قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / سال نو خورشیدی بر همهٔ شما مبارک
دشت شقایق افغانستان

سال نو خورشیدی بر همهٔ شما مبارک

نوروز قدامت تاریخی چند هرار ساله دارد که یادگار زمانه‌های اولین شاهان و مردمان آریایی است که در بخدی یا بلخ‌ می‌زیستند. جشن اول سال (نوروز) را که طبیعی‌ترین جشن‌هاست یادگار پر بهای آن زمان‌هاست.

تا چند سال قبل ده‌‌ها قوم و ملت نوروز را تجلیل و جشن‌ می‌گرفتند و منحصر به همان جفرافیا شناخته‌ می‌شد. اما امروز بسیاری از کشور‌های جهان و سازمان ملل متحد نوروز را به رسمیت شناخته و جزء میراث‌های جامعه بشری به حساب‌ می‌آورند.

ارگ هرات افغانستانمردم افغانستان از قدیما تا کنون در سراسر کشور مقدم سال نو و نوروز باستانی را با شادی و میمنت پذیرایی‌ می‌نمایند.

فصل بهار را که پیام آور تازه‌گی و سر سبزی است آغاز‌ می‌نمایند. بدین ملحوظ با وسایل گرم کن زمستان چون؛ بخاری و صندلی که منحصر به فصل زمستان است خداحافظی نموده به خانه تکانی منازل، خریداری وسایل خانه، لباس نو، تهیه غذا‌های نو و …‌ می‌انجامد.

از همان قدیم‌‌ها در تمام نقاط افغانستان رسم و رواج‌های متنوع وجود داشت که تاکنون پابرجاست که‌ می‌توان از آن‌‌ها چنین نام برد: پختن سبزی چلو در شب سال نو، تهیه هفت میوه یا (میوه ترکده) و خوردن آن در روز نوروز، ماهی و جلبی، میله سمنک، میله دهقان و میله گل سرخ شهر مزار شریف.

درباره فرهنگ نوروز در افغانستان بار‌‌ها صحبت کردیم و نوشتیم. این بار در مورد آهنگ بسیار مشهور و جاودانی … که با شنیدنش همه را بیاد نوروز‌ می‌اندازد مضمونی را تقدیم‌ می‌نمایم.

نوروز و آهنگ ملا محمدجان

نگاهی به تاریخچهٔ این آهنگ فولکلوریک:

ملانآهنگ ملا محمدجان را اولین بار، شاد روان استاد غلام حسین؛ (پدر مرحوم استاد محمدحسن سرآهنگ) در سال ١٩٠٦/١٩٠٧ با آرکستر ساز‌های مشکی در شهر کلکته هندوستان اجرا و در ریکارد ثبت نموده است.

«آهنگ معروف و تاریخی ملا محمدجان یکی از قدیمی‌‌‌ترین آهنگ‌های فولکلور یا محلی هرات باستان است و در اصل سرود عاشقانه و بیان درد و سوز دل، عایشه دختر عاشقی‌ست که نذر گرفته بود تا در روز نوروز به مزارشریف به زیارت حضرت علی (کرم الله وجهه)  رفته و دعا کند تا حاجت و آرزویش که رسیدن به ملا محمدجان است برآورده گردد.

در رابطه با آهنگ ملا محمدجان و داستان عاشقانه «‌عایشه و ملا محمدجان‌» در کتب مربوط به تاریخ هرات، روزنامه‌‌ها و جراید بار‌‌ها مطالبی نوشته‌اند.

داستان عاشقی، عایشه و ملامحمدجان

سرود عاشقانۀ ملا محمدجان بیانگر عشق واقعی این دو جوان بوده و داستانی دارد به این شرح:

سمرقند افغانستاندر زمان حکمروایی تیموریان در هرات، به ویژه در عصر سلطان حسین بایقرا (۱۵۰۶-۱۴۶۹ م.) و وزیر دانشمندش امیرعلی شیر نوایی، مردم از سراسر قلمرو آنان در روز نوروز به مزارشریف‌ می‌رفتند و دولت هزینه مراسم عروسی جوانانی را که در این روز در مزار شریف برگزار‌ می‌کردند،‌ می‌پرداخت.

دوران تیموریان عصر شگوفایی هنر در هرات بود و مدارس متعددی در این شهر تأسیس شده بود و شاگردان در این مدارس به تحصیل علوم و فنون مختلفه‌ می‌‌پرداختند. یکی از این مدارس، مدرسه‌ای بود در نزدیکی محلۀ سرحدیره در شمال شهر هرات و در جوار زیارت ملا حسین واعظ کاشفی. یک تن از طلاب این مدرسه ملا محمدجان نام داشت، که همه روزه از محلۀ سرحدیره تا چشمه قلمفر، که نزدیک زیارت مولانا عبدالرحمن جامی موقعیت دارد پیاده طی‌ می‌‌نمود و صرف و نحو حفظ‌ می‌کرد، ساعتی در کنار چشمه‌ می‌آسود و شکرانه به جای‌ می‌آورد.

Aviron
Aviron

 

یکی از روز‌‌ها جمعی از دختران سرحدیره با عایشه که دختر یکی از افسران مقرب دربار تیموریان بود، غرض تفرج و گرفتن آب از چشمه قلمفر‌ می‌‌رفتند و ملا محمدجان هم رهسپار مدرسه‌اش بود. ناگهان بادی با تندی وزیدن گرفت و روسری عایشه را از سرش پرانده و بر شانۀ ملا محمدجان که در فاصله کمی از آن‌‌ها قرار داشت، انداخت. عایشه وقتی به دنبال روسری‌اش رفت با ملا محمدجان رو در رو شد که از همان لحظه هر دو عاشق و دلباخته هم دیگر گردیدند. به قول شاعر بزرگ شادروان صائب تبریزی:

اظهار عشق را به سخن احتیاج نیست

چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است

از آن روز به بعد عایشه و ملا محمدجان به کمک و زمینه‌سازی خواهرخوانده‌گان عایشه در کنار چشمه قلمفر، دور از چشم مردم دید و بازدیدهایی به عمل‌ می‌آوردند و چون به قول شاعر بزرگ شادروان واقف لاهوری «عشق مانند مشک بو دارد» داستان عشق عایشه و ملا محمدجان نیز آهسته آهسته بر سر زبان‌‌ها افتاد و تا به گوش پدر عایشه نیز رسید. پدر با شنیدن این حکایت، عایشه را در خانه زندانی کرد و ملا محمدجان و خواهرخوانده‌گانش از دیدار او محروم گردیدند. دختران سرحدیره هر روز بر سر چشمه‌ می‌آمدند و در فراق عایشه این سرود را‌ می‌خواندند:

تابه کی از ما جدایی عایشه

بی سبب از ما جدایی عایشه

این قدر حیران چرایی عایشه

بر سر چشمه نیآیی عایشه

درین جریان ملا محمدجان به فکر ازدواج با عایشه‌ می‌‌شود و از خانواده‌‌اش خواستگاری‌ می‌نماید. اما چون طالب‌العلم بی ‌بضاعت بود پدر عایشه تن به این وصلت نداد. ملا محمدجان آموزش صرف و نحو را کنار گذاشت و روز به روز از درد فراق عایشه زار و ناتوان‌تر‌ می‌گردید. این دو عاشق دلباخته نذری را بر عهده‌ می‌‌گیرند، در صورتی ‌که حاجت‌شان برآورده شود و ازدواج‌شان صورت پذیرد در ایام میلۀ گل سرخ به مزار شریف رفته و مدتی را در آرامگاه حضرت علی (کرم الله وجهه) خاک روبی نمایند.

روزی از روزها که عایشه باز توانسته بود، دور از چشم پدر با خواهرخوانده‌گانش بر سر چشمه بیآید، در جمع آن‌‌ها با سوز و درد سرود ملا محمد جان را‌ می‌خواند:

بیا که بریم به مزار ملا محمد جان

سَیل گل لاله زار وا وا دلبر جان

به دربار سخی جان گله دارم

یخن پاره ز دست تو نگارم

پس از مرگم بیآیی بر مزارم

مدامم در دعا در انتظارم

بیا که بریم به مزار ملا محمد جان

سیل گل لاله زار وا وا دلبر جان

به تن کردی گلم رَخت سیاه را

کنم تعریف یار بی وفا را

به دنیا مه اگه غم خوار ندارم

بگیرم دامن شیر خدا را

بیا که بریم به مزار ملا محمد جان

سیل گل لاله زار واوا دلبر جان

بیا زیارت کنیم شیر خدا را

به چشم مالیم همان قلف طلا را

مه دعا‌ می‌کنم آمین بگویین

خدا کامیاب کنه هر دوی ما را

بیا که بریم به مزار ملا محمد جان

سیل گل لاله زار وا وا دلبر جان

اتفاقاً در همین اثنا امیر علی شیر نوائی، وزیر دانشمند عصر تیموریان با عدهٔ از همراهان خود از آن جا‌ می‌گذشت که در نزدیکی چشمه آواز عایشه توجه او را جلب کرد. بلافاصله توقف نمود و آهنگ را از دور سرا پا شنید.

امیر با فراست و نکته دانی ایکه داشت، دریافت که در عقب خواندن این سرود فلسفهٔ نهفته است، بناً نزد عایشه رفت و با ملایمت و مهربانی از او پرسید که دخترم راست بگو، ملا محمدجان کیست و چرا در آهنگ صدای تو دردی نهفته است؟

عایشه ابتدا از حیا پاسخی نداد و سکوت اختیار کرد. ولی امیرعلی شیر با شیوۀ پدرانه به او وعده داد که اگر راستش را بگوید به او کمک خواهد کرد. سپس عایشه ماجرای عاشقانۀ خود و ملا محمدجان را مفصل به امیر حکایت نموده و افزود که ملا محمدجان از جمله طلاب مدارس شماست. فردای آن روز امیر شخصاً به خانه پدر عایشه رفت و به‌ عنوان پدر ملا محمدجان از عایشه خواستگاری نمود، پدر عایشه که وضع را چنین دید، به احترام شخص امیر به این وصلت راضی گردید. امیر این دو دل باخته را آن طور که تعهد کرده بودند به مزار شریف فرستاد و در همان جا مقدمات عروسی‌شان را فراهم نمود. به این ترتیب این دو به هم رسیدند و مدتی به خاک روبی آستان حضرت علی ( کرم الله وجهه ) چون خادمان مبادرت ورزیدند.

بیشتر بخوانید:

در بعضی از روایت‌‌ها آمده که ملا محمدجان، از شاگردان خاص امیرعلی شیرنوایی بود و بعد از عاشق شدن او به عایشه، امیر مشاهده‌ می‌کند که وضع روانی ملا محمدجان تغییر نموده و هر روز زار و نحیف‌تر‌ می‌گردد و دیگر به درس و مدرسه علاقه‌‌‌‌‌‌ نمی‌گیرد، امیر به شیوه‌های گوناگون و به مهربانی و لطف، علت را جویا‌ می‌شود و سر انجام ملا محمدجان حقیقت را‌ می‌گوید و امیر شخصاً به خواستگاری رفته و همان طوری که در فوق تذکر یافت، پدر عایشه به ازدواج دخترش با ملا محمد جان راضی گردید.

آهنگ جاودانی ملا محمدجان:

و اما آهنگ ملا محمدجان که راوی داستان عشق عایشه و ملا محمدجان است، در شهر هرات و دیگر نواحی بر سر زبان‌‌ها افتاد و سینه به سینه، قرن‌‌ها منحیث آهنگ فولکلوریک در محافل و مجالس خوانده‌ می‌شد و ماندگار شد. آستایی (مطلع) آهنگ همان شکل اولی را دارد ولی نغمه‌سرایی‌‌ها در لابلای آهنگ و اشعار انتخابی انتره‌‌ها فرق نموده، به ذوق و سلیقه آواز خوانان از دو بیتی‌های محلی (فولکلور) انتخاب‌ می‌گردد.

با به وجود آمدن صنعت ثبت (ضبط) صدا اولین بار شاد روان استاد غلام حسین یک تن از بنیادگذاران موسیقی معاصر افغانستان تقریباً صد سال قبل (۱۲۸۴/۱۲۸۵هـ ش) یا (١٩٠٦/١٩٠٧م) آهنگ « ملا محمدجان » و آهنگ « نصرو نصرو جان » را با آرکستر ساز‌های مشکی در شهر کلکته هندوستان اجرا و در یک ریکارد ثبت نموده است. این آهنگ‌‌ها نه تنها در آرشیف رادیو افغانستان موجود بوده بلکه صفحه (ریکارد) آن حتی تا هنوز هم نزد بسیاری از هموطنان عزیز ما وجود دارد.

به تعقیب آن زمانی که مسؤولین وقت رادیو افغانستان به طرح و ابتکار استاد عبدالوهاب مددی، هنرمندان محلی خوان را از ولایات کشور به خاطر ثبت آهنگ‌های هر منطقه به کابل دعوت نموده بودند، خانمی به اسم «ثریا مژگان» با شوهرش آقای مژگان که از هرات به کابل آمده بودند، این آهنگ را بصورت دوگانه در رادیو افغانستان وقت ثبت نمودند که همین اکنون نیز در آرشیف رادیو افغانستان موجود و بار‌‌ها به نشر رسیده است. خانم ثریا مژگان‌ می‌خواند: بیا که بریم به مزار ملا محمد جان، و شوهرش‌ می‌خواند: سیل گل لاله زار واه واه دلبرجان.

بار سوم بین سال‌های ۱۳۴۰ ــ ۱۳۴۵ خانم سلما كه تازه به آوازخوانی شروع نموده بود، این آهنگ را بازخوانی نمود که در رادیو افغانستان وقت و بعد‌‌ها در تلویزیون ملی ثبت شده است و در معرفی و کسب شهرتش نقش به سزایی داشته است. البته با ذکر این مطلب که آهنگساز محبوب کشور محترم کبیر هویدا با وارد نمودن یک قسمت کوچک اضافه‌گی در کمپوز قبلی آهنگ بر زیبایی آن افزوده‌اند.»

قابل یادآوری‌ست که آهنگ ملا محمدجان یک آهنگ فولکلوریک مشهور و از قبل به اصطلاح گل کردگی بود که در آن زمان اگر غیر از خانم سلما هم هرکسی دیگری اجرا‌ می‌کرد از شهرت برخوردار‌ می‌شد.

آهنگ ملا محمدجان از زمان شادروان استاد غلام حسین تا کنون توسط خالوی شوقی، کریم شوقی، رحیم خوش خوان، ناوک هروی، غلام دستگیر سرود، غلام نبی زنده دل فوشنجی، محمد قاسم مسرور، ثریا مژگان، آقای مژگان، خانم سلما و بعد‌‌ها استاد مهوش، شادروان ساربان، شادروان هم آهنگ، نعیم پوپل و عدهٔ بی شمار دیگر از هنرمندان افغانستان و هم چنان هنرمندان ایرانی مانند خانم گوگوش، لیلا فروهر، خانم پوران و دیگر هنرمندان ایرانی و درین اواخر توسط سامی یوسف نیز خوانده شده است.

منبع: صفحه، لحظاتی با کاکا زنده دل

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

موسیقی پاپ افغانی

ظاهر هویدا و موسیقی افغان

در سال ۱۳۵۱خورشیدی برای تحصیل موسیقی به ایران رفت و در برنامه تلویزیونی فریدون فرخ زاد؛ سلام همسایه ترانه «کمر باریک من» را اجرا کرد، سپس بسیاری از خواننده‌های ایرانی و تاجیک آن را اجرا کردند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *