرونایی با بحث روغن بنفشه و دعای حضرت کاظم شروع شد و اخیراً به ادرار شتر رسید…» و اینکه: «بزرگ‌ترین رسانه ایران که با بیت‌المال اداره می‌شود گاه و بیگاه به محل تبلیغ این دیدگاه تبدیل شده به نظرم اسفبارتر است». و دیگر اینکه: «دستگاه‌های رسمی به جای مقابله جدی با این خرافه‌ها یا سکوت کردند و یا تبلیغ».

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

بفرمایید این هم شاهد مدعای من! این پیام حاکی از این است که ایشان، با اینکه از وطن دور هستند بیشتر از امثال من که در وطن هستم و بسیار در غم آینده وطن و منطقه، و آشنا نسبت به پویش‌ها و کنش‌های سیاسی و اجتماعی ایران با مسائل آشنا هستند، با این حال امتثال امر می‌کنم.

همان‌گونه که عرض کردم، اگر بنابر میل و طبع خودم بود در این بحث از مقدماتی شروع می‌کردم که خود هفتاد و یک من کاغذ می‌شد به شرح فهرست زیر:

  • اول: خرافه چیست؟
  • دوم: علم چیست؟
  • سوم: دین چیست؟
  • چهارم: مفهوم و منظور «تقابل» در این بحث چیست؟

مقوله‌هایی که هریک نیازمند بحث‌های مفصل فلسفی و کلامی است. با این حال اینکه در پیام کذایی آمده که: «این یک وجه قضیه بود که با تمام دردناکی‌اش آن را می‌توان در همه کشورها پیدا کرد» می‌تواند سرنخی باشد برای اینکه در دام بحث‌های پیچیده نیفتیم. بله! شاهد درستی سخن ایشان اخبار سمعی و بصری رسانه‌های رسمی ملی و جهانی:

تصویر فردی که در حرم مطهر حضرت امام رضا در مشهد مشغول لیسیدن ضریح است. لابد تا اثبات کند همه حرف‌ها در مورد این بیماری و در نتیجه اقدامات و راهکارهای وزارت بهداشت و درمان غلط است. این فرد بازداشت و مورد بازجویی واقع و معلوم شد که جزء ابواب جمعی گروهی است که کار اصلی‌شان سنگ‌اندازی در برابر اقدامات درست و مفید اجتماعی است. طبعاً این نوع گروه‌ها وابسته به قطب‌ها و رهبرانی به لحاظ سیاسی مشکوک‌اند. و به‌طور عمده مخالف «دولت»، و نه حکومت.

فیلمی از اسرائیلی‌های شدیداً مذهبی (بخوانید بنیادگرای سلفی) که عمداً دستورالعمل‌های بهداشتی را پایمال می‌کنند و حاضر به رعایت فاصله اجتماعی نیستند و پلیس به دنبال آن‌ها می‌دوید تا بازداشتشان کند. حتی بعدها در اخبار آمد که این گروه سلفی عمداً در معابر عمومی روی عابرین عطسه و سرفه می‌کنند.

بیشتر بخوانید:

دامنه باورهای خرافی بسیار فراتر از این گروه‌های مذهبی مخالف با دستورهای بهداشتی است. مدیران سیاسی در اسرائیل با اینکه خود از طبقه‌ای تحصیل‌کرده در دانشگاه‌های معتبر دنیا هستند، یا خود در باطن دارای عقاید مشابهی هستند )به‌طور نمونه وزیر بهداشت اسرائیل عضو یکی از این گروه‌های متعصب افراطی است( یا حامی این گروه‌ها هستند. در دنیای مسیحیت نیز انواع و اقسام این گروه‌های متعصب سلفی را داریم. در عالم سیاست و آنچه در حال حاضر موجب نگرانی شدیدی برای این کم‌ترین است، باورهای خرافی کاذبی است که رهبران احزاب و جناح‌های سیاسی به خصوص در منطقه به آن دامن می‌زنند. باورهای مسیحی‌ها و یهودی‌های بنیادگرا، دست کمی از بنیادگرایان دنیای اسلام ندارند. اما همچون سلفی‌ها و تکفیری‌ها و داعشی‌ها، در صدر اخبار جهان نیستند. کافی است نگاهی به مراسم و مناسک متشرعین متعصب در تمام جوامع بشری بیندازید. تصور نشود برای رهایی از خرافات کافی است بی‌دین شویم. دنیای بی‌دینی به ویژه دنیای ضد دینی هم تعصبات و شرایع خاص خود را در پی دارد. خرافات ریشه در ترس و جهل دارد. علم نیز، هم در تجربه و هم در نظریه می‌تواند تعصب‌آمیز باشد. در دنیای علم در اوایل دوران مدرن و تا میانه قرن بیستم، برای خیلی‌ها علم تبدیل به شریعت شد. سیانتیسم که گمان می‌کرد تا ایجاد بهشت زمینی یک قدم دیگر بیشتر باقی نمانده، دیگر هیچ مجهولی برای علم وجود ندارد، وعده‌ای بود که خلاف آن از آب درآمد. خوش‌بینی افراطی قرون نوزده و بیست تبدیل به بدبینی شد. «آینده – بشارت» تبدیل به «آینده- تهدید» شد. و بلکه بیش از آن، معلوم شد که با هر کشف علمی، پرسش‌های بیشتری مطرح می‌شود. در واقع هرچه علم مساحت دایره علم بزرگ‌تر می‌شود محیط آن‌که سطح تماس آگاهی و جهل است نیز بزرگ‌تر می‌شود. یعنی دنیای علم و عالمِ واقعی بیشتر به جهل خودآگاهی دارند. انکار جهل، و ترس از آن، خود منشاء خرافات است.

در فلسفه امروز نادانی به‌عنوان یک اصل پذیرفته شده. اصلی که همواره برقرار است. برخلاف دوران مدرن که ناآگاهی قابل برطرف شدن بود، آن‌هم در زمانی کوتاه. به اصطلاح، یک قدم باقی مانده بود؛ فقط یک قدم تا تسخیر تمام جهان مادی و معنوی، تمام کائنات.

چند کلمه هم درباره خرافات و مسلمانی

اول: واژه «طب اسلامی» همچون معماری اسلامی، فیزیک اسلامی، علوم اسلامی گرچه مصطلح است، اما به لحاظ منطقی (ایضاً علمی) درست نیست. بلکه باید گفت طب مسلمانان، معماری مسلمانان و … معمولاً هر چیزی که در جوامع مسلمان وجود دارد به حساب اسلام گذاشته می‌شود. در حالی که آن‌ها، آن چیزها و پدیده‌ها درست است که رنگ دینی دارند، اما بیش از دین از تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، سیاست، و اقتصادِ آن جوامع تأثیر پذیرفته‌اند. درباره سایر ادیان و باورهای آسمانی نیز چنین است. دینی که ما داریم دین محض و مطلق نیست، دین ما است. اسلام جامعه ایرانی، اسلام جامعه مصری و … همچنان که امروز واقعیتی به نام اسلام اروپایی و اسلام آمریکایی وجود دارد؛ اما درباره خرافات در میان مسلمانان باید بگویم نه ارتباطی به اصل دین (نصوص اصلی و اولیه و آموزه‌های صدر اسلام) دارد و نه ارتباطی به مردان خدا. ناچارم سخن را کوتاه کنم. و در سخن کوتاهِ سَر و دُم بریده، خواه ناخواه میدان برای بدفهمی، کژفهمی و فهم ناقص باز می‌شود. امید است خواننده ارجمند به این تنگنا در بیان کوتاه و ظرفیت مجله توجه داشته باشد. در قرآن کریم، در نهج‌البلاغه حضرت امیر، در نهج‌الفصاحه و در نقل قول بزرگان صدر اول اسلام اثری از خرافات نمی‌بینیم و بالعکس مخالفت و مبارزه با آن مشهود است.

در قرون اخیر نیز نزد پیش‌آهنگان بازخوانی دینی و اصلاح‌طلبان دنیای اسلام خرافات از این نوع در درمان بیماری‌ها جایی نداشته، مگر اینکه اصل باور به خدا و رسالت و امامت و بسیاری اصول و فروع دینی را خرافه بدانیم که در تمام ادیان مشترک است. با این حال، اگر هم ‌چنین باشد، تفاوتی هست میان مدار و سطح خرافه. می‌بینید بحث به اینجا که برسد و به عمق برود ناچاریم به همان پرسش‌های چهارگانه صدر مقاله، یعنی؛ خرافه چیست؟ علم چیست؟ دین چیست؟ و تقابل این مقوله‌ها با هم چگونه است بپردازیم که فرصت دیگر و صاحب‌نظران دیگری می‌خواهد. با این حال ذکر نام چند شخصیت مشهورِ نظریه‌پردازِ مسلمان ایرانی که همچون اقبال لاهوری، عارفِ مسلمان پاکستانی هیچ نسبتی با خرافه، دست‌کم به مفهوم ابتدایی، متداول و مورد نظر پرسش مجله هفته نداشته‌اند، بی‌فایده نیست: شریعتی، بازرگان و طالقانی و پیش از آن‌ها: مجتهدان بزرگ مطرودِ قدرتِ سیاسی که عمری را در تبعید یا زندان سپری کردند. همچون علامه سید ابوالفضل برقعی، علی‌اکبر برقعی قمی، محمد حسن شریعت سنگلجی، سید محمدباقر درچه‌ای و حیدر علی قلمداران (1) که به سهم خود به شدت با خرافات اصلی و محوری دینی مبارزه کرده و بعضی از آن‌ها جان خود را بر سر آن گذاشتند.

به این ترتیب جایی برای خرافات کوچک‌تر شبیه خرافات درمانی باقی نمی‌ماند. در همین جا چاره‌ای نیست که به قدرت اشاره شود. نقش قدرت سیاسی و سوداگری در رواج و نشر خرافه بنا بر دکتر شریعتی: زور و زر که تزویر را به خدمت می‌گیرند!

پی نوشت:

1) شریعت سنگلجی که عمری در نجف و قم به طلبگی گذرانید: «پس از تدبر در قرآن زنجیر تقالید را پاره کردم و بار گران خرافات را از دوش برداشتم».

علامه برقعی از قربانیان منتسب به قتل‌های زنجیره‌ای و در معرض یک ترور ناموفق که از سال 1366 به خاطر نقد تشیع 16 ماه در اوین به سر برد و سپس تبعید شد: «خمس در اسلام نیست بلکه دزدی آخوندها است».

 محمد باقر درچه‌ای کتاب ممنوعه «تخت پولاد» در رد خرافات دینی را نوشت و به مرگی مشکوک در گذشت.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

پرسنل خانه‌‌‌‌های سالمندان

بحران کرونا نورافکنی بر اهمیت کارگران موقت مهاجر در کانادا

کارگران مهاجر موقت که در شرایط کاملا سخت و ناعادلانه و بدون برخورداری از حقوق بنیادین کار در بخش‌های مختلف بازار کار استان کبک مشغول کار هستند، در بحران کووید۱۹ به نیروهای اصلی تبدیل شدند که...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *