قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 581
سرگرمی

طنز و حکایت هفته 581

نکته مثبت هفته

زندگی را زیباتر کنیم، گاهی با ندیدن، نشنیدن و نگفتن. زندگی زیباتر می‌شود تنها با یک گذشت کوچک؛ به همین سادگی.

حکایت هفته

«دروغ»

در مورد پدیده دروغ ما معمولاً به چند دسته تقسیم می‌شویم. یک عده دروغ می‌گوییم تا سر دیگران کلاه بگذاریم و یا در انسانی‌ترین حالت، کارمان را پیش ببریم.

این‌گونه دروغ‌ها، زیرشاخه فراوان دارد. من با عرض شرمندگی احتمال می‌دهم آن چیزی که در جان ما «با شیر اندرون شد و با جان به در شود» احتمالاً مهر وطن نبوده و با شرمندگی مضاعف همین دروغ بوده است! باهم بعضی از این زیرشاخه‌ها را مرور کنیم:

پول داری صد هزار تومن به من قرض بدی تا آخر هفته؟ این یک سؤال با زیرشاخه اقتصادی است. پاسخ دروغ آجین ما این است که آخ آخ اگه پنج دقیقه قبل گفته بودی داشتم. همین پیش پات کارت به کارت کردم همه پولمو واسه یکی. خب ما دروغ می‌گوییم.

Aviron
Aviron

 

اما نکته اینجاست که پرسشگر عزیز که با چهره معصوم دارد از ما صد تومن دستی می‌خواهد هم دروغ می‌گوید. دروغش در زمان بازپرداخت است. به سؤال دقت کنید، صد تومن تا آخر هفته؛ اما آخر کدام هفته؟ حتی اگر می‌گفت صد تومان تا آخر ماه یا سال هم تفاوتی نمی‌کرد. صد تومن یک مبلغ استراتژیک است. اگر یک‌میلیون می‌ستاند و پرداخت نمی‌کرد شما از او پیگیری می‌کردید اما صد تومن… در اینجا دروغ هوشمندانه متولد می‌شود.

نکته این است که ما وقتی دروغ می‌گوییم احساس می‌کنیم خیلی بچه تیزی هستیم؛ یعنی به‌جای آنکه خدای‌نکرده گمان کنیم داریم سر مردم کلاه می‌گذاریم یا ناراستی می‌کنیم کلی احساس شعف داریم که در حد لبه تیغه دسته سفید زنجانی تیز هستیم.

مدل دیگر آن دروغ مصلحت‌آمیز است. جمیع هم‌وطنان گرامی از بام تا شام تنها چیزی که در مصلحت امور سعی در رعایتش دارند همین دروغ است؛ یعنی در تأمین مصالح هیچ روش کارآمدی وجود ندارد و هیچ‌گونه زحمت و تفکر و رایزنی به حاصل نمی‌نشیند و کل ماجرا با دوتا دروغ، بی‌دردسر به سرانجام می‌رسد! مثل دسته‌گل.

اما یک‌جور دروغ دیگر هم داریم که به آن تأسی می‌جوییم و احوالاتی به ما دست می‌دهد که به دراویش در سماع دست نمی‌دهد، آن‌هم دروغ همین‌جوری است؛ یعنی چه؟

طرف از ما می‌پرسد امروز ساعت سه می‌روی فوتبال؟ ما جواب می‌دهیم نه ساعت چهار می‌روم. البته که ساعت سه می‌رویم و داریم دروغ می‌گوییم اما باید به این نکات دقت کنیم:

اصلاً برای طرف اهمیتی ندارد که ما چه ساعتی می‌رویم فوتبال. او اساساً از فوتبال خوشش نمی‌آید؛ یعنی برای اختلاط یک سؤالی پرسیده ما هم این دروغ نه هیچ نفعی برایمان دارد، نه هیچ نکته مفیدی را تضمین می‌کند. هیچی به هیچی. حالا چرا به ارتکاب آن مبادرت می‌ورزیم: چون مرض داریم!

منبع: (چه قدر خوبیم ما! ابراهیم رها. تهران؛ مروارید، 1394. برگرفته از قطعه دروغ)

بیشتر بخوانید:

لطیفه‌های هفته

  • و دیگر بار به ماه … نزول بیماری‌های کلیوی، انواع دیابت، زخم معده و دیگر ناراحتی‌های گوارشی بر ملت خداجو و همیشه درصحنه ایران نزدیک شدیم!
  • مهمونی خدا مثل مهمونی خونه مادر شوهره … نه دلت می‌خواد بری، نه جرات داری نری.
  • اخبار یه جوری میگه کرونا تو آمریکا چند میلیون نفرو بیکار کرده که انگار تو ایران اشتغالزایی درست کرده و الان نرخ بیماری تک رقمی شده… راستی قیمت دلار و پراید الان چنده؟؟؟!!!
  • خدایا! توی اون سیبِ چیزی قایم کرده بودی؟ … هر جوری حساب می‌کنم فقط برای یک سیب داری زیاده‌روی می‌کنی!
  • مادرم آن‌قدر خونه رو با وایتکس ضدعفونی کرده که … هر نفسی می‌کشم میکروبای بدنم سه بار می‌گن: یا قاضی الحاجات!
  • ﺍﺯ ﻗﻠﺒﻢ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﻭﻗﺘﻰ ﺩﻟﻢ ﺗﻨگ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﺟﻔﺎﯼ ﯾﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ؟ … ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﯿﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ خون‌رسانی ﺑﻪ ﺑﺪن است، ﺯﯾﺎﺩ چرند بگیی وایمیستم که کلاً خفه‌خون بگیری! … اصولاً قلب‌ها چون ٢٤ ساعتِ كار می‌کنند اعصاب ندارند.
  • من مطمئنم کرونا مؤنث است … فقط یک زن می‌تواند چهارده روز سکوت کند … هیچ نگوید بعد ظرف دو ساعت بزند آدم را تکه و پاره کند!
نکته هفته

اگر صخره در مسیر رود نبود، رود هیچ آوازی از خود سر نمی‌داد.

نقل‌قول هفته

سعدی: حکیمی را پرسیدند از سخاوت و شجاعت کدام بهتر است، گفت آنکه را سخاوت است به شجاعت حاجت نیست.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: جهان ای برادر نماند به کس، دل اندر جهان‌آفرین بند و بس.

تازی: آنکه تندرستی دارد امید دارد و آنکه امید دارد همه‌چیز دارد.

شعر طنز هفته

«بگیربگیر»

در شهر قرار است که اوباش بگیرند

چاقوکش و بی‌کله و کلاش بگیرند

آن هفته در آن مرحله طاووس گرفتند

این هفته قرار است که خفاش بگیرند

آن یار نمک بود سراپاش و تپل بود

حکم است گمانم که نمک‌پاش بگیرند

ما را که نه طاووس و نه خفاش و نه کبکیم

ازبهر هوس هم شده، ای‌کاش بگیرند

ای قوم اراذل اگر آزاد بمانند،

پس شیرۀ جان کز گُل خشخاش بگیرند

این‌کاره اگر هستی، در رو که قرار است

این بار ز هر چیزِ تو، «پ.هاش.» بگیرند

گیرم که نگیرند، نه طاووس نه خفاش

یک‌چیز بگویید شما جاش بگیرند

پاپوش ندوزید به پاهای خلایق

آن هفته قرار است که کفاش بگیرند

یک دسته اگر زجر کشیدند جهنم

یک عده قرار است که پاداش بگیرند

منبع: (هی شعر ترانگیزد، سعید بیابانکی. مشهد؛ سپیده باوران، 1397)

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته ۶۰۳

کم‌هزینه‌ترین لذت‌های دنیا: بیشتر شکر کن و کمتر گله کن، گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشین و گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ای را بیرون بیاور و تماشا کن

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *