Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / آیا سلبریتی‌های اینستاگرامی جای روشنفکران را می‌گیرند؟ روشنفکران چه نقشی در هدایت افکار عمومی دارند؟
کیهان کلهر
کیهان کلهر کنسرت موسیقی‌اش در استانبول را به دلیل اعتراض به سیاست‌های دولت ترکیه در قبال کردها لغو کرد و این نکته سبب شد تا بسیاری به موضوع توجه کنند.

آیا سلبریتی‌های اینستاگرامی جای روشنفکران را می‌گیرند؟ روشنفکران چه نقشی در هدایت افکار عمومی دارند؟

سجاد صاحبان‌زند|

آیا نویسندگان ساکت شده‌اند و دیگر واکنشی نسبت به مسایل جامعه ندارند یا جامعه حرف‌های آن‌ها را نمی‌شنود؟ سوال جدی‌تر این است که آیا ما اصلا روشنفکری در جامعه داریم؟ کسانی همچون نوام چامسکی در برابر مسایل ساکت نمی‌نشینند و صدای اعتراض جامعه می‌شوند.

صادقانه بگویم که اگر صدای اعتراض کیهان کلهر و چند هنرمند دیگر را نشنیده بودم، شاید توجه چندانی به اتفاق‌های اخیر سوریه و مشکلات کرد‌ها نمی‌کردم. کردها سال‌هاست که با مشکلات بزرگ انسانی روبرویند و همواره دردهای آن‌ها، تنم را می‌لرزاند اما شاید به دلیل مزمن بودن دردهایشان، کمی از حساسیتم کاسته شده بود.

Aviron
Elite College

 

این‌که آیا کردها درست می‌گویند و حقوق‌شان نادیده گرفته شده است یا نه، بحث من نیست. این‌که آیا کردها می‌توانند بخش‌هایی از خاک ایران، عراق، ترکیه و سوریه را بردارند و کشور مستقل خود را داشته باشند، نکته‌ای است که بحث آن دراز دامن است و قطعا ناخنک زدن به آن هیچ دردی از ما دوا نمی‌کند.

مساله جای دیگری است، آن‌جا که زنان، کودکان و غیرنظامی‌ها گرفتار چیزهایی می‌شوند که اساسا ربطی به آن‌ها ندارد. حتی بحث من بر سر این نیست که آیا می‌توان راه حلی مسالمت‌آمیز یافت یا خیر و اگر بتوان به راه‌حلی رسید، این راه حل چگونه خواهد بود.

بحثی که می‌خواهم مطرح کنم، بیش از هر چیز یک مساله انسانی است، فراتر از قومیت‌ها، نژادها، مسایل روزمره و سیاست‌بازی‌های رایج. بحث من این است که در شرایطی از این دست، شرایطی که افرادی بیگناه در شرایطی بد به سر می‌برند، چه باید کرد؟

نقش روشنفکران برای به نمایش گذاشتن دردها و رنج‌ها جامعه، آلامی که به مردم تحمیل می‌شود چیست؟ آیا نویسندگان، موسیقدان‌ها، اهالی سینما و تئاتر علاوه بر کارهای فرهنگی و هنری‌شان، وظیفه دیگری هم دارند؟ آیا این روزها، سلبریتی‌ها، جای روشنفکران را در عرصه‌های اجتماعی گرفته‌اند؟

 

سهراب سپهری در یکی از معدود گفتگوهایش می‌گوید وقتی کسی چنان دل‌رحم است که می‌خواهد آب را برای نوشیدن یک پرنده صاف نگه دارد، قطعا نمی‌تواند بر سر مردم بمب و موشک بیاندازد. یعنی او می‌خواسته فراتر از مسایل روزمره، به ذات ماجرا بپردازد.

روشنفکران، گذشته تا امروز

سیاست
پست اینستاگرامی وریا غفوری، کاپیتان تیم استفلال، که با بیان خود دولت ترکیه را محکوم کرد، حاشیه‌های بسیاری به همراه داشت.

روشنفکران در قرن بیستم همواره رویکردی اعتراضی نسبت به حکومت‌ها و سیاسی‌ها داشته‌اند و معمولا صدای رسای مردم بوده‌اند. اما این واژه از قرن نوزدهم کارکرد داشت، از زمانی که دانشگاه‌ها شکلی جدی‌تر به خود گرفتند.

با این همه، اصطلاح روشنفکر، برای اولین بار به طور وسیع در جریان محاکمه دریفوس در فرانسه، یعنی در سال ۱۸۹۴ میلادی معمول شد. دریفوس در دادگاه به اتهام خیانت و جاسوسی برای آلمان به حبس محکوم شد، با این همه، بعد از حدود پنج سال، مدارکی کشف شد که بی‌گناهی او را اثبات می‌کرد.

بعد از اثبات بی‌گناهی دریفوس، امیل زولا، نویسنده نامدار فرانسوی از او حمایت کرد و به دلیل حمایتش، به یک سال حبس محکوم شد. پس از آن سیصد تن از نویسندگان و اندیشمندان طی نامه‌ای در اعتراض به این حکم برخاستند که به اعلامیه روشنفکران مشهور شد.

با آن‌که برخی، کار روشنفکری را از فعالیت سیاسی و احتماعی جدا می‌دانند، اما بسیاری از جمله میشل فوکو فیلسوف و متفکر فرانسوی، روشنفکری را کار فکری و هدایت اجتماعی می‌داند. فوکو می‌گوید: «گمان می‌کنم تعریف روشنفکر ممکن نیست، مگر این که در این حال بر این تأکید کنیم که هیچ روشنفکری وجود ندارد که به نحوی درگیر سیاست نباشد. مسألۀ دخالت روشنفکر در سیاست، مسألۀ توانستن و بایستن نیست، روشنفکر ضرورتاً چنین می‌کند».

رواج واژه روشنفکر در ایران به سال‌های بعد دهه ۱۳۲۰ برگردد و احتمالا می‌توان آن را به دانشگاه و محیط‌های دانشگاهی مرتبط دانست، اگرچه روشنفکران با عنوان «منورالفکر»، در دوران مشروطیت هم نقش بسیار پررنگی در مسایل اجتماعی و سیاسی ایران داشتند.

نویسندگان ایرانی در طول سده اخیر گاه از مردم حمایت کرده‌اند و گاه حتی در کنار آن‌ها به اعتراض پرداخته‌اند. البته نویسندگان و روشنفکرانی هم بوده‌اند که به جای حرکت‌های اعتراضی، در انزوای خود به راه‌حل‌های ویژه خود پرداخته‌اند.

در سال‌هایی که بسیاری از روشنفکران چپ‌گرای ایرانی، همچون بسیاری از روشنفکران جهانی، جنگ ویتنام و کشتار مردم این کشور را نقد می‌کردند، سهراب سپهری بی‌توجه به مسایل روز از «آب را گل نکنیم» سخن می‌گفت و نه از ناپالم‌هایی که بر سر مردم ویتنام ریخته می‌شد.

سهراب در یکی از معدود گفتگوهایش می‌گوید وقتی کسی چنان دل‌رحم است که می‌خواهد آب را برای نوشیدن یک پرنده صاف نگه دارد، قطعا نمی‌تواند بر سر مردم بمب و موشک بیاندازد. یعنی او می‌خواسته فراتر از مسایل روزمره، به ذات ماجرا بپردازد.

با این همه نویسندگان و اندیشمندان بسیاری بوده‌اند که در فعالیت‌های سیاسی ایران نقش داشته‌اند. مثلا در دوران انقلاب سال ۵۷، به حکومت شاه معترض بودند و تعدادی از آن‌ها حتی در کنار مردم ایستادند. شاعرانی همچون احمد شاملو، همواره صدای اعتراض بود، اما شاعرانی همچون سعید سلطان‌پور حتا به میان صف خروشان مردم رفتند و برای کارشان هزینه دادند.

سلطان‌پور، نه تنها سال‌های زیادی در سال‌های پیش از انقلاب را در زندان گذراند، که حتی بعد از انقلاب هم به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش اوضاع خوبی نداشت تا در نهایت در سال‌های نخستین پس از انقلاب، در مراسم ازدواج‌‌اش دستگیر و کمی بعد، بی‌هیچ‌گونه محاکمه‌ای اعدام شد.

 

هر چند نمی‌توان کیهان کلهر را یک سلبریتی از جنس سلبریتی‌هایی دانست که در اینستاگرام دلبری می‌کنند و لایک و کامنت می‌خرند، اما او از شهرتش را از موسیقی‌اش دارد. موسیقی کلهر عمیق است و با محتوا، اما او را نمی‌توان با نویسندگانی همچون ژان پل سارتر یا شاملو مقایسه کرد.

آیا نسل روشنفکران منقرض شده است؟

سیاست
احمد شاملو، چه در آثارش و چه در فعالیت‌های اجتماعی‌اش، همواره حضوری فعال و منتقد داشت.

بعد از انقلاب، محیط کار روشنفکری در ایران مثل گذشته نبود، به طوری که ما این روزها دیگر نویسنده‌ای شاخص همچون شاملو، جلال آل احمد، سیاوش کسرایی یا بسیاری دیگر که در کانون نویسندگان ایران فعالیت می‌کردند، نداریم.

بسیاری از نویسندگان تاثیرگذار ایران در گذشته‌اند و بسیاری در ایران نیستند و متاسفانه شرایط به گونه‌ای پیش رفته که کسی جایگرین نویسندگان و روشنفکران شاخص ایرانی نشده است. احتمالا بخشی از این ماجرا به این برمی‌گردد که روشنفکران در ایران هیچ رسانه و تریبونی ندارند.

البته برخی هم معتقدند که کار روشنفکری در ایران اساسا شکل نخواهد گرفت، چرا که نویسندگان و اهل فکر ایرانی گرفتار تعصبات و باورهای برآمده از اسطوره‌ها هستند و از این رو نمی‌توانند آزادانه بیاندیشند و همین سبب می‌شود تا تاثیرگذاری کمی داشته باشند.

هر چه هست این روزها، روشنفکران ایرانی، نقش چندانی در حیات اجتماعی و سیاسی ایران ندارند. تقریبا هیچ صدایی از نویسندگان ایرانی در مورد حمله ارتش ترکیه به کردها نشد و اگر هم کسی اعتراضی کرد، صدا چنان در هیاهو گم شد که کسی آن‌را نشنید.

شاید روزگار چهره‌هایی همچون یاشار کمال، ناظم حکمت و عزیز نسین به پایان رسیده است. روزگار چهره‌هایی همچون ژان پل سارتر که همراه دانشجویان به خیابان‌های پاریس رفت و به شارل دو گل اعتراض کرد. حتی دوران خواننده‌هایی همچون احمد کایا هم انگار به سر آمده است.

احمد کایا که تقریبا همه ترانه‌هایش به ترکی است، کردتبار بود و همواره به سیاست‌های دولت ترکیه در قبال ترک‌ها اعتراض داشت. کایا در سال ۱۹۹۹ برای سومین سال متوالی به عنوان خواننده برتر ترکیه انتخاب شد، اما مراسم اهدای جایزه برایش چندان خوب پیش نرفت. او پس از دریافت جایزه، خبر از اجرای آهنگی کردی به اسم «کاروان» را داد. این خبر بسیاری از حاضران جلسه را خوش نیامد و از همین رو هر کس به سهم خود ناسزایی به کایا داد.

بعد از این ماجرای تلخ او چند کنسرت در اروپا برگزار کرد و در نهایت به پاریس رسید. او در دادگاه امنیت ملی ترکیه به طور غیابی به ۱۰ سال زندان محکوم شد، اما انگار مجازاتی بزرگ‌تر در پیش رویش بود. در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۹۹، جسد او در اتاق هتل‌اش یافتند. علت مرگ او ایست قلبی اعلام شد، اما بسیاری بر این گمانند که او توسط دولت ترکیه کشته شده است.

اما این روزها نه خبری از احمد کایا هست و نه از فریدون فرخزاد. دنیای امروز ما، دنیای لایک‌ها و کامنت‌های بی‌محتواست.

 

بسیاری از نویسندگان تاثیرگذار ایران در گذشته‌اند و بسیاری در ایران نیستند و متاسفانه شرایط به گونه‌ای پیش رفته که کسی جایگرین نویسندگان و روشنفکران شاخص ایرانی نشده است. احتمالا بخشی از این ماجرا به این برمی‌گردد که روشنفکران در ایران هیچ رسانه و تریبونی ندارند.

سلبریتی‌ها و روشنفکران

پل سارتر
آیا نسل نویسندگان و اندیشمندانی همچون ژان پل سارتر که همراه دانشجویان به خیابان رفت، به پایان رسیده است؟

هر چند نمی‌توان کیهان کلهر را یک سلبریتی از جنس سلبریتی‌هایی دانست که در اینستاگرام دلبری می‌کنند و لایک و کامنت می‌خرند، او شهرتش را از موسیقی‌اش دارد. موسیقی کلهر عمیق است و با محتوا، اما او را نمی‌توان با نویسندگانی همچون ژان پل سارتر یا شاملو مقایسه کرد.

 او در کنسرت اخیر خود در لندن اعلام کرد که در اعتراض به حمله ارتش ترکیه به شمال سوریه و در حمایت از کردهای این کشور کنسرت خود در استانبول را لغو کرده است. بر اساس ویدئوهایی که از این کنسرت در شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر منتشر شده، آقای کلهر همچنین قطعه پایانی کنسرت خود را که یک لالایی به زبان کردی بود با نوازندگی و خوانندگی خود به کودکان کرد درگیر جنگ تقدیم کرد.

او پیش از نواختن این قطعه روزهای اخیر را «روزهای سختی برای مردم کرد» توصیف کرد و گفت که این جنگ تازه تنها قربانیان و آوارگان بیشتری خواهد داشت، اما «بعضی از سیاستمداران این را نمی‌فهمند».

کمی بعد پست اینستاگرامی وریا غفوری، کاپیتان تیم استقلال تهران، هم خبرساز شد. او در پستی که در صفحه شخصی‌اش منتشر کرد، اردوغان را متهم به جنایت کرد و این روزها را بدترین روزهای کردها دانست. انتشار این پست اینستاگرامی پیش از بازی استقلال با تراکتورسازی تبریز، حاشیه‌های بسیاری به همراه داشت.

حال سوال این است که آیا روشنفکران دیگر در مسایل سیاسی/ اجتماعی نقشی نخواهند داشت؟ آیا سلبریتی‌های اینترنتی، و در بهترین شرایط فوتبالیست‌ها و نوازندگان موسیقی، جای نویسندگان و اندیشمندان را خواهند گرفت؟

آیا نویسندگان ساکت شده‌اند و دیگر واکنشی نسبت به مسایل جامعه ندارند یا جامعه حرف‌های آن‌ها را نمی‌شنود؟ سوال جدی‌تر این است که آیا ما اصلا روشنفکری در جامعه داریم؟ کسانی همچون نوام چامسکی در برابر مسایل ساکت نمی‌نشینند و صدای اعتراض جامعه می‌شوند.

دنیایی که منتقدان آن سلبریتی‌هایی هستند که انشاهایشان حتی غلط املایی دارد، چگونه دنیایی خواهد بود؟

 

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

کنسرت کیهان کلهر

کنسرت کیهان کلهر و کیا طبسیان در مونترال

کیهان کلهر آهنگساز و نوازنده کمانچه و سه‌تار همراه با کیا طبسیان نوازنده سه‌تار شنبه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *