Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / مجلسیان در راه‌اند
خوانندگان

مجلسیان در راه‌اند

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تأثیری ندارد.

علیرضا جباری (آذرنگ)/ تهران

بار‌ دیگر انتخابات مجلس از راه می‌رسد. این انتخابات در شرایطی برگزار می‌شود که سیر نزولی وضعیت اقتصادی کشور، با وجود گزینش‌ها، رفتن‌ها و آمدن‌های نمایندگان جدید به صحن مجلس همچنان ادامه می‌یابد. پس از گذشتن چهل سال هنوز گروهی درخورتوجه از کسانی که مستقل از منویات رهبران و آگاه از دلیل‌های تیره‌روزی ایرانیان بخواهند راهی نو را بر نیک‌روزی و شادکامی مردم میهنمان بگشایند و حرکتی تازه را درجهت پیشرفت و ترقیِ از دیرباز معلق‌مانده‌ی میهنمان بیاغازند به مجلس نرفته‌اند…

علی رضا جباری

شماری درخور توجه از مردم کشورمان همواره و در هر موقعیت سیاسی، اجتماعی / اقتصادی و فرهنگی، با امید به اینکه نمایندگانشان گرهی از کار فروبسته‌ی زندگی‌شان بگشایند، به‌پای صندوق‌های رأی رفته و به کسانی که خود آنان را نامزَدان برتر می‌انگاشته‌اند رأی داده‌اند؛ اما این گره‌های فروبسته نه‌تنها گشوده نشده است که گره‌هایی تازه بر آنها افزوده‌شده است. در اینجا دیگر سخن گفتنِ کارگزاران دولتی از سیاه‌نمایی و دامن زدن به بدبینی و نقش عامل تحریم در دشواری‌های زیست اقتصادی مردم بیهوده است؛ زیرا هر کس خود بهتر از دیگران از افزایش میزان بیکاری، ورشکستگی و تعطیل شدن واحدهای تولیدی، چوب حراج زدن بر سرِ سرمایه‌های بزرگ و کوچک ملی و افزایش واحدهای ورشکسته‌ی خصولتی، واسطگی، ریخت‌وپاش اموال مردم، پدیدآمدن شرکت‌های اسمی با میلیاردها دلار کمک دولتی و بدون بازده کار مشخص، پول‌شویی‌ها، چنگ‌اندازی به کوه‌ها، جنگل‌ها و دریاها و به سبب همه‌ی این عوامل و عامل‌های بسیار دیگر، کاهش ارزش پول و افزایش شدید و سریع قیمت خرید و اجاره‌بهای خانه‌ها و سیر صعودی قیمت نیازمندی‌های همگانی، آگاه است؛ مگر اینکه مانعی بر سر راه رسیدن این خبرها به گوش او یا رسیدن فریاد او به گوش دیگر هم‌میهنانش یا مردم جهان وجود داشته باشد؛ از حفظ کردن وضع موجود سود بَرَد، یا برای برخوردار شدن از موهبت‌های زندگی آخرت چشم بر نیازهای عینی و مادی زندگی خویش بربسته باشد؛ و در هر وضعیت دشوار، حتی با افسارزدن بر ناکامی و بی‌بهرگی خویش از نیازهای زندگی این‌جهانی، در راه نگهداری وضع موجود بکوشد و خم به ابرو‌ نیاورد.

 

Elite College
Aviron
Aviron

 

نکته‌ای که پیش از هر موضوع دیگر توجه صاحب‌نظران را به خود جلب می‌کند این است که آیا دولتیان کنونی کشورمان نمی‌خواهند از پس برطرف کردن دشواری کار مردم کشور برآیند یا اینکه می‌خواهند و نمی‌توانند؟ اگر نمی‌خواهند دلیل‌های آن چیست؟

  1. آیا سودهای شخصی‌شان اجازه نمی‌دهد که در توزیع موهبت‌های زندگی با مردمی که اغلب آنها در منتهای تنگدستی و نیازمندی زندگی می‌کنند سهیم شوند؟
  2. آیا سهیم کردن مردم در خواسته‌های دولتیان و پیرامونیانشان از امکان نگهبانی از وضع موجود می‌کاهد و زمینه را برای آمدن مردم به صحنه آماده می‌کند؟
  3. آیا سهیم شدن نمایندگان راستین مردم در قدرت زمینه‌ی پدید آوردن تحول درون – دولتی در همه‌ی پهنه‌های زندگی را فراهم می‌کند؛ و امکانی برای حفظ دست بالاتر دولتیان در قدرت به شکل کنونیش باقی نمی‌گذارد؟

هریک از این دلایل و دلیل‌های بسیار دیگر ممکن است درنخواستن بهزیستی مردم و ترجیح دادن رأی حاکمان بر آرای ایشان دخیل باشد که این حالت بی‌تردید در بزنگاه‌هایی تاریخی در تضاد آشتی‌ناپذیر با خواست‌ها و نیازهای بنیانی مردم قرار می‌گیرد و تا بدانجا پیش می‌رود که دولت‌هایی این‌چنین، حتی با بهره گرفتن از حضور نیروهای نگهبان خواست‌ها و منافع خود نیز، نخواهند توانست مانع رخ نمودن این‌گونه تضادها شوند.

 اکنون این نکته باقی می‌ماند که اگر دولتیان بخواهند، اما نتوانند نیازهای‌ عینی مردم را تأمین کنند چه وضعی پیش می‌آید؟ در این حالت آنان ناگزیر به برگزیدن یکی از دو راه ممکن‌اند. یا باید تن به خواست‌ها و روش‌های تعیین‌شده‌ی مردم می‌دهند؛ که در اینجا تغییر قانون اساسی از راه همکاری با مردم و برقراری حکومت دمکراتیک در پیش رو قرار می‌گیرد یا در غلتیدن به معضلی که در سطرهای پیشین به آن اشاره کردم پیش می‌آید که در این حالت نیز دولتیان در برابر مردم صف‌آرایی می‌کنند و مانع حرکت آنها درمسیر پیشرفت‌های سیاسی، اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی می‌شوند. دراین حالت هم سرانجام اگر دولتیان به خواست‌های مردم گردن ننهند و در برابر آنان به مقاومت رو کنند، وجه دوم شرایط عینی انقلاب رخ می‌نماید که در آن مردم از پذیرش تداوم حضور حاکمان در پهنه‌ی قدرت سرباز می‌زنند و خواهان دگرگونی وضع موجود می‌شوند.

ازاین‌رو، تنها دریک حالت امکانِ اداره‌ی منظقی امورِ کشور برای دولتیان میسر می‌شود و آن نیز تن سپردن به خواست‌های مردم و راه‌هایی است که آنان پیشنهاد می‌کنند.

 حال بازگردیم به بهانه‌ی تحریم که دولتیان به‌سان دلیل شرایط ناگوار موجود در کشور به آن استناد می‌کنند. آری! آنان از جهتی درست می‌گویند. تحریم وضعیتی است که امپریالیسم جهانی و یاران منطقه‌ای آن برمیهن ما تحمیل کرده‌اند؛ و مخالفان وضع موجود نمی‌توانند برتسلیم دربرابرآنها مهر تأیید زنند؛ اما حاکمان می‌توانند، درشرایط نبود بلوک‌های دوگانه‌ی جهانی، به گونه‌ای خردورزانه‌تر و مسالمت‌آمیزتر و بدون تداوم بخشیدن به تحریک قدرتمندان جهان و متحدان و هم‌سودان جهانی و منطقه‌ای‌شان، آتش خشم آنها را اندکی هم که شده خاموش کنند و دست‌کم اگر نمی‌توانند لبه‌ی تیز برخوردهایشان را به سوی خود برنگردانند.

 به‌هرحال، تحریم آمریکا تنها دلیل تیره‌روزی مردم ایران نیست، بلکه یکی از عامل‌های بسیار آن است که پیش‌ازاین نام بردم. هرچند تسلط بر چنین وضعیتی دشوار است؛ اما برای حکومتی دمکراتیک ناممکن نیست که دشواری‌های پدید آمده به سبب آن را از پیش پا بردارد. پیش ازهر عامل دیگر جدا کردن صف خود از عاملان اصلی فساد و رانت‌خواری، پول‌شویی و خصولتی‌سازی و بنیادهایی که به نام دین بر داروندار مردم چنگ انداخته‌اند می‌تواند به ترمیم وضع موجود کمک کند که البته بر پایه‌ی آنچه درسطرهای پیشین نوشتم چنین اقدامی نیز دشوار است و بدون جزم کردن عزم دولتیان برای ایجاد تحول سرنوشت‌ساز ممکن نیست.

 جمهوری کوچک کوبا را در آن‌سوی مرزهای ایالات متحد به یادآورید که چگونه در برابر جنگ و تحریم و محاصره‌ی گسترده‌ی آمریکا تاب آورد و وضعیت اقتصادی قابل‌قبول و تحمل‌پذیر برای مردم خود را به بار نشاند. دلیل روشن این پیامدها سلامت اقتصادی و دوری آن کشور از کنش‌هایی بود که از آن یادکردم و یادآور شدم که سیمای دولتیان ایران در روش‌های مغایر با آنان بازتاب می‌یابد. اینکه مجموعه‌ی این کنش‌ها با روابط و کنش‌های بسیاری از حاکمان کشور ما درهم‌تنیده است نیازمند بازگفتن نیست؛ اما شرط بنیانی تحول در کشور ما تغییر خودخواسته‌ی وضع موجود به کوشش آنان است که چندان نمی‌توان به آن امیدوار بود.

 شاید برای خوانندگان گرامی این پرسش پیش آید که چرا سخن گفتن درباره‌ی مجلس را که انتخابات آن در پیش روست با مجموعه‌ی حاکمیت ایران درهم‌تنیده‌ام و پای همه را در این نوشتار محدود به میان کشیده‌ام؟ دلیل این موضوع روشن است. مجلس یکی از دو نهاد اصلی منتخب مردم کشور است که هم‌زمان داوطلبان آن از راه دخالت برگزیدگان رهبر در شورای نگهبان و درنهایت شخص رهبر که ابتدا گزینش اعضای آن را انجام داده است، تأیید و به‌واقع برگزیده می‌شوند؛ به‌عبارت‌دیگر، نمایندگان مجلس بیش و پیش از اینکه نمایندگان مردم باشند نمایندگان شورای نگهبان منتخب رهبرند. علاوه براین، داوطلب‌شدن در انتخابات مجلس نیازمند بندوبست‌ها و فراهم کردن مقدمات مادی و لابی‌گری‌هایی نیز هست که بنا به گفته‌ی برخی از خود مجلسیان و داوطلبان نمایندگی بدون آن داوطلب‌شدن برای شرکت در انتخابات ممکن نیست؛ بنابراین، نمی‌توان مجلس را از مجموعه‌ی بدنه‌ی حاکمیت که در اینجا روی اشاره‌ی من به آن بود جدا دانست. تردید در این حقیقت روا نیست که شماری از مجلسیان نیز، در جریان دوره‌ی نمایندگی‌شان از راه و رسم جاری تبری جسته‌اند و به راه مستقل خود رفته‌اند که با پیامدهای اقدام خویش، ازجمله دادگاهی شدن نیز رودررو شده‌اند که البته این نمونه‌ها استثناهایی بیش نبوده است.

 با توجه به آنچه گفتم انتخابات مجلس در شرایط کنونی درمجموع انتخاباتی صوری، مستقل از آرای واقعی مردم و مبتنی برگزینش دولتیان رده‌ی اول است که نتیجه‌ی 10 دور پیشینی آن به‌واقع همان است که اکنون شاهد آنیم و با توجه به روند رو به تنزل مجموعه‌ی شرایط کنونی حاصلی به‌جز وخامت بیشتر اوضاع کنونی کشور ندارد و امیدی افزون‌تر در راستای بهبود اوضاع کنونی به آن نمی‌توان بست.

    

 

نویسنده: هفته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *