Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 556
نمایش صفحه سرگرمی

طنز و حکایت هفته 556

نکته مثبت هفته

فرود از قله بسیار آسان‌تر از صعود آن است؛ اما زیباترین چشم‌اندازها را تنها از فراز قله می‌توان دید.

 

Aviron
Elite College

 

حکایت هفته

«نامه‌ای به دخترم»

دختر عزیزم،

تعجب می‌کنی اگر بدانی نوشتن این نامه چقدر زمان برده است. همیشه می‌دانسته‌ام که می‌خواهم درس‌هایی را که آموخته‌ام و اینکه چطور یادشان گرفته‌ام روراست به تو بگویم.

عمری طولانی کرده‌ام و با این اعتقاد که زندگی، زندگان را دوست دارد جرئت کرده‌ام چیزهای فراوانی تجربه کنم، البته گاهی با ترس. نمی‌گویم چطور از راه‌حل‌ها کمک گرفته‌ام، چون می‌دانم خودت باهوش، خلّاق و مبتکری و از آنها در زمان مناسب، به نحوی شایسته بهره می‌بری.

افرادی خیرخواه در زندگی‌ام بوده‌اند که به من درس‌های باارزشی آموختند و کسانی هم بوده‌اند که برایم بد خواسته‌اند و آگاهم کرده‌اند که قرار نیست جهان همیشه به کامم باشد.

اشتباهات زیادی مرتکب شده‌ام و بی‌شک تا پیش از مرگ بازهم اشتباهاتی مرتکب می‌شوم. وقتی درد کشیده‌ام و فهمیده‌ام نادانی‌ام باعث رنجم شده است، آموخته‌ام که مسئولیت کارهایم را بپذیرم و اول خودم را ببخشم و بعد از کسی که رفتارم او را آزرده عذرخواهی کنم. ازآنجاکه نمی‌توانم تاریخ را به عقب برگردانم، امیدوارم خدا عذرخواهی خالصانه من را بپذیرد.

ممکن است نتوانی چیزهایی را که در زندگی‌ات اتفاق می‌افتد کنترل کنی، اما می‌توانی تصمیم بگیری به دست آنها خوار نشوی. بکوش تا در میان ابرهای کسی رنگین‌کمان باشی. تلاش کن تا چیزهایی را که دوست نداری تغییر دهی. اگر نتوانستی تغییری ایجاد کنی، طرز فکرت را تغییر بده. شاید راه‌حل تازه‌ای پیدا کنی.

هرگز ناله نکن. ناله کردن باعث می‌شود درندگان بفهمند یک قربانی آن دوروبر است. یقین بدان بی‌آنکه کار شگرفی برای بشریت انجام داده باشی نمی‌میری.

من یک پسر به دنیا آورده‌ام، اما هزاران دختر دارم. تو سفید یا سیاهی، یهودی یا مسلمانی، آسیایی، اسپانیایی‌زبان، بومی آمریکایی یا اهل آلاسکایی. تو چاقی یا لاغر، زیبایی یا نه‌چندان زیبا، تحصیل‌کرده‌ای یا درس نخوانده. فرقی نمی‌کند، این پیشکش من به همه شماست.

منبع: (نامه‌ای به دخترم، مایا آنجلو. تهران؛ نشر قطره، 1390)

 

«کارمند تازه‌وارد»

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز کاری خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد، یک فنجان قهوه برای من بیاورید.

صدایی از آن طرف تلفن پاسخ داد: شماره داخلی را اشتباه گرفته‌ای؛ می‌دانی تو با کی داری حرف می‌زنی؟

کارمند تازه‌وارد گفت: نه!

صدای آن طرف گفت: من مدیر اجرایی شرکت هستم. احمق!

بعد از مکث کوتاهی، مرد تازه‌وارد با لحنی حق به جانب گفت: و تو می‌دانی با کی حرف می‌زنی، بیچاره؟

مدیر اجرایی گفت: نه!

کارمند تازه‌وارد گفت: «چه خوب» و سریع گوشی را گذاشت.

(منبع: تو، تویی؟! جلد یکم. داستان‌های کوتاه و شگفت‌انگیز. مترجم و گردآور، علیرضا آرمیون. تهران، ذهن‌آویز، 1391)

 

لطیفه‌های هفته

ایرانی نیستی اگر کپی نکنی! … من هم کپی نکردم … الآن من دیگر خارجی محسوب می‌شوم … اوه مای گاد … من ایران دوست داشت … ایران کیلی کیلی خوب … وای من نتوانست فارسی اسپیک کرد.

سرگرمی

یارو میره کلاس رقص ثبت‌نام میکنه، از هفته بعدش نمیره… ازش میپرسن چرا دیگه نمیری؟؟ میگه پولم تموم شد از بس شاباش دادم!!!

به ما معمولی‌ها پول و خانه و … به ارث نمی‌رسد. … اگر هم چیزی بخواهد به ارث برسد از طرف پدری کچلی است و از طرف مادری چاقی!

رفتم پالتو بخرم برای خانمم فروشنده گفت: … می‌شود یک میلیون و هفتصد هزار تومان … حساب کردم دیدم تا آخر سال هجده دفعه سرما بخورد، یک‌دفعه هم ذات‌الریه بگیرد بازهم ارزان‌تر درمی‌آید.

تهاجم فرهنگی از این بدتر ندیده بودم: … گوجه برای ورامین … خیار برای مازندران … پیاز برای دماوند … بعد که خردش می‌کنی می‌شود سالاد شیرازی.

سه تا معتاد نشسته بودند پای بساط … اولی گفت: می‌خواهم یک ترانزیت بخرم بار بزنم بروم خارج، … دومی گفت: من هم می‌خواهم یک ویلا توی شمال بخرم به وسعت یک میدان فوتبال … سومی گفت: هرچه می‌خواهید بخرید که می‌خواهم پیک‌نیکی را خاموش کنم.

نکته هفته

خوی کودک چهار خصوصیت دارد: فروتنی، ایمان کورکورانه، محبت و شادی.

 

نقل‌قول هفته

زیگ زیگلار: هدف‌هایتان را مشخص کنید. اگر مقصد و انگیزه‌ای برای پیمودن راه نداشته باشید، پس از زمین خوردن بلند نمی‌شوید.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: پسر خورشید درخشان است و دختر ماهان تابان است.

هلندی: با گریه به دنیا می‌آیی ولی کاری کن با خنده از دنیا بروی.

 

شعر طنز هفته

«بر کلاه پول دیگر پشم نیست»

خدمت خوانندگان محترم

دوست دارم حرف‌هایی را بگم

این بگم از آن بگم‌ها نیست‌ها!

حرف‌های نرم و معمولی ست‌ها!

با خودت یک‌لحظه فکر بد نکن!

خط قرمز را برادر رد مکن!

یار وقتی مهربانی می‌کند

آدمی بلبل‌زبانی می‌کند

بلبل آزاد است چون پر می‌زند

به همه پرونده‌ها سر می‌زند

آدم اما پایبند خانه است

اختیارش در حد یارانه است

ای قلم! ای بلبل گویای راز!

پای خود را تا گلیمت کن دراز!

ای قلم! بلبل‌زبان سربه‌زیر!

بی‌صدا یارانه خود را بگیر!

اسکناس آن یکه‌تاز سالیان

دلبری می‌کرد از پیر و جوان

ای‌بسا دلبر که با مرد قناس

همسری می‌کرد بهر اسکناس

ای‌بسا شاعر که شعرش را فرخت

ذوق او اما به شوق پول سوخت

مردها دل‌ریش و زن‌ها خون‌جگر

پول می‌خندید به ریش بشر

سال‌ها این بود تقدیر و شگفت

اسکناس از ما سواری می‌گرفت

ناگهان دستی برآمد از نهان

پول را زد مشت محکم بر دهان

بر کلاه پول دیگر پشم نیست

جیفه دنیا که نور چشم نیست

آدمی دیگر اسیر پول نیست

هیچ‌کس در این میان مسئول نیست!

منبع: (نشر اکاذیب، اسماعیل امینی. تهران؛ انتشارات سروش، 1394. قسمتی از شعر بر کلاه پول دیگر پشم نیست)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته 558

آیا از تنهایی خود رنج می‌برید؟! ... ازدواج کنید ... آن وقت دیگه از تنهایی خود لذت می‌برید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *