Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / آیا همه اختلاس‌گران ایران به کانادا می‌آیند؟ فساد دامنه‌دار و تکثیر دایی‌جان‌ ناپلئون

آیا همه اختلاس‌گران ایران به کانادا می‌آیند؟ فساد دامنه‌دار و تکثیر دایی‌جان‌ ناپلئون

انگار دو چیز در جهان تمام‌شدنی نیست؛ ابداعات شرکت‌هایی مثل سونی و کشف یک اختلاس‌گر جدید در ایران و البته متواری شدن این اختلاس‌گر. سهم ما ایرانی‌ها، چه ایرانی‌هایی داخل ایران و چه مایی که فرسنگ‌ها دورتر از سرزمین مادری‌مان زندگی می‌کنیم، نقطه‌ای تاریک است.

چرا و چطور کسانی فرصت این را پیدا می‌کنند که سرمایه‌هایی هنگفت از دارایی مردم ایران را به جیب بزنند و به کشوری دیگر فرار کنند؟ قانون چطور به آن‌ها اجازه می‌دهد که چنین کنند؟ اگر تنها یک فرد اختلاس‌گر در کشور وجود داشت که به کشوری دیگر فرار می‌کرد شاید نمی‌شد چندان خرده گرفت، اما وقتی تقریباً هر هفته نامی جدید مطرح می‌شود، دیگر باید به‌طور کل به ماجرا شک کرد.

Aviron
Elite College

 

خلاصه‌اینکه یک) به احتمال بسیار زیاد گروه بزرگی از مجرمان اقتصادی ایرانی به کشورهایی به جز کانادا گریخته‌اند. دو) مطرح شدن چند چهره شاخصِ اختلاس‌گر در رسانه‌های کانادا سبب شده تا برخی گمان کنند که مقصد همه اختلاس‌گران فراری کاناداست. سه) برخی با اختلاس‌های کلان‌تر از خاوری دارایی مردم ایران را به تاراج برده‌اند، اما هرگز به اندازه خاوری مطرح نشده‌اند و کسی هم اکنون نمی‌داند کجایند و چه می‌کنند.

تقریباً همه کسانی که دست به اختلاس زده‌اند و گریخته‌اند مقام‌های دولتی داشته‌اند، از محمود‌‌‌رضا خاوری گرفته تا مرجان شیخ‌الاسلامی آل آقا و بسیاری دیگر. آیا وزارت اطلاعاتی که می‌تواند هواپیمای حامل عبدالحمید ریگی را در آسمان کشوری دیگر به کشور بکشاند و ریگی را دستگیر کند، نمی‌تواند از فرار یک اختلاس‌گر جلوگیری کند؟

محمود‌‌‌رضا خاوری
فرار محمود‌‌‌رضا خاوری، مدیرعامل سابق بانک ملی ایران، سبب شد تا بسیاری کانادا را بهشت اختلاس گران اقتصادی ایران بنامند.

فرار متهمی مثل سالار آقاخانی که چندی قبل از کشور گریخت نمونه‌ای از این فرارهاست. او به‌عنوان یکی از کارگزاران بانک مرکزی در بازار ارز فعالیت می‌کرد، اما بعد از آن‌که مشخص شد که مشکلات بزرگ اقتصادی دارد دستگیر شد. او بار اول با وساطت بانک مرکزی و با وثیقه پنج میلیارد تومانی آزاد شد.

بار دوم آقاخانی حدود هشت ماه در بازداشت ‌ماند و این بار با وثیقه ۱۵ میلیارد تومانی آزاد شد. او با این‌که هشت ماه در اختیار قوه قضائیه بوده، هرگز ممنوع‌الخروج نشده و بر اساس اظهارات منابع مطلع، او به صورت رسمی از طریق فرودگاه امام خمینی به عراق رفت.

هرچند که مقصد اولیه سالار آقاخانی متولد ۱۳۷۰ عراق اعلام شده، اما بسیاری از اختلاس‌گران به کشورهای دیگری گریخته‌اند و این اواخر بسیاری کانادا را به عنوان مقصد انتخاب ‌کرده‌اند. چرا؟ چرا کانادا بدل به سرزمین امن اخلال‌گران اقتصادی شده است؟

تئوری توطئه

یکی از خصوصیات بسیاری از جوامع این است که کسی شایعه‌ای را مطرح می‌کند و بسیاری درپی آن و بدون انگیزه‌ای خاص، و تنها از روی سرگرمی آن‌را به اشتراک می‌گذارند.

مثلا چند وقت پیش، متنی با عنوان «چرا دزدهای حکومتی یا اختلاس‌گران برای گریز کانادا را برمی‌گزینند؟» در فضای مجازی منتشر شد. نویسنده در ابتدای نوشتارش این پرسش را مطرح می‌کند که «چرا از میان نزدیک به ۲۰۰ کشور جهان کانادا مقصد اختلاس‌گران حکومتی جمهوری اسلامی ایران است؟»

او در ادامه پاسخی عوامانه را مطرح می‌کند، یعنی از دیدگاه نویسنده، هر کس می‌داند که «کانادا کشور مهاجرپذیر و دارای امکانات رشد و سرمایه‌گزاری است» و اخلال‌گران نیز به این دلیل کانادا را برمی‌گزینند. با این توضیح که نویسنده‌ای که دیگران را به سادگی عوام می‌خواند، حتی املای سرمایه‌گذاری را اشتباه نوشته است.

دولت ایران و کانادا نه تنها قرارداد استرداد مجرم بلکه هیچ ارتباط دیپلماتیکی با هم ندارند و به همین دلیل تبادل مجرم میان این دو دولت انجام نمی‌شود. این در حالی است که دولت ایران با اغلب دیگر کشورهای مرفه مهاجرپذیر رابطه دارد. مثلاً دولت ایران، به‌جز در سال‌های کوتاهی، هرگز رابطه‌اش را با اتحادیه اروپا قطع نکرد. یا همواره با استرالیا ارتباط داشته است.

او با ادعای این‌که «بسیاری از کشورهای جهان» نیز از ویژگی‌هایی همچون مهاجرپذیری برخوردارند و دارای امکانات رشد و سرمایه‌گذاری هستند، دوباره می‌پرسد، «پس چرا کانادا؟» و در پاسخ می‌نویسد: «پاسخ به این پرسش را باید در پیوندهای بخش انگلوفیل حکومت (دوستداران انگلیس و دو تابعیتی‌های امپراتوری بریتانیا) با پیکره حکومت دانست. روش استعمار انگلیس در ایران بسیار پیچیده و رازآلود است اما این رازواره‌ها از نگاه یک تحلیل‌گر زیرک پنهان نمی‌ماند.»

ناپلئون
برخی از ما ایرانی‌ها، همچون دایی جان ناپلئون، بدون این‌که دلیل خاصی داشته باشیم، دیگران را محکوم می‌کنیم. آیا همه مشکلات ایران از دولت انگلیس است و نه بی‌کفایتی دولتمردان ایران؟

به نظر می‌آید نویسنده خود را همان تحلیل‌گر زیرکی می‌داند که در حال فاش این رازوارگی پیچیده است. او در ادامه می‌نویسد: «بیشتر اختلاس‌های کلان و میلیارد دلاری در جمهوری اسلامی با چراغ سبز لندن و پشتیبانی عناصر انگلوفیل نفوذی در سیستم امنیتی و قضایی انجام می‌شود. برای یک اختلاس بزرگ میلیارد دلاری مجموعه‌ای از عوامل اطلاعاتی ام.آی.سیکس MI6 و عوامل داخلی همکاری می‌کنند تا سرانجام این رقم بزرگ اختلاس سر از بانک‌های کانادا و نهایتاً انگلیس درآورند. این تازه‌ترین روش استعمار انگلیس در ایران است.»

نویسنده این مطلب که نامی از او در هیچ جایی از متن نیامده (دست‌کم در متنی که به من رسیده نام او موجود نیست)، معتقد است «تابعیت و شهروندی بریتانیا» یا کانادا «یکی از شرایط مهم یک اختلاس موفق با پشتیبانی لندن است.» او اضافه می‌کند که «تحقیقات دراین‌باره برای هر روزنامه‌نگاری پیامد مرگ به همراه دارد.»

به باور نویسنده، «بسیاری از مردم عادی نمی‌دانند که کانادا کشوری مستقل نیست و جزوی از خاک امپراتوری پهناور انگلیس است. پادشاه انگلیس پادشاه کانادا نیز به شمار می‌رود و فرماندار کانادا توسط ملکه الیزابت تعین می‌شود. استرالیا، کانادا، نیوزلند و بسیاری از کشورهای جهان اکنون جزوی از ممالک پادشاهی انگلیس به شمار می‌آیند و زیر نام کشورهای هم‌سود یا کامنولث یا مشترک‌المنافع شناخته می‌شوند.»

حتی اگر بپذیریم که کانادا کشوری مستقل نیست و توسط انگلیس اداره می‌شود، باز این پرسش را خواهیم داشت که چرا از میان کشورهایی همچون استرالیا، نیوزلند و کانادا، فقط کشور آخر بدل به مقصد اختلاس‌گران می‌شود. آیا انگلیسی‌هایی که چنین دنیا را روی انگشت‌شان می‌چرخانند، به این فکر نمی‌کنند که پول‌ها را از بانک‌ها و کشورهای مختلف به لندن سرازیر کنند تا رازهایشان این‌چنین توسط یک تحلیل‌گر زیرک کشف نشود؟

در ادامه متن سخنانی از جنس دایی‌جان ناپلئون از قلم نویسنده جاری می‌شود که تمام تقصیرهای جهان را متوجه انگلستان می‌داند؛ اما در میان تمام این جملات و ادعایی مثل «انگلیس در خواب هم نمی‌دید که بتواند روزی یک کشور ثروتمند همچون ایران را بدون جنگ و هزینه نظامی مستعمره خویش کند» که پایه و اساسی ندارد، یک ادعای بسیار جالب خودنمایی می‌کند.

دولت کانادا خود را مجاز نمی‌داند در زندگی شهروندان دخالت کند. شاید اگر کسی یک شکایت رسمی از یکی از مجرمان اقتصادی کند، قوه قضاییه کانادا رسماً وارد عمل شود.

نویسنده معتقد است که «انگلیس هرگز نمی‌توانست با حکومت جمهوری چنین امپراتوری‌ای را زیر نگین خویش داشته باشد.» یعنی ایرانی‌های باهوش، اگر می‌خواهید کشور مثل انگلیس داشته باشید، به حکومت جمهوری فکر نکنید و به فکر پادشاهی باشید؛ یعنی وسط یک دعوای اقتصادی در مورد فرار دزدان به کانادا هم دوستان به فکر تجویز نظام سلطنتی هستند.

البته او هرگز نمی‌گوید که چرا ایران با بیش از ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی، هرگز نتوانست حکومتی همچون انگلیس داشته باشد که بدون خون و خون‌ریزی، پول‌ها و ثروت را به سمت خودش سرازیر کند.

تاریخ

بسیاری از اختلاس‌گرانِ دارایی‌های مردم ایران در طول تاریخ، به کشورهای دیگر گریخته‌اند. برخی از آن‌ها به انگلیس، برخی دیگری به کشورهای دیگر اروپایی و این‌روزها به آمریکا، کانادا و استرالیا؛ اما این‌گونه نبوده که افرادی دارایی‌ها خود را به کشورهای دیگری نبرده باشند.

احمدشاه
نمونه‌هایی همچون احمدشاه در تاریخ کم‌نظیرند که آذوقه مردم تحت حکومت خود را احتکار می‌کنند و همچون دلالی آن‌را به دولتِ خود می‌فروشند و البته بعد از کسب مال، از کشور فرار می‌کنند.

مثلاً منوچهر فرمانفرمائیان که از خاندان فرمانفرما بود و مقام‌هایی در دولت پهلوی داشت، بعد از انقلاب به کشور ونزوئلا پناهنده شد؛ اما این تنها موردی نیست که در تاریخ ثبت‌شده است. متأسفانه مملکت ما چنان روزهای تیره‌ای را تجربه کرده که در آن پادشاهش گفته: «به چشم خود دیدیم که مردم ایران با پدر ما (محمدعلی‌شاه) چه معامله کردند. پس باید تحصیل مال کرد و تا روزی که ممکن است در ایران ماند و بعد هم به هنگام ضرورت به یک مملکت آزاد رفت و در آنجا آسوده زندگی کرد.»

در تاریخ آمده است که در هنگام جنگ اول جهانی که ایران دچار قحطی شده بود و مردم چیزی برای خوردن نداشتند، کسانی خوراک مردم را احتکار کرده بودند. احمدشاه قاجار، در روزهایی که پادشاه ایران بود، یکی از همین محتکران گندم بود. او در نهایت گندم را به قیمتی بسیار گزاف به نخست‌وزیرش فروخت. پول‌هایی که احمد شاه چنین کسب کرده بود، او را راهی فرانسه کرد، نه انگلیس یا یکی از کشورهای تحت نفوذش.

فقدان رابطه سیاسی

اما این سؤال پیش می‌آید که چرا مجرمان اقتصادی بسیاری به کانادا می‌آیند. بخشی از پاسخ همان است که برخی آن را عوامانه می‌دانند. بخش دیگر این است که کانادا کشوری است آزاد و مجرمان اقتصادی از این آزادی سوءاستفاده کرده‌اند. دولت کانادا خود را مجاز نمی‌داند در زندگی شهروندان دخالت کند. شاید اگر کسی یک شکایت رسمی از یکی از مجرمان اقتصادی کند، قوه قضاییه کانادا رسماً وارد عمل شود.

در نهایت این‌که دولت ایران و کانادا هیچ ارتباطی با هم ندارند و به همین دلیل تبادل مجرم میان این دو دولت انجام نمی‌شود، در حالی دولت ایران با اغلب دیگر کشورهای مرفه مهاجرپذیر رابطه دارد. مثلاً دولت ایران، به‌جز در سال‌های کوتاهی، هرگز رابطه‌اش را با اتحادیه اروپا قطع نکرد. یا همواره با استرالیا ارتباط داشته است.

متهمانی که کانادا را برای فرار انتخاب می‌کنند می‌دانند که این دولت با ایران قرارداد استرداد ندارند و به همین دلیل آن را برمی‌گزینند. از بخت آن‌ها این است که کانادا کشوری مهاجرپذیر است و از طریق سرمایه‌گذاری هم می‌توان به آن مهاجرت کرد. در قدیم مجرمان آمریکایی به مکزیک و کشورهایی می‌رفتند که با هم قرارداد استرداد نداشتند.

دلیل دیگر این است که تبعه بودن مجرم در کشور جدید، به منع استرداد او می‌انجامد و به همین دلیل کانادا مجرمان را به ایران تحویل نمی‌دهد. از طرفی وقتی کشوری مثل کانادا، با ایران کمترین ارتباط دیپلماتیک ندارد و به همین دلیل اعتمادی هم در میان نیست، بیم حبس‌ها و مجازاتی شدید وجود دارد که سبب می‌شود این تبادل اتفاق نیافتد.

سالار آقاخانی
یکی از طنزهایی که باید در تاریخ نوشت این است: وثیقه فردی (سالار آقاخانی) که دست‌کم متهم به دزدی ۱۵۹ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو است، تنها ۱۵ میلیارد تومان 1ونیم میلیون دلار) است. در این عکس او در کنار کریم باقری، کاپیتان سابق و مربی این روزهای پرسپولیس ایستاده است.

متهمانی که کانادا را برای فرار انتخاب می‌کنند می‌دانند که این دولت با ایران قرارداد استرداد مجرم ندارد و به همین دلیل آن را برمی‌گزینند. از بخت خوبِ آن‌ها اینکه کانادا کشوری مهاجرپذیر است و از طریق سرمایه‌گذاری هم می‌توان به آن مهاجرت کرد. البته این خاص متهمان اقتصادی ایران نیست که به کشوری فرار می‌کنند که با ایران قرارداد استرداد ندارد، در قدیم بسیاری از مجرمان آمریکایی به مکزیک می‌گریختند زیرا ایالات متحده و مکزیک قرارداد استرداد مجرمین نداشتند.

 

خلاصه‌اینکه یک) به احتمال بسیار زیاد گروه بزرگی از مجرمان اقتصادی ایرانی به کشورهایی به جز کانادا گریخته‌اند. دو) مطرح شدن چند چهره شاخصِ اختلاس‌گر در رسانه‌های کانادا سبب شده تا برخی گمان کنند که مقصد همه اختلاس‌گران فراری کاناداست. سه) برخی با اختلاس‌های کلان‌تر از خاوری دارایی مردم ایران را به تاراج برده‌اند، اما هرگز به اندازه خاوری مطرح نشده‌اند و کسی هم اکنون نمی‌داند کجایند و چه می‌کنند.

 

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

گروه موسیقی نیکاز

گروه موسیقی اصیل ایرانی نیکاز در اورینتالیس

گروه موسیقی نیکاز به سرپرستی آقای نیما فلاحی حدوداً یک سال است که فعالیت خود را در عرصه‌ی موسیقی اصیل ایرانی در مونترال کانادا آغاز کرده است

یک نظر

  1. با سلام خدمت دوست خوبم آقای صاحبان زند،
    این نوشته، به خوبی به یکی دیگر از صدها عامل واگرایی ایرانیان کانادا پرداخته و حق مطلب را نیز ادا کرده، فقط خیلی بهتر بود لینک آن نوشته را که نقدش را در اینجا می‌خوانیم می‌گذاشتید و منابع آن نقل قول‌های تاریخی را نیز ذکر می‌کردید. آنچه مشخص است این است که در مملکت ما یکی دغدغه دین دارد یکی دغدغه سلطنت و دولت! و پیش چشم ملی گرایانمان نیز، آنچه که دیده نمی‌شود ملت است با خصوصیاتی که دارد شامل زبان متکثر، فرهنگ متکثر و تاریخ خاص خود. ملی‌گرایانمان ملتی را در هزاران سال پیش تصور کرده‌اند و می‌خواهند آنرا با بگیر و ببند در زمان حال پیاده‌کنند(با هویت‌طلبان مشکل دارند!)
    ما با ایران متکثر و متحد که به حقوق همه اقوام و ادیان احترام بگذارد کنار نیامده‌ایم و در تعریف ملت-دولت راه خطا رفته‌ایم. با فدرالیزم که توزیع قدرت به مناطق است مشکل داریم. آب اصفهان را یزد می‌برد، آب چهارمحال را اصفهان و آب خوزستان را همه! برای همین دولتیان ما هرگز به طور کامل وفادار به ملت که از آن تعریفی موهوم و غیرواقعی به دست داده‌ایم ندارند.
    نقش انگلیس در پروردن این تیپ ملی‌گرایی باستانگرا و سلطنت‌طلب نیز بر هیچ محقق بی‌طرف تاریخ ایران و خاورمیانه پوشیده نیست. لذا نباید از این نکته به سادگی گذر کرد.
    موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار