Fengye College Center
خانه / عمومی / اخبار کانادا / سلامت، ‌سواد و بی‌سوادی 
سلامت ، سواد و بی‌سوادی

سلامت، ‌سواد و بی‌سوادی 

 درباره دکتر نادر احمدی

سلامت، سواد و بی‌سوادی نادر احمدی

دکتر نادر احمدی در کارنامه حرفه‌ای خود سمت‌هایی چون مشاور مدیرکل وزیر، مشاور رییس دانشگاه، معاون فنی دانشگاه علوم پزشکی، پزشک اورژانس بیمارستانِ «سجاد» شهریار و سابقه همکاری و اجرای پروژه‌های مشترک با WHO در ایران را دارد و چندی پیش و پس از مطالعات متعدد در حوزه خدمات و اطلاعات سلامت و بهداشت کانادا تصمیم گرفت تا نخستین کارگاه سواد سلامت برای فارسی زبانان مقیم مونترال را برگزار کند. وی در آینده نزدیک نیز کارگاه‌های دیگری را برای آگاهی بخشی به جامعه فارسی زبان این شهر برگزار خواهد کرد. 

 نفیسه حقیقت‌جوان

در گفت‌وگو با دکتر نادر احمدی

سلامت، ‌سواد و بی‌سوادی 

 سلامتی بزرگ‌ترین سرمایه هر فرد برای داشتن زندگی بانشاط و امیدبخش است. به همین دلیل است که توجه به حفظ و تامین سلامتی در مراحل مختلف زندگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. اما برای رسیدن به جامعه سالم باید به سواد سلامت آن جامعه نیز توجه داشت. امروزه سطح سواد سلامت هر جامعه یکی از شاخص‌‌های مهم و اساسی در ارتقای سلامت آن جامعه است. چرا که به ‌دنبال آن، حس مسئولیت‌ پذیری آن جامعه نیز افزایش می‌‌یابد. ارتقاء سلامت به معنی توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل موثر بر سلامت خود و جامعه و در نهایت افزایش سطح سواد سلامت است. سواد سلامتی، توانایی مردم در شناخت عوامل تهدید کننده سلامت خود و آگاهی از شیوه و سبک صحیح زندگی و شناخت روش‌‌هایی است که به‌وسیله آنها بتوانند سلامت خود را تأمین‌،‌ حفظ و ارتقاء ‌بخشند. به عبارتی دیگر، سواد سلامت به معنی میزان دانش و آگاهی مردم نسبت به اقتضائات سلامت ‌شان است. اگر بپذیریم نظام های سلامت در کشورهای در حال توسعه و حتی توسعه یافته با تمام تلاش های صورت گرفته توانسته اند جوامع سالمی را برای انسان ها محیا سازند، بدون شک برای دست یابی به جوامعی « سالم تر» و «سالم ترین» با سواد سلامت پائین آرزویی بیش نخواهد بود.

آنچه پیش رو دارید، ماحصل سه ساعت گفت‌وگو با دکتر «نادر احمدی» است درمورد سواد سلامت به عنوان امری ضروری برای ارتقا کیفیت زندگی.

سواد سلامت و خود سلامتی

ادبیات و بحث درحوزه سوادِ سلامت تقریباً از دهه 1960 میلادی در جهان شکل گرفت و سپس به ضرورتی انكارناپذیر برای برخورداری از آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی تبدیل شد.

سلامت موضوعی چندوجهی است که تنها معطوف به جسم و بیماری نمی‌شود. بر اساس همین تعریف سلامت در حوزه کار، روابط اجتماعی، مسائل فرهنگی و اقتصادی و … نیز حایز اهمیت است.

بطور مثال بررسی اجمالی آمارهای سازمان‌های بهداشتی و وزارت بهداشت‌های کشورهای مختلف نشان دهنده این واقعیت است که یکی از مهمترین فاکتورهای دسترسی به خدمات سلامت، وضعیت اقتصادی افراد جامعه است.

بر اساس پروتکل‌های سازمان بهداشت جهانی، سواد سلامت یا به نوعی «خودمراقبتی» یکی از پارامترهای مهم هر جامعه برای کاهش میزان مراجعه به بیمارستان‌ها، کنترل و ریشه‌کن کردن برخی از بیماری‌ها، کاهش هزینه‌های درمانی، کم کردن تماس‌های بی مورد به اورژانس‌ها، ارتقا سطح امید به زندگی و… است.

مطالعات نشان می‌دهد زندگی در جامعه ای که مردمش از سطح سواد بالایی برخوردار هستند، به مراتب از مطلوبیت بیشتری برخوردار است.

سلامت، سواد و بی‌سوادی

ارزیابی سوادِ سلامت در کانادا و ایران

طبق آمار اداره سلامت کانادا، بیش از 80 درصد افراد بالای 60 سال ساکن کانادا از نظر سواد سلامت با سواد نیستد. این عدد در مورد افراد 12-60 سال 60 درصد گزارش شده است. در ایران نیز گزارش‌ها نشان می‌دهد سن پارامتر بسیار مهمی در تعیین سطح سواد سلامت به شمار می‌آید. این گزارش‌ها و تحقیقات نشان می‌دهد که نقص عمده‌ای متوجه سیستم نظام سلامت و به بالطبع بخش آموزش و ارتقا سواد سلامت است.

غالب نظام های سلامت در کشور های در حال توسعه و توسعه یافته مانند ایران و کانادا اصطلاحاً مریض‌محور و بخش قابل توجهی از خدمات بصورت غیرفعال در مراکز بهداشتی درمانی ارائه در حال ارائه است. یعنی فرد هر زمان نیاز به دریافت خدمت در حوزه سلامت داشته باشد باید به مراکز خدماتی و درمانی مراجعه کند و تا مادامی که در وضعیت سلامت به سر می‌برد، فرد یا ارگانی از سوی نظام سلامت به سراغ او نمی‌آید و برای آموزش یا کنترل وضعیت سلامت و بهداشت او اقدامی انجام نمی‌دهد. بنابراین می‌توان بخش زیادی از مشکلات مربوط به ازدحام اورژانس بیمارستان ها بخصوص دولتی و کلیینیک های تخصصی را ناشی از دو مؤلفه اساسی دانست اول اینکه سواد سلامت پائین افراد که با مهارت های خود-مراقبتی آشنائی ضعیفی دارند و دوم ضعف سیستم های سلامتی در گسترش و توسعه خدمات بهداشتی درمانی اولیه برای گروه های سنی متفاوت و مناطق مختلف جغرافیائی است. که این دو مؤلفه میتواند از یک سو به مشارکت همه جانبه مردمی و از سوی دیگر به عدالت در دسترسی به خدمات ارتباط پیدا کند.

به نظر می‌رسد مردم و متولیان سیستم بهداشت باید برای تامین و ارتقا سطح سواد سلامت، به صورت فعال و دوجانبه قدم بردارند. این جمله در واقع علت پدید آمدن سوال «چرا مردم نباید بتوانند در مراحل مختلف برنامه ریزی و اجرای برنامه‌های سلامت مشارکت داشته باشند؟» است. در بسیاری از پروژ های موفق سازمان بهداشت جهانی آنچه دست مایه این موفقیت ها بحساب می آید، از نظر کارشناسان سازمان بهداشت جهانی همگام شدن مردم با دولت ها در سیاستگذاری، برنامه ریزی و اجرا و حتی کنترل و ارزشیابی فعالیت ها است.

مراجعه به سایت بهداشت کانادا، به هر کس که مایل باشد این امکان را می‌دهد تا با دغدغه‌های مسئولان و سیاتگذاران عرصه سلامت این کشور آشنا شود و اطلاعات کافی در این زمینه بدست آورد. بخش عمده این دغدغه ها متوجه بیماری ها و رفتارهای پرخطری است که بدون مشارکت آگاهانه و مبتنی بر دانش و نگرش درست و بدون برخورداری از مهارت‌های فردی سلامتی افراد جامعه کانادا اصلاح پذیر و قابل رفع نخواهد بود. همچنین فراموش نکنیم مشارکت مردم در حوزه سیاستگذاری و اجرا نیز بدون برخورداری از سواد سلامت کافی امکان پذیر نخواهد بود.

بر همین اساس در نشت سال 2008 میلادی سازمان بهداشت جهانی که در کلگری کانادا برگزار شد، به صراحت عنوان شد که نه تنها مردم و شهروندان عادی بلکه بسیاری از کارکنان نظام‌های سلامت از جمله پرستاران و پزشکان نیز نیاز به ارتقا سطح سواد سلامت دارند.

مشکل پنهان، زنگ خطر جدی

سلامت، سواد و بی‌سوادی

دکتر احمدی به یکی از مشکلاتی اشاره می کند که برزمینه ی شبکه های اجتماعی رشد کرده است: از سه-چهار هفته پیش کانال تلگرامی در کانادا آغاز به کار کرده است که تا امروز بالغ بر 500 نفر از فارسی‌زبانان عضو آن شده اند.

مدیران این کانال عدم دسترسی راحت به خدمات بهداشتی و درمانی در کانادا را دلیل راه‌اندازی این کانال عنوان کرده اند. این کانال به اعضای خود امکان طرح نیازها و سوالات پزشکی می‌دهد و از پزشکان و متخصصانی که عضو آن هستند، می‌خواهد تا به این سوالات پاسخ دهند. در برخی موارد نیز مشاهده می‌شود حتی تبادل دارو بین افراد  از طریق این کانال انجام می‌شود!

اگرچه خیرخواهی مدیران این کانال و کانال‌های مشابه بر کسی پوشیده نیست اما سوال اساسی اینجاست که آیا چنین فضاهایی می‌توانند رعایت کننده اصول حقوق بیمار باشند؟ آیا فعالیت‌های مشابه در فضای مجازی که مستقیم به حوزه سلامت افراد جامعه و به طور خاص جامعه فارسی زبانان کانادا بر میگردند، نمیتواند زنگ خطری برای نظام سلامت این کشور باشد؟ آیا نمی‌توان مدعی شد که سیستم خدمات و درمان این کشور در نظام مدیریتی و اجرایی اش از مشکلی رنج می‌برد که در نهایت منجر به انحراف مسیر برنامه های سلامت و حتی گاهی به خطرانداختن سلامت افراد این جامعه خواهد شد؟

شاید بتوان یکی از دلایل مهم ظهور چنین کانال‌های تلگرامی یا فعالیت‌های مشابه در رسانه‌های اجتماعی دیگر در کشوری همچون کانادا را دسترسی نسبتا سخت به پزشک یا خدمات تخصصی عنوان کرد. طولانی شدن زمان ویزیت بیماران توسط متخصصین را می‌توان به این پدیده جدید ربط داد. بسیار دیده ایم که گاهی بین چهار هفته تا سه ماه طول می‌کشد که یک متخصص به بیماری که مشکلات مشخص و بارزی دارد، وقت ویزیت بدهد. خوب در چنین سناریویی باید انتظار داشت که راه افتادن یک کانال تلگرامی بتواند دغدغه و نگرانی بیمار تا فرارسیدن زمان ویزیت دکترش را کمی کنترل یا کم کند!

به نظر برخی کارشناسان ساختار ارایه دهنده خدمات سلامت به جامعه، نیاز به بازنگری اساسی دارد. چرا که نتوانسته به خوبی به مسایل جامعه از دیدگاه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی بپردازد. البته لازم است گفته شود که بسیاری از مسئولان نظام سلامت کانادا اذعان کرده اند به دلیل چندبعدی و چندوجهی بودن مقوله سلامت، نمی‌توان آن را به عنوان وظیفه خاص تنها برای نظام سلامت کشور، در نظر گرفت. در نتیجه در حالی که انتظار می‌رود وزارت بهداشت با پروتکل‌ها و چارچوب‌های تعریف شده خود بتواند به تامین سلامت و ارتقا سواد سلامت جامعه کمک کند؛ اما این انتظار بجائی نخواهد بود که رؤیای جامعه سالم و سالم تر را فقط در برنامه های وزارت بهداشت دنبال و جستجو نمود. فعالیت بسیاری از ارگان‌ها و سیستم‌های به ظاهر بی ربط مانند صنایع خودروسازی، وزارت راه و صنایع راه و جاده سازی، وزارت مسکن، سازمان صنایع غذا و دارو، محیط زیست نظام های آموزشی و… را مرتبط با سلامت دانست. چرا که رعایت نکردن هر یک از استانداردها توسط این بخش‌ها می‌تواند منجر به ضعف سلامت جامعه شوند. به همین دلیل است که تنها توسعه و تجهیز بیمارستان‌ها و افزایش تعداد فارغ التحصیلان رشته پزشکی نمی‌تواند شاخص عملکرد به حساب آید. آموزش و توانمندسازی مردم شهرها و روستاها در حوزه سلامت و دستیابی به عدالت در سلامت و بهداشت که اتفاقا از اصول بیانیه اتاوا است، بدون ارتقا سطح سواد سلامت شهروندان آن جامعه امکان پذیر نخواهد بود. برای همین لازم است شهروندان در کنار دولتمردان و برنامه ریزان در همه بخش ها با رعایت اصل «سلامتی برای همه و در همه جا» برای دستیابی به این امر مهم مشارکت جدی داشته باشند.

قدم اول در سواد سلامت

فراگیری و آموزش اصول و الگوی تغذیه سالم، شناخت علل بروز و راه‌های جلوگیری از ابتلا به بیماری‌هایی نظیر فشار خون، دیابت، اضافه وزن، چاقی مفرط، توجه به ورزش روزانه، شناخت مشکلاتی روحی و … همه و همه در زمره الفبای سواد سلامت قرار می‌گیرند.

سواد سلامت ظرفیت فردی و اجتماعی است برای دسترسی، فهم و ارزیابی اطلاعات و خدمات سلامت و بهره مندی بهینه از آن برای ارتقای سلامت. به تعبیری سواد سلامت میزان ظرفیت توانایی فرد برای کسب، درک و تفسیر اطلاعات اولیه و خدمات سلامتی است که برای تصمیم گیری متناسب باشد. فراموش نکنیم که خیلی از ما در بسیاری از مواقع از توهم درباره سواد سلامت رنج می‌بریم، یعنی تصور می‌کنیم که خیلی چیزها را می‌دانیم اما وقتی از ما می‌خواهند مبتنی بر دانسته‌هایمان تصمیم گیری کنیم، متوجه می‌شویم که به هیچ عنوان قادر به تصمیم گیری نیستیم. پس اطلاعات و دانسته‌هایی سواد سلامت تلقی می‌شوند که بتوان به کمک آنها تصمیم گیری کرد. بنابر این هر یک از ما باید به قدری دانش و سواد سلامت کسب کند که اگر جایی قرار شد مداخله ای را انجام دهیم یا تصمیمی حیاتی بگیریم و بتوانیم کار مفیدی را انجام دهیم. بسیاری از مردم حتی قادر به کنترل یک تب ساده نیستند، و بلافاصله روانه اورژانس می شوند، یا حتی میخواهم پا را فراتر بگذاریم چه اشکالی دارد که همه افراد جامعه عملیات احیای قلبی و تنفسی را یاد گرفته باشند؟ چه اشکالی دارد که آموزش این مهارت در بسته های آموزشی مختلف و برای گروه های سنی مختلف طراحی و در دسترس قرار گیرد؟ در بحث سواد سلامت روان نیز نیازمند دستورالعمل‌هایی هستیم که با کمک متخصصین امر بتوانیم استرس‌ها، اضطراب‌ها، افسردگی‌ها و… را پیشگیری و کنترل کنیم. در واقع این سواد سلامت هم متوجه روان است و هم متوجه جسم.

آشنایی با دانش پیشگیری می‌تواند به همه ما کمک کند که جلوی بروز خیلی از مشکلات جسمی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و حتی معنوی را بگیریم یا آنکه روند آن را کند یا متوقف کنیم.

 سلامت، سواد و بی‌سوادی

سواد سلامت در مقابل مهاجرت

تفاوت فرهنگی در بهره مندی از خدمات پزشکی بین کشور مبدا و مقصد یکی از چالش‌های اصلی و مهم مهاجرت به شمار می‌آید. وقتی به عنوان مهاجر به کشوری می‌آییم که سیستم و نظام سلامت آن با سیستم و نظام سلامت کشور مبدا متفاوت است، در صورت به روز نکردن سواد سلامت خود می‌توانیم با مشکلات متعددی مواجه شویم.

اگرچه در برخی موارد شباهت‌های زیادی بین سیستم و نظام سلامت ایران و کانادا وجود دارد اما در بعضی موارد این دو نظام تفاوت‌های بنیادینی با هم دارند.

فراموش نکنیم که سواد سلامت می‌تواند در رفتار بیمار با پرسنل نظام سلامت هم تاثیر بگذارد. براساس منشور حقوق بیمار در کانادا، بیمار حقوقی دارد، آیا ما با این حقوق آشنا هستیم؟ آیا با سیستم ارجاع بیماران در نظام سلامت کانادا آشنائی داریم؟ آیا با خدماتی که در مراکز درمانی غیر از بیمارستان ارائه می شوند آشنائی داریم؟

یک منبع کاملا معتبر

بسیاری از اطلاعات مورد نیاز و کاملا کاربردی در زمینه‌های مختلف مرتبط با سلامت از جمله سلامت زندگی، غذا، دارو، محیط زیست و حتی ویژگی‌های محیطی و استاندارد های سلامت محیط خانه و محل کار و… در سایت www.Canada.ca گذاشته شده و به راحتی قابل دسترسی است و می‌تواند بخشی از نیازهای سلامتی جامعه را تامین کند. یکی از گزینه های اصلی در صفحه اول سایت دولتی کانادا با کلمه Health  بخش قابل توجهی از اطلاعات و حتی آموزش های مورد نیاز را در اختیار مراجعین قرار می دهد. اما متاسفانه آمارهای همین سایت نشان می‌دهند که تنها 6 درصد از مردم کانادا برای کسب اطلاعات در مورد بخش‌های گوناگون سلامت به وب سایت‌های مرتبط مراجعه می‌کنند. البته بخش عمده ای از این 6 درصد هم دلیل مراجعه ای دیگری به جز کسب اطلاعات مرتبط با سلامت به منظور ارتقای سطح دانش و اطلاعات مرتبط با سلامت، داشته اند.

با تعمیم این عدد به جامعه فارسی زبان‌های کانادا و به طور خاص مونترال، باید مدعی شویم که تنها تعداد انگشت شماری از افراد این جامعه برای به روز کردن سواد سلامت و آگاهی از نظام سلامت و بهداشت جامعه ای که در آن زندگی می‌کنند، با منابع اطلاعاتی قابل اعتنا تغذیه شده اند.

سلامت، سواد و بی‌سوادی

در یک نتیجه گیری کلی، شاید بتوان به این جمع بندی رسید که سیستم بهداشت کانادا در آموزش و توانمندسازی شهروندانش برای استفاده بهینه از امکانات موجود جهت ارتقا سواد سلامت و بهره مندی از خدمات سلامت، نباید بطور عمده بر گاید لاین ها( راهنماها ) و اطلاعات Online  متمرکز گردد. اگرچه اطلاعات مفید و ضروری در حوزه سلامت و سواد سلامت توسط مسئولان کانادیی تولید و بازتولید شده است اما به نظر می‌آید در فرایند اطلاع رسانی عمومی به مردم برای بهره گیری از این اطلاعات نقص جدی وجود داشته است و شایسته است به این امر از سوی برنامه ریزان نظام سلامت بشکل ویژه پرداخته شود.

سواد سلامت جسمی، سواد سلامت روانی

در نشست سال 2008 میلادی که در کلگری کانادا برگزار شد، به صراحت عنوان شد که نه تنها مردم و شهروندان عادی بلکه بسیاری از کارکنان نظام‌های سلامت از جمله پرستاران و پزشکان نیز نیاز به ارتقا سطح دانش و سواد سلامت دارند. چرا که

آمار و گزارش‌های منتشر شده سایت CIHI در سال 2017 میلادی نشان می‌دهد، نظام بهداشت کانادا تنها موفق به پوشش 65-60

درصد از جمعیت این کشور برای دسترسی به خدمات اولیه بهداشت و سلامت شده است. این به آن معناست که همچنان بخشی از ساکنان این کشور بزرگ تحت پوشش خدمات اولیه سلامت نیستند. و یا افراد از این خدمات و بهره مندی از آنها اطلاعی ندارند این گزارش این سوال را ایجاد می‌کند که آیا نباید بخشی از هزینه‌هایی که صرف درمان می‌شود را به بهداشت عمومی، آموزش و ارتقا سواد سلامت اختصاص داد؟

برخورداری از نظام PHCقدرتمند سیستم بهداشتی، هر کشوری را قادر می‌سازد تا ادعا کند، همگان در وقت و مکان مناسب امکان دسترسی به اطلاعات و خدمات را دارند. اما در نظام PHCضعیف با وجود مراکز قدرتمند تشخیصی و درمانی، از آنجا که آموزش خوبی در جهت استفاده از امکانات داده نشده است، شهروندان همواره برای استفاده از خدمات سلامت گیج و سردرگم هستند.

 دغدغه‌های یک توریست کارشناس

دکتر احمدی در سیستم سلامت و بهداشت کانادا کنکاش فراوان کرده است. او نتیجه بررسی‌ها و تحقیقاتش را در قالب مقاله‌ای نقادانه در وب سایت open government کانادا ارائه کرده است. در بخشی از این تحقیق به صراحت درباره مشکلات موجود در نظام سلامت کانادا صحبت کرده است. در جمع‌بندی کلی موارد زیر بخش مهمی از این مطالعه را در مورد نظام سلامت کانادا نشان میدهد.

  1. بررسی چالش‌های سیستم بهداشت کانادا
  2. یافتن استراتژی‌های مناسب برای حل نگرانی‌ها

وی تاکید دارد، با توجه به برخی از گزارش‌های منتشر شده توسط بخش‌های مختلف سیستم بهداشت کانادا، رسیدن به اهداف تعریف شده بسیار ضروری است و به رغم برخورداری از استانداردهای علمی بالا، به نظر می‌رسد برخی از شاخص‌ها دارای سطح قابل قبولی ندارند.

او صراحتا تاکید دارد که طولانی بودن زمان انتظار در اورژانس، عدم پوشش کافی خدمات اولیه بهداشت در کانادا، پایین بودن سطح سواد سلامت در کانادا، محدودیت منابع انسانی و بودجه به ویژه در مورد پرستاران باید به طور جدی مورد مطالعه قرار گیرند وگرنه در آینده نزدیک نظام سلامت کشور را به خطر می‌اندازد. همچنین افزایش تقاضای بیماران برای ایفای نقش قوی تر در تصمیم گیری‌ها و سیاست‌هایی که بر مراقبت و درمان آنها تأثیر می‌گذارد؛ در کنار افزایش پیچیدگی های سیستم مراقبت‌های بهداشتی و فهم نیاز رو به رشد بیماران برای مشارکت فعال در مراقبت‌های بهداشتی نیز باید مورد توجه جدی مسئولان باشد. از سوی دیگر طولانی بودن زمان انتظار بیمار برای ملاقات با متخصصین و تغییر الگوی بیماری‌ها — روند رو به کاهش بیماری های واگیر و روند رو به افزایش بیماری های غیر واگیر (افزایش بیماری‌های قلبی عروقی، فشار خون بالا، اعتیاد، افزایش وزن، بیماری‌های ریوی و غیره) نیز در زمره مواردی هستند که می‌تواند تهدید برای کیفیت بهداشت کانادا باشد.

سواد سلامت برای فارسی زبانان مونترال

دکتر احمدی که پیش از این با همکاری کانون توحید مونترال و کتابخانه نوروز زمین کارگاه سواد سلامت را با سرفصل‌هایی همچون «چگونه از وضعیت سلامتی خود آگاه شویم»، «چرا از رفتن به بیمارستان هراس داریم؟» و «از سلامتی تا بیماری» برگزار کرده بود، در این گفت و گو خبر از برگزاری هشت کارگاه دیگر در آینده نزدیک داد. وی ابزار امیدواری کرد که این کارگاه‌ها بتواند علاوه بر آموزش و ارتقا سواد سلامت جامعه فارسی زبان ساکن مونترال در آینده نزدیک به زبان انگلیسی و فرانسه نیز برگزار شده و به آموزش مبانی سلامت به سایر شهروندان مونترال نیز کمک کند.

اگر علاقه مندید تا در کارگاه دوم سواد سلامت شرکت کنید، بد نیست بدانید که در کارگاه نخست درباره تعریف و ابعاد سلامت، نشانگان سلامت، علایم حیاتی و کیف کمک‌های اولیه در مواقع اورژانس بحث و آموزشهای لازم داده شد.

قرار است در کارگاه دوم درباره اقداماتی که قبل، در حین و هنگام مراجعه به بیمارستان باید انجام داد، ارایه شرح حال درست در زمان ویزیت دکتر؛ مباحث مفید و کاربردی مطرح شود. ضمن اینکه سایت‌های معتبر جهت دستیابی به اطلاعات معتبر در حوزه بهداشت و سلامت در کانادا نیز به شرکت کنندگان معرفی خواهد شد.

موانع توسعه سواد سلامت

نباید فراموش کنیم در راه توسعه سواد سلامت، موانع و مشکلاتی وجود دارد که هم به  نظام سلامتی بر می‌گردد و هم به خود مردم. نتایج بدست آمده از تست‌های سواد سلامت نشان می‌دهد که سطح سواد عمومی مردم تاثیر مستقیمی بر سطح سواد سلامت جامعه دارد. این معضل در کشوری همچون کانادا بسیار کم اهمیت است چرا که مردم از سطح دانش عمومی مطلوبی برخوردار هستند. عادات و الگوهای غلط فرهنگی نیز یکی دیگر از موانع توسعه سواد سلامت به شمار می‌آید. حضور کم رنگ رسانه ها، که نقش بسیار اساسی و حیاتی را می توانند در اطلاع رسانی و آموزش در حوزه سلامت برعهده گیرند. عدم مشارکت جدی اصحاب رسانه در موضوع سواد سلامت و آگاه سازی جامعه نیز می تواند از موانع توسعه سواد سلامت در جامعه تلقی گردد. در کنار این موارد شرایط اقتصادی جامعه نیز بر شاخص سواد عمومی، فرهنگ و سواد سلامت جامعه تاثیر زیادی دارد.

در جمع بندی کلی فرهنگ، اقتصاد، سیاست، قوانین اداری و رسانه در حالی که می‌توانند عامل توسعه سواد سلامت باشند، به عنوان موانع ارتقای سطح سواد سلامت جامعه نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند.

توصیه‌هایی برای زندگی بهتر

بی اطلاعی از امکانات و اطلاعاتی که سیستم‌های سلامت و بهداشت کانادا در اختیار شهروندان خود می‌گذارد بسیار جامع و کامل تر از چیزی است که هریک از ما به عنوان مهاجر متصور هستیم، اما نکته مهم این است که بسیاری از ما از وجود این امکانات و اطلاعات سودمند بی خبر هستیم. به همین دلیل توصیه می‌شود حتما به سایت‌های مرتبط با نظام و خدمات سلامت کانادا مراجعه کنیم و تا جایی که امکان دارد برای دسترسی به اطلاعات دقیق از طریق این سایت‌ها وقت بگذاریم. فراموش نکنیم که اغلب ما با هدف دست یافتن به سطح رفاه، امنیت و سلامتی پایدارتر تصمیم به ترک وطن گرفته ایم؛ پس نباید اجازه بدهیم بی اطلاعی سبب از دست رفتن همه این خواسته‌ها شود.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

ماهی‌ ها نگاهم می‌کنند

معرفی رمان ماهی‌ها نگاهم می‌کنند

  سندی مؤمنی  نام رمان: ماهی‌ها نگاهم می‌کنند. نام نویسنده: ژان پل دوبوآ نام مترجم: اصغر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار