Fengye College Center
خانه / اخبار مونترال / نقد و بررسی داستان‎های برگزیده تیرگان2019 در باشگاه کتاب مونترال
باشگاه کتاب مونترال
باشگاه کتاب مونترال

نقد و بررسی داستان‎های برگزیده تیرگان2019 در باشگاه کتاب مونترال

باشگاه کتاب مونترال بیست و هفتمین نشست خود را یکشنه سوم نوامبر در کتابخانه نوروززمین برگزار می‌کند.

باشگاه کتاب مونترال برنامه آتی خود را اعلام کرد. طبق این برنامه سوم نوامبر ساعت 2 تا 4 عصر 27مین نشست خود را برگزار خواهد کرد. موضوع این جلسه نقد و بررسی داستان‌های برگزیده مسابقه تیرگان ۲۰۱۹  خواهد بود. همچنین این باشگاه از علاقه‌مندان دعوت کرد، داستان‌های مورد نظر را که در لینک زیر آمده قبل از جلسه مطالعه نمایند.

ورود برای علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.

نوروززمین در طبقه دوم ساختمان شماره 1650 خیابان Maisonneuve غربی واقع شده است. (کد ورود 2000)

 

Aviron
Aviron
Elite College

 

 رتبهٔ اول مسابقهٔ داستان کوتاه «تیرگان»؛ ۲۰۱۹

دوزاری

رؤیا محقق تیرگان

این عادت انسیه بود؛ هر وقت نمی‌دانست چه کند، نه استخاره می‌کرد نه فال ورق و قهوه می‌گرفت؛ یک‌راست دست می‌کرد توی جورابِ بدنی بالاکش‌دار استارلایت‌اش و دوزاری ِتاریخی‌اش را که تنها ارث خانوادگی‌اش بود بیرون می‌آورد. آن‌وقت با چشم‌های بسته وردی می‌خواند و با بغضی که گاهی می‌شکست نیت می‌کرد و دوزاری را پرت می‌کرد توی هوا، طوری که دوزاری به سقف برسد و صدای تلق‌اش را بشنود. آن‌وقت با نگرانی و انتظاری که برای ما شیرین بود، چرخش آن را توی هوا نگاه می‌کرد و تا دوزاری نزدیک زمین می‌شد، باز چشم‌هاش را می‌بست و تا صدای برخوردش به زمین و قل خوردنش را نمی‌شنید، چشم‌هاش را باز نمی‌کرد. درست مثل محکومی که منتظر حکم قاضی است، نفس‌اش را حبس می‌کرد تا دوزاری بی‌دخالت کسی سر جاش ثابت شود. آن‌وقت ورد می‌خواند و خیز برمی‌داشت ببیند شیر آمده یا خط؟ یعنی اینکه پنج‌شنبه آخر ماه باید با کدام مشتری بخوابد. همه می‌دانستند که انسی عاشق سربازی است که پنجشنبه آخر ماه می‌آید و فقط هم چشمش به انسی است که هم جوان بود و زیبا، هم خوش‌خلق و مشتری‌مدار. از هیچ‌کس پنهان نبود که اگر دو سال خدمتش تمام نمی‌شود و شده سرکهٔ هفت‌ساله، به خاطر انسی‌ست و به قول دخترخوانده‌ها انگار آش‌خوری به‌اش ساخته و کنگر خورده و لنگر انداخته است در پادگان. همه برنگشتن سرباز به ولایتش را جنون عشق می‌دانستیم و می‌گفتیم اگر هر کسی جای سرباز بود، …

 

داستان دوم مسابقه تیرگان 2019

پاچین پیرهن

شهلا رضاسلطانی

بعد از چند ماه باز صدای توپ در دشت می‌پیچد. خوشحالم که چندوقتی است سربازان به سراغم نیامده‌اند. گل‌های آفتابگردان خشک‌شده را می‌شکنم و تخمه‌های سیاه و درشت آن را در کیسه می‌ریزم.

زیر گل‌های آفتابگردان ایستاده بودم. یکی‌یکی آنها را می‌چیدم. دودستی می‌گرفتم و با سرانگشتانم روی آنها را پاک می‌کردم و در کیسه می‌انداختم. پدر صدا زد: «دختر هووووو؟»

سر از لای ساقه‌های بلند بیرون آوردم: «هاااااا؟»

پدر بیل را توی زمین فرومی‌کرد و سیب‌زمینی‌ها را از خاک بیرون می‌ریخت، برگشت، نگاهم کرد: «بیا! این‌ها کوور کن!»

بند کیسهٔ متقال را از گردن باز کردم. از وسط قبرستان گذشتم، کنار قبر مادر ایستادم، باد چین‌های پای پیرهن گلدارم را بازمی‌کرد و می‌کشید. خم شدم و گل‌های صحرایی بنفش و قرمز را روی سنگ گذاشتم. بغضم را با صدای پدر قورت دادم و دویدم…

 

برای مطالعه کامل داستان‌ها به لینک زیر مراجعه بفرمایید.

Tirgan_2019_06_29 – Winners

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

هویت نوشته ی میلان کوندار

نگاهی به «هویت»، در باشگاه کتاب مونترال

باشگاه کتاب مونترال، ماهی یک‌بار برنامه نقد و بررسی کتاب را در نوروززمین برگزار می‌کند. این مجموعه اعلام کرده است نشست ماه فوریه خود را در روز یکشنبه بیست و سوم ساعت 16 تا  18 خواهد داشت. در این جلسه به نقد و بررسی کتاب «هویت نوشته‌ی میلان کوندرا» خواهد پرداخت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *