Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / بحران هویت در نوجوانی و نقش تأثیرگذار والدین، نگاهی به هشت مرحله اریک اریکسون
روانشناسی نوجوانان

بحران هویت در نوجوانی و نقش تأثیرگذار والدین، نگاهی به هشت مرحله اریک اریکسون

ازنقطه‌نظر اریکسون که شاگرد فروید و نظریه‌پرداز برجسته‌ای بود، شخصیت در طول عمر، در هشت مرحله متوالی، به رشد کردن ادامه می‌دهد. او برعکس فروید که بر دوران کودکی تأکید فراوانی داشت و معتقد بود که شخصیت تا ۵ سالگی شکل می‌گیرد، برای عوامل اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و تأثیر آن بر شخصیت، اهمیت بیشتری قائل بود. او برخلاف فروید، اعتقاد داشت که ما به‌طور کامل تحت کنترل عوامل زیستی/ فطری در دوران کودکی نیستیم.

ازنقطه‌نظر او رشد شخصیت سالم در یک کودک، هم با تجربیات کسب‌شدۀ دوران کودکی از اطرافیان و هم با تجربیات به‌دست‌آمدۀ دوران بزرگسالی کاملاً مرتبط است. رشد شخصیت چه سالم و چه ناهنجار، تمام طول چرخه زندگی را از کودکی تا بزرگسالی و پیری دربرمی‌گیرد.

 

Elite College
Aviron

 

اساس یک شخصیت سالم از دیدگاه اریکسون، رسیدن به یک هویت فردی است. الگوهای مناسبی در اطراف فرد بایستی وجود داشته باشند که به وی امکان همانندسازی و ساختن این هویت را بدهند. در اینجا، تعامل سالم میان نوجوان و والدین و همین‌طور اهداف و ارزش‌های مشخص و سازمان‌یافته از طرف جامعه و نسل قبلی، امکان همانندسازی و شکل‌گیری یک هویت نسبتاً ثابت و سالم را ایجاد می‌کنند.

 

هویت به شکل‌های زیر ظاهر می‌شود:

– هویت خود: بر اساس دیدی كه فرد نسبت به خودش دارد و دیدی كه دیگران نسبت به او دارند و دیدی كه او نسبت به دیگران در مورد خودش دارد حاصل می‌شود.

– هویت زودرس: تثبیت زودرس تصور یا دید فرد از خودش است.

– هویت دیررس: تثبیت دیررس تصور یا دید فرد از خودش است.

– هویت انحرافی: هویتی مغایر باارزش‌های جامعه كه او در آن زندگی می‌کند.

– آشفتگی نقش یا سردرگمی نقش: هرگاه نظرها و ارزش‌های والدین باارزش‌ها و نظریه‌های خودش و همسالان دیگر مهم در زندگی فرد متفاوت باشد سردرگمی نقش به وجود می‌آید.

به عقیده اریکسون، هشت مرحله در رشد شخصیت هر فرد وجود دارد که برای پیشرفت ورشد سالم شخصیت، فرد باید هر مرحله را به طور نسبتا رضایت‌بخشی طی کند. این مراحل از نظر زمانی ثابت نیستند و دارای رشد مستمرند. هرچند مرحله‌ای خاص ممکن است در زمانی خاص مسلط باشد، ولی امکان دارد شخص مسائلی را از مرحله‌ای به مرحله بعدی منتقل سازد یا تحت استرس شدید به‌طور نسبی یا کامل به مرحله قبلی عقب‌نشینی کند. هرکدام از این مراحل، از طفولیت تا پیری، حاوی یک بحران است که نقاط عطف تلقی می‌شوند و باید حل شود. در هر مرحله، یک تعارض وجود دارد که حول نحوه رویارویی سازگارانه یا ناسازگارانه با مشکلات آن دوره، تمرکزیافته است.

شکست در یک مرحله می‌تواند به فشار روانی و اضطراب در همان مرحله و رشد کند در مرحله بعدی منجر شود. به عقیده اریکسون این بحران‌ها و تعارض‌ها دارای یک جزء مثبت و یک جزء منفی می‌باشند که یکی سازنده و موجب رشد شخصیت و دیگری مخرب و موجب اختلال در رشد می‌شود. چنانچه مرحله‌ای خاص از رشد به‌طور موفقیت‌آمیز حل نشود، فرد در تمام مراحل بعدی، ناسازگاری جسمی، شناختی، اجتماعی یا هیجانی را نشان خواهد داد؛ اما در شرایط مطلوب، بحران به‌طور موفقیت‌آمیز تحت سلطه فرد درمی‌آید و شخص نیرو گرفته و قادر می‌گردد به مرحله بعدی وارد شود.

از بین مراحل رشد روانی‌اجتماعی اریکسون، مرحله نوجوانی مهم‌ترین مرحله در طول زندگی فرد است.

 

مرحله انسجام هویت در برابر سردرگمی نقش: بحران هویت

نوجوان بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی با بحران هویت خود مواجه می‌شود و باید آن را حل کند. در این دوران، خودانگاره نوجوان یعنی ادغام عقاید در مورد خود و درباره اینکه دیگران چه تصوری از او دارند، شکل می‌گیرد. اگر این فرایند به نحو رضایت بخشی حل شود، نتیجه آن تصویری منسجم و باثبات است. تشکیل هویت و پذیرفتن آن، کاری دشوار و اغلب مملو از اضطراب است. افرادی که این مرحله را بااحساس هویت خودِ نیرومند پشت سر می‌گذارند، با اطمینان و اعتماد کافی به بزرگسالی می‌رسند. آن‌هایی که نمی‌توانند به هویت منسجم دست یابند، دچار بحران هویت شده و سردرگمی نقش را آشکار خواهند ساخت. تاثیرنیرومند گروه‌های همسال بر رشد هویت در نوجوانی بسیار قوی هست.

در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود می‌پردازند و به‌عبارت‌دیگر، خود را حس می‌کنند. آن‌هایی که تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند، این مرحله را با حس استقلال و حسی قوی نسبت به خود پشت سر می‌گذارند؛ و کسانی که نسبت به توانایی‌ها، باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم‌گشته خواهند بود. اریکسون معتقد بود تکلیف عمده نوجوان کسب هویت است؛ یعنی یافتن پاسخی به این دو سؤال: «من که هستم؟» و «چه می‌کنم؟».

اریکسون بحران این دوره را بحران هویت نامید و آن را بخش جدایی‌ناپذیر رشد سالم روانی‌اجتماعی دانست. وی معتقد بود این دوره را باید دوره نقش‌آزمایی دانست، دوره‌ای که فرد ممکن است برای رسیدن و شکل دادن به مفهوم یکپارچه‌ای از خود، رفتارها، عقاید و علایق گوناگونی را امتحان کند.

 

به‌طورکلی نشانه‌های سلامت و بهداشت روان در نوجوانان به شرح زیر است:

  • دوستانی دارد و با سایر کودکان و نوجوانان کنار می‌آید.
  • می‌تواند تمرکز حواس داشته باشد و توجه‌اش را روی موضوعی متمرکز کند.
  • الگوهای نسبتاً ثابتی در تغذیه و خواب دارد.
  • علاقه و پیشرفت منطقی (با توجه به توانایی‌های خود) در مدرسه نشان می‌دهد.
  • بیشتر اوقات از جنبه‌های مختلف زندگی خود نظیر: خانواده، دوستان، مدرسه، ظاهر فیزیکی خود و غیره احساس رضایت می‌نماید.
  • از شکست‌ها و ناسازگاری‌های کوچک خود، بیش‌ازاندازه مضطرب یا عصبانی نمی‌شود.
  • به سایرین احترام می‌گذارد.
  • باانرژی است و در طول روز این انرژی را حفظ می‌کند.
  • سرگرمی‌ها و تفریحات مختلف دارد.

 

بحران هویت و ارتباط بین والدین و نوجوان

سلامتی

انتظارات والدین از نوجوان باید متناسب با توانایی‌های او که تازه دوران کودکی را تمام کرده، باشد. دادن مسئولیت‌هایی به نوجوان فراخور سن و توانایی و علاقه او زمینه‌ساز مسئولیت‌پذیریش در طی زمان خواهد شد. داشتن توقعات بیش‌ازاندازه به دلیل عدم آمادگی نوجوان و گذار او از مرحله کودکی به این مرحله حساس رشدی، در او استرس شدیدی ایجاد می‌کند. در مقابل خانواده نباید به او به چشم یک بچه نگاه کند، بلکه باید شرایط مسئولیت‌پذیری و استقلال بیشتری را برایش محیا سازد.

کمک به هدایت نوجوان برای عبور از مرحله‌ کودکی به نوجوانی: حمایت از نوجوان با ایجاد فضایی آرام و پرمحبت، مشورت با او در اموراتی که برایش قابل‌درک باشد و استرس‌زا نباشد، عدم استفاده از قهر و تحکم، درک وضعیت بحرانی بلوغ از طرف خانواده، بالا بردن دانش و درک از خصوصیات و ویژگی‌های فیزیولوژیکی و روانی دوران بلوغ، شناخت مسائل و مشکلات این دوران و نحوه‌ برخورد صحیح با آن، ایجاد اعتماد در نوجوان، رابطه‌ همدلانه و صمیمانه به‌جای توهین و تمسخر، ایجاد سرگرمی‌های سازنده و موردعلاقه نوجوان در منزل و خارج از منزل، تشویق برای فعالیت در گروه‌های همسال از قبیل فعالیت‌های ورزشی، هنری، درسی و تحصیلی، تفریحی و آموزشی؛ نظارت بر بهداشت و سلامتی او از قبیل تغذیه، ورزش و رفتارهای سالم، دادن اطلاعات مورد لزوم درباره‌ تصمیمات مهم زندگی از قبیل دوست‌یابی، دانش جنسی، حقوق و احترام افراد، ازدواج و بارداری؛ کنترل انگیزه‌ها و رفتارهای ناسالم و جلوگیری از خشونت و رفتارهای مخرب، کمک به ایجاد اعتمادبه‌نفس به‌نحوی‌که نوجوان توان تجزیه‌وتحلیل شرایط و شهامت نه گفتن و جرت ورزی را داشته باشد.

یکی از دشوارترین رفتارهایی که والدین با آن روبرو می‌شوند جواب دادن و موضع خاص نوجوانان نسبت به والدین و اطرافیان است. چشم چرخاندن، جواب دادن، غرغر کردن و داشتن انتظارات غیرمنطقی و زیاده از حد از این دسته رفتارهاست. زیر سؤال بردن مهارت‌های تربیتی خود امری کاملاً طبیعی است ولی مهم‌ترین چیزی که باید در رفتار با نوجوانان به خاطر داشته باشید این است که هیچ‌کدام از این رفتارها را نباید به خودتان بگیرید. در این زمان موضع خودتان را به‌عنوان یک والد بالغ حفظ کنید و در برابر پرخاشگری‌های ناگهانی آن‌ها واکنش شدید نشان ندهید.

کنترل خود تا جایی‌که امکان دارد به همراه درک شرایط سخت نوجوان ازنظر روحی، به کاهش این رفتارها در طی زمان کمک شایانی خواهد کرد. حفظ موضع‌تان به‌عنوان والدین و رفتار صحیح با نوجوان در این دوران بسیار حیاتی‌ست. آن‌ها در مواجه با موقعیت‌های دشوار اجتماعی به شما مراجعه خواهند کرد. شاید ظاهراً بروز ندهند، اما به تجربه و راهنمایی شما برای فراگیری مهارت‌های کارآمد در زندگی بشدت نیاز دارند.

مستقل شدن نوجوان: نوجوانان در این سن در حال یافتن موقعیت‌شان در دنیای بیرون بوده و تمایل زیادی به دور شدن از والدین و نزدیکی بیشتر به همسالان و دوستان دارند. آن‌ها در کنار حمایت روحی روانی والدین، نیاز به آزادی و استقلال بیشتری دارند. سعی کنید زمان‌هایی را به آن‌ها اختصاص دهید اما نه به‌زور و خارج از علاقه آن‌ها. اگر دائماً سعی کنید آن‌ها را چک کرده و از آن‌ها اطلاعات دریافت کنید، ممکن است دیگر با شما احساس راحتی نکنند و مشکلاتشان را با شما در میان نگذارند.

نوجوانان و شبکه‌های اجتماعی: در این عصر پیچیده که فناوری اطلاعات بسیار مهم و اساسی است، قطعاً نوجوانان دسترسی آسانی را به شبکه‌های اجتماعی خواهند داشت. مطمئناً تا زمانی که یک نظارت کلی بر فعالیت‌های آن‌ها در شبکه‌های مجازی و ارتباط با دوستانشان وجود داشته باشد، همه‌چیز خوب پیش می‌رود. ایجاد یک سری قوانین خاص در این زمینه لازم و ضروری است. اگر دسترسی والدین به کامپیوتر نوجوان و شناخت فهرست دوستان وجود داشته باشد، بسیار بهتر خواهد بود، اما اگر این راهکار میسر نبود، حداقل شناخت درزمینهٔ کامپیوتر و دادن توصیه‌هایی مبنی بر استفاده مجاز از شبکه‌های اجتماعی از وظایف مهم والدین در این سن حساس هست.

تعویض روش‌های تنبیه و تشویق: تنبیهاتی مانند برو تو اتاقت و غیره که والدین در کودکی اعمال می‌کردند، در سنین نوجوانی دیگر کارساز نیستند و موقع تعویض آن‌ها با روش‌های دیگر فرارسیده. این موضوع در مورد نحوه تشویق هم صدق می‌کند. احترام به علائق و انتظارات معقول آن‌ها، بی‌توجهی به رفتارهای تند و گفت‌وگوی منطقی در زمان و مکان مناسب می‌تواند راهکارهای خوبی برای تغییر رویه در آن‌ها باشد. ایجاد قوانینی در باب ساعات رفت‌وبرگشت به منزل، استفاده محدود از تلفن همراه و کامپیوتر، احترام به بزرگ‌ترها و رعایت حقوق دیگران و پایبند بودن به قوانین وضع‌شده از طرف والدین، ازجمله مواردی هستند که بایستی وضع و با یک گفتمان دوستانه با نوجوان در میان گذاشته شود. نوازش کردن، بوسیدن، در آغوش‌کشیدن و تشویق‌های کلامی و غیرکلامی را فراموش نکرده و اجازه اشتباهات بدون آسیب به آن‌ها داده و در این رابطه آن‌ها را توبیخ و تنبیه نکنید. آن‌ها باید بدانند که هر انسانی اشتباه می‌کند و اگر این اشتباهات و خطاها آسیب‌زننده به خود و دیگران نباشند، جزء طبیعی رفتار همه انسان‌هاست.

گوشه‌گیری نوجوانان را جدی بگیرید: تمایل به تنها بودن و با علائق خاص خود وقت را سپری کردن از خصوصیات طبیعی نوجوانان در دوران بلوغ است. ولی لازم به ذکر است که علائمی نظیر نوسان خلقی بیش‌ازاندازه، افت شدید تحصیلی، ناسازگاری شدید با دوستان و اطرافیان، غیبت‌های ناگهانی و طولانی از منزل، به‌هم‌ریختگی طولانی‌مدت در خواب و خوراک، رفتارهای تکانشی، آسیب‌زا و پرخطر می‌تواند جدی بوده و حتماً می‌بایستی در این زمینه با یک روانشناس و یا روان‌پزشک مشورت شود.

عزت‌نفس: خودارزیابی غلط (وقتی است که نوجوان فکر می‌کند توانایی‌های کمی دارد)، سرکوب کردن احساسات و باورها، خرده‌گیری بیش‌ازاندازه والدین، وقایع سختی همچون سوگ و سوءاستفاده جنسی باعث تخریب عزت‌نفس نوجوان شده و شخصیت و عملکرد او در آینده را بشدت تحت تأثیر خواهد گذاشت. برای درمان و افزایش عزت‌نفس در نوجوانان، والدین می‌بایستی رفتار خود را با آن‌ها منعطف‌تر کرده و از روش‌های غیردوستانه همراه با قوانین سخت و خشک بپرهیزند. از نوجوان بخواهیم افکار غیرمنطقی خود را مجدداً بررسی و ارزیابی کرده و افکار مثبت را جایگزین آن کند. کارهای مورد علاقه اش را که احساس خوب، مفید بودن و توانمندی به او می‌دهد انجام داده و مهارت‌های زندگی مثل مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم‌گیری و مهارت کنترل هیجانات منفی را آموزش ببیند.

سلامت تن و روان

به‌طورکلی نشانه‌های سلامت و بهداشت روان در نوجوانان به شرح زیر است:

  • دوستانی دارد و با سایر کودکان و نوجوانان کنار می‌آید.
  • می‌تواند تمرکز حواس داشته باشد و توجه‌اش را روی موضوعی متمرکز کند.
  • الگوهای نسبتاً ثابتی در تغذیه و خواب دارد.
  • علاقه و پیشرفت منطقی (با توجه به توانایی‌های خود) در مدرسه نشان می‌دهد.
  • بیشتر اوقات از جنبه‌های مختلف زندگی خود نظیر: خانواده، دوستان، مدرسه، ظاهر فیزیکی خود و غیره احساس رضایت می‌نماید.
  • از شکست‌ها و ناسازگاری‌های کوچک خود، بیش‌ازاندازه مضطرب یا عصبانی نمی‌شود.
  • به سایرین احترام می‌گذارد.
  • باانرژی است و در طول روز این انرژی را حفظ می‌کند.
  • سرگرمی‌ها و تفریحات مختلف دارد.
  • استعدادهایش به‌طور هماهنگ و به‌خوبی رشد می‌کند.

 

الهام گرامی
الهام گرامی

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

مهارت ارتباط موثر

هفت گام اساسی در برقراری ارتباط موثر | آنچه باید درباره مهارت ارتباط موثر بدانیم

درحالی كه به نظر می‌رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است، اما اگر شنونده، فن گوش دادن را نتواند به درستی ‌بكار ببندد ارتباط، دچار مشكل می‌شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *