Fengye College Center
فیلم مربع

سینما

فرهاد جلیلی

چند فیلم خوب

در ثانیه‌هایی زیست‌ می‌کنیم که «دشنه‌های زنگار بسته فرصت، از بریده‌گی‌های خونبار عصب»‌ می‌گذرند. هیجانات خشونت به قله‌های بی‌رحمی خود رسیده و بازار زوال دوستی سخت گرم است. در چنین روزگاری که به تماشای نابودی دنیا نشسته‌ایم و بی‌هیچ عاطفه‌ای اضافه مرگ همنوعان خود را تماشا‌ می‌کنیم، ضرورت هنر متعهد بی‌گفتگوست.

مسوولیت‌پذیری هنرمند به معنای فدا کردن جلوه‌های بی‌انتهای سینما از لحظه خلق فیلمنامه تا تکنیک‌های فیلمسازی نیست. بسیارند کارگردانانی که این هنر را در خدمت دنیایی بهتر دیده‌اند.

فیلم در جسم و روح

بدون عشق

پس از فروپاشی شوروی، میراث گرانبهای سینمایش برجا ماند. اگر چه با رکودی چند اما سینمای روسیه دارای امضای خودش است. همچون ادبیات و همانند فرهنگ و تاریخ پرفراز و نشیب و آنچه که در حافظه ی مردمش زنده مانده است. سینمای ماندگار روسیه با ایزنشتاین آغاز‌ می‌شود و در ادامه به تارکوفکسی و پاراجانف‌ می‌رسد. در آثار این کارگردانان این عناصر بومی هستند که رنگ و بوی جهانی‌ می‌گیرند و ماندگار‌ می‌شوند. نقش مولفه‌های سنتی در آثار سایر کارگردانان زمان شوروی همچون ژرمن و کالاتازوف نیز مشاهده‌ می‌شود. نیکیتا میخالکوف و آلکسی بالابانوف دو کارگردان مطرح پس از فروپاشی شوروی هستند که باز آثارشان به دغدغه‌های محلی روسیه اما با جغرافیای قابل درک جهانی‌ می‌پردازد. میخالکوف در آفتاب سوخته گان (The burnt by the sun) ساخته شده در سال 1994 به تصفیه‌های استالینی‌ می‌پردازد و تاثیر آن را در فروپاشی نسل‌های آینده نمایش‌ می‌دهد. بالابانوف نیز در فیلم برادر (1997)، شکل گیری باندهای مافیایی پس از فروپاشی را به تصویر‌ می‌کشد. هر دو اثر در سطح بین المللی تحسین شدند و نظر مثبت منتقدین را جلب نمودند.

اما «بدون عشق» ساخته آندره زویاگنیتسف محصول سال 2017، از جنس دیگری است. فیلم مولفه‌های بومی سینمای روسیه را ندارد. در عوض کارگردان با خلق اتمسفر خودش به پاسخ سوالی قدیمی و شاید از نفس افتاده‌ می‌پردازد: «دنیای بدون عشق چگونه خواهد بود؟» تاثیر اضمحلال پیوندهای خانواده بر نخستین قربانی آن یعنی کودکان، تنها صورت فیلم است. در عمق این پیام، لایه دیگری است که تاسف بارتریین صورت  بیان‌ می‌کند که چون عشق از گوشه ای از دنیای ما رخت بر بست، ناگزیر دیگر جلوه‌ها نیز از آن محروم خواهند شد و این انسان بی عشق تا همیشه ناچار به تحمل درد ناشادی است.

فیلم مربع

مربع

«کمک خواستن حرکت هوشمندانه‌ای بود.» / مونولوگ از فیلم

سینمای سوئد عمدتا به خاطر ویکتور شوستروم، اینگمار برگمان، روی آندرشون و لاسه‌هالستروم شناخته‌ می‌شود. اگر برگمان که تحلیل سینمایش فصلی دیگر‌ می‌خواهد را استثنا کنیم، دو مولفه کلی در سینمای‌ سوئد به چشم‌ می‌خورد نخست چشم اندازهای بدیع این کشور که در پس زمینه فیلم‌های شوستروم به زیبایی به کار گرفته‌ می‌شوند و دیگری تنهایی انسانها که یکی از بهترین نمونه‌های آن زنده گی سگی من (My life as a dog) به کارگردانی لاسه‌هالستروم ساخته شده در سال 1985‌ می‌باشد.

مربع (The Square) به کارگردانی روبن اوستلند (ساخته سال 2017)، استعاره‌ای از دنیاست. فرصتی که به انسان داده‌ می‌شود برای نمایش خود. این نمایش بیشتر به پرفورمنس آرت‌ می‌ماند. خط کلی آن طرح شده ولی چگونه گی اجرا به هنر بازیگران وابسته است. در شروع فیلم، هنرپیشه نقش اول در همین مربع گرفتار یک جیب بری‌ می‌شود. در سطحی فراتر، فرصت عذرخواهی کردن از کسی که به آن تهمت زده را برای همیشه از دست‌ می‌دهد. مردمانی که در این مربع بد بازی‌ می‌کنند و فرصت‌های همدلی را از خود دور‌ می‌کنند. باری بنا بر شعار فیلم «مربع یک جایگاه مقدس اعتماد و مهربانی است. در این محدوده، همگی حقوق و مسوولیت‌های یکسان داریم.»

فیلم در جسم و روح

در جسم و روح

احتمالا کشتارگاه مکان مناسبی برای یک روایت عاشقانه نیست. فضای فیلم همانقدر عجیب است که داستان. آدمهای عجیب. کسانی که نمی توانند بخوابند، همه چیز را به یاد دارند یا نیاز به داروی تقویت جنسی گاوها دارند.

الدیکو انیدی فیلمساز مجاری، پیشتر با دو اثر تحسین شده قرن بیستم من (My 20th century) ساخته شده در سال 1989 و سیمون جادوگر (Simon, the magician) محصول 1999 شناخته شده بود.

در جسم و روح (On body and soul) که در فارسی بهتر است “در یک جسم و روح” یا آزادتر از آن “یک روح در دو بدن” ترجمه شود داستان پیوند شگفتی‌هاست. دو نفر که رویاهای یکسان‌ می‌بینند. در خواب با هم سفر‌ می‌کنند ناز بنیاد‌ می‌کنند و طنازی‌ می‌نمایند و چون خاطر مکدر هم را‌ می‌بینند طریق همراهی پیشه‌ می‌کنند. در جسم و روح آنچنان پایه‌های محکمی دارد که از سطح یک فانتری خوش  ساخت همچون “شکل آب بالا” فرا‌ می‌شود و به مانیفست حس و عاطفه مبدل‌ می‌گردد.

در جسم و روح جدای داستان بدیع اش، بهره مند از روایت شاعرانه و کارگردانی استادانه است. این فیلم بد اقبال بود که در اسکار نودم با شاهکاری چون یک زن شگفت انگیز رقابت نمود. هر کدام از این دو اثر لیاقت یک اسکار را داشتند.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

مستند جنبل

پخش مستند جنبل در داکیونایت مونترال

واژهٔ جنبل ارجاع به برخی آیین‌ها و مناسباتی دارد که در جنوب ایران رواج دارد. تعریف و تصویر ما از این واژه نه خرافات، که به بخشی از آیین و اعتقادات بومی منطقه ربط پیدا می‌کند که در زندگی مردم نقش مؤثری ایفا می‌کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار