Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / «کاش می‌شد دانست» و «خدا…» | دو سروده از کریمِ زیّانی، از تورنتو

«کاش می‌شد دانست» و «خدا…» | دو سروده از کریمِ زیّانی، از تورنتو

کاش می‌شد دانست

کاش می‌شد دانست

            که چرا زندان هست …

کاش می‌شد دانست

            که کجا زندان نیست!

کاش می‌شد دانست

            که کجا عاطفه‌ها می‌میرند؟

کاش می‌شد دانست

            که چرا باید کُشت؟

کاش می‌شد دانست

            که چرا باید در غربت مُرد؟

کاش می‌شد دانست

            که چرا خانه‌ی تو، خانه‌ی او، خانه‌ی ما…

                                                ویران شد؟

کاش می‌شد دانست

– با وجود آدم –

            ز چه قابیل، برادر را کشت؟

کاش می‌شد دانست…

کاش می‌شد دانست!

ما که می‌دانیم، اما…

جای یک ناو هواپیمابر

می‌توان مدرسه ساخت،

            یا که دانشگاهی،

            یا که بیمارستانی،

            یا به قحطی‌زدگان گندم داد!

ما که می‌دانیم،

جای یک خوشه‌ی بمب

می‌توان منبع آبی ساخت

تا که آبی به هزاران لب خشکیده رسد…

ما که می‌دانیم،

ما که می‌دانیم،

                        تورنتو – 22 نوامبر 2017 

 

خدا …

اگر ذره و کیهان

اگر اختر و افلاک

اگر گردش اجرام

اگر جاذبه و جاذب و مجذوب،

     خدا نیست، خدا چیست؟

اگر این خردِ ناب که در ذهن درخت است

اگر معجزه‌ی رنگ که در دانه نهان است

اگر عاشقیِ آب

     که از چشمه روان است

     – چنین شاد و غزلخوان –

بدین شوق که سیراب کند،

هرچه که «هست» است،

     خدا نیست، خدا چیست؟

مگر این گل زیبنده خدا نیست؟

اگر«آب»،

     که گه ابر و گهی برف و گهی نیز تگرگ است؟،

خدا نیز به صد چهره عیان است دمادم!!!

خدا خنده‌ی طفل است

خدا جوشش شیر است

     ز خون دل مادر

خدا عشق روان در تنِ هستی‌ست

اگر عشق نمی‌بود، چه می‌بود؟

شما نیز چه بودید بجز،

     مرده‌ی جنبنده‌ی خاکی؟

خدا را چه نیازی‌ست به دوزخ؟

خدا را چه نیازی به بهشت است؟

خدا رهبر ارکستر بزرگی‌ست

     – به اندازه‌ی هستی، به اندازه‌ی هستان-

که در یک شب مهتاب

در آن برکه‌ی سیماب نگاره،

که آب و خس و خاشاک،

درخت و گل نیلوفر آبی

     به رقص اند و سماع‌اند و نظاره

کند اشک پر از شوق تو را

     پیشکش بارش مهتاب،

و برگیردت از خاک و

     به افلاک رساند؛

و به گوش دل تو ساز کند

     سمفونی جادوی هستی

 اگر این نیز  خدا نیست… خدا چیست؟

چه پویید زمین را؟

چه کاوید فضا را؟

همین جاست خدا:

     عشق روان در تنِ هستی!

                                    اوت 2018 تورنتو

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

جاستین ترودو

جاستین ترودو با جلیقه ضدگلوله در میان جمعیت؛ تهدیدات امنیتی متوجه نخست وزیر کانادا؟

جاستین ترودو نخست وزیر کانادا یکشنبه 13 اکتبر 2019 در حالی به تبلیغات خود برای انتخابات پارلمانی 21 اکتبر ادامه داد که روز قبل به‌علت «تهدیدها علیه امنیتش» جلیقه ضد گلوله پوشیده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *