Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / شعر / به یاد دو جانِ بزرگ، شاملو و پناهی

به یاد دو جانِ بزرگ، شاملو و پناهی

داود حضرتی |

به یاد شاملو

 

 

 

 

قلبم گرفت و باز هوا اخم کرده بود

گلدان خاطره لب ايوان شب شكست

يك دم سخن نگفت،

لیلی به گوش باد

در خانه گُر گرفت همه یاس‌های پیر

لیلی سخن نگفت

اشکی دوباره ریخت

شب بود و بی صدا

انگار حرف داشت…. از نانوشته‌ها

اما دریغ……

در خلوت اقاقی پژمرده پر کشید

لیلی نفس برید

افسوس … رفت و رفت

 

سعید کریمی شاعر ساکن تورنتو |

به یاد حسین پناهی

 

 

 

 

«حرمت نگهدار گُلم»

درگذشته‌ای

اما آز ما که نگذشته‌ای؟

سلام دیروز تو را

سنگین و الکن گوش‌های ما

امروز شنیده است

تازه پیدایت کرده‌ایم!

به حرمت همه شاعران بی‌کتاب

به حرمت همه عاشقان بی‌سواد

که تیشه را بجای قلم کرده‌اند

و به حرمت همه آنان که:

«دستانشان به شاخه

هیچ آٓرزویی نرسیده است»

حرمت تو، حرمت ماست

حرمت تو

حرمت همه سفره‌های خالی است

حرمت همه شلوارهای وصله‌دار

حرمت تو

حرمت بچه‌های کار

و حرمت همه آنانی است

که تنها «مردن را با آنان به مساوات تقسیم کرده‌اند»

دلم تنگ شده!

برای «حرف‌های لنگه‌به‌لنگه‌ات»

که یقین همین لنگه‌به‌لنگه گفتن‌هاست

که یقین!

گنده گنده نگفتن‌هاست

و حرمت تو، همهٔ حرمت ماست.

 

پی‌نوشت: چهاردهم مردادماه سالروز درگذشت زنده‌یاد حسین پناهی است و  کلمات درونِ گیومه از اشعار اوست.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

معرفی کتاب

«ملکه سایه‌ ها» کودکانه‌ای از شاملوی بزرگ

مهسا محبی| کتاب «ملکه سایه‌ها» یکی از کودکانه‌های الف-بامداد «احمد شاملو» است که با تصویرگری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار