Fengye College Center
خانه / جامعه / انقلاب با شبکه‌های مجازی ممکن است؟ | اعتراض‌های بنزینی، قطع اینترنت و صداهایی که قرار است خاموش شوند
قطع اینترنت
قطع اینترنت در دومین روز اعتراض‌ها به قمیت بنزین، عملا دسترسی به اخبار مردمی را مختل کرد.

انقلاب با شبکه‌های مجازی ممکن است؟ | اعتراض‌های بنزینی، قطع اینترنت و صداهایی که قرار است خاموش شوند

سال‌ها قبل در یکی از مطالبی که به گمان خودم اجتماعی/انسانی بود، اما در بخش سیاسی یک روزنامه منتشر شد، از یکی از مقام‌های اصولگرای آن روزگار (و البته این روزگار) پرسیده بودم که وقتی از عبارت «مردم» استفاده می‌کند، دقیقا چه منظوری در سر دارد.

آن مقام سیاسی از رد صلاحیت برخی از چهره‌ها‌ در یکی از انتخابات گفته بود و گمان می‌کرد که باید به مردم کمک کرد تا انتخاب بهتری (به گفته او: انتخاب اصلح) داشت و باور داشت که شورای نگهبان کارش کمک به همین انتخاب است. پرسش من از او این بود که اگر مردم نمی‌توانند به درستی انتخاب کنند و شورای نگهبان باید به آن‌ها کمک کند، پس انتخاباتی که از فلیتر شورای نگهبان رد نشده باشد ارزشی نخواهد داشت؟

وقتی به گفته‌های سران نظام در مورد قطع اینترنت می‌پردازیم به سادگی می‌توانیم ببنیم که اطلاع‌رسانی در فضای مجازی تا چه اندازه می‌تواند مهم باشد. این ادعا شاید پرگزاف نباشد که رهبر انقلاب آینده ایران، به جای فرد، شاید فضای مجازی باشد، فضایی که حتی در صورت قطع و تبعیدش، باز می‌تواند تاثیرگذار باشد.

Aviron
Aviron
Elite College

 

گرانی در ایران
گرانی‌ها همواره در اقتصاد ایران وجود داشته، با این تفاوت که در گذشته دولتمردان چنین از گرانی حمایت نمی‌کردند.

چناچه می‌دانیم، انتخابات «آری|نه» به جمهوری اسلامی که در فرودین سال ۱۳۵۸ برگزار شد، با نظارت شورای نگهبان همراه نبود. آیا آن انتخابات ارزش و اعتباری نداشت؟ آیا مردم ایران در آن انتخابات نیاز به یک فیلتر که به آن‌ها بگوید چه چیز برایش بهتر است نداشتند؟ جالب آن‌که مردمی که گویا به جمهوری اسلامی رای دادند، مردمی بودند که در دوران پهلوی بزرگ شده بودند. یعنی شورای نگهبان به کسانی که تربیت‌یافته دوران پهلوی بودند اعتماد دارد و به بزرگ‌شدگان دوره انقلاب نه.

بازگویی آن مقاله، بحث را به درازا می‌کشاند. اما سوالی که در آن‌جا مطرح کرده بودم، هر روز خودش را به شکلی تازه می‌کند و قابل طرح است. چرا رهبر و دولت ایران گمان می‌کنند که مردم فاقد هرگونه شعور سیاسی هستند؟ موارد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد که رهبران نظام سیاسی ایران به مردم به چشم کودکانی بدون بلوغ سیاسی نگاه می‌کنند و اگر در اوج بحران و اعتراض دست به قطع اینترنت می‌زنند، شاید دلیلی به جز این نداشته باشد.

قطع اینترنت یا خردسال پنداشتن مردم

بعد از اعتراض‌های سراسری در ایران که به دلیل افزایش سه‌برابری قیمت بنزین در ایران آغازشد و در ادامه به نقد تمام ارکان نظام جمهوری اسلامی رسید، جمهوری اسلامی در کنار سرکوب مردم، دست به قطع کامل اینترنت زد. یعنی اگر در دوره‌های قبل یک یا چند وب‌سایت را سانسور می‌کردند، این‌بار کل رابطه ایران با فضای مجازی را قطع کردند. قطع اینترنت چنان مهم بود که برخی از آن به عنوان گروگان گرفتن کل مردم ایران یاد کردند.

تصمیم‌گیرندگان و کسانی که اینترنت را قطع کرده‌اند، مردم ایران را خردسالانی می‌دانند که نمی‌توانند تصمیمی برای خود بگیرند و ممکن است تحت تاثیر دشمنان و بدخواهان به خیابان‌ها بیایند. آیا مردم ایران چنان بی‌توان و کندذهن هستند که برای اعتراض‌های معیشیتی خود هم نیاز به توصیه‌ها و سخنان دیگران داشته باشند؟

شاید می‌خواسته‌اند تا تصاویر سرکوب‌ها و تیراندازی مستقیم به مردم پخش جهانی نشود. آیا شلیک تیر مستقیم و از اعتبار افتادن نزد مردم از نگاه جهانی اهمیت کمتری دارد؟ یعنی واقعا مهم نیست که مردم چه نگاه و دیدگاهی نسبت به حکومت دارند؟

تصمیم‌گیرندگان و کسانی که اینترنت را قطع کرده‌اند، مردم ایران را خردسالانی می‌دانند که نمی‌توانند تصمیمی برای خود بگیرند و ممکن است تحت تاثیر دشمنان و بدخواهان به خیابان‌ها بیایند. آیا مردم ایران چنان بی‌توان و کندذهن هستند که برای اعتراض‌های معیشیتی خود هم نیاز به توصیه‌ها و سخنان دیگران داشته باشند؟

بمب گذاری متروی لندن
پخش متن، عکس و ویديو از بمب‌گذاری متروی لندن در سال ۲۰۰۷ نشان داد که رسانه‌ها تا چه اندازه می‌توانند تحت تاثیر اطلاع‌رسانی شهروندان عادی قرار بگیرند.

حسن روحانی گفت که فقط تعداد معدودی به خیابان‌ها آمده‌اند. اگر چنین است پس چه هراسی از پخش تصاویر چند فرد معدود که اساسا بنیاد فکری هم ندارند، وجود دارد؟

آیا باید سخنان روحانی را باور کرد؟ آیا سخنان او با سخنان غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه، جور در می‌آید؟ اسماعیلی روز بعد از قطع اینترنت گفت: «تدابیر بعدی در خصوص وصل اینترنت یا ادامه این شرایط هم با این مراجع (منظور مراجع سیاسی است) خواهد بود، این تصمیم دیرهنگام اجرا شد و اگر زودتر رخ می‌داد آسیب‌های اخیر کمتر می‌شد. اما نسبت به برخی مراکز تدابیری برای بهره‌مندی در حوزه رسانه و سایر موارد در نظر گرفته شده است.»

پرسش این است که قطع اینترنت چه ارتباطی با اعتراض‌های مردمی دارد؟ آیا شبکه‌های اجتماعی به آگاهی بیشتر مردم کمک می‌کنند؟ آیا قرار است که آن‌ها اعتراض‌ها را سازماندهی کنند؟ آیا دسترسی به اطلاعات آسان‌تر شده است و این عرصه را برای حکومت تنگ کرده؟ آیا مردم ظرف‌هایی توخالی هستند و به سرعت با محتوای شبکه‌های منتقد پر می‌شوند؟

در انقلاب سال ۱۳۵۷، رهبرانی به هدایت جنبش پرداختند، اما چنان‌چه تاکنون دیده‌ایم، کسی رهبری اعتراض‌های اخیر را به عهده ندارد. آیا این بار، رهبری به نام «فضای مجازی» رهبری اعتراض‌ها را به عهده دارد؟ تبعید روح‌الله خمینی در سال‌های پیش از انقلاب چنان کارگشا نبود. آیا تبعید اینترنت، از انقلابی دیگر جلوگیری خواهد کرد؟

مردم، شبکه‌های اجتماعی و انقلاب

در فارسی ضرب‌الامثلی داریم با این مضمون که قبله آدم نماز‌خوان راست است. یعنی اگر کسی بخواهد نماز بخواند و عزمش جدی باشد، قبله‌اش را پیدا می‌کند. حالا حکایت مردم ایران است. اگر مردم ایران واقعا بخواهند به حکومت اعتراض داشته باشند و به خیابان‌ها بیایند، قطعا قطعی اینترنت تاثیری در رفتار و تصمیم‌شان نخواهد داشت.

بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است. انقلاب سال ۱۳۵۷ در شرایطی به پیروزی رسید که شاید کسی حتی اسم اینترنت را نشنیده بود و حتی نمی‌شد حدس زد که اینترنتی خواهد آمد و جهان را چنین دگرگون خواهد کرد.

در آن‌ سال‌ها همچنین تلفن‌های همراه وجود نداشتند و تنها بی‌سیم‌هایی بودند که نیروهای نظامی و انتظامی از آن بهره می‌بردند. حتی تلفن‌های داخل منازل هم بسیار معدود بودند و در کمتر خانه‌ای می‌شد تلفن یافت. با این همه انقلاب پیروز شد.

جمهوری اسلامی برای برافتادن ریشه سانسور آمد، اما ریشه خود کتاب را با نظارت‌های ناثوابش زد، این عملکرد چنان بوده که بسیاری گمان می‌کنند که سانسور دوره شاه اساسا جدی نبود.

جوانان انقلابی اعلامیه‌ها را به سختی تکثیر می‌کردند و نوارهای سخنرانی یا پیام‌ها، هرجور بود به دست مردم می‌رسید. دستگاه ساواک اجازه انتشار را به بسیاری از نویسنده‌ها نمی‌داد، اما کتاب‌ها به طور زیرزمینی و جلد سفید منتشر می‌شدند. داخل پرانتز عرض کنم که جمهوری اسلامی برای برافتادن ریشه سانسور آمد، اما ریشه خود کتاب را با نظارت‌های ناثوابش زد، این عملکرد چنان بوده که بسیاری گمان می‌کنند که سانسور دوره شاه اساسا جدی نبود.

انقلاب سال ۱۳۵۷ به سرنگونی نظام شاهنشاهی انجامید در حالی که از کمترین شبکه ارتباطی برخوردار بود. اگر این تاریخ را بدانیم، آیا ما را این گمان به سر می‌آید که قطع اینترنت، قطع همه ریشه‌های اعتراض خواهد بود؟

آیا شبکه‌های اجتماعی رسانه‌های دولتی را دور می‌زنند؟
قطع اینترنت
قطع اینترنت در روزهای حرکت‌های اعتراض مردم ایران، سبب مشکلات بسیاری برای مردم شد.

مطابق گفته‌های ریچارد سامبروک، یکی از مدیران شبکه خبری بی‌بی‌سی، پس از بمب‌گذاری متروی لندن در سال ۲۰۰۷، به اندازه‌ای پیام متنی، عکس، فایل ویدئویی و ایمیل در اختیار شبکه‌های خبری از جمله بی‌بی‌سی قرار گرفت که صراحتاً می‌توان گفت دسترسی به این میزان مطالب برای خبرنگاران این شبکه‌های خبری در اسرع وقت کاملا امری غیرممکن بود.

اکنون حدود دوازده سال از بمب‌گذاری متروی لندن می‌گذرد و تقریبا کمتر کسی است که به تلفن همراه و اینترنت دسترسی نداشته باشد. به این ترتیب کافی است که اتفاقی کوچک در مقابل شهروندان روی دهد تا آن‌ها بدون هیچ‌گونه ادعایی، به سادگی به ارسال اطلاعات به شبکه‌های اجتماعی و خبری بپردازند.

در انقلاب سال ۱۳۵۷، رهبرانی به هدایت جنبش پرداختند، اما چنان‌چه تاکنون دیده‌ایم، کسی رهبری اعتراض‌های اخیر را به عهده ندارد. آیا این بار، رهبری به نام «فضای مجازی» رهبری اعتراض‌ها را به عهده دارد؟ تبعید روح‌الله خمینی در سال‌های پیش از انقلاب چنان کارگشا نبود. آیا تبعید اینترنت، از انقلابی دیگر جلوگیری خواهد کرد؟

اگر در گذشته شهروندانی که در کافه می‌نشستند این نقش را بازی می‌کردند، یا در دهه ۱۳۳۰ افرادی با عنوان «خبربیار» در رسانه‌ها بودند که به سطح شهر می‌رفتند و برای خبرنگاران خبر می‌آوردند، اکنون هر کس در هرجایی می‌تواند به اندازه یک شبکه خبری تاثیرگذار باشد.

می‌توان گفت مهم‌ترین اتفاق رسانه‌ای دو دهه اخیر، همه‌گیر شدن استفاده از اینترنت است. راه‌اندازی شبکه‌های اجتماعی در اینترنت مبادله بی‌حد و حصر اطلاعات را فراهم کرده و روابط شخصی متقابل را به اوج رسانده است. کاربران شبکه‌های اجتماعی بدون نیاز به ثبت هویت حقیقی خود، دیدگاه‌هایشان را منتشر می‌کنند و به سرعت از طرف دیگران بازخورد می‌گیرند.

فقط کافی است یک نفر یک چیز در تله‌گرام یا توییتر بنویسد. این اطلاعات اگر با اقبال عمومی روبرو شود چنان به سرعت همرسانی می‌شود که شاید با هیچ مدلی نتوان به توضیحش پرداخت.

آیا نگاهی از این دست ما را به این نتیجه نمی‌رساند که اینترنت این‌روزها به شدت قدرتمند است و همین قدرت است که نظام‌هایی سیاسی از جمله جمهوری اسلامی را می‌ترساند؟ آن‌ها می‌دانند و تجربه اعتراض‌های اخیر مردمی به آن‌ها نشان داده است که اینترنت می‌تواند نقشی مهم در برپایی اعتراض‌ها و اطلاع‌رسانی آن‌ داشته باشد.

غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه، در کنفرانس اخیر خبری خود گفت: « تصمیم مراجع امنیت ملی این بود که اینترنت قطع شود و اقتضا این بود که اجازه ندهیم دشمن از این فضا برای رسیدن به اهداف خودش از سرمایه ملی استفاده کند.» او در مورد دستگیری روح‌الله زم (مدیر شبکه خبری آمد نیوز) ادامه داد:« آثار مثبت دستگیری وی همین بود که خیلی از جعلیات و اخباری که در حوادث مشابه منتشر می‌شد، فروکش کرد.»

وقتی به گفته‌هایی از این دست می‌پرازیم به سادگی می‌توانیم ببنیم که اطلاع‌رسانی در فضای مجازی تا چه اندازه می‌تواند مهم باشد. این ادعا شاید پرگزاف نباشد که رهبر انقلاب آینده ایران، به جای فرد، شاید فضای مجازی باشد، فضایی که حتی در صورت قطع و تبعیدش، باز می‌تواند تاثیرگذار باشد.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

اعتراضات در ایران

در آبان اعتراض دو غزل برای مردم ایران

سارا زارع سریزدی   ناگه درخت کوچه‌ام را سر بریدند ناگه درخت کوچه‌ام را سر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *